صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۰۶۷۶۴
تعداد نظرات: ۳۵ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۲ - ۱۶ مهر ۱۴۰۰ - 08 October 2021
به بهانۀ رتبۀ پایین تهران در شاخص خوش‌حالیِ شهرهای بزرگ دنیا

چرا تهران، خوش‌حال نیست؟

تهران، برشی از کل ایران است. در تهران تنها زادگان وبالیدگان آن زندگی نمی کنند. بخش قابل توجهی از جمعیت را مردمان کوچیدۀ دیگر که در بخش های دیگر ایران به دنیا آمده و ریشه دارند تشکیل می دهند.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- رتبۀ پایین تهران در شاخص خوش‌حالی شهرها، این پرسش را پدید می‌آورد که آیا شورای شهر کنونی و شهردار منتخب آنان، برنامه ای برای بهبود این رتبه در نظر دارند یا تابع سیاست های کلان و خارج از ارادۀ خود می دانند یا اساسا اصول گرایی ایرانی به شاخص های جهانی باور و اعتماد ندارد و درصدد آن است که شاخص های تازه ای تعریف کند که در آن اتفاقا، تهران خوش حال ترین شهر دنیا در نظر آید؟!
 
گزارش جهانی خوش حالیِ شهروندان، یکی از راه حل های توسعۀ پایدار سازمان ملل است که 10 سال قبل و در ژوییۀ 2011 به موجب قطعنامۀ « رضایت؛ به سوی تعریف جامعی از توسعه» تصویب شد و هدف این بود که در ارزیابی توسعه تنها به شاخص های کمّی و عدد و رقم بسنده نشود و از کشورهای عضو خواستند میزان رضایت مردم خود را بسنجند و از داده های رسمی برای راه نمایی سیاست های عمومی استفاده کنند.
 
 
در این شاخص از صفر تا 10 رضایت عمومی و میزان خوش حالی شهروندان از عوامل مختلف زندگی و کیفیت آن ارزیابی می شود.
 
شوربختانه باید گفت امتیاز تهران 4.7 است از 10 و بدین ترتیب در میان 186 شهر بزرگ جهان، در ردیف غیر خوش حال ترین شهرهای جهان مانند باماکو در مالی و تونس و اسکندریۀ مصر قرار می گیرد.
رتبۀ اول به هلسینکی فنلاند و رتبۀ هفتم به اسلو اختصاص دارد.
 
مصطفی ملکیان متفکر ایرانی تعبیر مشهوری دارد که این نویسنده هم بارها به کار برده و آن هم این است که توسعه باید برای انسان گوشت و پوست و استخوان دار ملموس باشد نه این که به صورت مفهومی انتزاعی عرضه کنیم.
 
در بیان این که چرا تهران، شاد نیست، دلایل متعددی می توان ذکر کرد. برخی از آنها شاید از این قرار باشد:
 
1.تهران، برشی از کل ایران است. در تهران تنها زادگان وبالیدگان آن زندگی نمی کنند. بخش قابل توجهی از جمعیت را مردمان کوچیدۀ دیگر که در بخش های دیگر ایران به دنیا آمده و ریشه دارند تشکیل می دهند. از این رو می توان گفت همان احساس عمومی اینجا هم وجود دارد و خاص تهران نیست.
 
2. مشکلات شدید اقتصادی و معیشتی ناشی از تحریم ها و خروج ترامپ از برجام و توزیع ناعادلانه قدرت و ثروت و ناشایسته سالاری در بسیاری از عرصه ها در همه جای ایران بر زندگی مردم تحمیل شده اما این فشار در تهران بیشتر است. کما این که خانه دار شدن در این ابرشهر برای کسانی که قصد تبدیل به احسن ندارند و از ملک دیگری برخوردار نیست غیر ممکن شده است و همین حسن ناخوش حالی می دهد.
 
