کد خبر ۱۰۴۵۲۲
تعداد نظرات: ۲۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰:۲۷ - ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ - 15 March 2010
... و بلند آه مي‌كشد:"آه، تاراي من، منو ببخش كه هيچ آينده‌اي رو نتونستم برات بسازم" و باز می گوید: كليه زنم از سرما درد گرفته. بچه‌ام مريض پوستي گرفته. خودمم ناراحتي اعصاب دارم .
 
 عصرایران؛صادق اميري - چند روزي است كه گوشه‌اي از خيابان طالقاني، چادر زده اند. رهگذران بي‌اعتنا از كنارشان مي‌گذرند و چشم‌هاي معصوم "تارا" ‌را هيچ كس نمي‌بيند. كودكي كه تخته چوب‌ها را كنار هم گذاشته و از رويشان سر مي‌خورد. خدا را شكر كه هنوز نمي‌داند تفريح يعني چه؟  چه خوب هنوز از كنار شهر بازي رد نشده و خدا را شكر كه دنياي كوچكش تنها خاك و سنگ ساختمان مخروبه‌اي است كه در آن چادر زده‌اند!

گاهي از پدر سوال مي‌كند كه جانباز يعني چه؟ نگاه گنگ پدر جوابش را نمي‌دهد. پدر بچه خرمشهر است. همانجا كه زمانی مي‌گفتند خونين شهر. از همان روزهاي اول به جنگ رفت تا نه براي كسب مال و منال براي حفظ ناموسي كه وطن مي‌خواندش.

حاج حسين.ج كسي كه چهار زبان ديگر به جز فارسي را به راحتي حرف مي‌زند حالا يكسان و نيمي مي‌شود كه دربه‌در كوچه و خيابان، خانه‌اش بر دوش، از اين شهر به آن شهر سفر مي‌كند.
 بيست سال قبل بود كه به انگلستان سفر كرد و در آنجا كافي‌شاپ، به راه انداخت. كار و كاسبي‌اش گرفت و چند سالي به همين منوال گذشت. يك شب وقتي كه از تلويزيون كافه فيلمي از جنايات رژيم غاصب صهيونيستي ديد به فكر افتاد تا كتابي چاپ كند تا نامشروع بودن اين رژيم را به تمام جهانيان اثبات كند.

 از تسلطش بر قرآن و احاديث و با كمك گرفتن از برخي روحانيون و تاريخ‌‌شناسان كتابي را اول به صورت جزوه چاپ كرد و منتظر بازتابش ماند، آنچه كه از آن كتاب عايدش شد برگه اخراجش از انگلستان بود.
انگ تروريست را چسباندند و 20 روزي بدون آب و غذا نگاهش داشتند و هر چه داشت و نداشت را تصاحب كردند.در نهايت به موطن خويش بازگشت.بدون هيچ زاد و توشه اي. در سرش تنها يك فكر مي‌گذشت: حالا چه كار بايد بكنم؟

دلش براي صحن و سراي امام هشتم(ع) تنگ شده بود ، با پول پس‌اندازش مسافرخانه‌اي در مشهد خريد؛ روزهاي اول روزهاي خوبي بود تا اينكه به او گفتند مسافرخانه‌اش را بايد به قيمتي چندين برابر پايين‌تر بفروشد و ترك ديار كند. قصه اش مفصل است اما آخرش این بود که او - که دچار افسردگی ناشی از موج انفجار است- پيت نفتي خريد و تمامش را روي مسافرخانه ريخت و آتش زد و از همان روز دوران خانه به دوشي آغاز شد.

قبل از شروع سفر ،به زيارت امامش رضا(ع) رفت و از او خواست تا دستش را بگيرد و كمكش كند تا به مشكلي برخورد نكند. در همان حال و هوا و كنار پنجره فولاد، تكيه داده بود به ديوار و به قفل‌‌هاي بسته شده به پنجره نگاه مي‌كرد تا اينكه فكري به ذهنش رسيد. او سال‌ها جنگيده بود و تركش‌ها خورده بود. شايد كه بنياد برايش كاري مي‌كرد. يك چادر و اندك خرت و پرتش را جمع كرد در هر شهر چند روزي چادر زدند و به سمت تهران آمدند.

