صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۶۳۷۱۷۳
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۹ - ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - 23 October 2018

عطریانفر: مخالف انتشار روزنامه همشهری بودم

  کرباسچی در جلسه شورای معاونین وزارت کشور قصد خود برای انتشار روزنامه همشهری را بیان کرد،تنها عضو آن جمع که مخالفت کرد من بودم. بعد از اینکه همشهری در آستانه تعطیلی قرار گرفت دلیل مخالفت آن روز را به کرباسچی گفتم.

اگر روزنامه همشهری را یک اتفاق در روزنامه نگاری کشور بدانیم محمدعطریانفر حتما یکی از ارکان رقم خوردن این اتفاق است. عطریانفر تقریبا از ماه های نخست انتشار روزنامه همشهری تا تبدیل آن به یک غول رسانه ای و تداوم این حضور بیش از یازده سال تقریبا در صدر روزنامه نزدیک به شهرداری تهران نشسته بود.
به گفته خود ابتدا قرار بود فقط 2 ماه در این روزنامه حضور داشته باشد تا کار راه بیفتد اما اتفاقی افتاد که این مدت را ده ها برابر کرد.
روایت محمدعطریانفر از پی ریزی و قوام روزنامه همشهری خواندنی است. چرایی آمدن غلامحسین کرباسچی به شهرداری تهران، مخالفت با ایده تاسیس همشهری، قرار گرفتن روزنامه نوپا در یک قدمی تعطیلی؛ عمده مواردی است که در بخش نخست گفت و گوی آقای عطریانفر با «پروژه تاریخ شفاهی ایرنا» به آن پرداخته می شود.

ایرنا: خیلی ممنون که وقت‌تان را در اختیار ایرنا قرار داد، از روزنامه همشهری شروع کنیم، ایده تاسیس روزنامه همشهری چطور شکل گرفت؟
عطریانفر: جریان توسعه شهری و توسعه فضاهای سیاسی و اجتماعی تحت عنوان نوسازی سیاسی و اجتماعی کشور در دهه اول انقلاب عمدتا بنا به شرایط جنگ متوقف بود. اما وقتی جنگ پایان یافت و آقای هاشمی رئیس جمهور شد؛ ایشان ایده های روشن و توسعه گرایانه ای را در ذهن‌ خود می‌پروراند و چشم انداز دقیق و روشن و معناداری از توسعه را پیش روی کسانی که می خواستند همکار ایشان شوند قرار می داد.
من مدت 4 سال همکار آقای محتشمی پور وزیر کشور دولت آقای مهندس موسوی نخست وزیر بودم. در این دوره از چهره های موثر در حوزه مسائل سیاسی و انتظامی و در بحث انتخاب استانداران، شهرداران، فرمانداران، بخشداران و پیگیری برنامه ها و نظارت برعملکردشان چهره موثری بودم. سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی را در بدو امر راه اندازی کردم. البته در آن مقطع این سازمان بیشتر ماهیت غیرنظامی داشت و یک شخصی مثل من می توانست عهده دار مسوولیت آن باشد.
در دولت اول آقای هاشمی که آقای عبدالله نوری وزارت کشور را برعهده گرفت به اعتبار دوستی و همفکری که با هم داشتیم در تدوین برنامه ها و استقرار ایشان واجد نقش بودم. برغم این که تمایلی هم به داشتن مسوولیت کلیدی نداشتم با اصرار آقای نوری معاونت سیاسی وزارت کشور بر عهده اینجانب قرار داده شد.
آقای نوری درصدد انتخاب شهردار تهران بود. آن موقع آقای مهندس غلامحسین کرباسچی استانداراصفهان بود. به آقای نوری پیشنهاد کردم که می توان از ظرفیت آقای کرباسچی برای شهرداری تهران بهره برد. اما ایشان ابتدا توجهی به این پیشنهاد نکرد ولی دو ماه بعد از من خواست استدلال های خود برای سپردن سکان پایتخت به آقای کرباسچی را بیان کنم.
گفتم تهران نیازمند یک تحول است. آقای کرباسچی هم مدیر موفقی در حوزه مدیریت شهری اصفهان بوده است. حدود 8 سال هم شهردار اصفهان بوده و احتمالا از این کار خسته شده است و می تواند در نقش بزرگتری قرار گیرد.
این را هم بگویم آقای ملک مدنی را در ابتدای ماموریت آقای کرباسچی به عنوان شهردار اصفهان به ایشان معرفی کرده بودم و آقای ملک مدنی با حمایت و پشتبانی کرباسچی در کار مدیریت شهری بسیارموفق ظاهر شد و خود برای دیگر شهرها ملاک و استانداردی در مدیریت شهری به حساب آمد.
آقای نوری این کار را به من سپرد و خواست آقای کرباسچی را به تهران دعوت کنم تا مسوولیت شهرداری را بپذیرد. همین کار را کردم و آقای کرباسچی دیداری با آقای هاشمی رفسنجانی داشت و در حقیقت مسوولیت نوسازی شهرتهران به ایشان واگذار شد.
قرار شد در پیشبرد این مسوولیت بنده نیز در حدبضاعت به ایشان کمک کنم. چون هم در وزارت کشور مسوول بودم و هم دوستی نزدیکی با ایشان داشتم.
در فرآیند پوست اندازی مدیریت شهری روشن بود که شهرداری تهران تا کنون فقط یک نهاد خدماتی بود اما باید ارتقا پیدا می کرد و به یک نهاداجتماعی تبدیل می شد؛ یعنی نهاد اجتماعی که کار خدماتی هم انجام می دهد.
برای این کار نیازمند برقراری ارتباط خوب با شهروندان بودیم. قرار شد در گام اول این نقش را یک روزنامه به مثابه پل ارتباطی بر دوش بگیرد، یعنی روزنامه ای که صاحب امتیازش خود شهرداری تهران باشد.
آقای کرباسچی در جلسه شورای معاونین وزارت کشور قصد خود برای انتشار این روزنامه را بیان کرد. برخی اعضا چون از این کار شناخت نداشتند نظری ندادند بعضی هم موافق بودند. تنها عضو آن جمع که مخالف بود من بودم. ولی مخالفت من به جایی نرسید و روزنامه همشهری پس از مدتی آغاز به کار کرد.