3. تهران، یکی از معدود شهرهای بزرگ جهان است که شب ندارد. جدای وضعیت استثنایی ناشی از شیوع کووید 19 که محدویت های ترافیکی تحمیل کرده قبل از آن نیز تهران روز با تهران شب قابل قیاس نبود.
 
4. آلودگی هوا و کندی آمد و شد بی شک در این ابراز ناخوش حالی مؤثر است. از مردم گرفتار در ترافیک های توان فرسا یا در حال استنشاق هوای آلوده اگر دربارۀ میزان رضایت از پدیده های مختلف سؤال شود پاسخ پیشاپیش روشن است.
 
5. زندگی در تهران بیش از هر شهر دیگر ایران به عرصۀ مسابقه و مقایسه بدل شده است و در مسابقه و مقایسه، طبعا کثیری جا می مانند.
مردم مدام قیمت ها و سطوح مختلف زندگی را مقایسه می کنند و برای دست یابی به درآمد بیشتر مسابقه می دهند. زندگی اما مسابقه نیست و مسابقه تنها درصورتی لذت بخش است که تلقی بازی از آن وجود داشته باشد و حس کنی بازی های دیگر هم در پیش است. حال آن که در این مسابقه حس نمی کنی فرصت بازی های دیگر هم داده خواهد شد. 
 
6. ناخوش حالی تهران را می توان به طبقۀ متوسط جامعۀ ایرانی نسبت داد.
طبقۀ متوسط در دهۀ 70 خورشیدی امیدوار شد و در سیاست و اقتصاد به توسعه امید بست.
در دهۀ 90 هم تلاش هایی صورت پذیرفت اما از سال 96 عرصه مدام تنگ تر شد و در دو انتخابات اخیر می توان ناخوش حالی را از نرخ مشارکت دریافت.
 
7. صرف این که مجریان تلویزیون از بام تا شام بگویند «‌امیدواریم حال دل تان خوب باشد» مردم را خوش حال نمی کند و اتفاقا یکی از دلایل ناخوشحالی همین رسانه است که اصرار عجیبی در تزریق اندوه و افسردگی دارد و اگر چه با ایدیولوژی توجیه می کند اما کی و کجا این همه به غم گساری جمعی توصیه شده است؟
 
جدای تزریق عمدی یا رسانه ای اندوه و افسردگی در قالب های گوناگون، یکی از مهم ترین دلایل ناخوش حالی در جامعۀ ایران و در تهران به عنوان مهم ترین و متنوع ترین برش آن احساس ناشکوفایی است.
احساس ناشکوفایی به این معنی است که شخص، استعدادی دارد ولی مجال بروز آن را نمی یابد. صدای خوشی دارد اما نمی تواند بخواند. قلم دارد اما نمی تواند بنویسد و اگر بنویسد خوانده و منتشر نمی شود. به ورود به ساختار قدرت علاقه مند است ولی حزبی نیست که در آن ارتقا یابد. عضو شورای شهر و نمایندۀ مجلس و فرماندار و وزیر و رییس جمهور شود و یگانه راه هم رنگی با تعلقات ایدیولوژیک است. این حس ناشکوفایی غم و اندوه به بار می آورد.
 
مولانا می گوید: چون خیالی در دلت آمد نشست
هر کجا که می گریزی با تو هست
خیالِ در دل نشسته باید مجال بروز و ظهور پیدا کند و در غیر این صورت افسردگی و ناکامی به بار می آورد.
 
8. حضور در جمع و فعالیت های گروهی مردم را خوش حال می کند. اگر زندگی به آونگی بین محل کار و خانه تبدیل شود و در وضعیت کرونا خانه هم محل کار شود و جایی در این فاصله نباشد حال آدم خوش نمی شود.
 
هر چه فضاهای عمومی بیشتر باشد و دخالت قدرت و سیاست و ایدیولوژی در آنها کمتر رضایت شهروندان بالاتر می رود.
 
