فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۰۲۹۴۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۸ - ۱۵-۰۷-۱۴۰۳
کد ۱۰۰۲۹۴۰
انتشار: ۰۹:۴۸ - ۱۵-۰۷-۱۴۰۳

قتل با نخ بادکنک

قتل با نخ بادکنک
متهم که مردی جوان به نام حمید است، بعد از اینکه همسرش را با نخ بادکنک به قتل رساند، جسد او را زیر تخت بچه‌هایش پنهان کرد و دو شب بچه‌ها را در همان مکان خواباند.
مردی که همسرش را در تولد فرزندش به طرز هولناکی به قتل رسانده و بچه‌ها را مجبور کرده بود دو شب با جسد مادرشان بخوابند، به‌زودی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می‌شود.
 
به گزارش اعتمادآنلاین، متهم که مردی جوان به نام حمید است، بعد از اینکه همسرش را با نخ بادکنک به قتل رساند، جسد او را زیر تخت بچه‌هایش پنهان کرد و دو شب بچه‌ها را در همان مکان خواباند.
 
مدتی قبل مردی به ماموران پلیس گزارش داد همسرش گم شده است. او گفت: همسرم از خانه بیرون رفته بود. به تصور اینکه برای خرید رفته است، با او تماس نگرفتم. بعد از چند ساعت که نیامد، به او زنگ زدم. تلفن همراهش بوق می‌خورد، اما گوشی را جواب نمی‌داد. بعد هم تلفن همراهش خاموش شد. من نگران او هستم.
 
ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند و متوجه شدند زن جوان به نام میترا چند سال قبل با شوهرش حمید ازدواج کرده و آنها دو فرزند دارند. او در تمام این سال‌ها رفتار مشکوک یا غیبتی از خانه نداشته است.
 
وقتی مادر و خواهر میترا مورد بازجویی قرار گرفتند، گفتند شب قبل از گم شدن میترا شاهد بگومگوی او و حمید بودند. خواهر میترا گفت: میترا مدت‌ها بود با شوهرش اختلاف داشت. آنها مرتب با هم دعوا می‌کردند و آخرین بار هم شب تولد یکی از بچه‌ها این کار را کردند. حمید به میترا اعتراض کرد که چرا این‌طور از مهمان‌ها پذیرایی می‌کند و چند بار با هم بگومگو کردند.
 
پلیس حمید را بازداشت کرد و در نهایت این مرد مجبور به اعتراف شد. او گفت: همسرم را با نخ بادکنک جشن تولد بچه‌ام کشتم و جسدش را در بیابان‌های شرق تهران دفن کردم.
 
او گفت: من و میترا خیلی جروبحث می‌کردیم و آخرین بار هم وقتی بود که برای یکی از بچه‌ها تولد گرفتیم. فردای آن روز وقتی بچه‌ها به مدرسه رفتند، باز سر بحث باز شد و جروبحث کردیم. از شدت عصبانیت نخ بادکنک را دور گردن همسرم پیچیدم و وقتی به خودم آمدم که او خفه شده بود. جسد را زیر تخت بچه‌ها جاساز کردم. وقتی آنها آمدند گفتم مادرشان قهر کرده و رفته است. بچه‌ها در اتاق روی جسد مادرشان می‌خوابیدند و به خاطر اینکه دلتنگ مادرشان بودند، گریه می‌کردند، تا اینکه دو روز از ماجرا گذشت و من تصمیم گرفتم جسد را به شرق تهران ببرم و دفن کنم. ماشین یکی از دوستانم را قرض گرفتم و این کار را انجام دادم. بعد موضوع را به پلیس گزارش دادم.
 
بعد از پایان جلسات بازپرسی و بازسازی صحنه قتل پرونده با صدور کیفرخواست و درخواست قصاص از سوی اولیای دم برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهم به زودی پای میز محاکمه می‌رود.
برچسب ها: نخ بادکنک ، قتل ، متهم
ارسال به دوستان
captcha
میان قانون‌مداری و دموکراسی: گفت‌وگویی انتقادی دربارۀ مشروطه، دوران پهلوی و کودتای ۲۸ امرداد 1332 3 جایزه روزنامه نگاران عصرایران در جشنواره «چراغ حقیقت» یافته تکان‌دهنده: آتش‌سوزی خودروهای برقی غیرقابل کنترل است اسطوره رئال مادرید ازدواج کرد و مسلمان شد (+عکس) یک عادت محبوب که خاصیت آنتی اکسیدانی چای را کاهش می دهد تصویری دیده نشده از پرنسس قاجار روایت حناچی از شهرفروشی در تهران و تاریکخانه شهرداری خبر تلخ در باره موتورسواری بانوان: مرگ ۱۸ زن موتورسوار در حوادث رانندگی اصفهان/ هنوز هم گواهینامه مشکل اصلی است ‌متهم به قتل: آن‌قدر مست بودم که نفهمیدم چه کردم امروز با هلالی جغتایی: چند پرسی که: ترا زار کُشم یا نکُشم؟ نسخه‌های سرگردان و یک جمله پرتکرار؛ «دارو نیست» آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد و یک سفر به تاریخ؛ مظفرالدین شاه: عکس ما است وقتی که آب مى خوریم (عکس) متن کامل «طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» فقط ۹۲۹ هزار بیت کوین باقی مانده است؛ پایان استخراج تا ۱۲۰ سال آینده