۲۵ تير ۱۴۰۳
به روز شده در: ۲۵ تير ۱۴۰۳ - ۰۶:۰۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۰۰۱۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۹ - ۱۹-۱۱-۱۳۸۸
کد ۱۰۰۰۱۷
انتشار: ۰۹:۰۹ - ۱۹-۱۱-۱۳۸۸

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز

روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

مردم سالاري: رويکرد تبادل سوخت يا شروع غني سازي 20 درصد؟

«رويکرد تبادل سوخت يا شروع غني سازي 20 درصد؟»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم محسن دقت دوست است كه در آن مي خوانيد؛ آقاي احمدي نژاد در آخرين گفت وگوي تلويزيوني خود اظهار داشته اند که مبادله بخش اعظمي از دستاورد هسته اي کشور ايرادي ندارد، زيرا نظر افرادي که "سوپر انقلابي" شده اند و گفته اند ممکن است غرب همچون گذشته به وعده خود وفا نکند فاقد وجاهت است.

از ديد ايشان منطق لطمه نديدن کشور از واگذاري مدنظر اين است که از سويي اگر هم زمان بازگشت سوخت اتمي (همانند ساخت نيروگاه بوشهر) دچار نوسان شود، توليد مجدد و جبران آن براي کشور ميسر است و از سوي ديگر در چنين شرايطي حقانيت موضع و "حرف" ما اثبات مي گردد و مناسبات به نفع ايران عوض مي شود. در مورد بخش اول اين گفته يعني توانايي بازتوليد و نحوه و زمان آن بايد متخصصين امر نظر دهند تا به نتيجه گيري بنشينيم. ولي در مورد دومين استدلال بيان فوق، فضاي عمومي تري براي نظردادن وجود دارد.

نزديک به هفت سال قبل در زمان دولت اصلاحات، تيم مديريتي پرونده هسته اي کشورمان طي فرايندي طولاني به اين نتيجه رسيد که براي "اعتمادسازي" و ارتقاي سطح تعامل و همکاري با طرف هاي درگير در اين پرونده، طي موافقت نامه اي که تعيين مدت اعتبار آن در اختيار طرف ايراني بود، به تعليق فعاليت هاي غني سازي خود بپردازد و مفاد پادمان الحاقي "آژانس بين المللي انرژي هسته اي" را پذيرفته و به اجرا گذارد.

اين توافق به رغم محدوديت هاي گزنده اي که در بر داشت، منافع مناسبي را براي کوتاه مدت و آينده دورتر شامل مي شد که اتفاقا يکي از توجيهات اصلي براي اين عوايد، همان نکته اي است که اکنون آقاي احمدي نژاد به آن اشاره دارد و اساس سخن خود قرار داده. چراکه دولت آقاي خاتمي پس از دوسال و پيامد اتلاف وقت و خلف وعده دولت هاي غربي براي بررسي موضوع پرونده هسته اي کشورمان در روال عادي، به فک پلمپ از تجهيزات غني سازي کشور دست زد و دستگاه هايي که به همت دانشمندان بومي آماده و مهياي فعاليت بودند،...

به حالت ورود به چرخه توليد درآمدند. به اين معني که با توجه به سنگ اندازي دوساله و نقض تعهدات از سوي اروپا و آمريکا در راه بازگرداندن مباحث هسته اي به مسير طبيعي و غيرسياسي خود و در مقابل پايبندي کامل کشورمان به ضمانت سپرده شده، حسن نيت طرف ايراني عيان شد و ثمره اين ديپلماسي، تغيير سويه مناسبات به نفع ايران بود.

جلوه اين تغيير موازنه و تاثير آن در افکار عمومي جهاني، به صورت شکاف عميق ايجاد شده در مواضع دولت هاي غربي به منصه ظهور رسيد که تا مدت ها ادامه داشت.پس از آن دولت اصولگرا که بهره بردار از اين استراتژي شده و افتخار تکميل چرخه سوخت اتمي را به نام خود ثبت کرده است، با الصاق صفت تبليغاتي "ننگ آور" به اين فرايند، به اقداماتي دست زد که دستاورد آن تا امروز توليد مقاديري از کيک زرد و اورانيوم با غناي 3/5 درصد و در کنار آن ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل و تصويب چهار قطعنامه تحريمي عليه ايران در اين شورا شده است.

در واقع نه تنها از آن تغيير مناسبات در جهت خاموش ساختن مناقشات استفاده مثبتي نشد، بلکه مسيري طي شد که ظرف چهار سال گذشته طرف هاي مذاکره با کشورمان گام به گام به وحدت نظر براي تداوم چالش دست يافتند. کما اينکه در هفته هاي اخير موج تهديدات و مواضع هشدارآميز خود را تشديد کرده اند. بنابراين ذخاير اورانيوم غني شده ملي بدون توجه به ارزش مادي و اقتصادي آن، داراي ارزش معنوي ممتازي براي مردم است و در نتيجه سرنوشتش براي ايرانيان بسيار اهميت دارد. گرچه بايد اذعان داشت که لزوم تامين نياز سوختي راکتور تحقيقاتي تهران جهت مصارف پزشکي نيز در جاي خود قابل چشم پوشي نيست. قابل پيش بيني بود که اين نرمش تکراري و غيرمنتظره احمدي نژاد، با استقبال دولت هاي غربي و کشورهاي گروه 1+5 روبرو شود.

واکنش کاسب کارانه غربي ها که به گفته آنان بازگشت مجدد به ماه اکتبر سال ميلادي گذشته و پيشنهادهايي که در "وين" و "ژنو" در رابطه با مبادلات اتمي طرح شد بوده، در حالي ابراز مي شود که آنان با حفظ وجهه خود و ابراز ترديد در مورد جديت ايران در تبديل آهنگ لحن به رفتار، خواستار شفافيت رسمي و اعلان کتبي از سوي ايران هستند. اما پيچيدگي اين معادله آنجايي بيشتر است که همه روزه خبرهايي مبني بر تلاش گسترده و سنگين آمريکا براي افزودن به تحريم هاي بازدارنده عليه کشورمان و سخنان مداخله جويانه مقامات مختلف اين کشور و البته نزديکي بيش از پيش مواضع روسيه به آن منتشر مي شود، در عين حال آقاي احمدي نژاد ابراز اطمينان مي کند که جز انگليس و رژيم صهيونيستي مابقي کشورها در پي همکاري با ما هستند و حتي اشکال تراشي هاي فني چنداني هم ندارند.

در راستاي دستيابي به قضاوتي مقرون به صحت، فارغ از اين پرسش مهم که ايده چنين پيشنهادي ابتدا از جانب چه طرفي روي ميز قرار گرفته، و اينکه ره آورد عيني چنين رويکردي (به ويژه پيرامون به رسميت شناختن حق غني سازي و برچيدن تحريم ها) چه چيزي است، ابهام اصلي اينجاست که چه زمينه مساعدي در عرصه سياست خارجي پديد آمده و اين اطمينان خاطر را براي رئيس دولت ايجاد کرده که اينبار بر خلاف گذشته، قادر به استفاده مطلوب از تغيير مناسبات و پرهيز از هزينه هاي مالي و سياسي هستيم؟ از سوي ديگر، دليل تغييرات مکرر اظهارات مقامات مسوول در کشورمان در مورد غني سازي چيست که از يک سو منوچهر متکي در مونيخ از فراهم آمدن زمينه تبادل سوخت خبر مي دهد و همان زمان علي لا ريجاني در تهران تلا ش غرب براي دريافت مواد غني سازي شده را کلا هبرداري سياسي توصيف مي کند و پس از آن، محمود احمدي نژاد که مبادله بخش اعظمي از دستاوردهاي هسته اي را فاقد ايراد خوانده بود، ناگهان از غني سازي 20 درصدي در کشور خبر مي دهد. به راستي، رويکرد جديد هسته اي کشور،بالا خره کدام است؟

كيهان: «شاخص » شما چيست؟!

«شاخص شما چيست؟!»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن مي‌خوانيد؛شايد جناب حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني، نوه گرامي حضرت امام(ره) از اين يادداشت آزرده خاطر شود و نگارنده نيز اگر پاي امام راحل(ره) و جفا به ساحت مقدس، انقلابي و فقهي و عرفاني آن بزرگوار در ميان نبود، ترجيح مي داد هرگز قلمي بر كاغذ نراند كه نوه امام(ره) را برنجاند، اما، به يقين جناب سيدحسن خميني هم تصديق مي فرمايند، شخصيت ارزشمند ايشان مرهون نسبتي است كه با امام راحل(ره) دارند، بنابراين دفاع از ساحت ملكوتي آن مراد به حق پيوسته را مي توان و بايد، به منزله دفاع از شخصيت نوه ايشان نيز تلقي كرد. چرا كه، اگر از شخصيت جناب آقاي سيدحسن خميني، رابطه نسبي وي با حضرت امام(ره) حذف شود، ايشان نيز يك شخص معمولي در ميان ساير افراد عادي و معمولي جامعه خواهند بود.

