صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۷۷۹۱۲۳
تاریخ انتشار: ۱۵:۲۴ - ۲۴ فروردين ۱۴۰۰ - 13 April 2021

مواضع ما و منافع ما ؛ چرا مواضع ما در خدمت منافع جامعه نيست؟

 پرسش اساسي اينست كه مواضع ما در ديگر كشورها چقدر منافع ما را تضمين مي كند و چرا گفته می شود مواضع وعملکرد ما در دیگر کشورها در نهایت در خدمت منافع ما نبوده است؟

عصر ایران؛ سجاد بهزادی*-  چرا مواضع ما ، منافع جامعه را تامين نمي كند؟ بارها گفته مي شود چرا عده اي در كشور، مواضع خود را بر اساس منافع ملي ترسيم نمي كنند و حرف هايي مي زنند كه چارچوب آن تنها تامين منافع فردي است. مگر ديگران چگونه مواضع خود را بر اساس منافع كشور خود تعریف مي كنند که ما نمی کنیم؟

پیش تر کشورهای توسعه یافته به اين موضوع نامدار بودند كه در مواضع خود قبل از هرچيز منافع كشور خود را درنظر مي گيرند؛ اما ديگر اين موضوع تنها شامل کشورهای توسعه یافته غربي نمي شود.

به تازگی رئیس جمهوری افغانستان در مراسم تکمیل آبگیری سد کمال خان در ولایت نیمروز و در نزدیکی مرز ایران گفت: "زين پس به ایران "آب در مقابل نفت" می‌دهیم." او تاکید کرد که بعد از این کلید آب هیرمند به دست افغان هاست، و آنچه که در معاهده آب که میان ایران و افغانستان ‌آمده عملی خواهد شد، "اما زیادتر از تعهد، گپ (سخن)، مورد مذاکره است". این مواضع رئیس جمهور افغانستان می خواهد بگوید منافع کشورش بر هر عامل دیگری برتری دارد ؛  در همين ارتباط گفته مي شود کشور چین هم پیش از امضاء قرارداد ۲۵ ساله خود با ایران، حداقل با ۴۰ کشور دیگر نیز قراردادهای مشابهی امضاء کرده است.

بررسی عملکرد چین در نحوه‌ی عمل و همکاری در این قراردادها نشان می‌دهد دولت چین منافع خود را در اولويت قرار مي دهد و سپس به توسعه ومنافع كشور ميزبان توجه دارد و در برخی موارد حتی به منافع کشور میزبان نیز بی توجه بوده است و نسبت به قراردادهای امضاء شده در نهایت وضعیتی برد – باخت می خواهد. تجربه تاریخی می گوید ، چین امروز که با ما منافع ۲۵ ساله دارد اگر در شورای امنیت سازمان ملل متحد، منافع بزرگ تری دستش بگیرد حاضر هست علیه ما نیز رای دهد.

 پرسش اساسي اينست كه مواضع ما در ديگر كشورها چقدر منافع ما را تضمين مي كند و چرا گفته می شود مواضع وعملکرد ما در دیگر کشورها در نهایت در خدمت منافع ما نبوده است؟

به عنوان نمونه می توان گفت کشور ایران در سال های گذشته نقش بسیار مهمی در تقویت دولت سوریه و حتی جلوگیری از سقوط رهبر آن کشور داشته است. اما خبرگزاری مهر در گزارش کاملی در مورد "فرصت مشارکت ایران در بازسازی سوریه" که در دیماه سال گذشته منتشر شد، آورده است "بسیاری از کارشناسان معتقدند ما از ظرفیت‌های اقتصادی سوریه و صادرات کالا و خدمات فنی مهندسی به این کشور جا مانده ایم.در این گزارش به سفر مقامات ایرانی به سوریه و توافقاتی که هیچ گاه عملی نشده نیز اشاره شده است.

در موردی دیگر ،چه كسي هست كه نداند كشور ايران در سال های گذشته تا کنون و در راستاي منافع كشور عراق چقدر به مردم و دولت اين كشور در حوزه هاي مختلف امنيتي و اقتصادي كمك كرده است ؟ اما عضو هیات مدیره اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق مي گويد "عراقی‌ها به بهانه‌های مختلف مانند تحریم بودن بانک‌های ایرانی حتی از پرداخت بدهي خود به ایران نیز اجتناب می کنند."  عراق اکنون میلیون ها بشکه نفت در روز تولید می کند و بالاتر از ایران نقش مهمی در سبد انرژی جهان دارد.