یکی از دلایل نارضایتی مداخله در زندگی خصوصی شهروندان است. 
جامعه از سه ساحَت تشکیل می شود: خصوصی و شخصی یا همان چهار دیواری خانه، حکومتی و اداری مثل سازمان های مختلف اقتصادی و آموزشی و نظامی و سومی اما عمومی یا خیابان.
 
هر قدر حضور حکومت در سازمان های رسمی پذیرفته شده است در عرضه های عمومی و خیابان اما به نارضایتی می انجامد و اتفاقا اصرار دارند در عرصۀ عمومی خود را تحمیل کنند.
این همه بحث دربارۀ نوع پوشش زنان برای سلطه بر فضای عمومی است.
 
شهر با ساختمان و مغازه تعریف نمی شود. هر چه مکان های عمومی که بدون دریافت پول به مردم خدمات بدهند بیشتر باشد رضایت بالاتر است.
 
چرا از نشستن در یک پارک حس خوبی داریم؟ تنها به خاطر گل و گیاه نیست. به سبب عمومی بودن آن هم هست. کما این که وقتی در باغ کتاب، به آسانی می توانی کتابی را تورق کنی و قدم بزنی و کسی نمی گوید وجهی بپرداز. 
 
هر روز از مقابل مصلای تهران عبور می کنم و از خود می پرسم چرا اجازه نمی دهند مردم از فضای سبز آن استفاده کنند؟ چرا شهروندان باید از پیاده رو باریک بگذرند و نتوانند از این محیط عبور کنند؟ جدای بخشی که به خاطر مترو این امکان فراهم آمده بقیه جاها در غالب روزهای سال این وضعیت را دارد.
بهترین کاری که شهرداری تهران در دهۀ 70 انجام داد برداشتن نرده های پارک ها بود. هیچ شهر بزرگ دنیا این قدر دیوار ندارد.
 
9. ادعای اُم القرایی جهان اسلام با رتبه های بالاتر شهرهای اسلامی چون ابوظبی (35)، مدینه (46)، کویت (60)، منامه (61)، دوحه (63) و آنکارا (98) سازگار نیست. 
 
با این حال ناخوش حالی شهروندان نباید این تلقی را ایجاد کند که تهران زیبا نیست. کافی است در روزهای دور از آلودگی و ترافیک در این شهر تردد کنی تا ببینی تهران تا چه اندازه باشکوه و زیباست. 
 
بزرگ ترین جفا در حق این زیبایی این است که هوای شهر و چشم انداز شهر را بفروشی. شهر، جای زندگی است نه کارگاه بساز و بفروش ها. هروقت این بساط خانه کوبی و ساخت لانه های کوچک تر جمع شود احساس رضایت هم بالا می گیرد. 
 
تصور کنید در محله ای به خاطر آرامش و چشم انداز آن ساکن می شوید. اما یک سال بعد می بینید در زمین مقابل ساخت و ساز می کنند و چشم انداز را از شما می گیرند و به جای رشته کوه باید آهن و سیمان و سنگ ببینید و مدرسه یا بیمارستانی هم در انتهای خیابان تأسیس می شود و رفت و آمدها صد برابر می شود.شهروند چگونه رضایت داشته باشد؟
 
10. سهراب سپهری که دیروز زاد روز او بود گفته است:
مرد بقال از من پرسید: چند من خربزه می خواهی؟
من از او پرسیدم: دلِ خوش، سیری چند؟
 
یعنی یک سیر، دل خوش بر چند من خربزه می چربد. استفاده از دو واحد وزنی با مقیاس متفاوت. 
مشکل اما این است که تورم و فشار اقتصادی چنان باشد که چند من خربزه هم به چند قاچ خربزه تقلیل یابد و چند من خربزه بخواهی و مرد بقال بگوید: حالا با این پول، تنها چند قاچ، خربزه به تو می دهند!
 
