صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۶۹۹۳۹۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۹ - ۳۰ آبان ۱۳۹۸ - 21 November 2019

ایجاد کتابفروشی سیار توسط دختر اراکی (+عکس)

به هرحال باید برای راه اندازی چنین کتابخانه ای هزینه می کردم. سرمایه شخصی خودم را صرف این کار کردم و توانستم این اتوبوس را خریداری کنم. از دی ماه ۹۶ تا الان قول وام را به من داده اند تا در این حوزه از من حمایت کنند اما تاکنون خبری از پرداخت وام نشده است.

ترویج مطالعه از ضرورت های جامعه است و باید برای جذب مخاطب در این حوزه از روش های نوین بهره گرفت؛ دختر جوان اراکی در این مسیر با اندک سرمایه خود کاری بدیع انجام دادکه تحسین برانگیز است.

به گزارش مهر، کتاب، آن یار مهربانی است که همیشه و در همه لحظات می تواند با انسان باشد. اولین خاطره هرکس نسبت به کتاب با تداعی شعر «من یار مهربانم دانا و خوش بیانم» در کتاب فارسی دوره دبستان یا پیش تر از آن با خرید کتاب های جذاب داستانی کودکان که سرشار از رنگ بودند، شکل می گیرد.

کافی است کتاب را باز کنیم تا دنیایی پر از رمز و راز را به ما نشان دهد، دنیایی که با ورق زدن صفحات آن محو مطالب و تصویرسازی هایش می شویم. دنیایی که با هنر نویسنده و شاعر آن، حقیقتی از خلقت خداوند به مخاطب نشان داده می شود. با کتاب می توان نسبت به احوالات و حوادث گذشتگان و نیاکان و هر آنچه که به وقوع پیوسته اطلاع پیدا کرد. چه خوب رفیقی است که در تنهایی سنگ صبور است و هیچ توقعی ندارد جز اینکه مانند هر چیز ارزشمند در زندگی با دقت نگهداری و همیشه خوانده شود.

در مینی بوسی پر از کتاب بودم و کتاب شعری در دستم قرار داشت و اطرافم پر بود از کتاب هایی متنوع که به طور منظم در قفسات زیبا قرار گرفته بودند. عکس های زیبای شاعران و نویسندگان در گوشه ای از فضای فرهنگی این اتوبوس زیبا خودنمایی می کرد و از همه مهم تر ایجاد محیطی جذاب، ساده و خودمانی توسط یک دختر جوان، مرا بس شگفت زده کرد که توانسته بود در روزگاری که گرایش به مطالعه و کتاب خوانی کمرنگ شده، کمر همت ببندد و این فضای فرهنگی زیبا را با کمترین امکانات فراهم سازد.

مادرش در این هوای سرد پاییزی در گوشه ای از مینی بوس کنار بخاری نشسته بود و از نگاهش می شد فهمید که عاشقانه او را همراهی می کند و از موفقیت دخترش خوشحال است. دلم می خواست با او بیشتر آشنا شوم. با روی گشاده و در کمال احترام به بنده خوش آمد گفت و به این ترتیب باب گفت و گو با خانم مهدیه احمدی، دختر ۲۳ ساله صاحب این کتابفروشی سیار و دانشجوی مقطع کارشناسی رشته ریاضیات باز شد.

چه عاملی سبب شد که این کتابخانه زیبا و کتابفروشی سیار را در اتوبوس راه اندازی کنید؟

حرفه کتابفروشی از دیرباز در خانواده من رواج داشته است به طوری که پدر پدر بزرگم مرحوم شیخ هیبت الله احمدی جزو اولین کتابفروش های اراک بوده است. پس از وی به پدر بزرگم، پدرم، خواهرانم و من، این شغل به ارث رسیده است. روزی یکی از آشنایان ایده راه اندازی این کتابفروشی سیار را به من پیشنهاد داد و از این ایده خوشم آمد و از دی ماه ۹۶ استارت این کار را برای کسب مجوز زدم.

برای راه اندازی این کتابخانه چقدر هزینه کردید؟ آیا مورد حمایت مالی قرار گرفتید؟

به هرحال باید برای راه اندازی چنین کتابخانه ای هزینه می کردم. سرمایه شخصی خودم را صرف این کار کردم و توانستم این اتوبوس را خریداری کنم. از دی ماه ۹۶ تا الان قول وام را به من داده اند تا در این حوزه از من حمایت کنند اما تاکنون خبری از پرداخت وام نشده است.

