فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۴۰۰۲۹
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - ۰۶-۱۲-۱۴۰۳
کد ۱۰۴۰۰۲۹
انتشار: ۱۱:۳۵ - ۰۶-۱۲-۱۴۰۳
یک حکایت خواندنی

اسراییل و اسحاق و برکت یعقوب/ هنوز پشت اسحاق می‌لرزد

اسراییل و اسحاق و برکت یعقوب/ هنوز پشت اسحاق می‌لرزد
برخی در تجزیه و تحلیل آنچه در اسراییل می‌گذرد، می‌گویند این بنا بر خشت کج استوار است و شاهدی که بر حقانیت سخن می‌آورند این است که برکت اولاد یعقوب با یک حیله و دستان آغاز شده است

    عصر ایران؛ عنایت محمودفر- داستان یعقوب و عیسو از نغزترین داستان‌های تورات است. لطف این داستان هنگامی بیشتر می‌شود که آن را در متن وقایع بعدی تاریخ قرار دهیم. یعقوب و عیسو هر دو فرزند اسحاق بودند و اسحاق فرزند ابراهیم، و ابراهیم فرزند تارخ. 

    و یعقوب و عیسو دو طفلِ توامان بودند، و هنوز در شکم مادرشان (رفقه) بودند که با یکدیگر منازعت می‌کردند.

   "رفقه" از خدا سبب این کیفیت را پرسید، جواب آمد که "دو امت در بطن تو هستند و دو قوم از رحم تو جدا شوند و قومی بر قوم دیگر تسلط خواهد یافت." 

    چون وقت وضع حمل زن فرا رسید، نخستین کودک، سرخ‌فام بیرون آمد و تمامی بدنش مانند پوستین پشمین بود و او را عیسو نام نهادند. بعد از آن برادرش بیرون آمد که پاشنه عیسو را به دست گرفته بود و او را یعقوب نام نهادند (و این یعقوب همان است که کاسه‌ای عدس به عیسو داد و در مقابل حق ارشدیت و نخست‌زادگی را از عیسو گرفت). 

   چون اسحاق پیر شد از هر دو چشم نابینا شد و چنین روی داد که روزی عیسو را طلبید و گفت ترکش و کمان خویش را برگیر و به صحرا برو و نخجیری برای من بگیر، و خورشی چنانکه دوست می‌دارم برای من ساخته و حاضر کن تا بخورم و تو را و اولاد تو را برکت دهم.

  از قضا رفقه، زن اسحاق، سخنان اسحاق را که به عیسو می‌گفت شنید. پس بلافاصله یعقوب را نزد خود خواند و گفت شنیدم که پدرت به عیسو چنین و چنان می‌گفت. هم‌اکنون به سوی گله شتاب کن و دو بزغاله خوب از بزها نزد من آر تا از آن‌ها غذایی برای پدرت درست کنم، و چنان کنم که او به جای عیسو تو را برکت دهد. 

  یعقوب گفت برادرم عیسی موی‌دار است و من مردی بی‌مو هستم. شاید پدرم مرا لمس کند و دروغ من آشکار شود و به جای برکت بر من لعنت نثار کند. رفقه گفت چنان کن که تو را گفتم تا آن مشکل را نیز چاره کنم. 

   پس یعقوب به صحرا رفت و بزها را گرفت و نزد رفقه آورد. رفقه لباس فاخر عیسو را بر تن فرزند کهتر یعنی یعقوب کرد، و برای اینکه اسحاق فرزند کهتر را با فرزند مهتر اشتباه کند دو قطعه پوست بزغاله بر دست‌ها و نرمه‌ی گردن یعقوب بست، و خورش و نانی که فراهم کرده بود به دست او سپرد.

   یعقوب نزد پدر آمد. گفت اینک من نخست‌زاده تو هستم و آنچه امر کرده بودی برایت فراهم کردم. اسحاق گفت ای پسر من، نزدیک تر بیا تا تو را لمس کنم و ببینم که عیسو هستی یا نه. 

