عصر ایران؛ سروش بامداد- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هم استعفا کرد و کنار رفت و چنان که در متن استعفانامه آورده دلیل این کنارهگیری اعتراض به کاهش بودجۀ سلامت بوده است و در مقام مقایسه به پرداخت 35 هزار میلیارد تومان به بدهکاران مؤسسات مالی و اعتباری و 16 هزار میلیارد تومان به طرح سلامت اشاره و انتقاد کرده است.
دقیقا نمی توان قضاوت کرد که در چالش قاضی زاده هاشمی با سازمان برنامه و بودجه حق با کدام یک است. شاید اگر ما هم جای نوبخت وسازمان برنامه و بودجه بودیم نیز نمیتوانستیم تمام خواستهای وزارت بهداشت را تأمین کنیم و باز اگر جای وزیر بهداشت هم بودیم تصمیمی جز این اتخاذ نمیکردیم اما رأی افکار عمومی به قاضیزاده هاشمی است.
هم به خاطر عملکرد در این حوزه با همۀ انتقاداتی که دربارۀ طرح سلامت و درآمدهای پزشکان مطرح شده و هم به این دلیل که از اصول خود کوتاه نیامد و به میز وزارت نچسبید و بیرون از این مقام هم هویت و شخصیت دارد.
هر چند روزنامۀ اصولگرایی دربارۀ او تیتر زده «خودت بمال» تا یادآور بحثهایی باشد که بر سر گفت و گویی میان او و یک شهروند درگرفت.
با این همه سید حسن قاضیزاده هاشمی نامی ماندگار در میان دهها وزیری است که تا کنون آمده اند و رفتهاند.
وزیران و مقامات را میتوان از سه منظر مختلف و در هر یک به دو گروه تقسیم کرد:
از منظر اعتباردهی یا اعتبارگیری دسته اول آنان که هویت و شخصیت خود را از آن مقام و میز میگیرند و اعتبار آنها به میز وابسته است.
دسته دوم آنانی هستند که به منصبی که مسؤولیت آنها را بر عهده دارند اعتبار میدهند و قاضیزاده هاشمی با هر قضاوتی که دربارۀ عملکرد او داشته باشیم در این دسته جای میگیرد.
از منظری دیگر هم میتوان مدیران و مقامات را دو گونه دانست:
دسته اول آنان که از ساختمان وزارتخانه و اداره بیرون نمیروند و بیش از آن که وزیر باشند رییس وزارتخانهاند یا بیش از آن که شهردار باشند رییس شهرداری اند. مثلا شهردار سابق تهران (آقای افشانی) بیشتر رییس شهرداری بود تا شهردار و شهردار جدید میکوشد تصویر یک شهردار و نه رییس شهرداری را از خود ترسیم کند و کمترین حُسن حضور او در سهشنبههای بدون خودرو همین در شهر بودن و رییس شهرداری نبودن است.
دسته دوم اما مدیرانیاند که بیرون میزنند و از این حیث انصافا دکتر هاشمی مثالزدنی بود و بیش از آن که اوقات خود را در ساختمان شهرک غرب و در دفتر عالی وزارت بگذراند در شهرها و روستاهای مختلف سر میکرد و از این نظر هم در دسته دوم قرار می گرفت.
باز هم میتوان گفت مدیران از جنبهای دیگر هم دو دستهاند: آنان که به خاطر عنوان و جایگاه مورد قبول قرار میگیرند ولی به لحاظ تخصصی ممتاز نیستند.
دسته دوم اما مدیران یا وزیرانی هستند که بدون عنوان اداری نیز در مجموعه تخصصی شناخته شده و سرآمدند. دکتر قاضی زاده هاشمی از این دست است چون یک چشمپزشک قابل هم هست و حتی در این 6 سال و اندی وزارت نیز هزاران عمل جراحی چشم انجام داده است.
نویسنده این سطور نمیخواهد تنها زبان به ستایش وزیر مستعفی بگشاید و چنان که در صدر آوردم چه بسا حق با سازمان برنامه و بودجه باشد زیرا به هر بودجه ای که میخواهند نمیتواند پاسخ مثبت دهد.
این نوشته پس در ستایش چیست؟
در ستایش استعفا و تن ندادن به هر شرطی و ادامه دادن به هر شکل است. حتی اگر رییس جمهوری نوبخت را ملزم میکرد و او استعفا میداد شامل او نیز میشد. در ستایش حفظ کرامت انسانی است و وفاداری به اصول.
از سوی دیگر چنان که گفته شد در ستایش مدیر از نوع دوم نه نوع اول. در نوع دوم وزیری نه رییس وزارتخانه و بدون این عنوان هم اعتبار داری و وامدار آن نیستی و تخصص را میتوانی در عرصههای دیگر نیز به کار گیری.