کتاب های این کتابفروشی سیار را چطور تهیه کردید؟

هنگامی که اتوبوس را خریداری کردم به فکر این بودم که کتابفروشی ام خیلی شیک و مدرن باشد و قفسه های چوبی برای آن تهیه کنم که با توجه به گرانی اجناس مورد نیاز، این کار ممکن نشد و تصمیم گرفتم به ساده ترین صورت ممکن آن را بازگشایی کنم، تا این که کتاب هایی از مغازه سابق خود را به اینجا انتقال دادم و تعدادی کتاب نیز پس از دو سال توسط مدیر کل ارشاد و فرهنگ اسلامی استان به این کتابخانه اهدا شده است.

از انجام این کار چه احساسی دارید؟

بسیار خوشحالم و می دانم با وجود اینکه در جامعه این شغل از درآمد چندانی برخوردار نیست، اما همچنان بر هدف خودم یعنی ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی تاکید دارم و تلاش دارم این کار را توسعه دهم.

یکی از مشکلات جامعه کنونی، ضعف فرهنگی است به همین دلیل تصمیم گرفتم با ایجاد این کتابفروشی به صورت سیار به عنوان یک ایده نو آن را در شهر مطرح کنم و از همه مهم تر دوست داشتم که امکان گردش و جانمایی اتوبوس در نقاط مختلف شهر را داشته باشم، البته به دلیل اینکه گواهینامه رانندگی مربوطه را ندارم برایم امکان پذیر نیست. اما قول می دهم به محض دریافت گواهینامه این تصمیم را عملی کنم. در حال حاضر این اتوبوس برای استفاده عموم علاقه مندان به کتاب در کنار پارک جنت قرار دارد.

در این محل صرفا به فروش کتاب می پردازید یا اهدای کتاب هم انجام می شود؟

در شروع فعالیتم با حضور بچه ها در سنین مختلف، مسابقه برگزار می شد و تعدادی کتاب کودک نیز اهدا کردم و در حال حاضر بیشتر کتاب ها فروشی است.

برای ادامه این راه چه تصمیمی اتخاذ کردید و آیا برنامه ای دارید؟

گسترش این فعالیت فرهنگی به ویژه حضور در روستاهای محروم از برنامه های آینده من است که به تبع هزینه های خود را به همراه دارد و به تسهیلاتی در این حوزه توسط نهادهای مربوطه نیاز دارم.

مساله گران شدن کتاب تا چه اندازه در فروش شما تاثیر داشته است؟

با اینکه قیمت کتاب گران شده است، اما روزی در دست خداست و بیشتر عشق و علاقه نسبت به کتاب است که به من در ادامه راه کمک می کند و انگیزه می بخشد.

چند ساعت در روز را صرف خواندن کتاب کرده و چه کتاب هایی مطالعه می کنید؟

در روز ساعاتی را به مطالعه اختصاص می دهم و بیشتر به حفظ اشعار علاقه مند هستم و رمان های معروف نیز مطالعه می کنم. فردی که در حوزه کتاب فعالیت می کند به اطلاعات حوزه کتاب باید مسلط باشد، پس کتاب های مختلفی را باید بخوانم.

آیا کتاب های مجازی که اخیرا باب شده را قبول دارید؟

برمبنای عقیده خود، اصلا آن را کتاب خواندن نمی دانم، زیرا انرژی مثبت را به انسان منتقل نمی کند و لذتی که در کتاب کاغذی خواندن است، با فایل های پی دی اف فضای مجازی قابل مقایسه نیست.

خواندن کتاب چه تاثیری در زندگی شخصی شما داشته است؟

اگر امروز کتاب نخریم و نخوانیم، بعدها در زندگی بسیار ضرر می کنیم. چرا که این کتاب حاصل تجربه و زندگی نویسنده است و هر کدام از کتاب ها روایت گر یک زندگی است. زندگی شخصی من نسبت به همسن و سال هایم با تغییرات بسیاری همراه می باشد که متاثر از نقش کتاب بوده است و حتی توانستم به دوستانم نیز کتاب معرفی و آن ها را به خواندن کتاب تشویق کنم.

و سخن آخر؟

جای کتاب در انباری ها نیست، کتاب ها واقعا زنده هستند و باید عاشق آن ها باشیم تا این حس را درک کنیم. فکر می کنم خیلی از عوامل باعث شده که از کتاب فاصله بگیریم و نباید اینگونه باشد، چون بدون کتاب، از بسیاری دانسته ها و تجربیات محروم خواهیم ماند.

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200