شورای شهر کنونی که در غیبت اکثریت مردم تهران در انتخابات شکل گرفته آیا دغدغۀ خوش حال کردن مردم تهران را دارد یا دغدغه شان این است که تا می توانند جلوه های ایدیولوژیک شهر را بیشتر کنند؟
 
مهم ترین نکتۀ گزارش مورد اشاره اما این است که یادآور می شود شهر را باید با رضایت شهروندان و با حال باشندگان آن سنجید و ارزیابی کرد و این که به قول مجریان تلویزیونی «حال دل مردم خوب باشد». راستی چرا هی می گویند «حال دل» و نمی گویند «حال» و این «حال دل» دیگر از کجا آمده است؟!
ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۳۵
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
سودابه
۰۰:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۸
بسیار عالی بود .
آیا گوش شنوایی است ......؟
ناشناس
۱۱:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
مشکل اصلی سختی معیشت مردمه پول که باشه کم کم دل خوش هم میاد
عباس
۱۱:۱۲ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
شما موضوع عدم خوشحالی مردم تهران را بررسی می کنید چرا به مسائل سیاسی پیوند می دهید . مردم دیگر از سیاست های افرادی که در لیست حامیان رئیس جمهور قبلی بودن خسته شدن و به گروه جدید رای دادن مهم این است که در هیچ کدام از این دوره ها مشکلاتی از مردم حل نمی شود وفقط از حالتی به حالت دیگر تغییر می کند مشکل آلودگی هوا و ترافیک و مشکل جای پارک خودرو و فروش تراکم و بافت فرسوده و .... چندین دهه ادامه داشته و همه کسانی که به سر کار آمده اند فقط حرف های قشنگ زده اند ولی هیچ عملی نداشته اند که مردم دلخوش شوند
ناشناس
۱۰:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
با سلام و احترام
به نظر بنده جان کلام در بند هفت نهفته هست. ولی این نگرش محدود به رسانه نمی شود... تمام برنامه های این افراد برای این ماموریت کوتاه تعریف شده و زندگی در این دنیا برای آنها معنی دیگری ندارد. اشکال مهم کار هم اینجاست از نظر این دوستان همه مردم باید مثل آنها فکر کنند و زندگی کنند.
ناشناس
۱۰:۲۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
. ادعای اُم القرایی جهان اسلام با رتبه های بالاتر شهرهای اسلامی چون ابوظبی (35)، مدینه (46)، کویت (60)، منامه (61)، دوحه (63) و آنکارا (98) سازگار نیست.
ناشناس
۰۹:۴۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
تهران خوشحال نیست چون مملکت خوشحال نیست
ناشناس
۰۹:۲۹ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
شاید مسخره بنظر بیاد ولی موتورسیکلت ها امان من را بریده اند. صدای موتور واقعا آزار دهنده است. در پارک موتورسیکلت، در پیاده رو موتور سیکلت و...
متاسفانه از وقتی اپ های اینترنتی تحویل غذا و کالا آمده اند ، تعدادشون چند برابر شده.
عصر ایران

چرا مسخره؟ آلودگی صوتی از بدترین آلودگی هاست و افراد مسن از اضطراب تصادف یا تصادم با موتورسواران جرأت پیاده روی ندارند. این البته یک روی سکه است. روی دیگر نیاز جوانان به شغل است و انتخاب این کار از سر ناچاری.

