کد خبر ۱۰۴۳۲۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۵ - ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ - 14 March 2010

مهر: نرگس عید امسال غصه خود را پیش امام رضا می برد، قصه روزهایی که در آینه نگاه می کند و جوابی برای سرخی صورت خود نمی یابد، غصه وعده هایی که قرار بود تسکینی باشد برای سهل انگاری آنانی که غفلت کردند و اکنون او را به فراموشی سپردند...

چراغ علاء الدین آورده بود که کلاسشان را گرم کند اما دستهای کوچکش تاب نمی آورد و چراغ روی زمین می افتد، در یک لحظه کلاس آتش می گیرد. بچه ها هراسان سعی می کنند از کلاس بیرون بروند اما تمام راهها بسته شده چون چراغ پر از نفت روبروی در کلاس شعله ور شده است.

مریم نوروزی، لیلا کهن، پریسا طاهری، ثمانه عظیمی، محمد حسن شیرویه، رضا حقیقی و نرگس حیدری کودکان هشت ساله ای بودند که چهاردم آذرماه 85 در زبانه های آتش چراغ علا الدین سوختند.  بعضی از بچه ها بعد از یک یا دو بار عمل جراحی وضعیت بهتری پیدا می کنند و راهی خانه می شوند اما یکی از آنها همچنان روزهای تلخی را سپری می کند.

 صورتش دچار صد درصد سوختگی می شود و از دو دستش تنها سه انگشت باقی می ماند و پاهایش همچنان نیاز به عمل دارد. این تمام زندگی "نرگس حیدری" دانش آموز کلاس پنجم درودزن شیراز است. دختربچه ای که خیلی زود روزهای تلخ زندگی را تجربه می کند، لحظه هایی که با بوی سوختگی و رنگ سیاهی همراه شده است.

از آن زمان تاکنون مسئولان زیادی سعی کردند که با قول و عملشان به این دانش آموزان کمک کنند. از رئیس جمهور گرفته تا وزیر بهداشت و مسئولان استانداری و مردم خیر و پزشکان متخصص، اما به استناد شواهد گویا بعضی این وعده وعیدها عملی نشده و همچنان برخی از آسیب دیدگان این سانحه دلخراش از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند و از آن رنج می برند.

نرگس 11 ساله بیش از 60 درصد سوختگی از ناحیه صورت و دست و پا دارد و تاکنون 24 بار زیر تیغ جراحی رفته است.

"زینب تقوی" مادر نرگس در این باره می گوید: آخرین عمل نرگس سه هفته پیش روی انگشتان دست راستش انجام شد که باز هم نیاز به جراحی دارد و باید طی ماههای آینده دوباره جراحی شود.

بر اثر این واقعه آتش سوزی تمام انگشتان دست چپ نرگس به علت شدت بالای سوختگی قطع شده و از دست راست او نیز باید دو انگشت جدا شود تا وی با سه انگشت که نیاز به 70 جلسه فیزیوتراپی دارد، روزگار کودکی اش را بگذراند.

اما اقدامات دولت و استانداری شیراز برای این کودک 11 ساله که ناخواسته و در پی بی توجهی مسئولان به مسائل ایمنی مدارس دچار این بیماری حاد شده، در این مدت چه بوده است؟
 
مادر نرگس می گوید:" دولت بچه هایی که سوخته بودند را بیمه کرد و هزینه سرویس مدرسه و مادریار را که در مدرسه از آنها مراقبت کند و کارهای شخصی اشان را انجام دهد را هم پرداخت می کند. هزینه عمل جراحی نرگس را نیز دانشگاه علوم پزشکی پرداخت می کند اما هزینه داروها را چون در مطب شخصی ویزیت می شود، خودمان پرداخت می کنیم."

زینب تقوی افزود: "فاصله درود زن تا شیراز بیش از صد کیلومتر است و هر بار که به شیراز می رویم و برمی گردیم باید هزینه آژانس را بپردازیم چون نمی توانیم نرگس را بعد از عمل با اتوبوس جابه جا کنیم، در شیراز هم کسی را نداریم و باید در مدتی که آنجا هستیم پول مسافرخانه را پرداخت کنیم که کم هم نمی شود چون سالی چند بار این راه را باید برویم."

هزینه داروهای نرگس هر بار که زیر تیغ عمل می رود، دویست تا سیصد هزار تومان می شود و به طور میانگین در مواقع عادی ماهی صد هزار تومان دارو مصرف می کند که دولت هزینه آن را تقبل نمی کند و پدر نرگس که یک کارگر ساده و روزمزد است باید آن را بپردازد.

" پمادهایی که نرگس بابت سیاهی ناشی از سوختگی به صورتش می زند هر کدام 50 هزار تومان است یا داروهایی که برای گوشتهای اضافه مصرف می کند 30 تا 40 هزار تومان می شود که باید بعد از 15 روز دوباره تهیه کنیم چون در طول شبانه روز سه بار مصرف می کند و سریع تمام می شود."

درباره شرایط روحی نرگس وقتی از مادرش می پرسیم و اینکه آیا توانسته است با این وضعیت کنار بیاید می گوید: "بعضی از مواقع وقتی در کوچه و خیابان یا محیط بیمارستان کسی ما را می بیند و قصد همدردی دارد، نرگس ناراحت می شود و می گوید مامان نمی شود جوابشان را ندهیم. اصلا چرا دیگران باید بدانند که من سوختم، یا قبل از هر عمل می ترسد و گریه می کند. بعد از عمل هم دچار درد و سوختگی است و نمی تواند شبها راحت بخوابد."

نرگس قصد دارد عید امسال به مشهد برود، وقتی از او می پرسم که چه چیزی به امام رضا خواهد گفت، سریع جواب می دهد " حال من و دوستام رو خوب کنه و صورتمم خوب بشه. اولم واسه دوستام دعا می کنم بعد خودم چون هرکس اول دوستاش رو دعا کنه خدا زودتر جوابش رو می ده."

وضعیت درسی نرگس خوب است، معدل ترم اولش 18 شده و اعتماد به نفس خوبی دارد. معلمشان هم هفته ای چهار ساعت بیشتر از وقت مدرسه با او و دو نفر دیگر از بچه ها درسها را تمرین می کنند و اجازه نداده بچه ها از لحاظ تحصیلی با مشکل مواجه شوند.

به هر حال نرگس و دوستان دیگرش ناخواسته و از سر بی توجهی مسئولان دچار این سانحه ای ناگوار شده اند که باید غم و رنج آن را تا پایان عمر تحمل کنند و دم برنیاورند. اما پدر و مادر نرگس که هر روز شاهد قد کشیدن دردانه خود هستند، هم وغم زندگیشان انجام کارهایی است که دنیای کوچک فرزندشان را در نظر او امیدوارانه تر نشان دهند و به او بباورند که تا نرگس هست باید زندگی کرد. اما چه کنند که دستشان خالی است و غم نان شب بیش از این به آنها توان و مجالی نمی دهد تا ترانه خوشبختی در گوش جگرگوشه خود زمزمه کنند.





























ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری