صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۲۱۱۴۴
تعداد نظرات: ۱۰۰ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲:۴۹ - ۱۸ دی ۱۴۰۰ - 08 January 2022
10 نکته به بهانۀ مقایسۀ آقای علم‌الهدی

هم تورم هم دستمزد آری، تنها چلوکباب و کارگر روزمزد نه!

گفته‌اند: الآن یک کارگر با یک سوم مزد روزانه می‌تواند برای ناهار حداقل یک چلوکباب بخورد. اما زمانی که در ایران دلار 7 تومان بود یک کارگر با یک سوم مزد فقط می‌توانست نان و پنیر و انگور بخورد.

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- این نوشته بیش از آن که به قصد نقد و تعریض سخن پُرحاشیۀ اخیر آقای احمد علم‌الهدی تحریر شود یا از جنس انتقادات سیاسی باشد، بهانه‌ای است تا به موارد دیگر که ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با این موضوع دارد، اشاره شود.

گفته‌اند: «الآن یک کارگر با یک سوم مزد روزانه می‌تواند برای ناهار حداقل یک چلوکباب بخورد. اما زمانی که در ایران دلار 7 تومان بود یک کارگر با یک سوم مزد فقط می‌توانست نان و پنیر و انگور بخورد. اگر معیارتان شکم است این را هم بگویید!»


   در نگاه خوش‌بینانه او می‌خواهد بگوید چگونه است که افزایش قیمت دلار از 7 تومان به 27 هزار تومان طی 43 سال را می‌بینید اما افزایش دستمزدها از 750 تومان در ماه به 2 میلیون و 100 هزار تومان در سال قبل و بیش از آن در سال جاری را نمی‌بینید؟ یا چرا به تفاوت سطح زندگی توجه نمی کنید؟ این سخن البته درست است همچنان که یک شبکۀ تلویزیونی فارسی زبان در تطهیر گذشته تنها یک برش از زندگی در دهۀ 50 را به عنوان زندگی همه تصویر می‌کند.

بله، در سال 57 حداقل دستمزد رسمی ماهانه 750 تومان بود و البته روال این است که کارگران روزمزد غیر استخدامی معمولا سه برابر دریافت می‌کنند. چون امنیت شغلی ندارند و تمام 30 روز آنان پر نمی‌شود. این قاعده همواره رعایت شده کما این که اگر حداقل دستمزد سال قبل دو میلیون و 100 هزار تومان یا روزی 70هزار تومان باشد کارگر روزمزد غیر استخدامی به کمتر از روزی 200 هزار تومان رضایت نمی‌دهد.

پس اگر منظور این است که همان‌گونه که افزایش نرخ ارز را می‌بینید افزایش دستمزد را هم ببینید سخن و توصیه‌ای درست است. کما این‌که به یاد دارم روزی رانندۀ تاکسی می‌گفت یادش به خیر پیکان 17 هزار تومان بود و در پایان مسیر وقتی 10 هزار تومان کرایه گرفت، گفتم روزی که پیکان 17 هزار تومان بود کرایه شما چقدر بود؟! او افزایش قیمت خودرو را دیده بود اما افزایش دریافتی خود را نه! روزگاری پول خُرد‌ها را در جعبه‌هایی مثل صفحۀ تخته نرد می‌چیدند و حالا 10 هزار تومانی را دسته می‌کنند.

این که دریافتی را بر اساس قدرت خرید بسنجیم نادرست نیست اما نکات دیگری هم قابل ذکر است:

1. در سال 57 دستمزد روزانۀ کارگر غیر استخدامی و مشخصاً کارگر سادۀ ساختمانی 75 تومان بود و قیمت مرغ هم هر کیلو 10 تومان. یعنی با پول یک روز کار می‌توانستند 7 کیلو مرغ بخرند. اکنون هم روزی 200 هزار تومان است و می‌توان مقایسه کرد چند کیلو مرغ می‌توان با آن خرید. نکتۀ مورد نظر اما این نیست. این است که کارگران اعم از استخدامی و غیر استخدامی معیار نبودند چون سطح رفاه آنان همواره پایین‌تر بود و طبقۀ متوسط جدیدی شکل گرفته بود و از این رو حقوق کارمند متوسط، معیار بود و هست. حقوق ماهانۀ کارمند متوسط هم 4000 هزار تومان بود که بر اساس دلار 10 تومان (و نه 7 تومان) می‌شد 400 دلار. با این وصف بر پایۀ دلار کارمند متوسط امروز باید ماهانه 10 میلیون تومان دریافت کند. می‌کند؟

  قیمت سکۀ تمام هم 420 تومان بود. اگر 400 تومان هم درنظر بگیریم کارمند متوسط می‌توانست 10 سکه بخرد. اکنون می‌تواند؟

  با بنزین لیتری یک تومان تا شروع جنگ هم 4000 تومان معادل 4000 لیتر بنزین در ماه بود. سه سال بعد که بنزین 3 تومان شد هم حقوق‌ها افزایش یافت و باز حقوق کارمندی معادل 4000 لیتر بنزین بود. اکنون آیا هست؟

 بنزین البته در آن زمان کالای معیار نبود چون هنوز چون خودرو این قدر زیاد نبود و اکثزیت نداشتند. الأان اما هست.  اما به یاد دارم یکی از بستگان آپارتمانی را در منطقۀ گیشا به قیمت ماهانه هزار تومان کرایه کرده بود. یعنی یک چهارم حقوق متوسط یک کارمند. اکنون آیا اجاره بها یک چهارم حقوق کارمند است یا از آن فراتر رفته و با تبدیل و رهن و حقوق همسر و درآمدهای دیگر جبران می‌شود یا نمی شود و سال به سال اگر ارثی یا پول درشتی به آنان نرسد به مناطق پایین تر می‌کوچند؟

2. بله، صرف اشاره به افزایش قیمت دلار و سکه درست نیست چرا که افزایش دستمزد‌ها را هم باید در نظر گرفت اما دستمزد کارگران هیچ‌گاه عادلانه نبوده و به همین خاطر اولین وزیر کار بعد انقلاب (داریوش فروهر) حداقل دستمزد را در سال 1358 به 1700 تومان رساند و در سال های 59 تا 63 به رغم سه برابر شدن قیمت بنزین و کنترل تورم به لطف جیره بندی و کوپنی بودن کالاها در سطح 1900 تا 2000 تومان باقی ماند.

3. حداقل دستمزد چنان که از عنوان آن برمی‌آید کف دریافتی بوده و اکثر قریب به اتفاق کارگران گاه تا دو یا سه برابر آن را دریافت می‌کرده‌اند و  رقم واقعی دریافتی را باید ملاک قرار داد. آن حداقل به قصد تضمین حداقل‌ها و بحث بیمه و قانون کار و جلوگیری از اخراج تعیین می‌شود و حالا هم اگر برخی به حداقل دستمزد وزارت کار تن داده‌اند به خاطر شدت بیکاری و تورم است و فشار هزینه‌ها و برای این‌که از این طبقه هم سقوط نکنند.

4. آیا انقلاب و فداکاری در جنگ و سندهای توسعه برای این بود که چنین مقایسه‌ای صورت پذیرد؟ ضمن این که فراموش نکنیم دستمزد نقدی تنها درآمد و دریافتی نبود.مهم تر این که اقلام اساسی با کوپن تأمین می شد و دغدغۀ آن در سال های جنگ وجود نداشت. شکر کیلویی 28 ریال. بله 28 ریال بود و قیمت اقلام دیگر با کوپن کنترل می شد. (راست‌گرایان البته با توصیف این رویکرد به عنوان کوپنیسم آن را معادل کمونیسم می‌دانستند حال آن که دست کم نرخ تورم را کنترل می‌کرد هر چند که بر نرخ رشد اثر منفی می‌گذاشت و بعد جنگ قابل دوام نبود).