ناشناس
۰۹:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
از جناب ظریف و تعلیق چه خبر؟
بی اهمیت بوده که شما که هر چرت و پرتی را تیتر میکنین
در مورد ظریف چیزی نگفتین
ناشناس
۰۹:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
فقط یک مستاجر میتونه درک کنه...
ناشناس
۰۹:۰۷ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
دست رو دلم نزار که حالم خوب نیست
آرش
۰۸:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
سلام.
این متن چقدر خوب بود.
علی
۰۸:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
عصر ایران یه روزی خواندنی بود، مقالاتی منصف، آموزنده، مبتنی بر دموکراسی
حالا فقط تزریق حس بدبختی و سیه روزی به مردم،
واقعا حیف
ناشناس
۰۷:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
دیشب کاری داشتم رفتم بیرون واقعا حس کردم تهران شهر مرده است تعجب هم نداره ،از یه هفته ...قبول کنید این شهر و این کشور اگه همینطور ادامه بده تبدیل به سرزمین ارواح و انسانهای بی اراده خشک خواهد شد...
ناشناس
۰۱:۳۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۷
سلام، من حدود ۱۴ سال کانادا زندگی می کنم. این گزارش‌ها رو غربیها درست می کنند تا مردم دیگر کشور ها رو افسرده کنند. یک نگاه به سایتهای علمی بندازید تا درصد افسرده های کشورهای غربی رو ببینید. تا کی می خوایم به آمار غربیها نگاه کنیم؟ هویت هم چیز خوبیه.
ناشناس
۲۳:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
تهران فرق خوشبختی و لذت را نمی داند. تهران شهر لذتهاست.
جعفری
۲۲:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
تحلیل واقع نگرایانه ای بود، تملق و چاپلوسی مانع انعکاس واقعیت ها شده است و "حال دل مردم" فقط در حرف مجری های تلوزیونی خوش است.
ناشناس
۲۰:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
آفرین.... خانه انجاست که دل خوش باشد.
ناشناس
۱۶:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
چندین سال هست خصوصا با امدن کرونا صبح تا شب از تمام تریبون ها و رسانه ها غم و اندوه به مردم تزریق میشه . به علاوه اینکه واقعا اقتصاد مردم فلج کرده همه نا امید و خسته. فق ط قشر خاص حقوق بگیر هستن که حالشون خوبه البته اونم مقداری خوبه چون ا نا هم زور میزنن برا بالانر بقیه نو حداقل زندگی موندن
علی
۱۴:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
شهر بزرگ برای دلخوشی باید پول داشت تا بتونی از امکانات تفریحی ان لذت ببری .وقتی قدرت خرید کم شده مهمترین عامل سرخوردگی هم همین است دنبال فاکتور دیگری نگردین‌ .
ناشناس
۱۴:۲۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
چقدر این مقاله حرف حساب داشت...
مهدی
۱۳:۱۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
تهرانی‌ها همیشه در حال گل گشت هستند!
هموطن
۱۲:۵۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
برج میلاد را دیدم که گریه می کرد! می دانی چرا؟ چون شاهد شمال و جنوب شهر بود! آری تو می دانی که چه می گویم.
ناشناس
۱۲:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
آقای نویسنده ضمن تشکر از مقاله جنابعالی در بند اول چرا فقط مشکل را به خارج از کشور عطف دادی ؟ نپرسیدی که چرا با همه کشورهای همسایه چالش و زاویه پیدا کردیم و حتی همسایگان هم از ما ناراضی هستند ؟ مگر حفظ حقوق همسایگی فقط در منازل است و به روابط کشورها ربطی ندارد ؟
در بند هفتم ورود به ساختار قدرت در جمهوری اسلامی فقط از طریق حزب و حزب گرایی نیست .بلکه دو راه طبیعی و اکتسابی وجود دارد .راه طبیعی از طریق تولد والدین حاضر در ساختار قدرت و راه اکتسابی از طریق ازدواج با وابستگان قدرت است که اکثریت مردم از آنها محروم هستند و به همین علت میترسم علاقه و دلبستگی انهاکمتر و کمتر شود .
علی
۱۲:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
البته مردم تو شهرستان ها واقعا خوشحال تر از مردم تهران اند
رضا
۱۲:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
آقای خدیر که میگه تهران باشکوه و زیباست حتما در عمرش در پایتخت کشور دیگری نبوده تا بداند زیبائی چیست. تهران یکی از زشت ترین شهرهای جهان هم است! از هوای کثیفش گرفته تا سروصدا و شلوغی خیابانهایش و بینظمی و فقر و فلاکت و نبود آزاد زیستن! زندگی در تهران وحشتناکه و برای همین شما به من شمالی کاخ مجانی هم بدهید حاضر نیستم در تهران خراب شده زندگی کنم! حیف عمر آدمی که با زندکی در تهران و ایران تلف شود!
عصر ایران دوستی که به پاریس رفته بود می گفت مترو تهران به مراتب از مترو پاریس تمیزتر است. دوستی به نقل از مسافران خارجی می گفت از مشاهده این همه سنگ بر نمای خانه ها شگفت زده بود. خود در استانبول از ان همه سگ ولگرد تعجب کردم. تهران زیبا و باشکوه است اما وقتی در ترافیک گیر کرده ایم و به تأمین هزینه ها و مشکلات روزمره فکر می کنیم مجالی برای تماشای زیبایی ها نیست.
ناشناس
۱۲:۲۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
جانا سخن از زبان ما می گویی.
حسین
۱۲:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
لازم به ذکره حال پایتخت نشینان خیلی بهتر از حال ما به قول شهرستانی هاست...
ناشناس
۱۱:۵۶ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
یعنی مابقی شهرها خوشحالند؟
ناشناس
۱۱:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
"یگانه راه هم رنگی با تعلقات ایدیولوژیک است. "
نکته ناکامی دولتها همین است ،
زیرا افرادی عموما بر سرکار می آیند که ادای ایدیولوژیک بودن را در می آورند ،
تظاهر به مسلمانی می کنند ،
وگرنه هنوز یادمان نرفته که انقلابیون واقعی چطور بودند ،یادمان رفته فضای واقعا مخلصانه دفاع مقدس چه فرقی با امروزه پر از تزویر و ریا داشت ،

