كروبي ، مشكل رواني دارد ، به درد حواس پرتي دچار شده و همه چيز را زود فراموش مي كند . حتي دکتر (م) روانپزشک ، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و پزشك معالج اش نيز اين موضوع تأييد مي كند؛ مدرك هم دارد.
اين ، خبر عصرايران نيست! خبري است كه رسانه هاي يك جريان خاص سياسي با آب و تاب بدان پرداخته و به نقل از كسي كه او را دكتر(م) پزشك كروبي و عضو هيات علمي دانشگاه ناميده اند مدعي شده اند كروبي كه اين روزها از شكنجه بازداشتي ها و تجاوز جنسي به آنها سخن مي گويد ، يك آدم روان پريش است ، مشكل رواني دارد و قاطي كرده است و لذا حرف ها و ادعاهايش دو ريال ارزش ندارد ... و بدين ترتيب آنچه او درباره مسائل بازداشتگاه ها گفته ،ارزش بررسي هم ندارد ؛آخر در كجاي دنيا ،مي آيند و به صرف ادعاي يك آدم ديوانه كه بايد بستري شود ، كميته حقيقت ياب تشكيل مي دهند تا ببنند كه راست مي گويد يا نه؟!
***
جامعه اخلاق گراي ايران ، به سرعت نگران كننده اي از مباني اخلاقي فاصله مي گيرد ؛آن هم در دوراني كه ادبيات رسمي اش ،بيش از هر زمانهاي ،ادعاي اخلاق دارد و حتي رئيس دولت نيز براي كابينه اش ،استاد اخلاق منصوب كرده است.
نمونه اش همين ماجراي كروبي است و ادعاي تجاوز جنسي به برخي بازداشت شدگان و واكنش هايي كه شاهدش بوده ايم ؛ مصداقي بارز از افول اخلاق در ايران امروز!
كروبي يا راست گفته و يا بر قلمش دروغ رفته است.
اگر او ،موضوع تجاوز به بازداشتي ها را به دروغ مطرح كرده ، مصداق همين بي اخلاقي و بي بند و باري سياسي در جامعه امروزين ماست ،چه آن كه براي تضعيف رقيب سياسي اش ، به دروغ و تهمت روي آورده تا ثابت شود كه گذر از حريم اخلاق ، روحاني و غير روحاني نمي شناسد و سيل خانمان برانداز بي اخلاقي ، تبعيضي بين لباس ها و سمت هاي آدميان نمي گذارد.
اما اگر حرف هاي كروبي درست باشد ، آنگاه با فاجعه اي اخلاقي - فراتر از بحران اخلاقي -مواجهيم ؛ نه فقط به دليل آن رفتار شرم آور با زندانيان ،كه علت به واكنش هاي سياسيون ما در قبال اين اتفاق ناگوار كه آن را كتمان كردند و گوينده خبرش را نيز رواني و مستوجب حد شرعي دانستند.
خبر صدر مطلب حاضر نيز ، به تنهايي سندي است بر لگدمال شدن اخلاق در فضا سياست و رسانه.
اين ، واقعاً زشت و زننده است كه در مواجهه با ادعاي كسي ،به جاي اين كه به آنچه گفته بپردازيم ، به شخصيت طرف حمله كنيم و او را ديوانه بناميم و كاري هم نداشته باشيم كه او كيست و چه سوابقي دارد و در جامعه نيز كساني دوستدارش هستند.
جالي اينجاست كه دروغ پردازان بي اخلاق وطني ما ، ياد گرفته اند كه چگونه مي توان يك دروغ را باور پذير كرد: دکتر (م) ، روانپزشک ، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران ، اسناد پزشكي و ... ! بالاخره بايد طوري نوشت كه خواننده فريب بخورد و تصور نمايد كه آنچه مي خواند حقيقت مطلق است و الا اگر بدون اين شاخ و برگ ها ، مستقيم و به نقل از خودشان بگويند كه فلاني مشكل رواني دارد ،كسي كه باور نمي كند،بنابراين بايد دكتر ميمي باشد و هيات علمي و اسمي از سند( و نه خود سند) و ... !
اصلاًبيايد فرض را بر اين بگذاريم كه كروبي دروغ گفته و تمهت زده است.
آيا راهش اين است كه بيايند و شخصيت يك انسان را اين گونه در رسانه ها به لجن بشكند و برايش سناريو درست كنند كه فلاني رواني است و اسنادش هم موجود است؟!
اگر كروبي دروغ گفته و مرتكب زشتي شده است ،آيا اين روش نيز ناپسند و پليد نيست؟
به راستي آيا چنين پرداختي به موضوع اين شائبه را ايجاد نمي كند كه چون نتوانسته اند ردي بر ادعاي كروبي بيابند ، شروع كرده اند به تخريب شخصيت و تخطئه سلامت رواني گوينده تا موضوع را لوث كنند و در حاشيه اين گونه خبرسازي ها ،اصل موضوع را از يادها ببرند؟!
اما اگر كروبي راست گفته كه واويلايي به تمام معناست: كسي حرف حقي زده و سياسيون مسلمان ما ،ديوانه اش مي خوانند تا دوستان مجرم شان را نجات دهند.
(گفتني است در اين ماجرا ، همه اعضای هیات علمی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران خبر را تكذيب كردند زيرا اين خبر ،در عين حالي كه عليه كروبي بود ،متعرض حيثيت پزشكان اين دانشگاه نيز بود زيرا در دل خود اين پيام را داشت كه آنها اسرار پزشكي بيماران خود را به جاي آن كه به عنوان امين ،نزد خود نگه دارند ،به رسانه ها مي دهند!)
آيا چاپ نمودار نسبت هاي فاميلي اعضاي دولت - كه در آن راست و دروغ را به هم آميختند- و توزيع گسترده آن در ايام انتخابات ، مصداق يك كلاغ و چهل كلاغ و اخلاق گريزي نبود؟ و آيا ... ؟!
مخلص كلام آن كه سر اخلاق ،توسط سياسيون ما و رسانه هاي آنان ،به وحشيانه ترين شكل ممكن در حال بريده شدن است و طرفين دعوا ، به شكلي كثيف بر يكديگر مي تازند و هرگز با خود نمي انديشند كه در حال لگدمال كردن "اخلاق"ي هستند كه ثمره هزاران سال فرهنگ و تمدن يك ملت است.
فراموش نكنيم كه ميراث تاريخي و فرهنگي ما ،فقط تخت جمشيد و چهل ستون نيست كه اگر كسي بر ديوار آن خطي بيندازد ، محكومش كنيم ،بلكه اخلاق و سنت هاي پسنديده رفتاري نيز بخشي از ميراث تاريخي ،فرهنگي و ديني ماست و كسي كه برآن پنجه افكند ،بسيار بيشتر از كسي كه لوحي گلي باستاني را بربايد و بشكند ،مستوجب نكوهش و كيفر است.