عصر ایران

فیلم بیشتر »»

غزل شماره 382 حافظ

فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
لب بگشا که می‌دهد لعل لبت به مرده جان

آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود
گو نفسی که روح را می‌کنم از پی اش روان

ای که طبیب خسته‌ای روی زبان من ببین
کاین دم و دود سینه‌ام بار دل است بر زبان

گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمی‌رود آتش مهر از استخوان

حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن
چشمم از آن دو چشم تو خسته شده‌ست و ناتوان

بازنشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین
نبض مرا که می‌دهد هیچ ز زندگی نشان

آن که مدام شیشه‌ام از پی عیش داده است
شیشه‌ام از چه می‌برد پیش طبیب هر زمان

حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم
ترک طبیب کن بیا نسخه شربتم بخوان

تفسیر :

به کسانی که دست نیاز به سوی شما دراز کرده اند بی توجهی نکنید و دست آن ها را بگیرید که به کمک شما احتیاج دارند. از یار دور شده اید و تنها امیدتان رسیدن به اوست.

از وصال یار ناامید نشوید و دوری و فراق را تحمل کنید، با دعا و استعانت از خدای متعال انشالله به زودی به مقصود رسیده و یار را در آغوش خواهید کشید.

* این غزل آخرین سروده خواجه حافظ شیرازی است که در بستر بیماری سروده شده است.

کانادا و اسپانیا سفیر اسرائیل را احضار می‌کنند نگاهی به فیلم تهران کنارت؛ مکاشفه‌ای در دنیای جوانان سخنگوی پیشین پنتاگون: ایران در جنگ کارت‌هایی دارد چرا تل‌آویو از شنیده شدن صدای فعالانِ دست‌بسته وحشت دارد؟ گزارش تصویری از رژه خودروهای کلاسیک در خراسان جنوبی معاون وزیر خارجه روسیه: آمریکا و اسرائیل، ایران را تحریک می‌کنند/ آماده کمک به مذاکرات هستیم وزیر علوم: اینترنت حق بدیهی است و تبعیض پذیرفتنی نیست آغاز بلیت‌فروشی قطار اردبیل به مشهد از امروز بقائی: مذاکرات از طریق میانجی‌های پاکستانی ادامه دارد/ چرا ایران باید اورانیوم غنی شده خود را به کشور دیگر منتقل کند؟ تخلف در شماره‌گذاری خودروها با افزایش ۳ برابری نسبت اسقاط دیدار وزیران کشور ایران و پاکستان (عکس) پرویز خرسند نویسنده و نخستین سردبیر مجله سروش درگذشت نفتالی بنت خطاب به نتانیاهو: کار تمام شد، عقب‌نشینی کن صعود نماینده تنیس دختران ایران به دور دوم رقابت‌های ترکیه هشدار هواشناسی تهران درباره رعد و برق و وزش باد شدید