ایرنا: تاریخ شروع به کار همشهری کی بود؟ مدیرمسوول آن که بود؟
عطریانفر: 24 آذرماه 1371 اولین شماره آن منتشر شد. محور اجرایی روزنامه بر عهده آقای مهدی کرباسچی پسرعموی شهردار بود. اما این روزنامه کمتر از دو ماه دچار چالش شد و قرار بود دوام نیاورد. یعنی پس از انتشار 51 شماره از سوی رهبری تذکر معناداری که حتی احتمال توقف انتشار داشت گرفت.

ایرنا: چرا؟
عطریانفر: ایشان به محتوای روزنامه انتقاد داشتند. بعضی مطالبی که چاپ می شد با منویات ارزشی و ایدئولوژیک نظام سازگار نبود. رهبری هم چون حساسیت ویژه ای را درباره رسانه ها داشتند این موضوع را به شهردار تذکر دادند.

ایرنا: رهبری به چه مواردی به طور مشخص انتقاد داشتند؟
عطریانفر: مقالاتی در همشهری چاپ شده بود که با ارزش های اسلامی و مواضع سیاسی نظام تعارض داشت. حرف هایی مانند اینکه برخی مسائل متعلق به 1400 سال قبل است و در این روزگار باید تغییر کند.
این ادبیات بالطبع تناسبی با شرایط ما نداشت. دو سه مقاله به طور مشخص چنین مواضعی را مطرح کرده بود.

ایرنا: نتیجه چه شد؟
عطریانفر: با توجه به اینکه آقای کرباسچی شهردار وقت رابطه خوبی با رهبری داشت و رهبری هم از انتخاب ایشان برای شهرداری تهران راضی بودند قرار شد مدیریت و تحریریه آنجا تغییر کند ولی روزنامه توقیف نشود.

ایرنا: تیم آقای مهدی کرباسچی چه اشخاصی بودند؟
عطریانفر: آقای احمد ستاری ، آقای ماشاءالله شمس الواعظین و چهره های دیگر. البته آنها همه دوستان ما بودند.

ایرنا: چه تغییراتی صورت گرفت؟
عطریانفر: پیامد این توصیه رهبری آقای کرباسچی به من زنگ زد و گفت می خواهم شما را ببنیم. گفتم مانعی ندارد من به دفتر شما می آیم. یادم هست یک پنجشنبه روزی بود که با ایشان سوار اتومبیل شدیم. آقای کرباسچی می خواست از یک پروژه فضای سبز در منطقه 22 شهر تهران بازدید کند. گفت یادت هست در جلسه شورای معاونین مخالف انتشار همشهری بودی؟ گفتم: بله چطور؟ گفت: انتشار روزنامه به احترام نظر رهبری متوقف است. نظرشان هم این است که به شرط تغییر مدیریت فرهنگی آن می تواند دوباره فعالیت کند. حالا بگو چرا آن روز در جلسه شورای معاونین مخالف بودی؟
گفتم: من با اصل وجود روزنامه همشهری مخالف نبودم و داشتن روزنامه یکی از خواسته های خود من هم هست. ولی روزنامه نگاری کاری سهل و ممتنع است. به نظر آسان می آید ولی مشکل است. چون زیر و بم های خاصی دارد که باید رعایت شود. به راحتی می شود با افکار عمومی در آن بازی کرد و به آن جهت داد.
آقای کرباسچی گفت: من از سوی رهبری مامور به اصلاح آن شده ام. شما بیا و مسوولیت آن جا را بر عهده بگیر.
من ابتدا مقاومت کردم و گفتم به خاطر مسوولیتم در وزارت کشور وقت این کار را ندارم. ولی با اصرار آقای کرباسچی با گذاشتن سه شرط با پیشنهاد ایشان موافقت کردم. نخست اینکه چون رهبری گفته اند که همشهری اصلاح شود و ایشان از بنده شناخت اجمالی دارند بنابراین شرط اول این که ایشان با حضور من در همشهری مخالفتی نداشته باشند. شرط دوم موقت بودن این پست است. یعنی من برای راه اندازی آن می توانم مدتی در خدمتتان باشم. سوم اینکه رییس مستقیم من در وزارت کشور شخص آقای نوری است و من معاون سیاسی ایشان هستم. ایشان هم باید موافق باشد.
آقای کرباسچی گفت: شما عصر به روزنامه می آیی و به کار وزارتخانه لطمه ای وارد نمی شود.
گفتم: با این وجود باید آقای وزیر کشور موافق باشد.
ایشان هر سه مورد را پیگیری کرد و با آنها موافقت شد. به این معنی که رهبری مخالفتی با تصدی من نداشتند. آقای نوری هم گفت به شرط موقت بودن اشکالی ندارد آقای عطریانفر عصرها به روزنامه برود. این طور بود که اواخر بهمن 1371 به همشهری وارد شدم. وقتی که تیراژ آن حدودا ده هزار نسخه بود.