وضع موجود برای حاکمیت هم باید نامطلوب باشد ، جریان اختلاس ها و دزدی ها را دیدید ، نه به مردم رحم می کنند و نه به حکومت ، فقط به فکر جیبشان هستند و فرار ،
ناشناس
۱۰:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
ممنون از مطالب زیبا که از درون قلب مردم حرف زدید
ناشناس
۱۰:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
متن جالبی بود...
ناشناس
۱۰:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
چند علت را که نام نبردی
۱ساختار بد در شهر سازی که در دوره آقای کرباسچی شروع ودر دوره آقای قالیباف به حد اعلی رسید
۲ساختاردرپاسخگویی ادارات
۳ساختار بد در حمل و نقل
۴ساختار بد فیزیکی بهداشت و آموزش و پرورش یعنی توزیع ومکان یابی این دو بسیار نامطلوب می باشد

۵ساختار بد اماکن ورزشی که نه مکان یابی درستی دارند نه عموما فضای استاندارد نه
۶اماکن تفریحی بسیار ضعیف هستند مثلا مدیریت اصلا به تئاتر به دید تفریح نگاه نمیکنه در این شهر غول پیکر از تهرانپارس گرفته تا شهر آرا تا شمیران تا شهر ری چند سالن تئاتر وحتی سینما ایجاد شد

آقای آخوندی طرحی داد که اجرایی نشد آقای شهردار فعلی هم همون طرح را به نوع دیگری مطرح کرد که مخلص کلام ساخت محله های استاندارد می‌باشد
لیکن بسیاری از مشکلات فعلی را می توان با نگرش سیستمی در مدت کوتاهی رفع کرد
ناشناس
۰۹:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۶
مقاله بسیار خوبیست. متاسفانه حتی شهروندان هم تلقی از یک کلان شهر ندارند و فکر می‌کنند برج سازی یکی از شاخصه های کلان شهرهاست
تعداد کاراکترهای مجاز:1200