 قدرت خرید را تنها دستمزد ماهانه شکل نمی‌داد بلکه بسیاری از اقلام به صورت بن تحویل می‌شد یا یک قطعه زمین زندگی کارگر یا کارمند را زیر و رو می‌کرد و اگر به حداقل حقوق چه در اداره چه در کارخانه تن می‌دادند به خاطر مزایای بعدی و مهم‌تر از همه تعاونی مسکن بود.

   اکنون اما به جز مدیران دولتی که به ظاهر کارمند و در واقع در طبقۀ ممتازه هستند و جماعت‌های دیگر که همه می‌شناسیم کارگر و کارمند چه در بخش دولتی چه خصوصی فقط پول دریافت می‌کنند. آن هم پولی که مثل یخ در دیگ جوشان تورم ذوب  می‌شود. به جای آن بن‌ها و کوپن ها برای همه به اندکی که وفاداری خود را به اثبات رسانده اند همچون پدیدۀ رایج در اتحاد شوروی (کریملیزاسیون پاتیوک) یا «جیرۀ از ما بهتران» در انواع خوراک و پوشاک و نوشاک به برخی تعلق می‌گیرد و این تبعیض هم آزارنده است؛ بسیار هم.

5. اگر قرار بر قیاس باشد ممکن است کسانی به این صرافت بیفتند و بگویند آیا سطح زندگی خود گویندۀ سخن مورد بحث هم مثل سال های 57 یا 58 است؟

6. اتفاق مهم و اثر‌گذار دیگر این است که حجم عظیمی از نقدینگی در این سال‌ها تولید شده که چون امکان خرید با هر قیمت را به عده‌ای می‌دهد و طبقۀ نوکیسه‌ای تشکیل شده که عقده‌ها و حقارت و عطش طبقاتی خود را با مصرف‌گرایی افراطی و لاکچری‌لاکچری کردن‌های مبتذل و مهوّع، جبران می‌کند و در نتیجه به حجم تقاضای کاذب در بازار دامن می‌زند بار گرانی آن را دیگران باید تحمل کنند و این هم رنج‌آور است.

7. اصلا نه قیمت چلوکباب که حاج آقا گفته و نه سکه و دلار بالا که به افزایش قیمت جهانی طلا و تحریم نفت و بانک نسبت داده شود. قیمت مِلک چطور است؟ در سال 1365 برای اولین و آخرین بار قیمت ملک رو به کاهش گذاشت به گونه‌ای که در بهترین نقطۀ یوسف آباد می‌شد آپارتمان را به قیمت متری 10 هزار تومان خرید. بله، 10 هزار تومان. حقوق متوسط ماهانه کارمند چقدر بود؟ همان 10هزار تومان.

  حداقل حقوق وزارت کار البته 2160 تومان بود. یعنی یک متر در بهترین نقطۀ تهران معادل یک ماه حقوق کارمند و 5 برابر حداقل دستمزد کارگر. چند منطقه پایین‌تر با سه برابر حداقل دستمزد هم می‌شد. اکنون چه؟ می‌شود؟ پس ملاحظه می‌کنید که توازن به هم خورده و نارضایتی عمومی به خاطر همین است که مدعیان عدالت، جامعه‌ای چنین نامتوازن ساخته‌اند و سرمایه‌داری بی رحم مناسبات خود را تحمیل کرده و مهم ترین آرزوی کثیری از معنوی‌ترین مردم دنیا پول است. چرا؟ چون کار ارزش خود را از دست داده. (در مورد خاص اجاره‌بها هیچ تناسبی با درآمد طبقۀ متوسط دیده نمی‌شود چون سرمایه کار می‌کند).

  سود یک آپارتمان دو میلیارد تومانی که قیمت معمول این روزهای خانه‌های تهران است در بانک خصوصی 20 درصد یعنی 400 میلیون تومان در سال است که می‌شود ماهانه بیش از 30 میلیون تومان. یعنی چنانچه شخص خانه دومی هم خریده بود نیاز به این همه کار نبود. این توازن به هم خورده نه این که نان و انگور را با چلوکباب مقایسه کنیم!

8. در دهه 60 کاملا مشخص بود که نقدینگی فراوان نیست. خانه‌ها بعضا نیمه ساخته بود و خودروها با لکه روی بدنه تردد می‌کردند که در فیلم‌های آن دوره هم پیداست.

  بانک خصوصی‌یی هم نبود که مدام پول پمپاژ کند و چون پول زیاد در جریان نبود اگر صاحب‌خانه می خواست بیشتر مطالبه کند یا قیمت یک ملک بیش از حد تعیین می‌شد توان پرداخت نبود و همین تعادل ایجاد می‌کرد و از فشار می‌کاست. کار به جایی رسید که در سال 66 و برای جبران کاستی‌های جنگ اعلام شد هر که مجموع دارایی‌های او بیش از 10 میلیون تومان باشد باید مالیات ویژه‌ای بپردازد. این مصوبه البته هیچ‌گاه اجرا نشد چون چند ماه بعد قطعنامه را بعد از یک سال مقاومت، پذیرفتیم و جنگ تمام شد.

  بعد از آن پول بود که خلق می‌شد. اما کارگران و کارمندان کمترین سهم را داشتند. از آن پس آدم‌هایی که معطل یک چلوکباب در روز بودند به ثروت‌های افسانه‌ای دست یافتند و داستان از اینجا شروع شد.

9. درست 20 سال قبل در چنین روزهایی و برای اولین بار پس از انقلاب نرخ تورم به 11 درصد رسید. در سال 80 حداقل حقوق کارگر 56 هزار تومان و در سال 81 در حالی که تورم دو درصد بیشتر شده بود به 69 هزار تومان رسید. در حالی که دلار 850 تومان و سکه زیر 100 هزار تومان بود. یعنی 80 دلار در ماه. تازه این دربارۀ کارگران بود. دریافتی کارمند متوسط تا 300 هزار تومان هم بود یعنی 300 دلار. حالا چه؟ 300 دلار است؟

  البته نباید فراموش کنیم بخشی از قدرت خرید به خاطر یارانه‌های غیر مستقیم بود. در اردیبهشت سال 84 و پس از اعلام کاندیداتوری آقای هاشمی رفسنجانی خبرنگار روزنامۀ یو.‌اس‌.تو‌دی به تهران آمد و در مصاحبه‌ای از او پرسید: چگونه است که متوسط درآمد در ایران 300 دلار است اما زندگی‌ها 600 دلاری است؟ آقای هاشمی پاسخ جالبی داد و گفت: پاسخ خود را در جایگاه بنزین یا قبض آب و برق و گاز و قیمت دارو پیدا کنید. چون به اینها یارانه های کلان تعلق می گیرد و گاه ارزش آنها برای خانوار تا 150 دلار در ماه است. بقیه هم به خاطر مالیات ها و عوارضی است که گرفته نمی شود.

