صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۵۹۱۰۲۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۶ - ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ - 05 February 2018

همه آنهایی که به سوریه رفتند

با آغاز بحران سوریه در سال 2011، این کشور به سرزمین جهاد تبدیل شد. رهبری این حزب که همواره از حمایت های خاص ترکیه برخوردار است با ارسال گروهی به شمال غرب این کشور، وارد جنگ با ارتش سوریه شد.

عصر ایران؛ حمید رضا مهاجر- حزب اسلامی ترکستان؛ نامی که در جریان عملیات بزرگ حلب در تابستان 2016 که از سوی گروه های مسلح با هدف شکستن محاصره حلب سازماندهی شد، به شهرت رسانه ای رسید. جنجگویان این حزب، به مهارت بالا در شکستن استحکامات دفاعی مشهور بودند بطوریکه حضور آنها در هر یک از محورهای سه گانه در غرب و جنوب غرب حلب، یک عامل روانی تاثیرگذار در درگیری ها به شمار می رفت.

حزب اسلامی ترکستان در سال 1997 در ایالت مسلمان نشین سین کیانگ واقع در شمال غرب چین تاسیس گردید. هر چند هدف این حزب، استقلال سین کیانگ و تشکیل حکومت اسلامی در آسیای مرکزی بر پایه مبارزه مسلحانه معرفی شده است اما این گروه جهادی بیشتر در خارج از مرزهای چین ایفای نقش کرده است بطوریکه صدها تن از جنگجویان اویغور حزب اسلامی ترکستان در افغانستان در کنار القاعده و طالبان جنگیدند.

با آغاز بحران سوریه در سال 2011، این کشور به سرزمین جهاد تبدیل شد. رهبری این حزب که همواره از حمایت های خاص ترکیه برخوردار است با ارسال گروهی به شمال غرب این کشور، وارد جنگ با ارتش سوریه شد. شکستن خطوط دفاعی ارتش در جسرالشغور واقع در جنوب ادلب و بعدها فرودگاه نظامی ابوالضهور باعث شد که مجاهدین ترکستانی که اکنون تحت عنوان "حزب اسلامی ترکستان فی بلاد شام" سازماندهی شده بودند به عنوان جنگجویانی تاثیر گذار در جریان عملیات های هجومی معروف شوند.

اویغورهای چینی تنها خارجی هایی نبودند که برای جهاد به سوریه آمده بودند. به گزارش هافینگتون پست عربی از آغاز بحران سوریه در سال 2011 ما بین 27000 تا 31000 نفر از 86 کشور جهان به عضویت گروه های مسلح درآمده اند که در این میان خاورمیانه، مغرب عربی، آسیای مرکزی و اروپای غربی بیشترین تعداد صادرات مجاهد را به سوریه از آن خود کرده اند.

بر پایه این گزارش که در اوایل سال 2017 ارائه شده است تونس با بیش از 6000 نفر و عربستان سعودی با بیش از 2500 نفر در بالای این فهرست قرار دارند که پس از آنها چچنی ها و تاتارها (2400 نفر)، اتباع ترکیه (2100 نفر) و اردنی ها(2000 نفر) بیشترین افرادی بودند که سوریه را به عنوان مقصد جهادی خویش انتخاب کرده اند. آمارها نشان می دهد که تعداد افرادی که از اروپای غربی عازم سوریه شده اند از اواسط سال 2014 بیش از 30 درصد رشد داشته است.

آمارهای مرکز مطالعات ویرل آلمان از حیث ارقام با آمارهای هافینگتون پست بسیار متفاوت است. این مرکز در گزارش خود ادعا کرده که ارقام ارائه شده با تکیه بر 51 منبع اطلاعاتی از طرفین درگیری تهیه شده است. بر پایه این گزارش که در اواخر سال 2017 منتشر شده است اتباع 96 کشور جهان در جنگ داخلی سوریه مشارکت داشته اند که 54% آنها عرب و 31% ترک تبار بوده اند. بیش از 27600 عربستانی، 23200 چچنی، 21000 عراقی، 18500 فلسطینی، 12800 تونسی، 10500 لیبیایی، 5800 اوزبک، 4750 تاجیک و 4900 از ترکستان چین، بخشی از ارقام بزرگی هستند که مرکز مطالعات ویرل در گزارش خود به آنها اشاره کرده است.

اینکه کدام یک از این آمارها دقیق تر است هر چند در تحلیل سطح تاکتیکی بحران سوریه، مهم و تاثیرگذار است اما در سطح استراتژیکی بحران، دقت این آمارها ارزش چندانی ندارد. آنچه که در این سطح، اهمیت دارد این است که:

1- مشارکت مجاهدین از ده ها کشور جهان بدون هماهنگی های سیاسی و امنیتی حکومت های مخالف نظام سوریه امکان پذیر نبود. چگونه ممکن است هزاران تن از کشورهای خاورمیانه، آسیای مرکزی و اروپای غربی و امریکای شمالی وارد سوریه شدند و با ارتش این کشور بجنگند. البته اینکه ترکیه و اردن کریدورهای اصلی ورود مهاجران جنگ به سوریه بودند موضوع پنهانی نیست. آنچه که هنوز مبهم مانده است، هماهنگی هایی است که در سطح بین المللی برای انتقال مهاجران میان دستگاه های اطلاعاتی و سرویس های امنیتی ایجاد گردید تا هزاران تن از این افراد که بی تردید برخی از آنها در کشورهای محل اقامت خویش تحت مراقبت بودند به سوریه وارد شوند.