و اما، موضوع يادداشت امروز، نامه اي است كه حجت الاسلام سيدحسن خميني خطاب به رئيس سازمان صداوسيما نوشته و در آن به آنچه كه از نظر ايشان «پخش گزينشي سخنان حضرت امام(ره)» در برنامه «شاخص» تلويزيون است، اعتراض كرده اند... و در اين باره گفتني هايي هست؛

1-اعتراض- با عرض پوزش- تعجب آور و سؤال برانگيز آقاي سيدحسن خميني در حالي است كه پخش مستند و تصويري سخنان حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي ايران، بسياري از مباني و اصول خط مبارك امام(ره) را براي توده هاي عظيم مردم بازگو مي كند و نه فقط شمار فراواني از نسل هاي اول و دوم انقلاب با شنيدن رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي آن حضرت بار ديگر مباني زلال بينش و منش امام خويش را از زبان خود آن حضرت مي شنوند و به خاطر غفلت از اين رهنمودهاي پيامبرانه و معجزه گون انگشت ندامت و حسرت به دندان گزيده و خط حركت خود را اصلاح مي كنند، بلكه از همه بااهميت تر، سيراب شدن روح حق جو و ذهن پرسش گر نسل هاي سوم و چهارم انقلاب است كه امام راحل(ره) را نديده اند و با مشاهده و شنيدن رهنمودهاي آن بزرگوار، «نقشه راه» را براساس بينش زلال و ملكوتي امام(ره) به دست آورده و در مقابل ترفندها و خيانت هاي گندم نمايان جوفروشي كه زير تابلوي خط امام(ره)، نسخه وارداتي جين شارپ و رابرت هلوي و جرج سوروس صهيونيست را به بازار مكاره فتنه اخير آورده اند، بيمه مي شوند و صدالبته، سران فتنه و برخي از خواص آلوده نيز با پخش مستقيم و بي واسطه رهنمودهاي حضرت امام(ره) ديگر امكان سوء استفاده از نام مبارك ايشان را پيدا نكرده و رسواتر از گذشته خواهند شد كه شده اند.

اكنون بايد به جناب سيدحسن خميني عرض كرد كه كجاي اين ماجرا، حضرتعالي را نگران كرده است؟ رسوايي سران فتنه؟! بيداري و هوشياري نسل هاي سوم و چهارم انقلاب و رويكرد آنان به خط زلال حضرت امام؟! واگويه دوباره نظرات ملكوتي و گره گشاي آن حضرت؟! و...؟! اگر هيچكدام از اين موارد باعث نگراني جنابعالي نشده است- كه نشده و نبايد بشود- پس علت نگراني شما چيست؟!

2- در برنامه شاخص كه با استقبال و قدرداني گسترده مردم روبرو شده است، نظرات صريح و خالي از ابهام حضرت امام(ره) درباره جنايات آمريكا و اسرائيل، خيانت گروههاي تروريستي نظير منافقين، وابستگي بهائيت به رژيم صهيونيستي، آمريكايي بودن نهضت آزادي و بني صدر، ماجراي عبرت انگيز آيت الله منتظري، جنايات مهدي هاشمي، ضرورت ترديد نسبت به حمايت بيگانگان از شخصيت ها و گروههاي سياسي، توبيخ كساني كه با بيگانگان پيوند مي خورند و انتخابات را زير سؤال مي برند، ملامت و نهيب به جرياناتي كه ادعاي حمايت از نظام اسلامي دارند و عليه نظام دست به سياه نمايي مي زنند، برخورد حكيمانه و مستدل به افراد و گروههايي كه سعي در حذف «اسلام» از قاموس «جمهوري اسلامي ايران» دارند، افشاي چهره واقعي جرياناتي كه روز عاشورا با كف و سوت، به ساحت حضرت امام حسين(ع) اهانت مي كنند، خروش و عتاب نسبت به آنان كه مي كوشند با طرح شعارهاي فرعي، شعار مرگ بر آمريكا را حذف كنند و... مطرح شده است.

اكنون بايد از نوه محترم حضرت امام(ره) پرسيد كجاي اين سخنان و رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي امام راحل(ره) به نظر حضرتعالي «اشكال»! دارد؟! مگر جنابعالي نظرات مبارك حضرت امام(ره) در موارد ياد شده را قبول نداريد؟! و خداي نخواسته- و با عرض پوزش- آمريكاو اسرائيل و منافقين و بهايي ها را دشمن اسلام و انقلاب و نظام نمي دانيد؟! و يا نستجيربالله با حذف اسلام از قاموس «جمهوري اسلامي ايران»، اهانت به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع)،... موافق هستيد؟! به يقين، نظر جنابعالي چنين نيست، بنابراين بفرمائيد ايراد شما به پخش اين سخنان حضرت امام(ره) چيست؟!

3- سران فتنه و سازمان هاي سيا و موساد و MI6 كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار، مديريت فتنه اخير را برعهده داشته اند، حق دارند از پخش سخنان حضرت امام(ره) عصباني و سراسيمه باشند، چرا كه فتنه گران با پخش نظرات صريح آن بزرگوار نمي توانند پيروي بي كم و كاست خود از آمريكا و اسرائيل و ائتلاف آشكار خويش با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و نهضت آزادي را زير پوشش تظاهر به خط امام(ره) پنهان كنند و از اينكه با وجود نظر مبارك امام(ره) نسبت به آقاي منتظري، از او به عنوان «پدر معنوي جنبش سبز» ياد كرده اند- خجالت كه چه عرض كنم!- خيانت خود را افشا شده مي بينند و...
اما، جناب سيدحسن خميني چرا از پخش اين سخنان حضرت امام(ره) ابراز نگراني مي فرمايند؟!

4- جناب آقاي سيدحسن خميني در نامه خود نوشته اند «چنانكه از منابع موثق شنيده ام، برنامه اي تحت عنوان شاخص در تلويزيون پخش مي شود و به گونه اي غيرصادقانه و تحريف آميز، شخصيت جامع عارف كامل و مهربان و رهبري مقتدر امام خميني(س) را مخدوش نموده است»... كه گفتني است؛

الف: همانگونه كه نوه محترم حضرت امام(ره) تاكيد مي كند، ايشان، خود برنامه شاخص را نديده اند! و به نوشته خودشان « از منابع موثق شنيده اند»! و اشاره نمي كنند كه اين «منابع موثق»! چه كساني بوده اند؟ آيا در اين مسئله حياتي و حساس مي توان به «منابع موثق»! بدون ذكر نام آنها استناد كرد؟ با اين حساب، اعتراض آقاي سيدحسن خميني، اعتراض خود ايشان نيست، بلكه اعتراض آن منابع- به قول ايشان- موثق! است كه معلوم نيست چه كساني هستند؟!

ب: متاسفانه، طي چندماه اخير و به گواهي اخبار رسماً منتشر شده، جناب سيدحسن خميني با برخي از عوامل اصلي فتنه پس از آزادي موقت آنها، ديدار صميمانه و دلجويانه داشته اند و از آنجا كه اين افراد و سران فتنه به شدت از روشنگري هاي حضرت امام(ره) آسيب ديده و رسوا شده اند، اين احتمال پيش كشيده مي شود كه مبادا، «منابع موثق»! مورد اشاره نوه محترم امام(ره) همين دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) باشند! كاش حجت الاسلام سيدحسن خميني نام اين منابع موثق را بيان مي كردند تا ملت جايگاه آنها را در فتنه اخير ارزيابي كنند.

چرا كه فقط سران فتنه و مديران بيروني آنها از پخش سخنان روشنگر حضرت امام(ره) لطمه ديده اند و چنانچه آقاي سيدحسن خميني، خود اين برنامه ها را مشاهده مي كرد به يقين نگراني و سراسيمگي دشمنان امام(ره) را به عنوان نظر «منابع موثق» مطرح نمي كرد و حرمت و ساحت مبارك امام راحل(ره) را نمي شكست.

