صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۷۵۶۱۴۹
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۶ - ۲۵ آبان ۱۳۹۹ - 15 November 2020

سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه با روی کار آمدن «بایدن» چگونه خواهد بود؟

دولت­‌ها برای رسیدن به این اهداف ممکن است استراتژی‌­ها و راهبردهای متفاوتی را در پیش ­بگیرند. این تفاوت در راهبردها ممکن است بر اثر تغییرات در وضعیت کلی کشورها و یا چرخش نخبگان حاکم باشد، اما اهداف بدون تغییر باقی می‌­مانند.

به طور کلی سیاست خارجی بایدن در خاورمیانه تفاوت چندانی با دوران ترامپ نخواهد داشت و تنها تفاوت در ابزار رسیدن به هدف است که بایدن احتمالا از ابزارهای دیپلماتیک و حقوق بشری استفاده خواهد کرد.
سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه با روی کار آمدن «بایدن» چگونه خواهد بود؟

به گزارش عصرایران،حسن حسنی در خبرگزاری دانشجو نوشت:

اصولاً سیاست خارجی دولت­‌ها را اهدافی مشخص می­‌کند که در نقشه راه هر کشور آمده است. این اهداف که شامل اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است، تابعی از متغیرهای سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی، فرهنگی و ایدئولوژیک خواهد بود.

دولت­‌ها برای رسیدن به این اهداف ممکن است استراتژی‌­ها و راهبردهای متفاوتی را در پیش ­بگیرند. این تفاوت در راهبردها ممکن است بر اثر تغییرات در وضعیت کلی کشورها و یا چرخش نخبگان حاکم باشد، اما اهداف بدون تغییر باقی می‌­مانند.

آمریکا به خود اجازه دخالت در امور تمامی مناطق جهان را داده است، از این رو دارای اهداف سیاست خارجی مختلفی است که در اسناد گوناگون امنیت ملی آمریکا به آن­ها اشاره شده است. لذا برای رسیدن به این اهداف نخبگان سیاسی این کشور در قالب احزاب جمهوری‌­خواه و دموکرات روش­‌های متفاوتی را در پیش می‌­گیرند، به ویژه در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ که این روش‌­ها به طور بنیادی دچار تحول شد. این ساختارها شامل موارد ذیل می‌شوند:

1- نگاه به ساختار بین‌­المللی:

به طور کلی نگاه دموکرت­‌ها به ساختار بین‌­المللی تکثرگرایانه و مبتنی بر ایجاد امنیت با همکاری‌­های مشترک است. جمهوری‌­خواهان نیز به ایجاد امنیت با همکاری‌­های مشترک معتقدند، اما اولویت‌شان تأمین امنیت از طریق افزایش قدرت ملی است.

دموکرات­ها جهت دست یافتن به اهداف خود همکاری با سازما­ن­‌های بین­‌المللی و قدرت­‌های جهانی را لازم می­دانند تا به یک اجماع جهانی برسند. در مقابل جمهوری­خواهان به همکاری با سازما­ن­های بین­المللی چندان توجهی نمی­کنند و بیشتر نگاه ایزاری به قدرت­های دیگر دارند. به عنوان مثال به حملة ایالات متحده به عراق در سال 2003 با وجود مخالفت سازمان­های بین­المللی و اکثر قدرت­های دیگر و همچنین خروج آمریکا از پیمان آب و هوایی پاریس در دوران ترامپ میتوان اشاره کرد.

2- استفاده از نیروی نظامی:

در این زمینه رویه دو حزب بزرگ آمریکا کاملاً از یکدیگر متفاوت است. جمهوری­خواهان که از طرفداران افزایش بودجه نظامی آمریکا هستند طی چند دهه اخیر بیشترین استفاده را از نیروی نظامی برای مقابله با دشمنان منافع آمریکا داشته‌­اند. جمهوری خواهان همچنین برای مشروعیت بخشی به اقدامات نظامی خود از مفاهیمی مانند اقدامات پیش دستانه استفاده می­کنند. در مقابل دموکرات­ها، اولویت را به ابزارهای اقتصادی و سیاسی می­دهند و بر این باورند که اگر بنا به استفاده از ارتش باشد، بهتر است اجماع جهانی نیز با آن همراه باشد.

حال با ذکر مختصری از برخی تفاوت­‌های سیاستگذاری در ایالات متحده، و با توجه به پیروزی جو بایدن نامزد دموکرات در انتخابات 2020 آمریکا تحلیل مختصری بر چگونگی آیندة سیاست خارجی دولت بایدن در منطقة منا خواهیم داشت.

ابتدا می‌­بایست گفت یکی از دلایل ناکامی­های دونالد ترامپ در انتخابات جاری آمریکا اتخاذ سیاست­‌های غلط در حوزه روابط بین­‌الملل بود که باعث انتقادهای گسترده به ترامپ چه از جانب جمهوری­خواهان چه از جانب دموکرات­ها شد.

ترامپ در حوزه سیاست خارجی به گونه‌­ای عمل کرد که حتی اخلاف جمهوری­خواه وی نیز این گونه عمل ­نمی‌­کردند. به گونه‌­ای که ایالات متحده در برخی مسائل در سازمان ملل و حتی شورای امنیت نیز تنها بود. آغاز تنش سیاسی و اقتصادی با چین، خروج از توافق جامع اقدام مشترک (برجام)، تنش­های متعدد سیاسی با اتحادیة اروپا، به رسمیت شناختن قدس شریف به عنوان پایتخت اسرائیل، اتخاذ سیاست­های مهاجرتی غلط برای مسلمانان، رفتار غیر انسانی با مهاجرین در مرزهای این کشور به ویژه در مرز مکزیک و اتخاذ سیاست­های غلط در آمریکای لاتین نظیر حمایت از کودتا در ونزوئلا از جمله مهمترین اقدامات اشتباه ترامپ در عرصه سیاست خارجی بود که با مخالفت‌­های صریح نخبگان سیاسی این کشور همراه بود.