2- این افراد در یک زمان مشخص وارد سوریه نشدند آنها از نقاط مختلف جهان و در زمان های متفاوت مهاجرت کردند به این ترتیب بدون یک اتاق فرماندهی مشترک عملیات، توزیع منظم این مجاهدین در مناطق مختلف سوریه و در قالب گروه های مسلح امکان پذیر نبود.

3- افرادی که برای جهاد در سوریه آمده بودند با سنگ به سراغ ارتش سوریه نمی رفتند آنها برای جنگیدن نیازمند سلاح بودند. فرایند تامین سلاح و پرداخت هزینه های آن و تحویل آن به جنگجویان، یک فرایند تصادفی نیست بلکه در درجه اول نیازمند یک نظام سازمان یافته است که مدیریت آن فقط از عهده فرماندهان نظامی باسابقه برمی آید.

4- بسیاری از مسافران جهاد، دارای تجربه نظامی نبودند، بسیاری از آنها جوانانی بودند که برای اولین بار یک سلاح واقعی را در دست می گرفتند. آموزش نظامی این افراد نیز همانند تامین و توزیع سلاح مساله مهمی بود که قاعدتا با توجه به تعدد ملیتی آنان و موضوع زبان، مساله ساده ای نبود. بویژه اینکه این آموزشها فقط شامل سلاح نبود و تاکتیک های نظامی را نیز در بر می گرفت.

5- هیچ انسانی بدون وابستگی به یک عقیده برای جنگیدن، دیار خویش را ترک و هجرت نمی کند. شاید برخی از مهاجرانی که از عربستان یا شمال افریقا آمده بودند، دل به وعده های متافیزیکی داعش خوش کرده بودند اما آنهایی که از اروپای غربی و شمال آمریکا آمده بودند در زندگی خویش به اندازه کافی محبوبه دیده بودند. آنچه که آنان را قانع به کوچ کرده بود قطعا باید برایشان بسیار جذاب بود که برای تحقق آنها به سوریه آمده بودند.

6- نقش رسانه ها در جذب این افراد و آماده سازی روانی آنان برای مهاجرت نیز موضوع بسیار مهمی است. سال ها پیش مک لوهان صاحب نظریه دهکده جهانی در یکی از یادداشت های خود نوشت که رسانه، پیام است. در بحران سوریه این موضوع کاملا عینیت یافت. الجزیره و بی بی سی بیش از آنکه رسانه باشند، پیام بودند. پیامی که بی تردید در خلق ذهن جهادی تاثیرگذارترین بودند.

به غیر از مهاجرین جهادی، جنگجویان شیعه پاکستانی، افغانی، عراقی و لبنانی که از سوی نیروی قدس ایران هدایت می شدند، با درخواست رسمی نظام سوریه، تحت عنوان محور مقاومت وارد این کشور شدند. هر چند آمار رسمی درباره تعداد این جنگجویان منتشر نشده است اما تاثیر آنها در برگشتن ورق جنگ به نفع نظام سوریه انکارناپذیر است. در میان آنهایی که تحت این عنوان وارد سوریه شدند، حزب الله لبنان معروف ترین گروه است که در سال 2013 با عملیات قصیر در حومه جنوبی شهر حمص(واقع در مرز لبنان و سوریه) رسما وارد جنگ شد. سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان در پاسخ به انتقادات گسترده داخلی و بین المللی درباره ورود حزب الله به سوریه، سه عامل اساسی را دلیل دخالت حزب در بحران سوریه عنوان کرد:

1- جلوگیری از سقوط نظام سوریه با همه ایرادهایش به عنوان ستون فقرات محور مقاومت در برابر اسراییل
2- دفاع پیشگیرانه از امنیت داخلی لبنان که توسط گروه های تکفیری در معرض تهدید قرار گرفته بود
3- دفاع از اماکن مذهبی مقدس شیعیان در سوریه مانند حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س)

این عوامل را می توان دلایل مشترک دخالت محور مقاومت در سوریه پذیرفت. به این ترتیب دلایل دخالت ایران در سوریه را نیز می توان در قالب جلوگیری از سقوط نظام، دفاع پیشگیرانه از امنیت ملی و دفاع از اماکن مذهبی مقدس ارزیابی کرد.

به این ترتیب می توان دید که در بحران سوریه، همه دنیا حضور داشتند. از روسها گرفته تا امریکایی ها، از ایرانی ها و لبنانی ها تا سعودی ها و اردنی ها؛ همه آمده بودند. برخی بدون دعوت نامه و برخی با دعوت نامه رسمی، این بدترین سرنوشتی است که یک کشور می تواند به آن دچار شود!

اما آیا حضور آنهایی که از خارج سوریه آمده بودند به معنای کم رنگ بودن نقش سوری ها در جنگ داخلی کشورشان است؟ پاسخ منفی است. اکثریت آنهایی که در سوریه علیه نظام و ارتش این کشور سلاح به دست گرفتند سوری بودند. اکثریت آنهایی که خود را منفجر کردند سوری بودند، اکثریت آنهایی که سر بریدند سوری بودند، اکثریت آنهایی که کشته شدند نیز سوری بودند.

چه آنهایی که برای تامین معاش زندگی و حمایت از خانواده هایشان وارد گروه های مسلح شدند و چه آنهایی برای اسقاط نظام دست به سلاح بردند، شهروندان سوری بودند. از سوی دیگر بار اصلی جنگ در نظام سوریه بر عهده ارتش سوریه بود، ارتشی که کشت و کشته شد! و بالاخره اینکه این سوری ها بودند که کشور خویش را ویران کردند همانگونه که این سوری ها هستند که می توانند آن را نجات دهند!

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200