ج: فرموده اند كه صداوسيما به گونه اي غيرصادقانه و تحريف گونه، شخصيت امام خميني(ره) را مخدوش كرده است!! كه بايد پرسيد؛ مگر آنچه از صداوسيما پخش شده است، عين و متن سخنان حضرت امام(ره) نيست؟ بنابراين تهمت «غيرصادقانه» چيست؟!

از سوي ديگر، در اين موارد، حضرت امام(ره) تكليف ملت را مشخص كرده و در وصيت نامه سياسي- الهي خويش تاكيد فرموده اند كه يكي از اصلي ترين ملاك ها و معيارها براي ارزيابي صحت آنچه به ايشان نسبت مي دهند، سخناني است كه از طريق سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است، يعني همان كه حضرتعالي با كم توجهي و بي دقتي، آن را غيرصادقانه!! ناميده ايد.

جناب سيدحسن خميني دراين نامه به پخش «تحريف گونه»! بيانات حضرت امام(ره) از سيماي جمهوري اسلامي نيز اشاره كرده است كه با توجه به پخش متن سخنان امام راحل(ره) و تاكيد آن بزرگوار بر ملاك و معيار بودن آن، معلوم نيست نوه محترم امام(ره) از كدام تحريف!! سخن مي گويند؟! و با عرض پوزش بايد گفت؛ تحريف آشكار نظرات مكتوب و مضبوط حضرت امام(ره) بارها از سوي افرادي نظير آيت الله صانعي، آقاي محتشمي پور و... صورت پذيرفت ولي جنابعالي و موسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره) برخلاف مسئوليتي كه داريد در مقابل اين تحريف ها سكوت فرموديد و حتي بعد از آن كه كيهان متن مكتوب و مضبوط رهنمودهاي حضرت امام(ره) در صحيفه را با متن اظهارات تحريف كنندگان منتشر كرده و تحريف آشكار نظرات مبارك ايشان را به طور مستند اعلام كرده بود، نيز مؤسسه نشر آثار زحمت دفاع از نظر امام(ره) و مقابله با تحريف كنندگان را به خود نداد!

5- به يقين نوه محترم امام راحل(ره) در صحت نظرات پخش شده آن بزرگوار ترديدي ندارند ولي ظاهراً پخش آن را به مصلحت نمي دانند. ايشان نوشته اند، اين بخش از سخنان حضرت امام(ره) به چهره رئوف و مهربان آن بزرگوار لطمه مي زند! كه بايد گفت؛ اگر به اعتقاد ايشان، بيان حال منافقان، شرح ترفند دشمنان، ضرورت هوشياري نسبت به توطئه آنان و لزوم برخورد با فتنه انگيزان، لطمه زدن به چهره ملكو تي حضرت امام(ره) است، نظرتان درباره آيات فراواني از قرآن كريم و احاديث و روايات بي شماري از رسول خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) كه دقيقا به بيان همين مسائل اختصاص دارد چيست؟ آيا معتقديد كه اين آيات و روايات نيز بايد از قرآن و احاديث معصومان(ع) حذف شود؟! قطعاً چنين نظري نداريد.

6- و بالاخره، نگارش اين بند از يادداشت براي نگارنده نيز بسيار تلخ و ناگوار است، اما ساحت قدسي حضرت امام(ره) والاتر و ملكوتي تر از آن است كه اين نكته ناگفته بماند، و آن اين كه به گفته خداوند سبحان، «ان اولي الناس بابراهيم للذين اتبعوه... نزديكترين مردم به حضرت ابراهيم كساني هستند كه از او پيروي مي كنند.» - آيه 68 آل عمران- بنابراين رابطه نسبي با حضرت امام(ره) اگر چه محترم است ولي محترم تر از آن پيروي و تبعيت از امام راحل(ره) است و هر كه تابع تر، به حضرت امام(ره) نزديكتر.

اعتماد:انقلاب اسلامي با آرمان هاي کامل

«انقلاب اسلامي با آرمان هاي کامل»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه ي اعتماد به قلم الياس حضرتي است كه در آن مي‌خوانيد؛ملت ايران طي 100 سال اخير حرکت هاي مهمي در جهت استيفاي حقوق خود انجام داده است، منتها انقلاب بزرگ 57 از حيث آرمان ها، انقلابي به غايت کامل و دربردارنده همه آرزوها و تمايلات و خواسته هاي بحق مردم بود. اگر در نهضت مشروطه تنها محدوديت نسبي قدرت مطلقه پادشاه و پاسخگو کردن اين مقام در نظر بود، در انقلاب اسلامي اساس پادشاهي و سلطنت مورد نفي قرار گرفت و بساط استبداد از ريشه در معرض هجوم واقع شد.

اگر در نهضت ملي شدن نفت روي استقلال از سلطه اقتصادي بيگانه تمرکز صورت گرفت، در سال 1357 مردم به استقلالي همه جانبه روي آوردند و قطع دست هر بيگانه يي در هر زمينه سلطه جويانه را نهادينه کردند. در واقع انقلاب اسلامي از هر زاويه يي که بنگريم، تکامل يافته همه حرکت هاي موفق يا غيرموفق ايرانيان بود و تلاش همه جانبه يي صورت گرفت تا اين نهضت تاريخي خالي از کمترين عيب ها و مملو از بهترين خوبي ها باشد.

انقلاب سال 57 بدون خشونت و با کمترين هزينه ممکن و از طريق مشارکت همه جانبه مردم در حرکت هاي اعتراضي و خصوصاً راهپيمايي ها و اعتصاب ها دنبال شد تا خواسته هاي مشروع و منطقي مردم از لوله تفنگ ها و جنگ هاي چريکي، راديکال و پرتلفات نباشد، عنصر دين به کار آمد و مردم را راضي کرد که فرداي پيروزي اخلاق و معنويت محور تصميم ها شود و هرج و مرج فرهنگي، اعتقادات و باورهاي ملت را هدف حمله قرار نخواهد داد.

نهضت مردم در ميان حيرت ناظران، استقلالي ذاتي داشت و کمترين تکيه به بيگانگان را برنمي تافت تا هويت اصيل آن دستاوردهاي بزرگ خودباوري و جوشش دروني را به ارمغان بياورد.

رهبري يک مرجع تقليد پرنفوذ و منزه همه خاطرها را آسوده ساخت و همين معنا باعث شد که گستردگي حضور مردم در صحنه هاي انقلاب به اجماعي ملي برسد و موانع پيش رو کوچک و برداشتني شوند.بزرگي، کاملي و ريشه دار شدن انقلاب برکات عظيمي به بار آورد که در انقلاب هاي ديگر کمتر مشاهده شد.

پيوند رهبري و مردم و اجماع حاصل از آن عوارض طبيعي نابودي يک نظام پادشاهي و استقرار نظامي ديگر را به کمترين حد خود رساند و امکان مراجعه به آراي عمومي و ابتنا به انتخابات را فراهم کرد.در واقع اوضاع آنچنان فوق العاده نشده که ضرورت هاي انقلابي مانع از برآوردن خواسته هاي تاريخي مردم شود.

اين معنا چنان روشن و واقعي بود که حتي در زمان جنگ هم تاخيري در مراجعه به آراي عمومي صورت نگرفت و همه ارکان نظام بر اثر تصميم و نظر اکثريت مردم استقرار يافت.با انقلابي چنين مردمي و چنان پاک و آرمانخواه کاملاً منطقي است که هيچ گاه و تحت هيچ شرايطي و هيچ ضرورتي کمترين گردي بر دامان دستاوردهاي عظيم مردم خصوصاً تسلط آنها بر سرنوشت خويش ننشيند.اکنون پس از 31 سال از پيروزي انقلاب کبير اسلامي بايد چالش هاي موجود را از طريق بازگشت واقعي به آرمان هاي بزرگ مردم حل و فصل کرد.

تنظيم قانون اساسي پس از مدت کمي از پيروزي انقلاب و حضور چهره ها و استوانه هاي نظام در تدوين آن و در نهايت تاييد آن از طرف مردم و امام خميني اين قانون را ماحصل همه خواسته ها و آرزوها و ميثاق بزرگ ميان مردم و حاکميت کرد و تا چنين قانوني در ميان ما هست، امکان رفع مناقشه ها و برآوردن خواست اکثريت مردم امکاني در دسترس و بي هزينه است.اگر عملاً و به صورت همه جانبه به قانون اساسي مراجعه کنيم و روح حاضر در آن که در همه اصول آن متبلور شده است را محور قرار دهيم در واقع به خواسته هاي قاطبه مردم در انقلاب سال 57 مراجعه کرده ايم.

