صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۶۷۰۷۸۵
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰:۲۸ - ۰۹ خرداد ۱۳۹۸ - 30 May 2019
از پربیننده های "سواد زندگی"

چرا نمی توانیم تصمیمات مان را عملی کنیم؟ روش "عدد یک" به ما کمک می کند

به خودمان انگ بی ارادگی نزنیم. اگر بی اراده بودیم، تمام کارهای بزرگی که در زندگی انجام دادیم (مانند تحصیل) را نمی توانستیم محقق کنیم.

سواد زندگی؛ توسعه توانمندی های فردی / جعفر محمدی - بارها تصمیم گرفته ایم که:

- صبح ها نرمش کنیم

- زبان انگلیسی یاد بگیریم

- کمتر غذا بخوریم تا به وزن دلخواه برسیم

- هر روز کمی پیاده روی کنیم

- کتاب خواندن را شروع کنیم

- ...

اما هر بار یکی از این دو اتفاق برایمان افتاده است:

- یا اصلاً شروع نکرده ایم

- یا اندکی بعد از شروع، ادامه اش نداده ایم
 
دو راه برای حل این مشکل فراگیر وجود دارد:

1 - مشکل ما، نداشتن اراده نیست. پس به خودمان انگ بی ارادگی نزنیم. اگر بی اراده بودیم، تمام کارهای بزرگی که در زندگی انجام دادیم - مانند تحصیل، ازدواج، راه اندازی یک کار و کسب و ... - را نمی توانستیم محقق کنیم.

"دارن هاردی"، نویسنده کتاب "اثر مرکب" می گوید که مشکل ما در عملی نکردن تصمیمات مان، به این برمی گردد که "انگیزه کافی" نداریم.

اگر قرار باشد یک سال دیگر به یک کشور انگلیسی زبان مهاجرت کنیم، به احتمال قوی، خواهیم توانست ظرف 12 ماه آینده، زبان انگلیسی را یاد بگیریم، کاری که در 12 سال گذشته نتوانستیم؛ چرا؟ چون قبلاً موتور محرکه ای به نام "انگیزه" نداشتیم ولی الان داریم چون می دانیم سال آینده همین موقع، برای سوار شدن به تاکسی هم نیازمند زبان انگلیسی خواهیم بود.

بنابر این، در بطن هر تصمیمی، باید انگیزه ای قوی نیز تعریف شود (درباره انگیزه بعدها بیشتر صحبت خواهیم کرد).

2 - بعد از تعریف انگیزه، پیشنهاد مشخص من استفاده از روشی است که آن را "روش عدد یک" نامیده ام.

هر کاری را از کوچک ترین واحد آن که "یک" هست، شروع کنیم. مثلاً از همان روز اولی که تصمیم به نرمش صبحگاهی گرفتیم، نیازی نیست نیم ساعت نرمش کنیم بلکه کافی است روز اول، فقط "یک دقیقه" نرمش کنیم؛ بله، فقط یک دقیقه.

اگر می خواهیم زبان خارجی یاد بگیریم، نیازی نیست از همان اول کار، خودمان را درگیر انواع کلاس ها و کتاب ها بکنیم. کافی است تصمیم بگیریم هر روز "یک واحد" لغت یاد بگیریم. منظور از "یک واحد" کمترین تعداد لغتی است که می توانیم در یک روز بخوانیم. این یک واحد می تواند حتی یک کلمه باشد (در اینجا کاری با این که حفظ لغت روش خوبی برای یادگیری زبان هست یا نه ندارم).

اگر می خواهیم از حجم غذایمان بکاهیم، نیازی نیست فوراً درگیر یک رژیم غذایی سختگیرانه شویم. کافی است روز اول، تنها یک قاشق از غذای مان را کم کنیم.

اگر می خواهیم پیاده روی کنیم، روز اول به اندازه "یک واحد" پیاده روی کنیم. یک واحد من می تواند فقط 100 متر باشد و یک واحد شخص دیگری 200 متر. مهم این است که از عددی شروع کنیم که به هیچ عنوان - تأکید می کنم به هیچ عنوان - فشار و سختی بر ما تحمیل نکند.

