صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۷۷۹۸۷۸
تاریخ انتشار: ۰۳:۳۸ - ۲۹ فروردين ۱۴۰۰ - 18 April 2021

خاطرات من، باجناق و پول دیجیتال (قسمت چهارم): ورود به بازار

علی مهدوی شاد

سایت "آسان بیت کوین" که بخشی از آن به آموزش افراد تازه وارد به عرصه ارزهای دیجیتال اختصاص یافته، مفاهیم این حوزه را در قالب داستانی خواندنی منتشر می کند.
قسمت های اول تا سوم داستان "خاطرات من، باجناق و پول دیجیتال " را در لینک های زیر بخوانید و قسمت چهارم این داستان آموزشی را در ادامه:

قسمت اول: فسنجان و بیت کوین
قسمت دوم: بلاک چین و مردی که هیچ کس او را ندیده است
قسمت سوم: سبد ارزی

 خاطرات من، باجناق و پول دیجیتال
قسمت چهارم : ورود به بازار

مهرداد داشت رسید 100 میلیون تومان را می­ نوشت که حاج علی اکبر - پدر مهرداد - وارد مغازه شد و یکراست آمد سمت ما.

به احترامش برخاستیم و سلام کردیم.

حاج علی اکبر، حدود 70 سال داشت و به قول خودش 60 سال را در بازار بود. در بازار کیف منوچهری هم از قدیمی­ ها بود و همه کسبه احترام خاصی برایش قائل بودند.

او در حالی که کلاه پشمی ­اش را از سر بر می­ داشت به مهرداد گفت: چی داری می­نویسی پسر؟

و مهرداد توضیح داد که از من پول می­ گیرد برای خرید و فروش ارز دیجیتال.

حاج علی اکبر در حالی که برای خودش چایی می ­ریخت به مهرداد گفت: باجناق بیچاره­ ات رو نکش تو این چاه ویل! آخه کدوم آدم عاقلی پول زبون بسته اش رو می ­ریزه تو این کامپیوتر و به جاش یه عدد ظاهر می­شه تو اون صفحه؟!

بعد رو کرد به من و گفت: لااقل تو یه چیزی به این باجناقت بگو؛ این ارز دیجیتال میجیتال که نشد کار و کاسبی. صد بار بهش گفتم فردا اومدی کامپیوترت رو باز کردی دیدی جا تره و بچه نیست می­ خوای چیکار کنی؟

مانده بودم که چه بگویم که خودش ادامه داد: تو خودتم که داری آلوده می ­شی!

و بعد در حالی که از جا بر می­ خاست گفت: از من گفتن بود بچه­ ها. دعا می­کنم سود کنید... و راه افتاد به سمت پله ­های زیر زمین که انباری مغازه بود.

وقتی مطمئن شدم حاج علی اکبر رفته، با نگرانی به مهرداد گفتم: مهرداد! حاجی یه چیزی گفت که ترسیدم.

- چی؟

- همین که گفت ممکنه یه روز کانکت بشیم و ببینیم پول­مون نیست. راست می­گه؟

مهرداد با بی ­اعتنایی و شیطنت گفت: خب آره! چرا که نه؟!

- عه! اذیت نکن مهرداد! یعنی که آره؟!

- اول 100 تومنو رد کن بیاد، بعد!

- بابا همه ­اش مال خودت! کشتی منو!

- حالا شدی پسر خوب؛ پس خوب گوش کن.


مهرداد در حالی که قیافه­ ای جدی به خود گرفته بود و این جدیت، مرا بیشتر می ­ترساند شروع کرد به توضیح دادن: ببین داداش! ما هزاران ارز دیجیتال داریم که اسم خیلی­ هاشون رو حتی یه بار هم نشنیدیم. هر کسی می تونه با دانش برنامه­ نویسی و کمی هزینه، یه ارز دیجیتال برای خودش درست کنه و اولش هم چهار تا مشتری پیدا کنه ولی در ادامه خرید و فروش نشه.

و ادامه داد: اگه یادت باشه اون شب بهت گفتم که عرضه و تقاضا، مهم­ترین پشتوانه ارزهای دیجیتال هستند. حالا اگه ارزی بخری که معتبر نباشه و تقاضایی براش نباشه، عملاً پولت باد شده رفته هوا.

من: وای! نگو مهرداد...

- نترس! گفتم که! این ماجرا برای ارزهای بی اعتبار هست. من اونقدر ناشی نیستم که برم ارزی رو بخرم که هیچ پشتوانه ­ای نداشته باشه.

- از کجا باید دونست که یه ارز معتبره؟

بادی به غبغب انداخت و انگار که بزرگ­ترین دانشمند فیزیک دنیاست، گفت: فاندامنتال جانم، فاندامنتال.

- فانتا چی چی؟

- فاندامنتال، یعنی تحلیل بنیادین.

