عصر ایران؛ میثم علیرضایی - جنگ اوکراین فرصتی برای بررسی بهتر تمدن غرب فراهم آورد چرا که در شرایط عادی و آرام، همه رفتاری متمدنانه دارند اما در بحران ها می توان رفتار بدون روتوش اشخاص و جوامع را تشخیص داد و شاخص های فرهنگ و تمدن یک جامعه را به چالش کشید.
کارکردهای تمدن
یکی کارکرد اساسی تمدن، زمانی است که بتواند در چالش ها، نظام های اجتماعی و انسانی را در چارچوب ارزش های خود حفظ نماید و از فروپاشی نجات دهد. مانند 8 سال مقاومت ایران در برابر عراق مسلح به بمب های شیمیایی آلمان، فرانسه، ایتالیا، اتریش، لوکزامبورگ و هلند و یا مقاومت مردم لندن در برابر بمباران های سهمگین آلمان در جنگ جهانی دوم.
ازسوی دیگر طبیعت تمدن چنان است که همواره میخواهد گسترش یابد و افراد بیشتری تابع آن شوند. فرهنگ پیچیدهای که با تمدن همراه است، گرایش به گسترش و نفوذ در فرهنگ های دیگر دارد و در بعضی مواقع آنها را در خود هضم و محو میکند (نمونه این واقعیت تمدن چینی و نفوذ آن در کره، ژاپن، ویتنام و غیره است). بنابراین تمدن های بزرگ می توانند برای مردم آن، اعتبار و ثروت ایجاد نماید. چرا که اقشار مختلف و به تبع آن استعدادها و ثروتهای جوامع مختلف را به خود جذب می کند.
نکته دیگر این که با توجه به قدرت و نفوذ رسانه ها در دنیای امروز، برای جهان "غیر پیشرفته از نظر مادی" بسیار مشکل است که با خشونت مدرن جامعه متمدن مقابله کند. چون این کار به معنی مقابله با استانداردهای جهان متمدن است. می توان این موضوع را با یک مثال بهتر درک نمود.
تصور کنید هندوستان به هر بهانه ای به جزیره ای بی نام و نشان در آفریقا حمله کرده و 1000 نفر را بکشد و مقایسه کنید با اینکه طالبان به هر بهانه ای به یونان حمله کند و 1000 نفر را بکشد. کدامیک با محکومیت و مقابله بیشتری از سوی جامعه جهانی مواجه می شود؟ حتی اگر 1000 ساکن جزیره کشته شده، غالبا کودکان و غیرنظامیان باشند و 1000 یونانی کشته شده، از نظامیان آن باشند. حتی اگر هندوستان دلایل منطقی برای حمله خود نداشته باشد اما طالبان بتواند برای این حمله استثنائا دلایل منطقی و محکمه پسند ارائه نماید.
اگر بخش سخت افزاری (تکنولوژی) تمدن را کنار بگذارید، آنچه تمدن را زیبا، جذاب و تاثیرگذار و به تبع آن پایدار می کند، شاخص فرهنگ و اخلاق در آن است.
از آنجایی که فرهنگ و اخلاق در حکم نمای یک جامعه است و می تواند تمدن را به بهترین شکل معرفی نموده و به نمایش بگذارد؛ اروپا همواره تلاش نموده تا شاخص های جذابی برای فرهنگ و تمدن خود ایجاد نماید، تا به این وسیله بتواند کارکردهای تمدن را که در بالا به آن اشاره شد، برای خود محقق کند. اما همان طور که در مقدمه اشاره شد، بایستی این شاخص ها را در بحران ها و در چالش ها بررسی نمود.
این شاخص ها که تمدن و فرهنگ اروپایی را جذاب کرده، عبارتند از: قانون مداری، احترام به طبیعت، صداقت، آزادی بیان، مقابله با نژاد پرستی و مقابله با سانسور و یا قواعدی مثل جدایی ورزش از سیاست که حاصل همین شاخص هاست.
اما در جنگ روسیه و اوکراین، رفتار غرب کاملا متناقض با شاخص های مذکور بود. این تناقض را به لطف رسانه ها به صورت پراکنده، همه می دانند و در جریان وقایع آن قرار گرفته اند، آنچه در زیر آمده با هدف تجمیع خلاصه اتفاقات و ملاحظه یکجا با طرح پرسش ها و مقایسه هایی برای بررسی بهتر تنظیم شده است.
حال تمدن اروپا که خرده تمدن های زیادی را در خود ادغام کرده و گسترش جغرافیایی زیادی دارد، شباهت کم نظیری با امپراطوری رم پیدا کرده که علت انهدام و فروپاشی آن با افزایش پیروزیها و تسلط بر ملتها و سرزمینهای زیاد، چند برابر شده بود.
امپراطوری رم تمرکزی بر رشد و توسعه اخلاقیات و فرهنگ، همزمان و هم تراز با گسترش سخت افزاری ( تکنولوژی و جغرافیا ) تمدن خود نداشت و پس از سقوط قسطنطنیه توسط ترکان عثمانی در سال 1453 بعد از میلاد مسیح، تضعیف اقتصادی و عدم پشتیبانی اجتماعی دچار فروپاشی شد.
به قول استاد حسین کاظم زاده ایرانشهر ( 1262 – 1340 ) دیپلمات، نویسنده و کاندیدای جایزه صلح نوبل در سال 1955: «انحطاط اخلاقی همیشه پیش آهنگ انقراض تمدنها بوده است.»