اما خاورمیانه همیشه برای آمریکا اهمیت ویژه­ای داشته است در دوران ترامپ این منطقه شاهد رشد افراطی­گری و خشونت بود. دوران ترامپ برای اسرائیل یک دورة طلایی بود از انتقال سفارت آمریکا به قدس تا طرح معاملة قرن و امضای قرارداد صلح برخی کشورهای منطقه با این رژیم از جمله دستاورد ترامپ برای اسرائیل بود. حال سوال پیش می­آید در دوران ریاست جمهوری جو بایدن نیز اوضاع به همین منوال است یا خیر؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است این منطقه را در سه محور اصلی روابط آمریکا با ایران، اسرائیل و اعراب تقسیم بندی کرد.

الف- ایران: روابط ایران و ایالات متحده که در دوران باراک اوباما و امضای برجام از تنش کمتری برخوردار بود اما با روی کار آمدن ترامپ و خروج وی از برجام و تحریم­های پی در پی و بی سابقة وی علیه ایران اوضاع رو به وخامت گذاشت. اقدام نابخردانه ترامپ در ترور شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی اوضاع را به شدت متشنج کرد به گونه‌­ای که برای اولین بار بعد از 80 سال یک دولت خارجی به طور رسمی به پایگاه­های نظامی ایالت متحدة آمریکا حملة موشکی کرد. همچنین با عدم همراهی جامعة جهانی و سازمان ملل با آمریکا علیه ایران در این دوران پازل شکست سیاست­های ترامپ علیه ایران را تکمیل شد و ترامپ را در حسرت یک تماس از ایران گذاشت. اما با روی کار آمدن بایدن اوضاع از لحاظ تکنیکی فرق خواهد کرد. هدف هر دو رییس جمهور مهار ایران است. اما بایدن قصد دارد با بازگشت به برجام مهار ایران را از راه گفتگو و اجماع جهانی پیگیری کند. برخورد و مواجهه با بایدن بسیار از سخت­تر از ترامپ است چرا که در نگاه اول ممکن است گشایش­های اقتصادی اتفاق افتد اما در نهایت با شکست گفتگوها بازگشت تحریم­ها شدیدتر و با اجماع جامعه جهانی باشد.

ب- اسرائیل: همان طور که در بالا گفته شد دوران ترامپ برای اسرائیل یک دوران طلایی بود و منجر به افزایش قدرت این رژیم در برابر کشورهای عرب منطقه شد. در دوران بایدن نیز اوضاع به همین روال خواهد بود اما با سرعت کمتر. آمریکا در این دوران سعی خواهد کرد با انتقادات ظاهری نسبت به برخی مسائل از جمله شهرک سازی­های اسرائیل چهر­ه­ای بی طرف و حقوق بشری به خود بگیرد اما در نهایت حمایت­ها ادامه خواهد داشت. ذکر این نکته نیز شاید خالی از لطف نباشد که در برخی نظر سنجی‌­ها رای 77 درصد از یهودیان آمریکا جو بایدن بوده است و این نشانگر این مطلب است که روی کار آمدن بایدن شاید تنها برای برخی از شخصیت­های سیاسی این رژیم ناخوشایند باشد اما برای قاطبة آنها تفاوت چندانی وجود ندارد.

ج- اعراب: روابط اعراب و آمریکا در دوران ترامپ از پیچیدگی خاصی برخوردار بود از یک سو آمریکا در لفظ از اعراب حمایت می­­­­کرد و از طرف دیگر در عمل معتقد بود که اعراب می­بایست پول این حمایت­ها را بپردازند. پرداخت هزینه از سوی برخی دول عربی منطقه به قدری خوب بود که ایالات متحده چشم خود را بر بسیاری از جنایت­های برخی حکام عربی بست و موضعی نگرفت از جمله حمایت برخی از سران عرب از تروریست­های تکفیری، زندانی و قتل مخالفان و جنگ افروزی در یمن. بایدن در نطق­­های انتخاباتی خود از فروش سلاح به برخی کشورهای عرب مانند عربستان انتقاد کرده است و خواهان توقف فروش تسلیحات به این کشورها شده است. اما اگر بخواهیم واقع بینانه به این مسئله نگاه کنیم توقف فروش سلاح به کشورهای عربی مساوی است با ورشکستگی کارخانه‌­جات اسلحه سازی آمریکا که بخش مهمی از اقتصاد این کشور را در اختیار خود دارند. سیاست خارجی بایدن در قبال اعراب در حوزة حقوق بشر با چالش مواجه خواهد شد اما در حوزه­های اقتصادی و سیاسی، خیر!

به طور کلی سیاست خارجی بایدن در خاورمیانه تفاوت چندانی با دوران ترامپ نخواهد داشت و تنها تفاوت در ابزار رسیدن به هدف است که بایدن احتمالا از ابزارهای دیپلماتیک و حقوق بشری استفاده خواهد کرد. اگر به دنبال تفاوت عمده در عملکرد بایدن هستید آن را نباید در خاورمیانه جستجو کنید این تغییرات رفتاری بیشتر در روابط با شرق آسیا، اتحادیة اروپا و سازمان­های بین­المللی قابل مشاهده است نه در خاورمیانه.

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200