صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۴۶۷۲۹
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۲:۱۱ - ۰۸ تير ۱۴۰۱ - 29 June 2022

"ری را" از شعر نیما و سیدعلی صالحی تا نامی بر کراس اوور ایران خودرو ( + صدای جادویی خسرو شکیبایی)

عصر ایران - ایران خودرو از اولین کراس اوور خود رونمایی کرد؛ خودرویی که نام آن را "ری را" گذاشته و به خط خوش نستعلیق، بر بدنه اش نگاشته است.


"ری را" اما به چه معناست؟ به همین بهانه، نگاهی داریم به این واژه در لغت نامه و شعر فارسی.

ری را ، نامی زنانه و متعلق به خطه شمال ایران است و آن را تغییر شکل یافته "لیلا" در گویش مازندرانی می دانند. همچنین در گویش مازندرانی ری را به معنای "هان!  آگاه باش" نیز به کار می رود.

البته معانی دیگری نیز برای ری را در لغت نامه های فارسی نوشته اند که از آن جمله می توان به "زن باهوش و کاردان" و "پرنده ای شبیه گنجشک" اشاره کرد.

نیما یوشیج نیز در سال 1331، شعر معروف ری را سرود که در ادبیات فارسی ماندگار شد:

« ری را»…صدا می آید امشب
از پشت « کاچ» که بند آب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم می کشاند.
گویا کسی است که می خواند…

اما صدای آدمی این نیست.
با نظم هوش ربایی من
آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین؛
زاندوه های من
سنگین تر.
و آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.

یکشب درون قایق دلتنگ
خواندند آنچنان؛
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
می بینم.

ری را ری را…
دارد هوای آن که بخواند.
درین شب سیا.
او نیست با خودش،
او رفته با صدایش اما
خواندن نمی تواند.

سید علی صالحی پایه گذار «جنبش شعر گفتار» نیز در اشعار بسیاری از خود «ری را» را مخاطب قرار داده است که معروف ترین آنها "حال همه ما خوب است اما تو باور مکن" است که زنده یاد خسرو شکیبایی آن را دکلمه کرده است:

سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
با اين همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


تا يادم نرفته است بنويسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببين انعکاس تبسم رويا
شبيه شمايل شقايق نيست!
راستی خبرت بدهم
خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!
بی‌پرده بگويمت
چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نيک خواهم گرفت
دارد همين لحظه
يک فوج کبوتر سپيد
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
يادت می‌آيد رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بياوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

 

ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۵
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
۱۲:۱۲ - ۱۴۰۱/۰۴/۰۹
حال همه ما خوب است اما تو باور مکن!!
روحت شاد خسرو جان شکیبایی
ناشناس
۰۰:۲۸ - ۱۴۰۱/۰۴/۰۹
حال همه ما خوب است !!!
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۸:۱۵ - ۱۴۰۱/۰۴/۰۹
اما تو باور نکن
تعداد کاراکترهای مجاز:1200