اگر مي خواهيم دقيقاً مشاهده کنيم که مردم چه مي خواستند و چرا به خيابان ها آمدند و چرا يک نظام شاهنشاهي را با همه حمايت هاي قدرت هاي بيروني که پشت سر خود داشت منحل کردند، کافي است سطرسطر قانون اساسي را يک يک مطالعه کنيم و در اجراي همه اصول آن، کوچک ترين اهمالي به خود راه ندهيم و هيچ يک از آرمان هاي اين قانون مدون و روشن را از نظر دور نداريم.هنوز هم شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي خواست و تمايلات مردم را دربردارد و همه گرايش هاي جامعه ايراني را پوشش مي دهد.

راهپيمايي بزرگ 22 بهمن امسال مي تواند بازگشتي اساسي و واقع گرايانه به آرمان هاي انقلاب اسلامي را نويد دهد که در پرتو آن ضمن نفي هرگونه نفوذ بيگانگان، آزادي هاي مشروع قوام گيرند و اخلاق و معنويت و ديانت هم با خواست و اراده جمهور مردم، ايران اسلامي را بالنده تر از هميشه به جهانيان نشان دهد.انقلابي به بزرگي و خلوص انقلاب اسلامي هنوز هم نيازمند گذشت، فداکاري، دقت، آگاهي، تعهد و مشارکت همه مردم است.

کساني که اين مشارکت را به حداقل مي رسانند يا عنصر مهم آگاهي مردم را برنمي تابند و آنها را صرفاً دنباله رو مي خواهند، در واقع هيچ خدمتي به انقلاب نمي کنند و پايه ها و ريشه هاي اين انقلاب را دچار آفت مي کنند.ما بايد به داشتن مردمي آگاه و صبور و حق جو افتخار کنيم و انقلاب را ثمره زحمات طاقت فرساي آنها بدانيم. نسل جوان امروز فرزندان پدراني هستند که دست از جان شستند و انقلاب را به پيروزي رساندند و در حراست از آن لحظه يي ترديد نکردند.

به نظر مي رسد اگر خوب بنگريم و سلايق جناحي مانع از ديدن واقعيات موجود نشود، هنوز هم همان پدران و همين فرزندان خواستار آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي هستند. اگر مردم ما انقلاب خود را به نام دين آغاز کردند، براي اين بود که اخلاق و معنويت و راستي و صداقت و دوستي و پاکي را هم توام با آزادي و استقلال مي خواستند و مي خواهند.

اگر عملکردها را کنار بگذاريم ترديدي نمي توان داشت که همه مردم خوب اين سرزمين تمناي حصول آرمان هاي بزرگ خود در انقلاب سال 57 را دارند و هنوز هم نظر و عمل هر مسوولي را از اصل انقلاب جدا مي کنند. واقع بيني و تعهد انقلابي کمک مي کند که به خواست و اراده مردم در همه زمينه ها تمکين کنيم و انقلاب را براي هميشه بيمه کنيم.
 
رسالت:انقلاب اسلامي، امنيت و اقتدار ملي

«انقلاب اسلامي، امنيت و اقتدار ملي»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي خوانيد؛امروز دوشنبه19 بهمن در سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي تحت عنوان “انقلاب اسلامي، بسيج مردمي، نيروهاي مسلح، امنيت و اقتدار ملي” نام گذاري شده است. اقتدار ملي از جمله مفاهيم نوظهور در حوزه مطالعات سياسي و امنيتي است که کاربردهاي متعددي در سياست داخلي و خارجي يافته است. نوعا اعتقاد بر اين است در اقتدار نوعي رابطه خاص و فارغ از قدرت اساسا مطرح است. بدين معنا که اقتدار در جايي وجود دارد که نمي توان سراغي از قدرت در آنجا گرفت. اقتدار با مشروعيت اعمال قدرت همزاد است. اغلب پژوهشگران بر اين باورند که هيچ يک از الگوهاي قدرت بدون داشتن انطباق با مباني فرهنگي يک جامعه، نمي توانند به “اقتدار” تبديل شوند. تحقق امنيت و اقتدار ملي در يک ديالکتيک نامتجانس فرهنگي و سياسي غيرممکن است.

امروز دوشنبه19  بهمن در سي و يکمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي تحت عنوان “انقلاب اسلامي، بسيج مردمي، نيروهاي مسلح، امنيت و اقتدار ملي” نام گذاري شده است.
اقتدار ملي از جمله مفاهيم نوظهور در حوزه مطالعات سياسي و امنيتي است که کاربردهاي متعددي در سياست داخلي و خارجي يافته است.

نوعا اعتقاد بر اين است در اقتدار نوعي رابطه خاص و فارغ از قدرت اساسا  مطرح است. بدين معنا که اقتدار در جايي وجود دارد که نمي توان  سراغي از قدرت در آنجا  گرفت. اقتدار با مشروعيت اعمال قدرت همزاد است.

اغلب پژوهشگران بر اين باورند که هيچ يک از الگوهاي قدرت بدون داشتن انطباق با مباني فرهنگي يک جامعه، نمي توانند به “اقتدار” تبديل شوند.

تحقق امنيت و اقتدار ملي در يک ديالکتيک نامتجانس فرهنگي و سياسي غيرممکن است.
امروزه متغير امنيت و اقتدار ملي در قرن بيست و يکم تابع صرف قوه قهريه کشورها نيست. با توسعه حوزه هاي نفوذ قدرت نرم “soft power” در روابط بين الملل و ترکيب پيچيده آن با عناصر سخت از قبيل توان نظامي و اقتصادي، فضاهاي جديدي در برابر تئوري پردازان قدرت باز شده تا با بازتعريف منافع ملي و عناصر بومي شکل دهنده به اقتدارملي، اين مفهوم را از زنگار يکجانبه قواي قهريه برهانند و رنگي انساني تر و به مراتب هوشمندانه تر بدان بزنند.

برخي از انديشمندان افزايش توان و قدرت اجزاي تشکيل دهنده دولت را عامل اصلي اقتدار ملي مي دانند و برخي ارتباط مستقيمي بين اقتدار ملي و منافع ملي برقرار مي کنند. “مورگنتا” خط کش منافع ملي را اقتدار يک کشور و کليه عوامل تاثيرگذار بر ارتقاي قدرت مادي و معنوي يک جامعه مي داند.در اين ميان رويکردهاي جديد اغلب پشتيبان قدرت نرم هستند و فرايندهاي مشروعيت ياب اين نوع از اقتدار را موفق تر مي دانند.

در انقلاب اسلامي اقتدار ملي محصول ترکيب هوشمند قدرت سخت و قدرت نرم است. اگر چه به واسطه جنس و ذات انقلاب اسلامي طي31  سال گذشته هسته مرکزي ترکيب هوشمند اقتدار در ايران يعني قدرت نرم نمود ويژه اي داشته است اما پيشرفت ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي در عرصه قدرت سخت نيز افتخار آفرين است.

نهادينه کردن انديشه دفاع مشروع به هنگام تجاوز نيروهاي متجاوز دشمن، بومي سازي دفاع ملي، حراست از مرزهاي کشور به بهترين وجه ممکن و خودکفايي نيروهاي مسلح متناسب با دکترين دفاع نامتقارن طي سه دهه گذشته جمهوري اسلامي را به يکي از بزرگترين قدرت هاي منطقه تبديل ساخته که حتي تصور تجاوز و تعدي به آن نيز با پاسخ محکمي روبرو مي شود.اما آنچه که باعث شده است تعابيري همچون قدرت منطقه اي و يا ابرقدرت منطقه اي درباره جمهوري اسلامي بخصوص در سال هاي اخير به کار رود بيش از آنکه به قدرت سخت انقلاب معطوف باشد متوجه قدرت نرم و دامنه نفوذ سياسي و فرهنگي نظام اسلامي در عرصه هاي داخلي و خارجي است.

بسيج مردمي و فرهنگ حضور مستمر مردم در صحنه هاي مختلف دفاع از انقلاب يکي از نشانه هاي عالي گفتمان اصيل انقلاب اسلامي است که همواره حول دال برتر اين گفتمان يعني ولايت فقيه در چرخش بوده و هست. در چهارمين دهه از عمر پر برکت نظام اسلامي فضاي کشور مهياي تاثيرگذاري بيش از پيشاين فرهنگ در مناسبات سياسي و فرهنگي است.

