اشاره: این یادداشت، در 23 مهر 1399 ( یک ماه قبل از انتخابات آمریکا) تحت عنوان "با رئیس جمهور بعدی آمریکا چه کنیم؟" منتشر شد. اینک که انتخابات جنجالی ایالات متحده برگزار شده و "جو بایدن" توانسته است "دونالد ترامپ" را شکست دهد، یادداشت حاضر با ویرایش و بروز رسانی، در هفدهم آبان 1399 و ساعاتی بعد از اعلام پیروزی بایدن، باز نشر می شود.
عصر ایران؛ جعفر محمدی - میلیاردها دلار از کشورهای مختلف طلب داریم ولی نمی دهند. می خواهند بدهند ولی آمریکا اجازه نمی دهد. همین عراق که نجات اش از دست داعش را مدیون ایران است و سردار سلیمانی ها، دلارهای ایران را بلوکه کرده و ما باید برای گرفتن طلب مسلم مان از همسایه، مدام مذاکره کنیم و اگر روی خوش نشان دادند، خبر خوش بدهیم که ایها الناس! گشایشی در کار است، عراق ارزهای ما را آزاد می کند.
برای عراقی ها البته حرجی نیست که در ایران دلار چقدر قیمت می خورد و مردم در تامین مایحتاج ضروری شان مانده اند. آنها به آینده نه چندان دور کشورشان می اندیشند که قرار است در دهه پیش رو، روزانه 9 میلیون بشکه نفت تولید کند یا نیروی هوایی خود را با پرنده های آمریکایی مانند F-16 تجهیز کند و قدرت هوایی اول منطقه شود.
پس چه باید کرد؟ آیا همه مشکلات از سوء مدیریت داخلی هاست. قطعاً بخش عمده ای از نابسامانی ها از فقدان تدبیر است، حتی در دولتی که شعارش تدبیر بود. اما بخش مهمی از نقص ها نیز به سامانه نابسامان ارتباط ما با جهان مرتبط می شود.
همین عربستان را نگاه کنید که رسماً اسپانسر مالی افت ارزش ریال ایران شده است و با ترزیق پول و اعمال سیاست در بازارهای ارزی سلیمانیه و هرات و دوبی، قیمت لحظه ای دلار را در ایران تعیین می کند. چرا؟ چون عده ای معروف به خودسر ولی به واقع غیرخودسر، در شبی از شب ها به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد حمله کردند و روابط دو کشور را تیره تر از قبل ساختند و به قطع کامل کشاندند.
به راستی وقتی که خودمان دشمن تراشی می کنیم، از دشمن خود ساخته مان چه انتظاری می توان داشت؟ درست از آن زمان بود که عربستان سراغ مشتری های نفت ایران در جهان رفت و با پیشنهادهای مالی اغواگرنه بازار نفت ایران را قاپید و سپس مبلغی را برای دستکاری در بازارهای هرات و سلیمانی و دوبی در نظر گرفت تا با بازار ارزی ایران بازی کند و اذعان باید داشت که خوب هم توانسته است این کار را انجام دهد.
حال بماند لابیگری های عربستان با صهیونیست ها برای کشاندن پای آنها به خلیج فارس و پشت مرزهای ایران.
یا وقتی همه کشورهای جهان رویه های بانکی FATF را به عنوان سند همکاری جهانی می پذیرند و اجرا می کنند، این وسط ناگهان ما می گوییم که آن را قبول نداریم؛ خب معلوم است که کل دنیا در برقراری روابط بانکی با ما دچار تردید می شود و بسیاری عطای تبادلات با ایران - که یک درصد مساحت و جمعیت جهان را دارد - را به لقایش می بخشند، حتی اگر تحریمی هم وجود نداشته باشد.
لازمه زیست در جهان امروز، متهم کردن زمین و زمان و برگزیدن کنج عزلت نیست. خود آمریکا یا چین که دو قدرت برتر جهان هستند نیز اگر همین الان روابط خارجی شان را قطع کنند، در مسیر فروپاشی قرار می گیرند.
تعامل و ارتباط عقلانی با جهان، شرط بالندگی در عصر جدید است والّا کره شمالی شدن و خود را در حصار ترس پیچیدن که کار شاقی نیست: کمی تبلیغات و پروپاگاندا می خواهد، اندکی آب و نان برای سیر کردن شکم مردم و دستی پر زور برای پیچاندن گوش هایی که زیادی می جنبند و تمام!
رهبر معظم انقلاب در سخنان مهر ماه خویش بر لزوم محاسبه گری عقلانی در حفظ منافع ملی تاکید ویژه ای کردند و "عقلانیت" را به معنای "محاسبه صحیح " خواندند. این همان نکته ای است که مسوولان باید در تصمیمات کلانی که برای اداره کشور و تعیین سرنوشت 80 و چند میلیون انسان می گیرند لحاظ کنند.
البته قطعاً همان گونه که مقام معظم رهبری نیز تصریح داشتند، عده ای عقلانیت و محاسبه گری را عملاً مترادف با ترس می دانند و با خوش باوری مثلاً تصورشان این است که اگر همین امروز به آمریکا پیام دوستی بدهیم، صبح فردا همه مشکلات مان حل می شود یا جو بایدن بعد از تحلیف ریاست جمهوری، از جیب رأی و مالیات دهندگان آمریکایی خرج مان می کند!