اتفاقی که حالا افتاده و مردم را گرفتار کرده این است که هم آن 300 دلار کم شده و هم آن یارانه ها را برداشته اند و هم عوارض و مالیات بیشتر می گیرند و هم چون عده ای ثروت افسانه ای پیدا کرده و تقاضای خرید کالا و خدمات گران را دارند فشار آن به دیگران هم وارد می شود و شده ایم مثل مردمان محلی در مناطق توریستی که چوب آمادگی خرید گردشگران به قیمت بالاتر به خاطر درآمد بیشتر را می خورند در حالی که خودشان بضاعت و توانایی ندارند.


  به جای همۀ آن افزایش هزینه ها و کم شدن قدرت خرید ماهانه 45 هزار تومان به ازای هر نفر می پردازند و به جای این که این رویه را اصلاح کنند و از هزینۀ سازمان های موازی بکاهند که تولیدی ندارند می خواهند سراغ چهار قلم کالای تولیدی یا وارداتی با ارز 4200 توماتی هم بروند و به جای آن چندر غاز یارانه بدهند!

   قصد نوشتن مقالۀ اقتصادی را به رغم 10 سال سابقۀ فعالیت در رسانۀ اقتصادی نداشتم اما این اشارات گریز‌ناپذیر بود تا بگوییم اصل تأکید بر قدرت خرید بر اساس در نظر گرفتن دستمزد درست است اگرچه نرخ تورم را هم باید لحاظ کرد اما چرا چلوکباب و نه سکه و دلار و قیمت خانه و اجاره بها؟

  چرا کارگر روزمزد و نه کارمندان؟ چرا مقایسه کارگر امروز با کارگر دیروز و نه قیاس کار به دستان که وضعیتی کاملا متفاوت با سال های دهۀ 60 دارند و البته اگر نیست چرا برای برخی هست و برای کثیری نه و اگر هست چرا هم‌لباس ایشان توصیه به نخوردن می کند حال آن که در ماه روزه هم سه وعده برقرار است: سحری و افطار و شام نه یک وعده!

 10. نمی‌شود که موضوع جناب علم‌الهدی باشد و اشاراتی سیاسی نیاید و خواننده گمان برد به خاطر تأیید اصل حرف که تنها نباید افزایش نرخ را دید و افزایش دستمزد را هم باید دید از آن نکته خبری نیست.

  آن هم این چراست که واقعا چرا هر گاه دولت برآمده از انتخاباتی به نسبت رقابتی و نزدیک تر به سلیقۀ اکثریت در کار است بر تنور مطالبات اقتصادی و معیشتی دمیده می شود تا فیل جماعت یاد هندوستان نکند و تا رقیب کنار زده می شود و خاطرشان آسوده می شود از اشارات مکرر به مشکلات اقتصادی در خطبه‌ها خبری نیست و صحبت از یک وعده غذا و مقایسه هایی از این دست به میان می‌آید؟

  با همۀ اوصاف بالا ممکن است خوانندۀ این سطور بپرسد: جدای مثال‌های متعدد اجتماعی و مقایسۀ حداقل دستمزد با نرخ تورم یا قیمت چلوکباب و سکه و دلار و زمین و آپارتمان به لحاظ اقتصادی کدام قیاس درست است؟

   پاسخ این است: معیار سنجش یا «سنجه»، درآمد سرانه است. نه چلوکباب، نه کرایه تاکسی، نه سکه. درآمد سرانه هم یعنی تولید ناخالص داخلی تقسیم بر جمعیت کشور.

  بدین ترتیب همچنان بالاترین درآمد سرانه مربوط به سال  1356 خورشیدی است. چرا که تولید ناخالص داخلی ایران در این سال به 84 میلیارد دلار رسید که (24 میلیارد دلار آن دلاری و 60 میلیارد دلار براساس محاسبۀ ریالی بود). جمعیت کشور هم 33 میلیون نفر بود.

    اگر 84 میلیارد را تقسیم بر 33 میلیون کنیم به عدد 2545 دلار برای هر ایرانی می رسیم که صد البته منظور میانگین است. در تمام سال های پس از انقلاب تنها در دوسال 80 و 81 به این عدد نزدیک و پیش و پس از آن دور و دورتر شدیم (هم به‌خاطر شرایط جنگ و هزینه های بازسازی و هم افزایش شدید جمعیت در دهۀ 60 و البته شکست سیاست‌های جلب سرمایۀ خارجی و افزایش شدید بوروکراسی و تصدی‌گری دولتی و دخالت های غیر تخصصی در اقتصاد و بودجه و موارد دیگر) و شگفتا که در همان دو سال، منتقدان دیروز و توجیه کنندگان امروز مدام از اهمیت اقتصاد و معیشت می‌گفتند!

نمی‌توان باور کرد گویندۀ مورد بحث که سال‌ها معاون دانشگاه امام صادق بوده با مفهوم «درآمد سرانه» آشنا نباشد. تنها  می‌توان حدس زد علت این که از معیار جهانی و  استانداردِ «درآمد سرانه» گفته نمی‌شود این باشد که مبلّغ افزایش جمعیت  شده‌اند حال آن‌که هر چه جمعیت بالا رود با وضعیت تولید ناخالص داخلی فعلی از آن سرانه مدام کاسته می‌شود!

 

ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۱۰۰
در انتظار بررسی: ۲۴۳
غیر قابل انتشار: ۰
حمزه
۰۲:۰۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۹
خیلی عالی بود...
من و یاد کارمند های وزارت خونه ها انداختید که هر روز می بینمشون
همش در حال ساخت ساز ویلا و زمنهاشون تو جاهای خوش آب و هوا....
قاسم
۲۱:۴۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
زنده،باد،آقای خدیر،درود به شرفت،،صدای در گلو خفه شده،من را به کاخ نشینان،زدید
احمد
۲۱:۴۰ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
البته همه مقاله را نخواندم ولی باید بگم که دست مزد کارکر ساختمانی در سال 57آنچه که گفتید نبود یعنی 75 تومان من خودم سال 60 خانه می ساختم حد اکثر دست مزد کارگری که داده ام و صورت مخارج را هنوز دارم 20 تومان بوده است اوایل ودر شروع کار 15 تومان هم بوده است فکر می کنم سایر ارقام مقاله هم چندان اعتباری ندارد و لذا نتوانستم آن را تا آخر بخوانم
عصر ایران احتمالا در خارج از تهران بوده. دقیقا در تابستان 57 نویسنده که برای دیدار یکی از بستگان به کارگاه ساختمانی او رفته بود شاهد پرداخت دستمزد روزانه 70 تا 75 تومان به کارگران ساده بود. ضمن این که چنانچه در مقاله آمده همواره دستمزد روزانه کارگر سادۀ غیر بیمه سه برابر کارگر بیمه شده است که تمام ماه شاغل است و همین که حداقل دستمزد ماهانه در آن سال 750 تومان بوده یعنی روزی 25 تومان کارگر سادۀ غیر بیمه ای سه برابر می گرفته یعنی 75 تومان. کما این که پارسال که حداقل دو میلیون و صد بود یعننی روزی 70 هزار تومان کارگر سادۀ غیر بیمه روزی 200 هزار تومان می گرفت.
جدای این تا قبل از جدی شدن قانون کار دستمزدها توافقی بود و چه بسا حداقل حقوق را رعایت نمی کردید و این امر عجیبی نیست. عجیب این است که کل یک مطلب را بر اساس آن قضاوت کرده اید.
رضا
۲۰:۳۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
جناب آقای خدیر، سلام و احترام
از مطلب زیبا و تحلیل پر محتوای شما لذت بردم
امیدوارم باز هم ازاین نوع نقدها به خصوص در روزهای شنبه که معمولا روزهای تعیین کننده ای پس از نماز جمعه هستند بهره مند بشیم.
فقط خواستم یه نکته ای را به مطلب شما اضافه کنم که مالیات مورد نظر شما در سال ۱۳۶۶ با نام تعاون ملی مصوب شد که باز به دلیل نبود زیر ساختها و برنامه ریزی دقیق بیشتر هزینه ساز شد تا در آمد زا. البته برخی افراد این مشارکت رو انجام دادند و مالیات رو پرداختند که مطابق معمول نه تنها از آنان تشکر یا تقدیری نشد بلکه مورد تمسخر و استهزا ی دیگرانی که در این طرح شرکت نکردند قرارگرفتند.
محمود
۱۹:۰۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
جناب اقای خدیر
سپاس از پاسخ متقن حضرتعالی و حیف از زمانه که قلم و اندیشه شما پاسخگوی این عناوین باشد و کاش می شد فقط در تعالی جامعه ایرانی کوشا بودید ، هر چند این مطالب هم بسیار آموزنده است و شما را برای سطوح بالاتر تقاضامندیم و البته دغدغه های جامعه شناسی شما ستودنیست.
ارادتمند
ناشناس
۱۸:۳۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
اسم چلوکباب آوردید دلم خواست
ناشناس
۱۷:۴۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
کیفیت چلو کباب همان است؟ متاسفانه از این دست جملات قصار بسیار دارند و تمامی هم ندارد.
مسعود توحیدی فر
۱۷:۴۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
از قیاثش خنده امد خلق را....
ناشناس
۱۷:۲۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
همان نان و پنیر آن زمان را بدهید ما نون وکباب نمیخویم چون نون را روی آتش گرم وکباب میکردیم با پنیر حال میداد نه برنج تایوانی را سنگدان چرخ کرده
منصور سروری
۱۶:۳۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
سلام و درود به نویسنده محترم مقاله جناب آقای خدیر از اینکه حرف دل مردم رو به درستی بیان فرمودید ازجنابعالی کمال تشکر و سپاسگزاری می نمایم و برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم موفق و موید باشید انشاالله.
منصور سروری
۱۶:۰۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
سلام و درود به مقاله نویس محترم و مقایسه منصفانه ودرست ایشان در تمام موارد مقاله تحلیل شده حرف دل مردم هست که مقاله نویس محترم بیان فرموده و از ایشان کمال تشکر و سپاسگزاری می نمایم.
سحر
۱۵:۴۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
قسمت خندارش اینه ک الان نون و پنیرو انگور برای یک وعده از چلوکبابش گرون تره خیلی وقته انگور از نزدیک ندیدم چه ب خوردنش
فريده خسروشاهي
۱۵:۲۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آقاي خدير استفاده از شاخص "درامد سرانه " زماني كه توزيع درامد بسيار ناعادلانه است، درست است؟
ناشناس
۱۵:۱۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
کارگر مد نظر آن‌قدر توان دارد که برای زن و بچه اش هم چلوکباب بخرد یا چلو کباب را به تنهایی می‌خورد؟
محمدرضا دهقانی
۱۵:۰۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
نطردهنده محترم که قیمت دلاررا26000تومان درنطر گرفتی وبرمبنای آن اکثریت مردم زیرخط فقر بردید لطفا برابری قدرت خرید دلار درایران ومتلا آمریکا رامقایسه کنی بدین معنی که با400دلارکه11000000میلیون تومان میشودیک خانواده4نفره می‌تواند زندگی کند ولی درآمریکا برای زندگی کردن باهمین کیفیت حدود1200دلارلازم است
ناشناس
۱۵:۰۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چرا درامد اون موقع والان خودشون را نمیگن فقط درامد و زندگی کردن مردم را بررسی میکنن که چی میخورن چی میپوشن
توحیدی
۱۳:۴۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
....بسیار متین....وزین....و صحیح.....
ناشناس
۱۳:۴۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چی شده عصرایران کامنت ها رو باز کرده و انتقاد پذیر شده؟
عصر ایران کامنت ها بسته نیست ولی چون نفرات محدودی امکان انتشار نظرات را دارند و در این بحث جنبه های مختلف مطرح شده مجال انتشار میسرتر است.
پاسخ ها
Reza
| |
۲۰:۳۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چقدر خوبه که عصر ایران به نظرات خوانندگان توجه میکنه و حتی به اونها پاسخ میده.
حسین
۱۳:۴۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
حقوق متوسط کارمند قبل از انقلاب حدود ۴۰۰ دلار بود وبا توجه به تورم ۴۳ سال دلار معادل ۱۰۰درصد نتیجه میشود حقوق متوسط کارمند ۸۰۰ دلار ویا۲۲میلیون ،با این تفاوت که در هر ۱۰قدمی که می‌رفتی استخدام بود.وپرداخت های اضافه نیز برابر حقوق بود یعنی ۱۶۰۰ دلار میشد.لطفا آمار تخصصی بدهید .
ناشناس
۱۳:۳۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
ممنون بابت انتشار کامنت ها و پاسخ هایی که می دین.
داوود
۱۳:۳۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
الان را باید با الان مقایسه کرد. هم در مقیاس جهانی و هم داخلی. خط فقر بین المللی که البته معیار دقیقی برای همه جای دنیا نیست؛ یک دلار و نود سنت یا حدود دو دلار در روز برای هر نفر است که در روز، با دلار 26000 تومانی می شود حدود 52000 تومان و در ماه حدود یک میلیون و ششصد هزار تومان. پس برای خانوار چهار نفره، می شود 6240000 تومان. دریافتی بسیاری از کارگران و کارمندان، به این رقم نمی رسد. از خط فقر با معیار و ملاک داخلی حرفی نمی زنم. مخصوصاً کارمندان متوسط و مخصوصاً افراد با سابقه کار کمتر به خط فقر بین المللی نمی رسد. معیشت و نیازهای انسان هم فقط غذا نیست. آموزش و بهداشت و درمان و مسکن و... چه مبلغی برای تأمین در سطح متوسط خرج برمی دارد؟ در سبد هزینه کرد خانوار، جایگاه غذا و نیازهای دیگر، هرکدام چند درصد است؟ اجاره و کرایه چطور؟ نرخ بیکاری و حجم اقتصاد آن زمان و این زمان چه تفاوتی دارند؟ اصلاً چلوکباب در هر روز برای کارگر، یعنی هیچ مشکلی نیست؟ این همه جوان بیکار درآمدشان صفر است. این چلوکباب، مثلاً دستاورد است یا چه چیز دیگر؟ ظرفیت های کشور در چه حد است؟ این که ثابت کنیم زمان شاه بد بوده، خوبی زمان ما را اثبات می کند؟ نه.
ناشناس
۱۳:۳۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آفرین عالی بود. باید منصف باشیم. درآمد اصلی ما نفته و وقتی کم شه مشکل ایجاد میشه. اینو نباید فراموش کنیم. اما حداقل بودجه های غیر ضروری رو حذف کنن. یا سازمان ها رو ادغام کنند. مثلن حالا که یک دست شدند سازمان تبلیغات رو در وزارت ارشاد ادغام کنن. یا شهرداری معاونت اجتماعی می خواد چی کار؟ که در هر مناسبت پرچم نصب کنند. این کارو سازمان تبلیغات هم میتونه انجام بده. یا از وبدجه صدا و سیما کم کنن.
ناشناس
۱۳:۳۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آقای خدیر از مقاله شما نتیجه میگریرم ک ما نباید خودمون رو با بقیه دنیا مقایسه کنیم و به پیشرفتشون اهمیتی ندیم و خودمون رو با زندگی پدر و پدر بزرگانمون مقایسه کنیم خخخ
عصر ایران نه. چنین منظوری نبود. اگر این نتیجه را گرفته اید مقصود حاصل نشده. منظور این است که معیار باید درآمد سرانه باشد و در بررسی افزایش قیمت ها به افزایش دستمزدها هم البته توجه شود.
سعید اقاجانی
۱۳:۲۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
سیر از گرسنه خبر نداره. بیا یه روز پیش من چن تا خانواده بهت معرفی کنم اجاره خونه ندارن نمیتونن دربیارن شب وروز کار میکنن. بیا بهت مردمی رو نشون بدم دسته جمعی دنبال میوه سالم تو جعبه ضایعاتی می‌گردن. بیا آدمایی بهت نشون بدم بخاطر قسط حکم جلبشون اومده. من به لطف ارثیه پدری شرمنده نیستم ولی شبا از فکر مردم خواب ندارم
ناشناس
۱۳:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
قیاس با درآمد سرانه دلاری هم درست نیست.ارزش دلار در خود آمریکا هم نسبت به ۴۳ سال پیش افت چند برابری کرده.معیار درست طلا است که همواره ارزش خود را با نرخ روز تطبیق داده.بر این اساس وقتی سال ۵۷ میشد با یک ماه حقوق کارمند ده سکه خرید ارزش روز آن ۱۲۰ میلیون تومان است.
داوود
۱۳:۲۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
اصلاً کیفیت چلوکباب ها هم خیلی کمتر شده و واقعاً پایین آمده.
ناشناس
۱۳:۲۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
همین طرزفکرا هستن که روز به روز داریم عقب عقبتر میریم
ناشناس
۱۳:۱۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
اره 15 سال پیش یه شارژ ایرانسل 2 تومنی دو تومن بود الان هم دو تومن
محمد
۱۳:۱۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
من دو سال به عنوان کارگر ساده در کشور کویت کار می کردم، بخدا شهروندان کشورهای همسایه جنوبی چیزی به نام مشکل تامین اقلام مورد نیاز زندگی ندارند.
عصر ایران البته در همان کویت بعد از حملۀ عراق شرایط تغییر کرد حال آن که پیش از آن کویت ضرب المثل بود و در توصیف یک وضعیت خوب می گفتند کویته! جمعیت و مساخت را هم باید در نظر گرفت.
ناشناس
۱۳:۰۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چلوکباب رو بی خیال. سنگک و بربری را مقایسه کنید!
دومان
۱۳:۰۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
به خداوند قسم صدها نفر را میشناسم که چندین ساله همان چلوکباب را هم نخوردند،شهرستانها پر است از این قشر، خدایا ما ناتوانیم خودت رحم کن
حامد
۱۲:۵۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
با سلام، نکته ای که در این گزارش دیده نشده کاهش قدرت خرید بینالمللی یک دلار از سال 1980 تا کنون میباشد که از 1980 تا کنون 72 درصد کم شده به بیان دیگر 1 دلار در سال 1980 معادل 3.5 دلار الان قدرت خرید دارد کما اینکه با 1500 دلار میتوانستید یک خودروی مناسب خریداری کنید ولی الان نه
عصر ایران

