صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۵۱۱۲۷
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۰۰:۰۹ - ۰۸ مرداد ۱۴۰۱ - 30 July 2022

امروز با سعدی : که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ...


همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی *

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجا **
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله‌ایت باشد بِه از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گِله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

* خستن: زخمی کردن
** هیجا: نبرد

ارسال به تلگرام
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
۲۳:۰۰ - ۱۴۰۱/۰۵/۰۸
زخاک سعدی شیراز بوی عشق آید
هزار سال پس ازمرگ او گرش بویی
علي
۰۹:۱۷ - ۱۴۰۱/۰۵/۰۸
اين شعرهاي روزانه كه منتشر ميكنيد، بسيار كار شايسته و پسنيده اي ست و باعث ميشه امثال ما كه كمتر با اين اشعار آشنايي داريم تلنگري بخوريم بلكه بريم سراغشون. ممنون
ناشناس
۰۸:۱۴ - ۱۴۰۱/۰۵/۰۸
عالي
تعداد کاراکترهای مجاز:1200