نکته مهمی که در این میان وجود دارد و رهبر معظم انقلاب نیز اشاره کاملاً درستی بدان کردند این است که ایران بر خلاف 40 سال قبل، در برابر آمریکا در موضع ضعف نیست. اگر زمانی رابطه آمریکا و ایران به رابطه گرگ و میش تعبیر می شد - و درست هم بود چرا که ایران لقمه ای آماده برای آمریکا محسوب می شد - امروز، قدرت منطقه ای ایران، توان بین المللی آمریکا را به چالش می کشد بدان حد که آمریکایی ها بعد از جنگ در افغانستان و عراق و دادن هزینه های مادی و معنوی فراوان و سرنگونی حکومت های دو دشمن دیرین ایران (طالبان و صدام)، سر آخر مجبور می شوند برای تشکیل حکومت در این دو کشور، با ایران هماهنگی کنند.
شک نکنید اگر ایران لقمه راحت الحلقومی برای آمریکا بود، دستکم در دوران ترامپ، شاهد حمله نظامی گسترده به ایران بودیم، ولی بدون شعار زدگی باید گفت که سخن رهبر انقلاب که "یاوه گوییهای آمریکا به دلیل ترس از تواناییهای ایران است" مقرون به واقعیت است.
اینک ما یک ایران توانمند داریم که هر چند در عرصه اقتصادی به معنای واقعی کلمه در رنج و حرج است اما در شرایط ترس نیست. ایران می تواند با رعایت همان محاسبه گری عقلانی و به دور از هر گونه ترس و وادادگی، بعد از آغاز به کار "بایدن" نقشه راه مبتنی بر احقاق حق خود در برابر آمریکا را از هر راهی که عقلانی است، تهیه کند.
نکته قابل توجه در هر گونه مذاکره احتمالی بین ایران و آمریکا این است که کاخ سفید یک نکته را به خوبی متوجه شده است و آن این که تحریم های اقتصادی هر چند می تواند ایران را در تنگنای مالی قرار دهد و معیشت مردم ایران را سخت کند، اما جمهوری اسلامی را در موضع ضعف مذاکراتی قرار نمی دهد؛ این شعار نیست و در دولت ترامپ که بی سابقه ترین تحریم ها علیه ایران اعمال شد، عملاً تجربه شده است.
موضوع دیگر آن که بایدن در تبلیغات انتخاباتی اش بر لزوم بازگشت آمریکا به برجام تاکید کرده است. در واقع وعده ای که او به مردم آمریکا داده، جای مانور ایران را تقویت می کند و می تواند زمینه مناسبی برای امتیاز گیری بیشتر باشد.
حواس مان باشد که به همان اندازه که ممکن است عده ای از ترس و وادادگی، در اندیشه مذاکره با آمریکا باشند، عده ای نیز از ترس مذاکره، مذاکره را نفی کنند. باید از هر دو ترس عبور کرد.
مهار آمریکا با حربه مذاکره عزتمندانه، عناصر آمریکا در منطقه و جهان را نیز منکوب می کند. مثلاً دیگر عربستان نمی تواند مانند گذشته شیطنت کند یا کره جنوبی دلارهای ایران را بلوکه کند.
قطعاً این مهم با رعایت سه اصل سیاست خارجی یعنی "عزت، حکمت و مصلحت" و با رعایت "عقلانیت" و "دوری از ترس و وادادگی"، میسر خواهد بود. اگر این اصول رعایت شود، ما پیروزیم؛ چه در میدان جنگ و چه در جبهه مذاکره.
حواس مان باشد که پیروزی بایدن، به معنای پایان سیاست های خصمانه آمریکا علیه ایران نیست. بایدن در ماه ژانویه، رئیس جمهور آمریکا می شود و نه رئیس جمهور ایران. او به کشور خود فکر خواهد کرد و صدها ملاحظه سیاسی احاطه اش کرده اند، مانند لابی صهیونیست ها و سعودی ها در واشنگتن. این ما هستیم که باید از وضعیت جدید به وجود آمده در آمریکا بهترین استفاده را بکنیم و نگذاریم لابی های ضد ایرانی در آمریکا، که در دوران ترامپ، بیش از پیش یکه تازی می کردند، احیا شوند.
سیاستگذاران ایران باید این نکته را هم در نظر بگیرند که دنیا، دل خوشی از ترامپ نداشت و لذا در اقدامات ضد ایرانی ترامپ، چندان همراهش نبود (مانند تنها گذاشتن آمریکا در ادامه تحریم تسلیحاتی ایران). اما جو بایدن، با رفتارهای متعارف دیپلماتیک، اعتبار بیشتری در جهان خواهد داشت و این، حتی می تواند به ضرر ما یاشد. بنابراین، نباید اجازه دهیم که اجماعی علیه ایران در سطح بین المللی شکل بگیرد.
"محاسبه گری عقلانی و مبتنی بر چهار دهه تجربه" به ما می گوید که باید بکوشیم ابتکار عمل در برابر "لابی های داخل آمریکا" و "سیاست های بین المللی واشنگتن در قبال ایران"، در اختیار تهران باشد نه ریاض و تل آویو.