ممنون. از نظرات تخصصی دیگر دوستان هم استقبال می کنیم

پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۳:۲۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
رشد سرانه جهانی را هم بگویید. همه کشورهای عقب مانده رشد چند برابری داشتند.
ناشناس
۱۲:۵۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چه منصفانه و چه مودبانه و البته چه زیرکانه نوشتید. چون ااز عملکرد دولت جنگ و هشت سال خاتمی و دو سال روحانی در جمهوری اسلامی هم دفاع کرده اید
۱۱۰
۱۲:۴۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
درست یادمه،سال ۵۵ در حسرت گوشی لمسی بودم،اندروید ۱.۱
ولی به حمدالله الان تو دست همه یه گوشی لمسی با اندروید بالای ۸ هست
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۵:۱۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
سال 55 گوشی میخواستی داداش سال 55 مطمئنی؟!
مهدی
۱۲:۳۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
من یک سئوال دارم ایا اقتصاد دست علم الهدی است در ۸ سال گذشته چه کسی قدرت خرید مردم رانصف کرد ایا علم الهدی بود
ناشناس
۱۲:۱۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
عصرایران رفسنجانی در دوره قوه مجریه میره مالزی بعد گفتگو و دیدار با ماهاتیرمحمدنخست وزیر میگه:شگفت زده شدم که شمادر مالزی از کاغذ در امورات کشوراستفاده نمیکنید.ماهاتیرمحمد میگه ماازسیستم الکترونیک استفاده میکنیم هاشمی میگه انشاءالله در 10الی20سال آینده ماهم همچین اتفاقی داشته باشم..هاشمی میگه یه سفری به ایران داشته باشید ماهتیرمحمدمیگه من قبل ازانقلاب به ایران آمده ام و آن زمان شاهد اتفاقات خوب و پیشرفت ایران بودم و آرزو کردم مالزی 50سال دیگر بتونه به ایران برسه..هاشمی میگه همه جمع بشیم با استعمار آمریکا بجنگیم.ماهتیرمحمد میگه آمریکا مثل گاو شیری شاخدارهست ولی ما پستان هایش را چسبیدیم و شیر می خوریم ولی شماها با شاخهایش کار دارید
ناشناس
۱۲:۱۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چرا با سال 57 مقایسه کنیم که سوء تفاهم پیش بیاد؟ در اوج جنگ و در سال 65 من دانشجوی بهترین دانشگاه دولتی ایران بودم. هر ترم 4000 تومان کمک هزینه می گرفتم. کرایه تاکسی تا دانشگاه هم دو تومان بود یعنی رفت و برگشت 4 تومان. با اون پول کرایه 1000 روز تأمین می شد. در حالی که یه ترم با کسر تعطیلی ها 80 روز بود. قیمت ناهار دانشگاه هم 10 تومان بود. با همون پول و خوابگاه دانشجویی مجانی لیسانس گرفتم. شام رو هم با کوپن ناهار رفقا تأمین می کردم. باور کنید هیچ کمک دیگه نمی گرفتم و اگرچه سخت بود اما 4 سال لیسانس را این جوری سپری کردم. کلی هم هر ترم کاغذ می گرفتم که چون درسامون همه حفظی بود می دادم به برادر زاده م. دارم از سال 65 و 66 حرف می زنم که جنگ بود.
ناشناس
۱۲:۰۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
می خواستم بگم زحمت بکشید یک پرینت از این گزارش رو برای جناب امام جمعه محترم مشهد ارسال کنید. بعد با خودم فکر کردم دوستانی که بولتن پیش ایشون میبرن، بعید میدونم این متن رو در نظر بگیرن. تازه اگر هم لابلای بقیه بدستشون برسونن ایشون فرصت خواندن خواهند داشت؟
ناشناس
۱۲:۰۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
خوب چرا مثل یک کارگر، کار و زندگی نمی‌کنند و در بخش های ضعیف تر شهر ساکن نمی‌شوند؟
شیما
۱۲:۰۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
بسیار عالی بود
هیشکی
۱۲:۰۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آقای علم الهدی عزیز سال سال88 دستمزد کارگر غیر استخدامی 12500 بود که خودم کار میکردم اون موقع با اضافه کاری سر برج 500000 تومان دستمزدم بود واسه عروسی یه یخچال امرسان 22 فوت خریدم 500000 هزار تومن یعنی یک ماه حقوقم ولی الان روزی 150000 هزار تومن دستمزد کارگر هستش اگه هر روز سرکار باشم میشه برجی 4500000 تومن با این حساب دیگه یخچال 4500000 تومنی پیدا میشه؟
فرشید
۱۱:۵۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
نوشته دقیق، قابل درک و پرباری بود. ضمناً فرای این آمارها، فشار اقتصادی کمره من یکی رو شکونده بقیه رو نمیدونم
ناشناس
۱۱:۴۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
با این سرعت فکر کنم چند سال بعد آقایون وضع مملکت رو با دوره قاجار هم مقایسه کنن
پاسخ ها
ناشناس
| |
۲۱:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چقدر خوب بود این حرفت
هوشنگ شرقی
۱۱:۴۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
در سال ۵۷ قیمت یک پرس چلوکباب کمتر از این بود ! وقتی ما همان موقع ساندویچ مک دونالد را پنج تومان می خریدیم و در سال ۶۴ یک پرس چلوکباب را از رستوران روبروی دانشگاه شریف ۳۵ تومان می خریدیم ، مسلما در سال ۵۷ قیمت چلوکباب کمتر از ۲۵ تومان بود .
ناشناس
۱۱:۴۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
ممنون - از اطلاع رسانی - انشاله اطلاع رسانی شما شاید بعضی های از خواب غفلت بیرون بیاوردو سرشان را از برف بیرون بیاروند .
شبنم
۱۱:۴۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
هر ماه باید منتظر چندر غاز دولت باشیم وبرای بچه های خودمان نقاشی کباب بکشبم نه خودش رو
ناشناس
۱۱:۴۰ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
احسنت
ناشناس
۱۱:۱۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
بسیار عالی ، للمی ، منصفانه و دقیق بود

