صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۷۴۵۴۷۰
تعداد نظرات: ۲۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۳:۰۴ - ۱۵ شهريور ۱۳۹۹ - 05 September 2020

انگار میشه غصه ما رو يه لحظه تنها بذاره!

شهردار شدن بانو بانه‌ای، سینی مهربانی میوه فروش، خلوص سرباز وظیفه آبادانی در آسمان و ... این نوید را دارد که هنوز نسیم انسانیت، هنر و عشق در حال وزیدن است.

عصر ایران ؛ کاوه معین‌فر - در این روزها که بخشی از زندگی همه ما اخبار و اتفاقات نگران کننده چون کرونا، گرانی، دلار، سکه و ... است تنها کاری که از دست ما برمی‌آید این است که جنبه‌های مثبت و یا اتفاقات شیرین هر اندازه کوچک را هم رصد کرده و سعی کنیم فکر و ذهن‌ با این مسائل هم دمخور شود.

قبل تر هم نوشته‌ام، محققان روانشناسی بر این اعتقاد هستند که در یک شبانه روز حدود 7 الی 8 هزار پالس فکری از مغز انسان عبور می‌کند، از این تعداد هر چه بتوان درصد افکار منفی را کاهش داد و بر افکار مثبت افزود فقط به بهبود حال روحی و روانی خود کمک کرده‌ایم ولاغیر. ولی این بازیابی روحیه ضروری است.

خودم می‌دانم تا چه اندازه این گفته کلیشه‌ای و شاید بدرد نخور باشد ولی یکی از راه‌های مبارزه است. مبارزه با اعصاب‌خُردی و ناتوانی از پدیده‌هایی که چون سلول‌های سرطانی در حال رشد و تکثیرند.

حال تصمیم دارم ابتدای هر هفته اتفاقات مثبتی که جان و دلم را تا اندازه‌ای یاحتی برای لحظه‌ای هم شده از استرس‌ها و نگرانی‌ها دور کرده است را یادداشت کنم و سعی کنم به جای فکر کردن، حرص خوردن و غر زدن که شغل تمام وقت این روزهای من است (حتی در خواب)، اندکی از تألمات روحی و روانی خودم بکاهم.

در هفته گذشته چند اتفاق برای لحظاتی حالم را دگرگون کرد:

 

نخستین شهردار زن در بانه

اعضای شورا شهر بانه (کردستان) که در ۶ ماه قبل خانم «سروه قادرخانزاده» را به عنوان سرپرست شهرداری بانه انتخاب کرده بودند دوباره به وی رای دادند تا درصورت موافقت کمیته تطبیق بانه و تایید استانداری به عنوان نخستین زن شهردار بانه انتخاب شود.

 

محصول ژاپنی

همواره شنیده‌ایم که محصولات تولید ژاپن کیفیت خوبی دارند ولی با دیدن ویدیو این موتورسیکلت ژاپنی تعاریف دیگری از این شنیده‌ها در ذهن نقش می‌بندد.

 

استادهای شرافتمند

در این مدت که بحث آزار جنسی بسیار مطرح شد و پلیس هم یکی از متهمین اصلی را دستگیر کرد، ماهور احمدی دختر احمدرضا احمدی (شاعر شناخته شده) در صفحه اینستاگرامش مطلب جالبی منتشر کرد که از چند استاد خودش به عنوان انسان‌هایی شرافتمند نام برد. ذکر این مطلب برای دیدن روی دیگری از زندگی است که در آن انسانهای شرافتمند و به معنای کلمه آدم حسابی کم نیستند. ماهور احمدی نوشت:

در اين افشاگري گسترده كه ترس و وحشت را به جان همه ما انداخته و همه متحیر از ديدن و خواندن اسامی‌ای هستیم كه روزي قهرمان خيلي از ما بوده‌اند، چند نام و تصوير در ذهنم پشت هم تكرار مي شود که برخلاف نامهایی که این روزها می‌شنویم چیزی جز خوبی و شرافت و انسانیت از آنها ندیدم. من در كنار اين انسان هاي بزرگ و شريف امنيتي را داشتم كه در خانه ام و زير سايه پدرم داشتم ،در این روزها نام هوشنگ ظريف ، هوشنگ كامكار ، مهرداد دلنوازی و محمد سعيد شريفيان در ذهنم بزرگ و بزرگ‌تر و بيش از قبل علاقه‌ام به آنها لبريز می‌شود. من سالهای سال شاگرد اين اساتيد بودم، در تنهايي دو نفره، در اتاق‌های گم و تاريك كه صدا به هيچ كس نمی‌رسيد در امنيت مطلق، امنيتی شبيه به امنيتی كه در كنار پدرم دارم ساعت‌های كلاس مان به گپ زدن، نوای موسيقی، آموزش و نوشيدن چای می‌گذشت. آنها آنقدر بزرگ و شريف بودند كه جز موسيقی و انسانيت، حريم شخصی و حرمت را به من ياد دادند. وجه مشترك هر چهار نفر كه هميشه برايم دل انگيز بود علاقه و عشق زياد به همسرهايشان و عشق لبريز به خانواده و فرزندانشان بود. اين چهار نفر بر گردنم حقي دارند كه هرگز فرصت جبرانش را نداشتم. آنها امنيت پدرم را به من هديه دادند. مراقب من، ذهنم و تنم بودند و هرگز حرف و كلامي نزدن كه احساس خطر كنم. جانم از عشقشان لبريز است ، و شرافتشان را ستايش مي كنم ، دستشان را مي بوسم. خوشحالم که فرزند پدر و شاگرد كساني هستم كه بند بند وجودشان بوي شرافت و انسانيت مي‌دهد. مردانی كه اول انسان هستند و بعد هنرمند .
افسوس كه هوشنگ ظريف را از دست دادم ، و شاد كه هوشنگ كامكار و مهرداد دلنوازی و محمد سعيد شريفيان را دارم تا در كنارشان امنيت را هميشه احساس كنم.

 

لحظاتی شعر 

شعری زیبا از حسین جنتی با خوانش باران نیکراه

 

انسانیت

اصولا دنيا با مهربانى شكلِ ديگريه انتخاب زياد سخت نيست. یک میوه فروشی سبد مهربانی برای کودکان گذاشته است.

 

کتابخانه 

پاکبان‌ها در تركيه با كتاب هاى دور انداخته شده يك كتابخانه درست كرده اند.

 

سرباز آبادانی

سرباز وظیفه آبادانی که در حین فرود آمدن با چتر دارد از خودش و موقعیتش فیلم می گیرد.

 

قبل‌تر هم نوشته‌ام اتفاقات مثبتی که جان و دل را تا اندازه‌ای یا حتی برای لحظه‌ای هم شده از استرس‌ها و نگرانی‌ها دور می‌کند را پاس بداریم. امروزه که بحث تولید داروی کرونا و واکسن آن عالمگیر شده است، داروی نه تنها ضد کرونا بلکه ضداسترس، ضد تورم و ...سپردن روح و جان خود به انسانیت، عشق، هنر و زیبایی است. می‌دانم خیلی تکراری و بی‌مزه است ولی فعلا این تنها داروی در دسترسی است که می‌توان از آن بهره برد.

به روایتی می‌توان گفت متضاد شعر معروف حسین منزوی که استاد محمد نوری در ترانه‌ای به زیبایی آنرا خوانده‌اند: انگار میشه غصه ما رو يه لحظه تنها بذاره.

لطفا ماسک بزنید.

 

بیشتر بخوانید:

*انگار میشه غصه ما رو يه لحظه تنها بذاره! (2)

*انگار میشه غصه ما رو يه لحظه تنها بذاره! (1)

*داروی ضدکرونا و ضدگرانی رسید؛ انسانیت، عشق، هنر و زیبایی/ چه تکراری!

*چالش لبخند و شادی؛ برقص، برقص، زنده باد زندگی!

*دعوت به یک چالش جدید: برای فرزندانمان "گوئیدو" باشیم

 

ارسال به تلگرام