بعد از این که کارمان را با یک واحد شروع کردیم، کافی است بسته به نوع تصمیم و مقتضیات آن یکی از این دو کار را انجام دهیم:

الف) همان یک واحد را در روزهای بعد نیز ادامه دهیم؛ مثلاً هر روز فقط 5 لغت حفظ کنیم. هر روز دو بیت شعر بخوانیم و ...

ب) آرام آرام و بعد از تثبیت واقعی در مرحله اول، کمی بر آن یک واحد اولیه، بیفزاییم؛ مثلاً اگر روزهای اول، تنها یک صفحه کتاب می خواندیم، در هفته بعد روزانه 7 صفحه و چند روز بعد روزانه 12 صفحه بخوانیم و همین طور الی آخر.

یا اگر روزهای اول، روزی 100 قدم پیاده روی می کردیم، رفته رفته بر آن بیفزاییم و روزانه 200 متر و 300 متر و 500 متر و ... پیاده روی کنیم تا به سقف مورد نظرمان که روزی 2 کیلومتر است برسیم و همان را تثبیت کنیم.

یا اگر می خواهیم مصرف برنج مان را به نصف کاهش دهیم، روزهای اول، قبل از شروع به غذا خوردن، یک قاشق برنج از بشقاب مان را برداریم و بیرون بگذاریم. بعد از آن که یک قاشق کمتر برایمان عادی شد، دو قاشق کم کنیم، بعد از چند روز 4 قاشق کم کنیم تا این که مثلاً در یک ماه به نصف بشقاب برسیم.

اگر کسی نمی تواند تصمیمات اش را با کمترین واحد آن شروع کند، مثلاً نمی تواند روزی یک دقیقه نرمش کند یا فقط یک لغت حفظ کند، من هیچ راه حلی برای او سراغ ندارم. اما فارغ از این کنایه(!) مطمئن هستم در هر انسانی این توانایی حداقلی وجود دارد که از روش "عدد یک" استفاده کند و موفق هم بشود.

پیشنهاد می کنیم این درس ها را نیز از دست ندهید:

 
 
4 درس کاربردی درباره "فراموشی"

"پارِتو" چیست و چه فایده ای برای زندگی مان دارد؟
ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
۱۳:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
ممنون مى شوم اگر مطالب ديگرى هم داريد برايمان بنويسيد
سينا
۰۸:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
بسيار عالي
ناشناس
۰۷:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
نياد روزي كه اين صفحه رو ببنديد
ناشناس
۰۷:۲۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
سلام.ممنون از مقاله خوب شما.آیا در این مورد کتابی پیشنهاد می کنید؟
عالم بی اعصاب
۰۲:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
گفتید اولین قدم تعریف انگیزه هست. برای این باید ارزشها علاقمندیها هدف مشخص باشد که به همه اینها هر روز تجاوز شده و بیحرمت میشوند. و وقتی پدر بچه (ارزش. علاقمندی. هدف.) مشخص نباشد. هیچ به هیچ.
جوان
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۰
عالی بود مرسی
ناشناس
۱۱:۲۴ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۰
خواهش میکنم اگه میشه یه مقاله هم بذارید برای اینکه چرا هرچقدر هم عادت میکنم ب صبح زود بیدارشدن باز خوابم میاد،اون مقاله تنظیم ساعت خواب هم خوندما تاثیری نداشته
پاسخ ها
مهدی صادقی
| |
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
آخ گفتی! من یازده ساله کارمندم ولی با اینکه ساعت خوابم مناسبه، هنوز صبح ها به سختی و با کسالت بیدار می شم.
ناشناس
۰۰:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۰
مفید بود مرسی
ناشناس
۲۳:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۹
مشکل اینجاست که تا انگیزه نباشد، عملاً رویکرد«یک» امکان اجرایی شدن ندارد!
پاسخ ها
آریا
| |
۲۳:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۰
اتفاقن وقتی انگیزه وجودنداره ازروش یک استفاده میشه
تعداد کاراکترهای مجاز:1200