بنده بعنوان دانشجوی سال دوم سارمان انرژی اتمی ایران در سال ۵۷ ماهیانه ۴۲۰۰ تومان کمک هزینه تحصیلی میگرفتم
یعنی ماهبانه ۶۰۰ دلار

الان با داشتن ۶۳ سال سن و بیش از ۴۰ سال کار کردن سخت در دریا و فنی و خطرناک مبلغ ۳/۹۰۰ هزار تومان مستمری بازنشستگی دارم

یعنی حدود ماهیانه ۱۴۰ دلار آمریکا ( کلیه اسناد و ارقام اعلام شده بصورت اصل و مستند موجود و قابل ارائه است ،)

قطعا چنانچه مسکن و خودرو و پس انداز و ارثیه پدری نداشتم

الان حتما باید جزو مفلک ترین ها در کشور بودم
ناشناس
۱۱:۱۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
تو کشور آمریکای جنایتکار برای اینکه مردم کمتر وقتشون هدر بره مراکزی تعبیه شده که راننده ها میتونن باتری خودرو رو با باتری شارژ شده تعویض کنن تا بیشتر به کار و زندگیشون برسن
ناشناس
۱۱:۱۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
فکر می کنید گوینده این سخن... از ادله ای که شما آورده اید بی خبر است؟! ایشون به اون ... درصدی از جامعه ... این حرف ها رو زده. شما به خودتون نگیرید.
ناشناس
۱۱:۱۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
یه مورد دیگر هم جناب علم الهدی نگفتند من اضافه کنم آن زمان مردم تلویزیون موبایل و لبتاپ نداشتند.البته اختراع هم نشده بود
مشکل اینجاست که معیار مقایسه درست این است که شما باید شرایط کشورها در قیاس با هم راقبل و بعد انقلاب مقایسه کنید مثلا ترکیه و کره و امارات و.....قبلا کجا بودند و ما و الان وضعیت جطور است.معلوم است که با پیشرفت علم وضعیت مردم بهتر میشود.با این حال وضعیت ما حتی ثابت هم نمانده
امیررضا
۱۱:۰۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
سلام.به نظرم شروع مقاله باید کلیت ماجرا را برای خواننده با هر سطح سوادی واضح توضیح دهد بعد به جزئیات بپردازد.به نظرم با یک پاراگراف میشد پنبه آقای علم الهدی را زد.
"در سال 57 حداقل دستمزد رسمی ماهانه کارگری 750 تومان بوده یعنی معادل 107 دلار.طی 40 سال با توجه به تورم 5 تا 10 درصدی سالانه آمریکا و تضعیف اقتصاد آن کشور قدرت اسکناس کاغذی دلار کاهش یافته است.اما ارزش ذاتی کالاهای اساسی(طلا-گندم-نفت-...) تغییر تورمی ندارد! در یک کلام بهترین گزینه برای مقایسه قدرت خرید در بازه های زمانی چند دهه ای طلا بوده و هست.حقوق کارگر در سال انقلاب 1.78 سکه طلا بوده است بنابراین امروز باید 23 میلیون تومان باشد.از این رو میتوان صد مثال کالایی آورد.
موفق باشید
عصر ایران لطفا به بند آخر که پس از پیام شما اضافه شد توجه کنید. معیار کلی نه دلار و سکه است نه قیمت کالاهای مختلف. درآمد سرانه است.
ناشناس
۱۱:۰۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آقای مهرداد خدیر دانشمند محترم و منتقد منصف حداقل دستمزد قانون کار در سال 1400 مبلغ 885165 ریال که ماهی می شود 26554950 ریال لطفا با مبنای نادرست تحلیل نکنید.
عصر ایران

نویسنده روزنامه نگار است. دانش‌مندان در جاهای دیگر فعال‌اند. عددها مربوط به قبل 1400 است.

پاسخ ها
هادی
| |
۱۳:۲۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
روزنامه‌نگار، داره متلک بارت می‌کنه وقتی می‌گه دانشمند!
عصر ایران

اشکال ندارد. همین که وقت صرف می‌کنند و می‌خوانند و پاسخ می‌نویسند و دغدغه دارند ارزش‌مند است. این قدر ما طعنه می‌زنیم یک بار هم دیگران طعنه بزنند! اما بهتر است به جای شخصی کردن موضوع دربارۀ آن گفت‌و‌گو کنیم. فارغ از این که چه کسی نوشته است.