 از روزي كه قصد سفر به سمت تهران را كرد يكسال و نيم مي‌گذرد و حالا هر جا كه ساكن مي‌شوند دار و ندارشان چيزي نيست جز يك چادر و يك قوري سياه ذغالي و کمی خرت و پرت دیگر. مو طلايي هم همراهشان همه جا مي‌آيد. موطلا عروسك تاراست كه تمام وقت تارا را پر مي‌كند كه مبادا بستني دست دختر همسايه ببيند و از پدر بخواهد و چشم‌هاي پدر غرق در اشك شود.

از حال پدر كه بخواهي جويا شوي بايد طاقت شنيدن غم هزار ساله داشته باشي و انگليسي بداني،چون فارسي كم حرف مي زند تا زبانش را به رخ همه بكشد. غم‌هايش را با دود غليظ سيگار ارزانش از درون، به هوا مي‌فرستد. خاطرات روزهايي كه در زندگي‌اش همه چيز داشت و حالا شب‌ها سر بر روي بالشتي از سنگ مي‌گذارد. آتش درست مي‌كند تا چاي دم بگذارد. چايي كه دم كشيد تنها نگاه به يك ليوان است كه دور و برش را خاك ريخته‌اند تا مبادا باد، آخرين بازمانده ليوان‌هايشان را ببرد. ترتيب چاي خوردن اين است كه اول بايد ميهمان بخورد، سپس تارا كوچولو و در آخر هم پدر و مادر با هم شريكي مي‌خورند.

حاج حسين، عاشق امام است و رهبري، آنقدر كه موتور و آخرين دارايي‌اش را هم فروخت تا هر جور كه هست خودش را به غزه برساند و به ياري هم‌كيشانش بشتابد اما لب مرز دستگيرش كردند. خودش كه به يك چيز فكر مي‌كند و آن هم شهادت است. هنوز شب‌ها وقتي مي‌خوابد ياد عمليات‌ها مي‌افتد از خواب مي‌پرد.

تنها به دخترش فكر مي‌كند. از بابت همسرش كه خاطرجمع است. او پا به پايش در تمام سختي‌ها و آساني‌‌ها آمده و دم نزده. تنها به دخترش فكر مي‌كند. تنها و تنها به دخترش فكر مي‌كند و بلند آه مي‌كشد:"آه، تاراي من، منو ببخش كه هيچ آينده‌اي رو نتونستم برات بسازم" و باز می گوید: كليه زنم از سرما درد گرفته. بچه‌ام مريض پوستي گرفته. خودمم ناراحتي اعصاب دارم .

وقتي كه به وطن بازگشت به هر دري زد تا بتواند كاري پيدا كند ولي هرجا كه رفت، كنارش گذاشتند، چون جز يك دل صاف و صادق هيچ چيز نداشت و اهل دروغ و دروغ گفتن نبود. حالا كه به تهران رسيده، روبه‌روي بنياد جانبازان چادرشان را برپا كرده‌اند و ساكت و بي‌سروصدا زندگي‌شان را مي‌گذرانند. صبح‌ها مرد خانواده به بنياد مي‌رود و ظهرها همسرش.قرار است كه كمكشان كنند،حتي در حد يك سرپناه.عكسهايي را از كيفش بيرون مي آورد و نشان مي دهد.عكسهايي كه يادگار جبهه و جنگ است و عكسهايي كه با بنزش در انگلستان انداخته است و مدام هم مي گويد:"من يه زماني خيلي پولدار بودم ولي تمامشو انگليسا گرفتن."