   یعقوب دست و گردن خود را جلو آورد، و اسحاق آن را لمس کرد. گفت آواز آوازِ یعقوب است ولیکن دست‌ها دست‌های عیسوست. 

   پس شکار یعقوب را تا به آخر بخورد و نوشاکی هم در پی آن نوشید، آن‌گاه برکت خود را بر پسر نثار کرد و گفت: "خدا از شبنم آسمان و از فربهی زمین و از فراوانی غله و شیر عطا فرماید." 

   یعقوب از حضور اسحاق بیرون و عیسو نزد او آمد. تازه آن‌وقت بود که حقیقت امر بر اسحاق آشکار شد و لرزشی عظیم او را فراگرفت. عیسو فریاد برآورد که ای پدر، به من نیز برکت ده. اسحاق گفت برادرت به حیله آمد و برکت تو را گرفت.

   و عیسو گفت: یعقوب دو بار مرا از پای درآورد. یکبار نخست‌زادگی مرا گرفت و اکنون نیز برکت مرا غصب کرده است.

   و پشت اسحاق از این حیلت می‌لرزید و عیسو نعره می‌کشید و یعقوب می‌رفت که با برکت بادآورده‌ خویش بر جهانی حکم‌فرمایی کند. 

  این واقعه می‌تواند به یک طنز تاریخی تبدیل شود، و اگر نخواهیم پرداخت و قضاوتی شبیه فاشیست‌ها داشته باشیم لااقل حکمت اعمال بعضی از نوادگان یعقوب - و نه همه آن‌ها را - که از هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف استفاده می‌کنند می‌توان به پیروی و تقلید از سرمشق یعقوب منسوب کرد. 

  هم از این رو برخی در تجزیه و تحلیل آنچه در اسرائیل می‌گذرد، می‌گویند این بنا بر خشت کج استوار است و شاهدی که بر حقانیت سخن می‌آورند این است که برکت اولاد یعقوب  با یک حیله و دستان آغاز شده است و این بوالعجب به اشکال مختلف تکرار و تجدید می‌شود. 

  ظاهرا تاریخ در ناخودآگاه خویش هنوز خاطره آن حیله را حفظ کرده  و چنین است که از حیله‌های بزرگتر بعضی از اولاد آن بزرگوار خمی به ابرو نمی‌آورد. هر چه هست هنوز پشت اسحاق می‌لرزد.

برچسب ها: اسراییل ، یعقوب
ارسال به دوستان
عراقچی در دومین روز نشست بریکس: شورای امنیت نماد ناکارآمدی و عدم توازن است ترامپ: شی جین‌پینگ 24 سپتامبر به آمریکا سفر می‌کند کالابرگ دارندگان کدهای ملی ۷ ، ۸ و ۹ شارژ شد آموزش و پرورش: برگزاری امتحانات به شرایط جنگی بستگی دارد خیابان در ترازوی نقد؛ کالبدشکافی تجمعات میدانی ترامپ: چین پیشنهاد کمک برای توافق با ایران را داده است دیدار دشمن و دوست ایران در پکن/ زنگ ها برای که به صدا درمی آید؟! علی مطهری: امارات در منطقه از همه خبیث‌تر است هشدار معاون سیاسی سپاه به تجمعات شبانه: خیابان را محل تسویه حساب های سیاسی نکنید بقایی: خیانت به همسایه، پنهان نمی‌ماند کشته شدن سرباز اسرائیلی در جنوب لبنان تولد پردازنده‌هایی که نفس می‌کشند؛ آیا کامپیوترها صاحب مغز انسانی شده‌اند؟ مردان قاجاری در نزدیکی مقبرۀ خشایارشا (عکس) خودروی جدید کیا برای گیمرها / این ماشین فرق دارد(+عکس) غول سبز ۵٫۵ تریلیون‌ دلاری؛ ارزش «انویدیا» از اقتصاد آلمان و ژاپن هم بیشتر شد