صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۶۰۴۹۸۷
تعداد نظرات: ۸ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۳ - ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - 21 April 2018

از بین رفتن مرز خنده و گریه توسط مسئولان!

یکی از اتفاقاتی که این روزها در کشور هر روز شاهد آن هستیم از میان رفتن معنی بعضی واژه ها و اتفاقات است. انگار مرز بین خنده و گریه از بین رفته است. قدیمی ها اینجور مواقع می گویند: «خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است/ کارم از گریه گذشته به آن می خندم»!

عصرایران؛ احسان محمدی- در فیلم های کمدی سیاه و سفید و زمانی که هنوز سینما صامت بود، بعضی دیالوگ ها را روی پرده نمایش می دادند، یا برای نشان دادن تغییر فضا می نوشتند:« زندگی غمگین می شود»! یا «زندگی شاد می شود»!

یکی از اتفاقاتی که این روزها در کشور هر روز شاهد آن هستیم از میان رفتن معنی بعضی واژه ها و اتفاقات است. انگار مرز بین خنده و گریه از بین رفته است. قدیمی ها اینجور مواقع می گویند: «خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است/ کارم از گریه گذشته به آن می خندم»!

اگر کسی دل و دماغ داشته باشد و برخی اظهارات و اقدامات مقامات بلندپایه را ردیف کند بعید است چند سال دیگر بتوان تشخیص داد که این اتفاقات واقعاً رخ داده یا محصول ذهن یک طنزپرداز است.

این چند نمونه را مرور کنیم:

- محمدرضا اسکندری وزیر کشاورزی دولت احمدی نژاد در یک برنامه تلویزیونی شماره موبایل خود را اعلام کرد تا کشاورزان با او تماس بگیرند و مشکلات شان را مستقیماً بگویند! حدس زدن اینکه به خاطر انبوه تماس ها تلفنش را خاموش کند کار دشواری نبود اما چطور به ذهن آقای وزیر نرسید؟

- پس از آنکه عکسی از عباس جدیدی در کنار منصور پورحیدری منتشر شد که عضو سابق شورای شهر تهران به دوربین زل زده بود، بسیاری به او اعتراض کردند که به قصد خودنمایی به عیادت رفته است. او گفت: آن لحظه داشتم می چرخیدم و افق زاویه بدنم چگونه افتاد! .. و ترکیب افق زاویه دید را وارد ادبیات کرد!

- محسن رضایی در یک برنامه تلویزیونی به عنوان کارشناس حاضر شد و با استناد به یک تصویر جعلی (رای دادن فرح پهلوی در انتخابات 96)مدعی شد؛ سلطنت‌طلبان برای نفوذ در داخل کشور از روش دموکراسی و صندوق‌های رای بهره می گیرند!

- یک نماینده مجلس که طبعاً انتظار می رود قطره ای از عصاره فضایل ممکلت باشد از همکارش می خواهد «عکس دختر خوشگلا» را نشانش بدهد!

 - غلامعلی حدادعادل، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در توئیتی در توجیه بودجه اختصاص یافته به موسسه زیرمجموعه اش، املای کلمه «شکرگزار» را اشتباه نوشت! او روز چند روز بعد باز هم یک توئیت با انبوهی از غلط های نگارشی منتشر کرد!

- پسر آقای عارف در پاسخ به خبرنگار خود را دارای ژن خوب دانست!

- یک نماینده مجلس شورای اسلامی قادر به تلفظ درست نام موزه لوور نیست!

- شهردار بابلسر در یک مراسم به کُری خوانی برای استقلالی ها، با  اشاره به مصدومیت دلخراش پادوانی بازیکن استقلال گفت: او گردنش برای این شکسته که هی جدول را نگاه کرده که پرسپولیس را در صدر ببیند

- احمد زادهوش مدیر جامعه‌المرتضی: قم به کشوری مستقل مانند واتیکان تبدیل شود.
- نادر قاضی پور نماینده مجلس....

زمانی که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور بود، طنزنویسی از او گله کرده بود که به تنهایی کار و بار طنزنویسان در ایران را تعطیل کرده چون حرف هایش خود طنز است. اما این فقط احمدی نژاد نیست که از چنین استعدادی برخوردار است، بسیاری از مقامات و مسئولان دست به کارهایی می زنند که دیگر نیازی به ساخت فیلم طنز نیست.

حقیقت آن است که ما عوام مدام از خودمان می پرسیم مگر ممکن است که یک مقام مسئول چنین حرفی زده باشد؟ مگر ممکن است که تلویزیون پستان های یک گرگ که لوگوی لباس تیم آس رم ایتالیا است را سانسور کرده باشد؟ مگر ممکن است ... بعد می بینیم که نه تنها آن حرف را زده بلکه از آن دفاع هم سرسختانه دفاع می کند!

پیش تر هم نوشته ام که «آموزش» حلقه مفقوده در زندگی ایرانی است. آموزش بسیاری از رفتارهای پایه ارتباطی که ما را به یک شهروند بهتر تبدیل می کند.اگر تعارف ها را کنار بگذاریم و دست از خودستایی برداریم می بینیم بسیاری از ما در عروسی ها به طرف میز غذا یورش می بریم و باقالی پلو را با ژله هورت می کشیم، در تشیع جنازه چنان دنبال تابوت می دویم که انگار متوفی می خواهد از تابوت در بیاید و فرار کند و ما باید او را بگیریم و دفن کنیم! در جاده ها به قصد کُشت رانندگی می کنیم ...

اینها همه نشانه های فقدان «آموزش» است. همه ما محتاج آموختنیم، حتی مقامات و بزرگان که برخی از آنها به دلیل فقدان حزب و ترقی پلکانی، برای تصدی این کُرسی ها هرگز آموزشی ندیده اند و گاه آسانسوری و سفارشی هم پست گرفته اند.

مدیران و مقامات لازم است که از مشاوران رسانه ای متخصص کمک بگیرند.  این مشاوران اگر کارآمد باشند می توانند در نگارش متن سخنرانی ها به آنها کمک کنند، قادرند نحوه ارتباط با روزنامه ها و خبرگزاری ها را مدیریت کنند، در نحوه پوشیدن لباس سلیقه دارند و می توانند پروتکل های رفتاری را به مقامات یادآوری کنند تا با یک اشتباه استراتژیک مثل سلفی گرفتن با موگرینی خود را به چالش نیندازند. همه ما به آموختن محتاجیم. این خُردک شرر اگر در وجودمان خاموش شد، سقوط آغاز می شود. 

ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۸
در انتظار بررسی: ۸
غیر قابل انتشار: ۴
ناشناس
۱۳:۰۸ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
وقتی یه روشنفکر - صادق زیباکلام- در کتابش مینویسه چراغ علم 500 ساله که در ایران خاموش شده- نقل به مضمون- متهم میشه به غرب گرایی و هزار صفت دیگه...یه همچین مسیولانی قراره جامعه رو به سمت دانش هل بدند آیا؟ من فکر میکنم برعکس
ناشناس
۱۲:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
حق بود بدل نشست.براي آموزش هزينه كنيم
ناشناس
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
سطح مسئولان بسیار بالاست
خویی
۱۱:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
امان از دست کسانی که اشتباه میروند ولی قبول ندارند اخر این راه بن بست است
عموعبداله
۱۱:۳۳ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
کار اون نماینده که گفت عکس دختر خوشگلا رو نشون بده که بدتر از اون نماینده ای نبود که این عکسها رو همراه داشت
ناشناس
۱۱:۰۳ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
ایکاش تلوزیون بجای اینهمه تبلیغ سیخ کباب , برنامه های آموزش میگذاشت که مثلا کار با موبایل حین رانندگی یا ریختن زباله در طبیعت چه عواقبی دارد. نیازی به تولید این فیلمها هم نیست . نسخه های خارجی از این دست فیلمهای آموزشی زیاده.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
موتورها بدون سرنشین تصادف نمیکنن پس چی بود؟
ناشناس
۱۱:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۲/۰۱
انصافا ادم می مونه گریه کنه یا بخنده اما وقتی عمیق میشه می بینه واقعا گریه داره حال مردم ایران
تعداد کاراکترهای مجاز:1200