سرمايه عظيم اجتماعي حضور مردم در صحنه با قريب به31  سال تجربه مي تواند به طور فعال در تقويت ساير سرمايه هاي اجتماعي در کشور، بصيرت سياسي و اجتماعي آحاد مردم، افزايش اميد به آينده در بين جوانان و تقويت اعتماد به نفس ملي دخيل باشد. در واقع اقتضاي مردمي بودن انقلاب دميدن روح اميد به کالبدکشور است .

نمايشگاه اين قدرت نرم حضور ميليوني مردم و مشارکت گسترده در دفاع از آرمان هاي انقلاب اسلامي است. در واقع يکي از پديده هاي اجتماعي نادري که مختص به انقلاب اسلامي است حضور يکپارچه ملي به انحاي مختلف در دفاع از کيان نظام جمهوري اسلامي است.

مردم علي رغم برخي فشارها، هرجا که نظام را در معرض تهديد مي بينند با شرکت در انتخابات ها، راهپيمايي ها و... حمايت بي دريغ خود را از نظام اسلامي ابراز مي دارند.

به يمن و برکت همين قدرت نرم، نظام مقدس جمهوري اسلامي و ملت ايران در نهم دي امسال و بعد از حوادث انتخابات نفسي تازه کرد و به جهانيان ثابت نمود که مردم و حکومت در ايران اسلامي در پرتو ولايت فقيه يک حقيقت واحد هستند. ملت فهيم و آگاه ايران با حضور تاريخي خود در نهم دي بار ديگر نشان دادند که به مراتب از نخبگان جامعه جلوتر هستند و چشم فتنه را در بدايت امر کور مي کنند.

حضور گسترده، پرشور و با عزم راسخ ملت ايران در راهپيمايي22  بهمن هر سال نمايشي نمادين از ايستادگي و استقامت اين ملت بر سر آرمانهاي انقلاب اسلامي است و راهپيمايي22  بهمن امسال نيز به توفيق الهي صحنه ديگري از نمايش عظيم ملي خواهد بود.
 
ابتكار:توانايي خدمت ايران به اقتصاد منطقه

«توانايي خدمت ايران به اقتصاد منطقه»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي ابتكار به قلم سيد حسين ميرافضلي است كه در آن مي‌خوانيد؛آلودگي بيش از حد کره زمين تهديد بزرگ جهانيان است. لايه ازون سوراخ شده و گرماي زمين در حال افزايش است. با گرم شدن زمين يخ هاي قطب شمال به مرور آب مي شود و زمين با بحران بزرگ مواجه خواهد شد. آلودگي کره زمين موجب بيماري و مرگ ميليون ها انسان در جهان مي شود و شايد مهمترين عامل بيماري هاي نسل کنوني آلودگي محيط زيست باشد. سکته هاي قلبي" بيماري نفس تنگي و آسم و بيماري هاي مختلف ديگر ثمره آلودگي شديد هواي کره زمين است.

عمده آلودگي هوا ناشي از وسايل حمل و نقل از قبيل اتومبيل" خودروهاي سنگين" هواپيما و کشتي ها است که در بين اين ها خودرو هاي سبک و سنگين اصلي ترين عامل آلودگي هستند. طولاني شدن مسير هاي حمل و نقل مصرف انرژي و آلودگي را افزايش مي دهد مثلا وقتي کشور هند براي صادرات يک ميليون تن کالا به قزاقستان و روسيه، اجبارا از مسيري استفاده مي کند که نسبت به مسير مطلوب 3000 کيلومتر طولاني تر است در نتيجه مصرف سوخت هزاران تن افزايش مي يابد.

يا وقتي کشورهاي اروپاي شرقي واکراين براي اينکه محصولات خود را به هند و پاکستان و شرق آسيا صادر کنند مجبورند از مسيرهايي استفاده کنند که نسبت به مسير بهينه چند هزار کيلومتر طولاني تر است در نتيجه مصرف سوخت زمين افزايش يافته آلودگي ها زياد مي شود. مشکل کجاست چرا کشورها براي حمل کالا و بار از مسير هاي کوتاه و بهينه استفاده نمي کنند؟ مسير بهينه و مطلوب تاجر هندي جهت صادرات کالا به قزقستان" روسيه و شرق اروپا ايران يا پاکستان و افغانستان است اما وقتي تاجر هندي بررسي مي کند متوجه مي شود که به علت مشکلات عده کريدور شمال جنوب" کالاکه از اين مسير کوتاه چند روز ديرتر به مقصد مي رسد از مسير طولاني تر و پر هزينه تر و پر دردسر تر استفاده مي کند لذا کالاي خود را از طريق مسير طولاني دريا تا سواحل چين برده و از آنجا با قطار در مسير 5 تا 6 هزار کيلومتري به قزاقستان و روسيه مي رساند.

قزاقستان بيش از 16 ميليون تن گندم حدود 3 ميليون تن گوشت و حجم عظيمي مواد معدني و فلزات صادر مي کند. ازبکستان صادر کننده بزرگ پنبه در جهان است. تاجيکستان سالانه حدود يک ميليون تن بوکسيت از آفريقا و ديگر کشورها وارد و 420 هزار تن آلمينيوم توليد و صادر مي کند.

حجم صادرات و واردات روسيه و هند چند هزار ميليارد دلار است. برزيل و شيلي صادر کننده بزرگ مس و محصولات صنعتي به شمال آسيا هستند. کشورهاي شرق آفريقا صادر کننده و وارد کننده بزرگ به شمال آسيا هستند بين شرق و غرب آسيا مبالات تجاري گسترده اي وجود دارد که ايران از بعد جغرافيايي و زير بنايي بهترين مسير براي ترانزيت بين اين کشورهاست به شرط اينکه مشکلات موجود را برطرف نمايند.

مسير ايران چه مشکلي دارد؟ اول مشکلات گمرک و سخت گيري هاي خسته کنند و پر هزينه در گمرک هاي ايران است(البته اميد هايي براي حل اين مشکلات ايجاد شده و اميد است مسئولين گمرک و ديگر متصديان امر راه را هموار نمايند) دومين مشکل امکانات ضعيف ريلي در کشور است يعني خطوط ريلي منتهي به بنادر يک خطه است بندر مهم چابهار نيز به خط آهن متصل نشده است لذا يک قطار براي اينکه کالا را از بنادر جنوب به بنادر و مرز هاي شمالي برساند تا 15 تا 20روز وقت صرف مي کند.

مشکل مهم ديگر امکانات نامناسب تخليه و بارگيري است يعني اگر بنا باشد 20ميليون تن بار از بنادر ايران تخليه و بارگيري شود بايد کشتي ها چندين روز معطل بمانند که برخي از اين مشکلات ناشي از برخي کاستي ها در خدمات بندري و مشکلات پس کرانه است. چنانچه مشکلات ياد شده بر طرف شود سالانه بيش از 100 ميليون تن کالا که از طريق مسير بهينه و کوتاه ايران جابجا مي شوند.

کاهش 3000 کيلومتر از مسير جابجايي اين ميزان کالا منجر به کاهش مصرف سوخت و به تبع آن کاهش آلودگي در جهان خواهد شد. جابجايي 100 ميليون تن کالا از طريق ايران علاوه بر اينکه صدها هزار شغل ايجاد مي کند در آمد گمرکي دولت را نيز افزايش چشمگيري خواهد داد.

ترانزيت کالا بين جنوب آسيا و شمال آسيا وشرق اروپا " همچنين ترانزيت کالا بين شرق آسيا تا غرب آسيا و درياي مديترانه از طريق ايران منافع عظيمي براي جهانيان خواهد داشت از طرف ديگر وصل شدن اقتصاد اين کشورها به ايران از بعد امنيتي و سياسي نيز مواهب ارزشمندي براي ملت ايران به ارمغان خواهد آورد.

روند کنوني در ايران خصوصا مشکلات ناشي از قوانين و مقررات ناکارآمد گمرکي و فشارهاي سنگين دولت به شرکت هاي حمل و نقل ريلي توجيه پذيري سرمايه گذاري در بخش ريلي را به پائين ترين حد رسانده لذا اميد چنداني به بهره گيري ايران از مزيت هاي ترانزيتي وجود ندارد. دولتهاي گذشته در توسعه زير بناهاي ريلي سرمايه گذاري مناسبي نداشته و جذابيتي براي سرمايه گذاري بخش خصوصي در اين زير بناي مهم محيا ننموده اند.

کمبود امکانات و ظرفيت هاي تخليه و بارگيري در بنادر و برخي مشکلات مديريتي در آن حوزه نيز عامل بازدارنده محسوب مي شود لذا چنانچه کم توجهي ها ادامه داشته باشد و مجلس محترم نيز چاره انديشي اساسي نکند ما همچنان شاهد از دست دادن مزيت هاي کشور خواهيم بود. 