به راستی چرا مواضع ما ایرانیان در خدمت منافع و توسعه ما نيست و به قول دکتر سریع القلم در کتاب عقلانیت وتوسعه یافتگی ایران؛ " تاریخ برای چیدن عوامل مناسب در کنار یکدیگر جهت رشد وتوسعه یک کشور عجله ای ندارد"، این روند برای ما تا کی می تواند ادامه داشته باشد وچرا مسئله حل نمی شود؟

يك دليل ساده برای حل نشدن این مسئله، نداشتن هم صدايي در معادلات جهانی است. وقتی ما در بسیاری از معادلات توسعه جهان و فرایند جهانی شدن حضور نداریم نمی توانیم منافع خود را خوب بشناسیم و سنجیده نسبت به کسب آن منافع، اظهار نظر کنیم. ما سال هاست به دیوار بتنی تحریم وتهدید خورده ایم و در معادلات جهانی غایب هستیم وشناخت ما نسبت به "وضعیت و میدان" بسیار اندک است. وقتی شما گوشه ای منفعل می شوید و نمی توانید در فرایند جهانی شدن و ارتباط بین المللی نقش بپذیرید آرام آرام عافیت اندیش هم می شوید و برای داشتن جامعه ای توسعه یافته و زندگی رفاه گونه حقیقت ها را درک نمی کنید و دیگر فرمولی برای سخت کوشی خود نخواهید داشت.

در کتاب چرا عقب مانده ایم نوشته دکتر ایزدی نقل قولی از شاردن ، سیاح بسیار معروف فرانسوی که به ایران سفرهای زیادی انجام داده وحتی سال ها در ایران اقامت داشته آمده است که در مورد ما ایرانیان می گوید " ایرانیان بیش از همه چیز دل شان می خواهد زندگی کنند وخوش باشند اما دیگر آن سلحشوری سابق را ندارند و باور ندارند که نشاط در حرکت وتکاپو وکارهای پرزحمت بدست می آید."

وقتی شما در معادلات جهانی شریک نیستید طبیعی است که نمی دانید منافع کشور در پیوستن به FATF است تا مواضع خود را بر این اساس تنظیم کنید؛ بلکه با کشورهای فقیر و ناتوان هم صدا و هم منافع می شوید. بر اساس آخرین بیانیه FATF در ۲۱ فوریه ۲۰۲۱، فقط ۱۶ کشور از جمله آلبانی، باهاماس، باربادوس، بوتسوانا، کامبوج، غنا، جامائیکا، موریس، میانمار، نیکاراگوئه، پاکستان، پاناما، سوریه، اوگاندا، یمن و زمیباوه در زمره کشورهای عدم همکار گروه ویژه اقدام مالی قرار دارند. وضعیت ایران به همراه کره‌شمالی از کشورهای نامبرده نیز نامناسب‌تر است و تنها این دو کشور در لیست اقدامات مقابله‌ای قرار دارند.

حالا که دوباره مذاکرات برجامی آغاز شده است و برجام می خواهد نفس تازه کند تا از کما خارج شود،کدام مواضع ما منافع ما را تامین می کند؟ ما میلیاردها دلار به خاطر عمل نکردن طرف های برجامی به تعهدات شان بر باد داده ایم و پیکر اقتصاد کشور کم جان شده است و حالا که دوباره نشانه هایی از امید دیده می شود بنظر می رسد همچنان مواضع ما روشن نیست و چند صدایی بر سر منافع ملی فراوان است وهیچ هماهنگی،هم سویی و انطباقی در مواضع افراد مسئول وجود ندارد. در این وضعیت مواضع ما چگونه در اختیار منافع کشور ما قرار خواهد داشت؟

اگر دل مان برای ایران و جامعه ایران می سوزد و به سرنوشت این کشور احساس تعلق داریم و منافع ما با منافع عمومی مردم هم سو است و ناسیونالیسم عقلانی ما نیز به قدر ناسیونالیسم احساسی ما عمیق است؛ چرا مواضع مان این همه اختلاف انگیز باشد؟

تا زمانی که به شناخت دقیقی از جایگاه خود در صحنه جهانی نرسیده ایم و تصویر روشنی از مناسبات جهانی نداریم،مواضع ما منافع کشور را تامین نمی کند و توسعه کشور به شدت نامتعادل و ناهمگن خواهد بود.

* روزنامه‌نگار

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200