چیزی نگفتم ولی مهرداد از چشمانم خواند که خیلی گنگم و ادامه داد: ببین علی آقا! ما دو نوع تحلیل داریم تا بر اساس اونا ارزش ارزهای دیجیتال و روند بازار رو پیش بینی کنیم.

اولیش تحلیل فاندامنتال هست. یعنی باید ببینیم این ارزی که می خواهیم بخریم، توسط چه اشخاصی راه اندازی شده، آیا شرکتش معتبره؟ زیر ساخت­های فنی ارز چیه؟ آیا کاربردی برای ارز تعریف شده یا فقط یه اسمه؟پشتوانه داره یا نه؟

اگه ببینیم که مجموع این­ها مثبت هست می­فهمیم که با یه ارز "پدر و مادر دار" طرفیم و می­تونیم روش سرمایه گذاری کنیم.

البته تحلیل فاندامنتال، در پیش­ بینی بازار هم کمک می­ کنه. مثلاً اگه فردا اعلام بشه که سهام شرکت عرضه کننده ارز تزوس رو مایکروسافت یا آمازون خریده، می ­شه پیش بینی کرد که قیمتش بالا می­ره یا اگه دادگاه علیه ارز ریپل رای بده باید انتظار سقوط قیمت رو داشت.

- چه جالب! خب اینا رو از کجا می­شه فهمید؟

- اولین کار اینه که به سایت رسمی خود این ارزها سر بزنیم و ببنیم چی نوشتن. البته نباید به سایت خودشون اعتماد کامل کرد چون به هر حال یه جوری می­نویسن که جلب نظر کنن. بنابراین باید در سایت­های معتبر درباره ارزهایی که می­خواهیم بخریم، دنبال اطلاعات باشیم. من خودم توی توئیتر و یکی دو تا سایت، مطالب چند نفر از کارشناسان اصلی ارزهای دیجیتال رو دنبال می­کنم. راستش از وقتی این کار رو شروع کردم، زبان انگلیسیم هم تقویت شده.

- و دیگه؟

خنده­ ای کرده و گفت: و مهم­تر از همه، آدم باید از باجناقش بپرسه که از همه سایت­ها و کارشناسا، سر تره.

من هم که خیالم راحت شده بود گفتم: تحلیل دوم چیه؟

- تحلیل دوم، "تکنیکال" هست که خیلی به درد روندهای آتی بازار می­خوره و بعدا دربارش صحبت می­کنیم.

من که فقط در حد کلیات چیزهایی فهمیده بودم، توی دلم گفتم: خدایا به امید خود تو و سپس به مهرداد گفتم: شماره شبای باجناق چنده که پولو بزنم به حسابش؟

- تو رسید نوشتم، ندیدی؟

در حالی که رسید رو می­خوندم گفتم: یه چیزی بگم ناراحت نشی­ها.

- بگو؟ چرا ناراحت بشم؟

- می­دونم تو داری به من لطف می­کنی ولی یادمه قبلا سهام چند نفر رو توی بورس اداره می­کردی و خرید و فروش می­ زدی براشون و درصد می ­گرفتی. فکر کنم اینجا هم همین قاعده برقرار باشه. درسته؟

- خب؟

- خب نداره! بی تعارف بگو چند درصد از سود معاملات ارز دیجیتال برای توئه؟

نگاهی به بیرون مغازه انداخت که مردم بی توجه به مغازه­ ها از کنارشان می­ گذشتند و گفت: تو این کسادی بازار تو هم گیر دادی­ ها.

- جدی می­گم مهرداد.

- این که می­گی درصد می­ گیرم درسته اما از غریبه­ ها، نه از رفقا و باجناق یکی یه دونه.

- لطف داری؛ حالا فرمولش چیه؟

- راستش هر کسی یه جوری کار می­کنه و فرمول خاصی نیست. من خودم 30 درصد از سود رو می­ گیرم، بعضی­ها تا 40 درصد و 50 درصد هم می­گیرن. البته اگه با افرادی کار کنی که هم معتمد باشند و پولتو نخورن و هم کار بلد باشند و بتونن خوب نوسان گیری کنند و سود کنند، بیشتر از سپرده بانکی سود می­گیری، حتی با همون 50 درصدی که بعضا می­گیرن. حتما هم باید قرارداد داشته باشی تا خدا نکرده فردا مشکلی پیش نیاد.

- دمت گرم مهرداد جان، خیلی از لطفت ممنونم. حالا این نوسان گیری که گفتی چیه؟

مهرداد خندید و گفت: همه چی رو می­خوای فی المجلس یاد بگیری و کار و کاسبی منو خراب کنی؟ حالا اون 100 تا رو بریز می­خوام از مرز رد شم و الفرار.

و در حالی که صدای خنده­ هایمان به هم پیچیده بود گفت: درباره نوسان گیری هم بعداً بهت توضیح می­دم، الانه که آقا جون از انباری بیاد و دوباره گیر بده بهمون­­ها...!

ادامه دارد...

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200