جمهوري اسلامي:تقويت رويش هاي علمي انقلاب

«تقويت رويش هاي علمي انقلاب»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛قدرت يك نظام سياسي در تعريف مورد نظر جوامع مادي جهان از مولفه ها و عناصري ويژه تشكيل يافته كه « توان تسليحاتي » از بارزترين وجوه آن به شمار مي آيد. سالهاي سال عقيده صاحبان قدرت هاي جهاني و نظريه پردازان وابسته به آنها براين پايه استوار بود كه قدرت نظامي و تسليحاتي مهمترين و اساسي ترين پايه اقتدار يك كشور و عاملي تعيين كننده در تعاملات و رقابت هاي بين المللي است و طبعا هر كشوري كه از زرادخانه هاي تسليحاتي مجهزتري بهره مند بوده و ارتش پيشرفته تري را تدارك ديده باشد در عرصه هاي مختلف از قدرت چانه زني و برتري ويژه اي برخوردار مي باشد. تحولات دهه هاي اخير اتكا به اين مولفه و فراگيري و دربرگيري اين عنصر را در شكل دهي قدرت ملي و بين المللي تا حد زيادي كاسته و عنصر جديدي را مطرح ساخته كه تاثيرگذاري آن آنچنان بالاست كه شئون مختلف اقتدار بر مبنا و در پيوند با آن عمل مي كنند.

در شرايط كنوني يكي از عناصر اساسي در شكل گيري قدرت نرم بهره مندي كشورها از علم و دانش و دستيابي آنان به توليدات پيشرفته علمي است . طبعا هر كشوري كه به افق هاي جديدي از مرزهاي دانش دست يافته و از نيروي انساني ماهر و كارآمدي نيز برخوردار باشد از قدرت و تاثيرگذاري بيشتري در صحنه بين المللي بهره خواهد برد. در حقيقت امروز در معادله قدرت جهاني تيغ قدرت در اختيار كشورهايي است كه سرمايه گذاري بيشتري در جهت ارتقا بنيه علمي خود داشته و همت خود را در اين راه صرف مي كنند.

توجه ويژه به علم و پيشرفتهاي محسوس در اين حوزه در شرايطي است كه كشورهاي جهان در طبقه بندي براساس دستاوردهاي علمي و فناوري نوين به سه دسته كشورهاي پيشرفته علمي كشورهاي درحال توسعه و كشورهاي عقب مانده از مسير فناوري طبقه بندي مي شوند لذا بر اين مبنا و در دهه هاي اخير هر كشوري كه از دانش پيشرفته اي برخوردار باشد امكان چانه زني امتيازگيري و قدرت نمايي بيشتري خواهد داشت.

يكي از بركات بزرگ انقلاب اسلامي ايجاد روحيه خوداتكايي ملي و عزم جدي براي پايان دادن به اسارت علمي و حركت به سوي ايجاد يك رستاخيز علمي است . علم و دانايي كه از ديرباز در ايران جايگاه رفيعي داشت در سالهاي نفوذ استعمار و حكومت هاي دست نشانده قاجار و پهلوي به آنچنان افول و انحطاطي افتاده بود كه معدود مراكز علمي كشور دچار وابستگي به بيگانگان شده بودند. با پيروزي انقلاب اسلامي و فراهم شدن زمينه شكوفائي استعدادها و احيا روحيه خودباوري راه براي حركت علمي اقشار مختلف مردم هموار شد به طوري كه در مدت زمان كوتاهي كشور شاهد نوآوري و خلاقيت هاي پژوهشگران در رشته هاي علوم پايه و زمينه هاي تحقيقاتي گرديد. رهنمودهاي سرنوشت ساز امام خميني در قطع رشته هاي وابستگي فكري مراكز دانشگاهي و دميدن روحيه خودباوري علمي در مدت زمان كوتاهي يك تحول عميق در ميان جوانان ايجاد كرد آن گونه كه در بسياري از عرصه هاي علمي بويژه فناوريهاي نوين به پيشرفتهاي چشمگيري دست يافتند.

پس از گذشت سي و يكسال از پيروزي انقلاب اسلامي كشور ما اكنون در زمينه شاخص هاي علمي به پيشرفتهاي قابل توجهي نائل آمده و از لحاظ تربيت نيروهاي انساني كارآمد به موفقيتهاي بزرگي دست يافته است . درحال حاضر دانشگاههاي كشور سالانه حدود نيم ميليون فارغ التحصيل دارند كه از اين تعداد حدود 40 هزار نفر داراي تحصيلات تكميلي و آماده ارائه كارپژوهش هستند.

نهضت توليد علم و آزادانديشي علمي امروز آنچنان دست و پاي جوانان را باز كرده كه مي توانند خارج از قيد و بندهاي تحريم در جهت ارتقا و جهش علمي گام هاي موثري بردارند كه آثار آن در زمينه هاي جنبش نرم افزاري فناوريهاي روز نانو سلولهاي بنيادي تحقيقاتي ژنتيك علوم پزشكي انرژي هسته اي صنايع دفاعي و علوم هوا فضا آشكار است . اين پيشرفت هاي علمي آنچنان سريع بود كه حتي در محافل وابسته به قدرت هاي جهاني اين سئوال را برجسته كرده است كه چگونه عليرغم اعمال همه گونه تحريم دانشمندان ايراني توانسته اند به اين همه نوآوريها و خلاقيت ها دست يابند.

موج پژوهش تحقيق و جبران عقب ماندگي هاي علمي در مراكز تحقيقاتي باعث به راه افتادن موتور علمي كشور شده و درحال حاضر انقلاب اسلامي با استفاده از ظرفيتهاي فراوان علمي به مرزهاي توانايي و خودكفائي كه يكي از مهم ترين اهداف نظام جمهوري اسلامي است دست يافته است . هر چند مسيري طولاني تا رشد علمي پايدار وجود دارد و ولي ما با افتخار اعلام كرده ايم و جهانيان نيز رفته رفته با مشاهده واقعيت هاي مربوط به اين پيشرفتها به اين نتيجه رسيده اند كه ملت ايران در پرتو انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به يك ملت پيشرفته در عرصه علوم گوناگون تبديل شده و آنها چاره اي غير از اعتراف به اين واقعيت ندارند.

در عين حال ما هنوز تا رسيدن به كاروان پيشرفته علم در جهان امروز راه زيادي داريم كه بايد با همت و پشتكار آنرا طي كنيم و براي جبران عقب ماندگي هاي تحميل شده تلاش نمائيم.

آنچه مهم است زمينه اين پيشرفت است كه به بركت انقلاب اسلامي فراهم شده . از اين پس نيز فقط با حفظ اين دستاورد بزرگ انقلاب اسلامي است كه مي توانيم اين راه را طي كنيم و به تقويت رويش هاي علمي به قله هاي علم برسيم . حفاظت از اين دستاورد بيش از هر چيز به وحدت و همدلي نياز دارد همان چيزي كه اصل انقلاب را به پيروزي رساند و تاامروز نيز موجب خنثي شدن همه توطئه ها شد. اين وظيفه ايست كه آحاد مردم براي حفاظت از رويش هاي علمي انقلاب برعهده دارند و هيچ چيز نبايد مانع انجام اين وظيفه شود.

قدس:رويکرد جديد هسته اي ايران

«رويکرد جديد هسته اي ايران»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي قدس به قلم دکترکاظم جلالي است كه در آن مي‌خوانيد؛دستور روز گذشته رئيس جمهور درخصوص توليد سوخت 20 درصد در داخل کشور را بايد يکي از تحولات مثبت در پرونده هسته اي ايران ارزيابي کرد.جمهوري اسلامي ايران طي ماه هاي اخير تمام تلاش خود را به کار بست تا از طريق مذاکره و طرح موضوع خريد يا مبادله سوخت مورد نياز راکتور تهران، گامهاي مثبتي بردارد؛ اين در حالي بود که طبق قوانين بين المللي، هر کشوري حق دارد اين سوخت را داشته باشد و اتفاقاً آژانس بين المللي انرژي هسته اي نه تنها نبايد در دستيابي کشورها به اين سوخت مانع تراشي کند، بلکه بايد بسترهاي تهيه اين سوخت را نيز فراهم کند.