ایرنا: قرار بود چند وقت آنجا بمانید؟
عطریانفر: دو ماه و بعد کار را به فرد دیگری واگذار کنم.

ایرنا: همکارانتان چه کسانی بودند؟
عطریانفر: از تیم قبلی فقط مرحوم آقای دریایی و آقای جمالی که مدیرکل روابط عمومی شهرداری تهران بود باقی ماندند و آقای ستاری و 5 تن از همکاران اصلی ایشان رفتند. متقابلا آقای مهندس معزی و سپس آقای مبلغ به ما ملحق شدند.

ایرنا: قبلا کار روزنامه نگاری هم کرده بودید؟
عطریانفر: اعتبار روزنامه نگاری من به دوره ای برمی گشت که دستیار آقای سیدمحمدخاتمی در روزنامه کیهان بودم؛ در سالهای 1360 تا 62. آن سالها عضو شورای سردبیری کیهان بودم. توسط آقای خاتمی هم به آنجا دعوت شده بودم.

ایرنا: مدتی هم در واحد پخش صدا و سیما فعالیت می کردید؟
عطریانفر: بله. به اعتبار کار در کیهان و بخش خبر صدا و سیما و آشنایی با حوزه خبر، آقای کرباسچی علاقه مند به کار با بنده بود. به هر حال دوره جدید فعالیت همشهری با انتشار پنجاه و یکمین شماره شروع شد. مدیرمسوول همچنان بر عهده آقای مهدی کرباسچی ماند. بعد از چند ماه اما قرار شد در دولت دوم آقای هاشمی، آقای نوری وزیر کشور نباشد. آقای نوری از وزارت کشور رفت و من هم با ایشان بیرون آمدم.
از آن به بعد دیگر وقتم آزاد و به طور تمام وقت در همشهری ماندم. چون طی این مدت به کار روزنامه نگاری هم علاقه بیشتری پیدا کرده بودم. به این ترتیب همکاری من با این روزنامه که قرار بود بعد از 2 ماه خاتمه یابد به یک همکاری یازده و نیم ساله تبدیل شد.

ایرنا: نمی توانستید با آقای محمدعلی بشارتی وزیر جدید کار کنید؟
عطریانفر: اگر چه با ایشان هم رفاقت داشته و دارم ولی جمع بندی سیاسی این بود که تیم سیاسی قبلی باید آزاد شوند. ما هم از آقای بشارتی خداحافظی کردیم.

ایرنا: منظورتان از آزاد شدن؛ بیرون رفتن از وزارت کشور است؟
عطریانفر: بله. با اینکه من کارمند وزارت کشور بودم و می توانستم در آنجا مسوولیت دیگری بگیرم، نگرفتم.

ایرنا: چه کسی در وزارت کشور جای شما آمد؟
عطریانفر: آقای علی تابش. ایشان از برادرانی بود که در زمان معاونت سیاسی برای استانداری گیلان و با نظر وزیر دعوت به کار کرده بودم. آقای بشارتی نظرش روی ایشان بود. از من هم سوال کرد پاسخ دادم انتخاب خوبی است.
ورود آقای احمدی نژاد به وزارت کشور از جمله انتخاب های ایشان برای استانداری اردبیل بود.

ایرنا: به چه ترتیب؟
عطریانفر: زمانی که آقای تابش در کردستان خدمت می کرد با آقای احمدی نژاد آشنا شده بود. همین کانال ارتباطی شد تا استانداری استان تازه تاسیس اردبیل را به ایشان بسپارند. بعد هم آقای احمدی نژاد تبدیل به ماجرایی شد که هنوز با عوارض آن مواجه هستیم.

ایرنا: در مجموع چقدر در همشهری ماندید؟
عطریانفر: 126 ماه. از بهمن 71 تا تیرماه 82.
گفت و گو از: ناصرغضنفری

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200