ناشناس
۱۱:۰۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
میخواستم یه چی بنویسم اما بیخیال ولش کن !!!!!!
ناشناس
۱۰:۵۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
استاد شما که اینقدر خوب مقایسه میکنی بگو سال 56-57 روزی 6 میلیون بشکه نفت فروش میرفت برای 35 میلیون جمعیت بدون تحریم امروز کمی بیش از یک میلیون فروش میره با هزار مکافات و تحریم فلج کننده برای 83 میلیون در ضمن از دولت و دمکراسی نفرمایید که عملکرد 88 تان و بعد از ان دولت تدبیرتان که عامل 80 درصد وضع موجود است و رای دو میلیونی کاندیدتان در 6 ماه قبل از یاد مردم نرفته
عصر ایران نظر شخصی نویسنده: آقای همتی با توجه به شرایط جنگ اقتصادی عملکرد قابل قبولی داشت و اگر نامزد نمی شد و همین کاندیدای حداقلی هم در انتخابات حاضر نمی شد دو قطبی خطرناکی شکل می گرفت و اکنون ما و شما از گفت و گو بازمانده بودیم. مقایسه 6 میلیون به جمعیت 35 میلیونی با زیر یک میلیون برای جمعیت 85 میلیونی هم بله درست است. ضمن این که سبک زندگی کنونی کاملا متفاوت است و کیفیت زندگی بالا رفته و انتظارات به خاطر همین بیشتر شده است.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۳:۲۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
افزایش قیمت دلار در سال 99 بعد از مدتی ارامش و ثبات در حدود 10-11 هزار دقیقا با اختلاف ناچیزی بعد از روی کار امدن مجلس "انقلابی" و مصاحبه دکتر همتی مینی بر اینکه در دو سال گذشته نه تنها دلاری به بازار تزریق نکردم بلکه یک میلیارد و خورده ای دلار از کف بازار جمع کردم، شروع شد. هیچ ربطیم به انتخابات 1400 نداشت
ناشناس
۱۰:۵۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چرا هر گاه دولت برآمده از انتخاباتی به نسبت رقابتی و نزدیک تر به سلیقۀ اکثریت در کار است بر تنور مطالبات اقتصادی و معیشتی دمیده می شود تا فیل جماعت یاد هندوستان نکند و تا رقیب کنار زده می شود و خاطرشان آسوده می شود از اشارات مکرر به مشکلات اقتصادی در خطبه‌ها خبری نیست و صحبت از یک وعده غذا و مقایسه هایی از این دست به میان می‌آید؟
ناشناس
۱۰:۴۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
نکته ای که در جوابیه مغفول مانده اینکه اینهمه ثروت زمینی و زیر زمینی که بدست آمد و صادر شده تکلیفش چه میشود؟
بعد از قریب نیم قرن که کشورهای دیگر در این مدت پرواز کرده اند(مثل چین و کره‌جنوبی) ما باید نه یک پرش کوچک که عقب گرد را شاهد باشیم؟
عصر ایران این متن یک جوابیه نیست. چون برخی گزاره های گوینده درست است. بیان نکاتی است به بهانۀ آن. به همین خاطر تیزی مقالات سیاسی را ندارد.
ناشناس
۱۰:۴۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
خودت ناراحت نکن و عصبانی نشو. امیدواریم در شغل اداریتان هم اینطور مخلص باشید. وکارهای مردم راه اندازید وخیلی مرخصی‌های ساعاتی نروید.
عصر ایران شما نشانی از خشم در متن دیدید؟ نکاتی را با مخاطبان و گویندۀ محترم در میان گذاشتیم. نویسنده شغل اداری ندارد. تنها روزنامه نگار است. ارباب رجوع ندارد اما در این رسانه و رسانه های مکتوب دیگر مخاطبانی گرامی چون شما دارد.
ناشناس
۱۰:۴۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
بسیار عالی
ناشناس
۱۰:۳۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
البته چلو کباب های آن زمان واقعا چلو کباب بودنند اما چلو کباب های کنونی با حجم کمتر با برنج و ..... هستند در واقع در حال حاضر اگر بتوانیم چلو کبابی با کیفیت آن زمان تهیه کنیم چند برابر باید هزینه کنیم
ناشناس
۱۰:۲۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آقای خدیر لطفا در مورد چیزی که تخصص نداری قلم پردازی نکن برای باردوم
عصر ایران هر بخش مقاله را که به لحاظ تخصصی نادرست می دانید نقد کنید تا یا نویسنده اصلاح کند یا مخاطبان دیگر. کل جملۀ شما با کسر مخاطب و لطفا، 6 کلمه است. با 6 کلمه که نمی توان 2000 کلمه را نفی کرد. نویسنده در سال های 83 تا 89 معاون سردبیر یا مدیر تحریریه روزنامۀ اقتصادی پول بوده و قریب 100 مناظرۀ اقتصادی هم در رادیو اینترنتی ایران صدا برگزار کرده و اندکی آموخته ضمن این که تعریف حداقل دستمزد و در آمد سرانه و مقایسه قیمت ها تخصص ویژه ای نمی خواهد. مع الوصف از هر نقد تخصصی استقبال می کنیم. یادتان باشد جای دیگر باید مطالبۀ تخصص کنید نه روزنامه نکار که شنیده ها و خوانده های خود را در یک قالب به اشتراک می گذارد.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۲:۱۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
دوست عزیز. اولا که تخصص دارند و در اتاق بازرگانی در دهه 80 دیدم مقالات ایشون را چاپ کردند. ثانیا تو مملکتی که ریشه همه مشکلات سیاسی یه بهترین فرد برای اظهار نظر آدم وارد به سیاست ه وگرنه خود اقتضاددانان هم اعتراف می کنند که ازد ست اونا کاری بر نمیاد و مشکل سیاسی یه. اگه دنبال تخصصی برو به رییس کمیسیون برنامه وبودجه مجلس ایراد بگیر که دکترای الهیات دانشگاه آزاد داره نه به روزنامه نگاری که اطلاعات مختلف را به به ما ارایه می ده و چراغی در ذهن ما روشن میکنه. به دل نگیرید. قلم تان را خیلی دوست دارم. قصه عاشقی هم 20 ساله است.
ناشناس
| |
۱۲:۵۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
جناب خدیر آخه این برادرمون هم تخصص داره ، هم قدرت و هم ....
ناشناس
۱۰:۲۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آقای مدیر عزیز ای کاش در این مقاله زیبایتان اشاره مینمودید به پیشرفت های محیرالعقول علمی و صنعتی در این چهل و اندی سال اینکه وضع کره و دوبی و عربستان در این مدت چه تغییراتی داشته است. در ضمن اگر جناب علم الهی خوب است که نگفته الان هر کس یک موبایل دارد قبل از انقلاب ما تلفن ثابت هم نداشتیم!!!!
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۷:۰۰ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
موبایل داشتن دلیل متمکن بودن نیست جناب. معیاری وجود دارید بنام معیار فلاکت که هزارو یک فاکتور را کنار هم می چینن بعد ارائه میدهند. این معیار در ایران در مقایسه با سایر ممالک ما رو در جایگاهی در حد و اندازه فقیرترین کشورها قرار داده.
مبارکه.
ناشناس
۱۰:۰۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
روزی که دولت شما تحویل گرفت قیمت مرغ کیلویی 12 تومان بود و گارگر 200 تومان میگرفت پس در واقع سال 92 وضعیت مردم بسیار خوب بود تا شماها اجاره ایها روحانی رو به ما مسلط کردین
عصر ایران

"دولتِ شما"؟‍! نه در آن دولت نه هیچ دولت دیگر مسؤولیتی نداشته‌ایم. بله، از گفتمان دولت روحانی (صلح و توسعه و مصالحه) دفاع می‌کردیم و ثمرات آن را هم در دو سال 94 تا 96 دیدیم و بعد آن ترامپ، بازی را بر هم زد. واقعا وضعیت در دو سال بعد برجام، رو به اصلاح بود ولی باز هم مدعیان امروز کنترل تورم را با رکود‌رکود کردن انکار می‌کردند. داستان دولت اول او با دولت دوم که واقعا گیر کرده بود متفاوت است هر چند در مقام توجیه شابد بتوان گفت از قحطی و جنگ هم خبری نشد.