متأسفانه با وجود تأکيدات قانوني، آژانس کار را به مذاکره با 1 + 5 محول کرد و سپس موضوع تبادل سوخت مطرح شد که اگرچه جايگاه قانوني نداشت، اما مقامهاي کشورمان با توجه به اينکه هيچ سؤنيتي نداشته و همچنين با در نظر گرفتن موضوع اعتمادسازي، تصميم گرفتند موضوع مبادله سوخت را هم در دستور کار خود قرار دهند.غربيها اما باز هم کارشکني هاي خود را ادامه دادند و در يک اقدام تعجب آفرين، اعلام کردند ايران بايد اورانيوم توليد شده خود را در يک کشور ثالث تحويل بدهد تا پس از آن سوخت مورد نياز راکتور تهران به اين کشور تحويل شود.اين در حالي است که حدود 800 هزار نفر از بيماران، مستقيم و غيرمستقيم به راکتور تهران و عملکرد آن وابسته هستند ضمن اينکه اين راکتور با توجه به عمر مفيد باقي مانده، تنها به 40 کيلوگرم سوخت با غناي 20 درصد نياز دارد که کارشناسان اذعان مي داشتند براي اين مقدار سوخت، ارائه 400 کيلو اورانيوم ايران کفايت مي کند.به هر حال، ايران باز هم تلاش کرد موضوع تبادل سوخت را در يک فضاي توأم با آرامش بررسي کند، ولي گويا غرب در پس اين پيشنهادها، هدفهاي ديگري را دنبال مي کند.

بر کسي پوشيده نيست که آمريکا و هم پيمانانش تنها به دنبال محدود کردن دانشمندان کشورمان در دستيابي به فناوريهاي برتر هستند. آنها به خوبي مي دانند که ايران قدم در راهي گذاشته است که ادامه آن کشورمان را به قله هاي دانش و فناوري نزديک تر مي کند.

اين موضوع براي غرب که سالهاست پروژه هاي متعدد تحريم و تهديد را در قبال ايران دنبال مي کند، پذيرفته نيست و آنها نمي خواهند کشوري قدرتمند در دنيا به وجود آيد که بدون حمايت آمريکا، هدفهاي جديدي را پيگيري کند و نداي استقلال طلبي و آزادي خواهي را فرياد بزند.

در واقع، آمريکايي ها حتي نگران گرفتن اورانيوم ايران و ندادن سوخت 20 درصد هم نيستند، زيرا افکار عمومي دنيا براي آنها تفاوتي ندارد و طي سالهاي گذشته بارها ثابت کرده اند براي افکار عمومي و قوانين بين المللي اهميتي قايل نيستند.

در اين خصوص نيز نمونه هاي بسياري وجود دارد که موضوعات ايران مانند کودتاي 28 مرداد، عمليات طبس و حتي موضوعات جهاني مانند حمله بدون دليل به عراق و... از جمله موارد متعدد آن است.

دستور توليد سوخت 20 درصد در داخل کشور در حقيقت دستور ادامه استفاده از توان دانشمندان ايراني در دستيابي به فناوريهاي برتر دنيا با هدفهاي صلح آميز است و اين موضوع علاوه بر ملت ايران و دانشمندان ما، براي همه ملتهاي آزاديخواه جهان نيز خبري مسرت بخش و اميدوارکننده است.غرب بايد بداند که ايران امروز قدرتمندتر و تواناتر از آن است که حتي کشوري مانند آمريکا با همه قدرت نظامي و اقتصادي خود بتواند آن را محدود کند. دانشمندان ما امروز به فناوريهايي دست پيدا کرده اند که سلب کردني نيست و هيچ کس نمي تواند از ادامه رشد و تعالي ايرانيان جلوگيري کند.

مسؤولان هسته اي ايران پيش از اين نيز با حضور در کميسيون امنيت ملي، بر توان توليد سوخت مورد نياز راکتور تهران تأکيد کرده بودند، اما اين غرب است که با محاسبات اشتباه خود، مرتب پروژه هاي شکست خورده سابق را تکرار مي کند در حالي که آنها مي توانستند با استفاده از حسن نيت مداوم ايران، راه گفتگو و مذاکرات و رسيدن به توافقات را باز کنند، ولي مشکل اينجاست که آنها گويا اساساً نمي خواستند ايران به سوخت 20 درصد دست پيدا کند و گرنه ايران همه راه ها را براي تعامل سازنده بازگذاشته بود.
 
تهران امروز:22 بهمن، ختم پرسوز نامحرمان

«22 بهمن، ختم پرسوز نامحرمان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي تهران امروز به قلم حسن وزيني است كه در آن مي‌خوانيد؛روز ملي 22بهمن در راه است. روزي كه مي‌توان گفت در ميان مناسبت‌هاي پس از انتخابات، ملي‌ترين و عمومي‌ترين رويداد است كه سرمنشا و نقطه آغازين حيات يك نظام سياسي را رقم زده است. در سه دهه اخير، استقبال از 22بهمن و شركت باشكوه ملت، علامت روشن سياليت سه آرمان بزرگ بوده است؛ استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي. درواقع 22بهمن مانند پرچمي است كه اين سه آرمان، تركيب آن هستند.

بدون آزادي، بدون استقلال و بدون جمهوري اسلامي، 22بهمن هيچ اعتباري ندارد. پيوند عميق اين سه مفهوم با همديگر، هارموني عزت و هويت ملي را ساخته بنابراين طبيعي است نه فقط دولت‌ها كه شهروندان و آحاد ملت هم صيانت از هارموني و زيربافت نظام سياسي برآمده از 22بهمن را برعهده دارند. بي‌جهت نبوده كه در ساليان اخير هرچه فشارهاي خارجي، تهديدات دشمنان و... شدت گرفته، گرماي ملي 22بهمن بر سرماي زمستاني آن فزوني گرفته است.

اكنون در آستانه چنين روزي برخي مي‌پندارند كه 22بهمن آزمايشي تازه براي ملت است، حال آنكه بهتر است گفته شود فرصت تازه‌اي براي نمايش روشن پايبندي پيش‌روي همه گروه‌هاي سياسي‌ به آرمان‌هاي سه‌گانه انقلاب اسلامي قرار گرفته است. نه جمهوري ايراني جايگزين مناسبي براي جمهوري اسلامي است و نه استقلال سياسي و اقتصادي قابل خدشه‌دار شدن است.

همانطور كه «آزادي» از تارك انقلاب و نظام سياسي حذف‌شدني نيست و تندروها در هرسو زحمت بي‌نتيجه مي‌كشند. براي چنين روزي، بايد و نبايدهايي است كه شرايط روز كشور آنها را ايجاب مي‌كند. تاكنون بايدها بي‌كم‌و‌كاست از سوي مردم به اجرا درآمده است.
اكنون با توجه به شرايط اخير بايد از «نبايدها» نيز سخن گفت. اين نبايدها نه فقط به حكم قانون كه به حكم وظيفه انقلابي تك‌تك شهروندان و مسئولان معنا مي‌يابد.

نبايدهاي اين روز سه حوزه كلي را شامل مي‌شود؛ خدشه‌دار نكردن تركيب جمهوريت و اسلاميت، كمرنگ نساختن ارزش استقلال و كم‌اهميت تلقي نكردن آزادي. بلوغ سياسي و پايبندي به هويت خويشتن ايجاب مي‌كند كه مناسبتي چون 22 بهمن كه متعلق به همه مردم است موجب بازخواني روش‌ها و هدف‌ها شود.

هر هدفي كه مغاير اصول سه‌گانه است بايد طرد شده و هر روشي كه در راه اعتلاي اين سه اصل مانع ايجاد مي‌كند تعديل و اصلاح شود. هر حركت دشمن‌پسند چهره پرعطوفت و نازنين روز ملي 22 بهمن را لكه‌دار مي‌كند. بنابراين از بايدهاي دوره اخير اين روز، مي‌توان به پايبندي همه گروه‌ها و طيف‌ها و آحاد ملت به آرمان‌هاي انساني برآمده از مناسبت 22بهمن اشاره كرد. بنابراين هيچ تلاشي براي انحصاري‌كردن اين روز ملي و خدشه‌داركردن هارموني سه‌وجهي آن، نبايد صورت گيرد.

چنانكه با توجه به آرامش و ثبات اخير و هواي تازه سياست ايران كه به‌خصوص با ورود به ماه بهمن ديده مي‌شود، به‌نظر مي‌رسد جشن باشكوه ملت، ختم پرسوزي براي نامحرمان باشد.

دنياي اقتصاد:يك پيام تورمي

«يك پيام تورمي»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن مي‌خوانيد؛بانك مركزي در آخرين گزارش خود (پنج‌شنبه 15/11/88) ميزان رشد شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران در دي ماه را اعلام نمود.

بر اين اساس، شاخص مزبور در دي ماه امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته (تورم نقطه به نقطه) 8/7 درصد رشد نمود كه نسبت به ماه قبل براي اولين بار پس از يك دوره طولاني كاهش، حالت افزايشي نشان مي‌دهد. يادآور مي‌شود اين نرخ براي آذر ماه 4/7 درصد ثبت شده بود.

نرخ تورم در دوازده ماه منتهي به دي ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهي به دي ماه 1387 (نرخ تورم ميانگين) معادل 2/12 درصد بوده كه همچنان در حال كاهش است. معمولا تغيير روند تورمي‌قبل از آن كه در شاخص اصلي تورم (نرخ تورم ميانگين) مشاهده شود، در شاخص تورم نقطه به نقطه آشكار مي‌گردد؛ زيرا شاخص اصلي تورم يك شاخص ميانگين دوازده ماهه است كه اثر تغييرات ماهانه در آن ناچيز بوده و محو مي‌شود. همان‌گونه كه ديده مي‌شود روند نزولي نرخ تورم نقطه به نقطه در آذر ماه، متوقف و در دي ماه افزايشي شده است. با توجه به روند رشد نقدينگي، دو منحني مشهود در شكل يك، طي ماه‌هاي آينده با يكديگر برخورد كرده و سپس جاي آن دو عوض خواهد شد؛ يعني منحني نقطه‌اي در بالا و منحني ميانگين در پايين قرار مي‌گيرد؛ زيرا چند ماه طول مي‌كشد تا تغييرات منعكس در شاخص نقطه‌اي در شاخص معمول نرخ تورم(ميانگين دوازده ماهه) هم مشاهده شود.

به عبارت ديگر شاخص اصلي تورم همچنان كاهشي خواهد بود و حتي احتمال دارد نرخ تورم در پايان سال 1388 يا در ماه فروردين تك رقمي ‌شود (صرف‌نظر از تبعات تورمي‌ قانون هدفمند شدن يارانه‌ها). مي‌دانيم كه اثر هر تغيير انبساط پولي بر شاخص تورم با يك وقفه 9 ماهه آشكار مي‌شود. به همين دليل انتظار آن بود كه اثر تغيير روند پولي كه در دي ماه 1387 آغاز شد، منجر به افزايش نرخ تورم در مهر ماه 1388 شود؛ در حالي كه اين تغيير با حدود دو تا سه ماه تاخير مشاهده شد (شكل‌هاي شماره 1 و 2). دليلي كه مي‌توان براي آن عنوان كرد اين است كه اولا در يك سال گذشته، برخي از كالاهاي وارداتي، كاهش جهاني قيمت داشته‌اند و دليل ديگر آن كه نرخ ارز به بركت وجود ذخاير ارزي تقريبا ثابت مانده است؛ در حالي كه با توجه به نرخ تورم داخلي در ده سال گذشته، قيمت ارز مي‌توانست بسيار بالاتر باشد. دليل سومي ‌هم مي‌توان براي اين تاخير قائل شد.

از آنجا كه در يك سال گذشته بازار مسكن در وضعيتي ركودي قرار داشت، به همين دليل بهاي اجاره مسكن نه تنها افزايش نداشته كه در برخي نقاط حتي با كاهش هم مواجه بوده است و از آنجا كه در سبد كالاهاي‌اندازه‌گيري تورم، بخش مسكن وزن بالايي را به خود اختصاص مي‌دهد، اثر آن در ميانگين، قابل توجه است. در هر صورت حتي اگر اين تاخير دو ماهه، بيشتر هم طول مي‌كشيد قابل انتظار بود.

در اينجا بايد در موضوع نقدينگي به دو نكته اشاره شود: اخيرا در خبر‌ها داشتيم كه وزارت كار توانسته است دو هزار واحد صنعتي بزرگ و بنگاه متوسط داراي مشكل نقدينگي در كشور را شناسايي كند (دنياي اقتصاد 27/10/88). اين موضوع مانند آن است كه گفته شود توانسته ايم دو هزار نفر را بيابيم كه درجه حرارت بدنشان 37 درجه است و بهتر بود جمله فوق به اين صورت اصلاح مي‌شد كه دو هزار بنگاه اقتصادي توانسته‌اند صداي خود را به مسوولان برسانند و البته اين شانس را دارند كه به حساب مردم از رانت‌هاي ايجاد شده بهره گيرند، همان‌گونه كه معوقات بانكي تنها در دست 300 نفر است (دنياي اقتصاد 3/11/88).

 نكته دوم، اشاره به درسي است كه بحران جهاني اقتصاد در سال اخير براي همگان داشت و آن اين است كه گاهي اوقات كمبود نقدينگي مي‌تواند ناشي از بحران اعتماد ميان فعالان اقتصادي باشد كه در اين صورت مسوولان مي‌توانند با شناسايي عوامل موثر بر كاهش اعتماد در ميان فعالان اقتصادي، راه‌حل‌ها و روش‌هاي موجود را مورد ارزيابي مجدد قرار دهند.

خاطرنشان مي‌سازد كمبود نقدينگي عمدتا به دو دليل عرضه بيش از حد پول پرقدرت و فشار بر بانك‌ها براي ارائه تسهيلات ارزان، ايجاد مي‌شود.

جهان صنعت:انگار همه سر کاريم‌

«انگار همه سر کاريم‌»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جهان صنعت است كه در آن مي‌خوانيد؛در طرح هدفمند کردن يارانه‌ها، همواره دولت بر کارشناسي بودن تصميمات خود اصرار داشت و تا حدي بر خواسته‌هاي خود پافشاري مي کرد که احمدي نژاد گفت  تمام هستي‌اش را براي اين لايحه مي‌دهد!

وي که اعتقاد داشت اگر دست دولت بسته باشد اين لايحه قابل اجرا نيست و آن را پس مي‌گيرد با چنين تهديدهايي اين لايحه را قانون کرد و باعث شد مجلس در حالي مقابل تمام خواسته‌هايش سر تعظيم فرود آورد که تا قبل آن بر مشکلات آن معتقدتر بود!

به هر حال  خوشه‌بندي مردم آغاز شد اما در گام نخست عملياتي اين قانون، با دسته‌بندي پراشتباه و غيرعادلانه تا جايي به مردم برخورد که رييس کابينه اعلام کرد خوشه‌بندي ملاک پرداخت يارانه به مردم نيست! حال پس از ماه‌ها تغيير سخن و عمل دولت (در اين قانون) چگونه دولت ادعا مي‌کند اين طرح کارشناسانه بوده که در گام اول اجرا، خود اعتراف مي‌کند مشکلات موجود دليل کنار گذاردن خوشه‌بندي شده است؟

با توجه به تناقض گفتار احمدي‌نژاد در گفت‌وگو با مردم که اعلام کرد دولت مي‌خواهد به همه اقشار يارانه بدهد، بايد پرسيد چرا دولت هدفمند کردن را در دستور کار قرار داد و به همان سياق سابق که يارانه‌هاي غيرهدفمند به همه مي‌رسيد، ادامه راه نداد و با تغيير مسير در هر بخش اين لايحه نوعي فرار به جلو را ثبت کرد.

متاسفانه نگاهي به سابقه تيم اجرايي دولت نهم و دهم به خوبي گوياست که اجراي طرح بنگاه هاي زود بازده، ماليات بر ارزش‌افزوده ، اشتغالزايي ، مهار گراني و... آنقدر پرمشکل بوده که در اين فقره هم نمي‌توان به اجراي درست اين قانون که به زعم کارشناسان چشم اسفنديار اين طرح است، اميدوار بود!

به نظر مي‌رسد تمام کارشناسان و مردم بايد هر روز سوژه‌اي داشته باشند و بر سر موضوعات تازه و کاملا کارشناسانه تيم اجرايي دولت مباحثه و به دليل انکار کل ماجرا در نهايت فراموش کنند اصل ماجرا چه بوده است! انگار بايد باز هم منتظر واژگان جديد باشيم و بحث‌هاي تازه‌تري را بشنويم. اي کاش دولت با پذيرش اشتباهاتش بار هزينه‌هاي معنوي رييس‌جمهور را کم مي‌کرد و به مردم مي‌گفت تا زمان رفع اشکال‌ها، اجراي اين طرح هم مثل ماليات بر ارزش‌افزوده متوقف مي‌شود تا ضعفا بيشتر نگران نشوند.

ارسال به دوستان