پاسخ ها
محمد
| |
۱۳:۰۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
قیمت های سال ۱۳۸۴(هنگام ورود معجزه هزاره سوم) را با قیمت های سال ۱۳۹۲ هم مقایسه کنید
مهدی
| |
۱۶:۴۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
در پاسخ به جواب عصر ایران در خصوص "دولت شما"
بله گفتمان روحانی برای برجام خوب بود ولی این تنها کار ایشون بود
قفل اقتصاد با بهره 30 درصدی و عدم اجازه رشد نرخ ارز برای چندسال به انگیزه نرخ تورم زیر 10 درصد پدر تولیدکننده رو درآورد و اصولا سرمایه گذاری بی معنی بود حتی خود بانکها توان ادامه این پانزی گیم رو نداشتند و نزدیکترین مقطع به ورشکستگی بود
همه چی رو از زاویه سیاسی نبینید
همین روحانی برای خروج ترامپ هیچ پلنی نداشت و دور دومش عملا فقط گذران بود
ناشناس
۱۰:۰۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
واقعا این حرف یه ادم عاقله
ناشناس
۱۰:۰۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
و البته از تعدد هزینه های جدید هم باید می گفتید، خرید گوشی لمسی به تعداد فرزندان برای امور تحصیلی، یا هزینه اینترنت و ... و رکود که تعداد روزهای کاری همان کارگر رو کاهش داده و از طرفی تعطیلی کارگاه ها و کارخانه ها که بر تعداد کارگران روزمزد و موقتی اضافه کرده و باز هم تعداد روزهای کاری و درآمد کارگر روزمزد رو کم کرده.
عصر ایران بله، درست گفته اید. سبک زندگی تغییر کرده. در دهۀ 60 این قدر پول بسته بندی نمی دادیم و زندگی این قدر مصرفی نبود.
رضا
۱۰:۰۰ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
فقر بصورت واضح داره خودنمایی میکنه
دیگه چه نیازی به آمار و ارقام
ناشناس
۰۹:۵۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
کاری به درست بودن حرف شما یا ایشان ندارم.
می دانید چه چیزی دل من را شکست ، اینکه حرف ایشان ، زخم زبان بود ، انگار به کسی که زمین افتاده ، مجروح است و غمگین ، زخم زبان بزنی که برو خدا رو شکر کن همین یک وعده غذا را هم داری بخوری .
البته اشارت اقتصادی شما هم بسیار به جا بود ، اگر قرار به سکوت در برابر مشکلات است ، امثال ایشان هم حداقل به حرمت ناراحتی های مردم سکوت کنند.
asd
۰۹:۳۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
ممنون آقای خدیر حرف دل مردم را با مستندات ملموس نوشتید.
ناشناس
۰۹:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آفرین به این نقد، ولی نه مخاطبان شما اونها هستن، نه اونها چیزی دیگه ای به جز تریبون‌های یک طرفه رو قبول دارند.
ناشناس
۰۹:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
ساده تر آن بود که قیمت یک وعده نان و پنیر و انگور را محاسبه و مقایسه می کردید ضمنا چلوکباب آن زمان با گوشت و برنج مرغوب درست میشد نه با سنگدان و سویا و برنج تایلندی.
ایشان به هر قیمتی شده (به هر قیمتی) می خواد بگه الان شرایط بهتره!
ناشناس
۰۸:۲۵ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
من کارمند اداره کار یکی از استانها هستم .. در چند ماه چند نفر از کارمندان ما بخاطر حقوق پایین استعفاء دادند و رفتند دنبال کار بیمه و فروش پروتئین
ناشناس
۰۸:۲۴ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
احسنت تحلیلی درست وعالی بود
حسن
۰۸:۲۰ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
احسنت ، نقد منطقی بود
ناشناس
۰۸:۰۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
مهرداد خان عالی بود عالی بخصوص آخرین پاراگراف
ناشناس
۰۸:۰۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
هرچی بود، نمی دانم چرا برکت در آن دوران بیشتر بود .
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۲:۵۰ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
چون پول حروم وارد زندگی 85 میلیون ایرانی نشده بود.
ناشناس
۰۷:۵۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
در مورد مقایسه دستمزد به دلار باید توجه داشته باشید که خود دلار هم به خاطر تورم در این ۴۳ سال نزدیک به ۴ برابر ضعیفتر شده. در واقع ۴۰۰ دلار سال ۵۷ معادل ۱۶۰۰ دلار امسال هست.
بابک
۰۷:۴۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
آفرین بسیار عالی
ناشناس
۰۷:۲۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
موبایل موبایلو بگو اون موقع دلار 7 تومانی حتی یکنفر موبایل ندشت
مجید
۰۷:۲۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
یک نکته که کاملا در اینجا مغفول مانده عدم تناسب نیازها و توقعات و سطح زندگی مردم ایران با چهل سال پیش است کافی است سطح زندگی در امارات یا ترکیه یا حتی افغانستان را با چهل سال پیش مقایسه کرد. اضافه بر اینها نبود تورم افسار گسیخته در چهل سال قبل ، و عدم امید و اعتماد به آینده و هزاران پارامتر دیگر که کام مردم را تلخ کرده است.
حسین
۰۷:۰۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
برای چی اینقدر خودتان را خسته کردید؟
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۲:۴۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
اتفاقاً برای ثبت در تاریخ ، پاسخ به اینگونه افاضات بسیار لازم است.
عصر ایران مجددا تاکید می شود این یک جوابیه نیست. نکاتی است به بهانۀ سخنی که چنانکه در متن آمده از برخی منظرها نادرست هم نیست اما جامع نیست. هدف نویسنده این است که تأکید کند نه قیاس بر اساس صرف دلار و سکه درست است نه دستمزد کارگر و بهترین معیار درآمد سرانه است که عدالت در توزیع را هم نشان می دهد.
مجید
۰۷:۰۳ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
یک نکته را هم اضافه کنید با پیشرفت تکنولوژی سطح رفاه بالا رفته و قیمت گوشت و .... برای جهانیان ارزان تر شده و چنین مقایسه ای کاملا اشتباه است.
باید مقایسه با کشورهای نفت خیز و دارای ثزوت معادن ملی باشد نه با 40 سال پیش خودمان.
ناشناس
۰۵:۴۶ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
البته چلوکباب با کیفیت مد نظر نیست
Saba
۰۴:۲۹ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
مرسی از این دست به قلم. خیلی به جا بود و هست و خواهد بود
حسین
۰۴:۱۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
هم قیاس شما خنده داره هم آقای علم الهدی
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۲:۴۸ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
نه داداشم . این مقاله حرف حق حزده .
فقط و فقط آن افاضات خنده داره . خنده دار که چه عرض کنم . گریه داره !
ناشناس
۰۴:۰۲ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
این جمله خیلی عالی بود؛

از آن پس آدم‌هایی که معطل یک چلوکباب در روز بودند به ثروت‌های افسانه‌ای دست یافتند و داستان از اینجا شروع شد
ناشناس
۰۳:۰۷ - ۱۴۰۰/۱۰/۱۸
دلار هفت تومانی را خوب بیاد دارم.سیگار وینستون اصل 3 تومان وپنج ریال بود.چون متاسفانه پدرم سیگار می کشید خوب بیاد دارم.چون گاهی من سیگارش را میخریدم.ما شش نفر بودیم.پدرومادروچهار بچه.من یکی مونده به آخری بودم.زندگی ها ساده ولی خوب بود.جمعه ها روز تفریح بود.عصر جمعه با پیکان مدل 48 یا میرفتیم مرغ کنتاکی یا رستوران حاتم یا یک همبرگرفروشی بود نزدیک پل رومی که اسمش یادم نیست ولی تزییناتش همه چوبی بود.قبلش هم ما بچه ها درضلع جنوبغربی میدان ونک فانفار سوار می شدیم.بعنوان یک کودک شش هفت ساله خیلی اوقات خوبی بود:)
تعداد کاراکترهای مجاز:1200