تنها دلخوشي‌اش براي فرزندش دفترچه نقاشي است كه توانست بخرد و كودكش در آن چهره مردي را بكشد كه مي‌خندد در كنار مادري كه او هم مي‌خندد و همه با هم كنار خانه‌اي كه خودشان ساخته‌‌اند.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲۲
در انتظار بررسی: ۷
غیر قابل انتشار: ۰
ايمان
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۱۳ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۴
0
0
چگونه بايد جواب اينها را آن دنيا بدهند واقعا باعث تاسف است
محید
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۱۵ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
1
آدم خیلی نارحت میشه.ما این همه مالیات میدیم که اگه یه چیز هائی مثل این پیش آمد کمکش کنند.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۱۶ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
خبرنگاران هم مهارت خوبي در تهييج احساسات دارند.
بياييد جور ديگري بنگريم: فردي بدون توجه به قوانين و براي فرار از قانون اقدام به آتش زدن مال خود مي كند تا شايد مفري پيدا شود و سپس هم خود و خانواده خود را بدليل اين بي فكري آواره خيابان ها مي كند. طرح توسعه شهري همه جا آمده و همين تهران خودمان(حوالي پارك بعثت و بزرگترينش هم نواب)
ولي از سوي ديگر وظيفه نهادهاي حمايتي است كه سريعا اقدام كنند تا حداقل قوت لايموتي داشته باشند و سرپناهي كوچك.
اينها از غزه هم واجبترند.

=» عصرایران:
دوست عزیز ! در پرونده ایشان -که تصویر آن در دفتر سایت موجود است- مشکلات روحی ناشی از موج انفجار قید شده و این قبیل رفتارها از افرادی که دچار موج انفجار شده اند ، دور از انتظار نیست و اتفاقاً جانبازان اعصاب و روان احتیاج بیشتری به مراقبت و حمایت دارند.
موفق باشید
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۳۴ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
بهتر نيست مسوولان به جاي اين همه شعار كمي هم به فكر جانبازان و مشكلات مالي آنها باشند تا شاهد چنين صحنه هاي تاسف باري نباشيم.
حميد
-
۰۸:۳۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
اينجا تهران است صداي يك جانباز
اين جانباز بسيجي نيست كه مردم را در كوچه و خيابان بزند. گروه فشاري نيست كه مردم را دشمن بداند او يك بسيجي است كه در دل مهر مردم دارد و براي وطن جنگيده است. مزدش را هم دولت عدالت پرور ميدهد
فرزين
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۴۱ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
1
0
اصلا باور کردني نيست مگه ميشه کسي جانباز جنگ باشه و در چنين شرايط اسف باري زندگي کنه؟
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۴۴ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
اف بر این دنیا ...
اسلام هیچ . انسانیت کجا رفته ؟؟؟
من
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۴۸ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
1
اگر مدیران محترم ارشد کشور سری به قران و احادیث بزنند خواهند دید که نوشته شده هرآن کس که شب بخوابد ولی همسایه اش گشنه باشد مسلمان نیست . وای برما مسلمان نماها. وای بر ما
ali
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۴۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازیم

تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم

شب هجران تو اخر نشود رخ ننمایی

در همه دهر تو در نازی و ما گرد نیازیم

آید آن روز که در بازکنی پرده گشایی

تا به خاک قدمت جان و سر خوش بیازیم

به اشارت اگرم وعده دیدار دهد یار

تا پس از مرگ به وجد آمده در ساز و نواییم

گر به اندیشه بیاید که پناهی سا به کویت

نه سوی بتکده رو کرده ونه راهی حجازیم

ساقی از آن خم پنهان که ز بیگانه نهان است

باده در ساغر ما ریز که ما محرم رازیم

حضرت امام خمینی (ره)

ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۵۲ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
عزيزان بجاي اين حرفها شماره حسابي اعلام نماييد كه همتها بلند است.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۵۷ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
دلم گرفت... یعنی بعد از یکسال و نیم هیچ کمکی بهش نشده؟؟
سيد منصور معصوم نتاج
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۵۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
1
من هم بعنوان يك جانباز اين خبر را خواندم كه واقعاً دردآور است ببينيم مسئولين محترم چه كاري را براي اين بنده خدا انجام مي دهند.
توكل به خدا!!!!!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۱۲ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
اي كاش اين برادر جان بر كف در همان روزهاي جنگ شهيد مي شد نمي ديد كه سرمايه اين مملكت توسط بعضي ها چطور به يغما ميرود و اين جانباز سربلند بايد اينگونه زندگي كند. درود بر شرف و مردانگي حاج حسين
nasrin
-
۰۹:۱۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
با سلام
ایشان به نظر میاد تو هرکاری زیاده روی کرده اند با این وجود مشکل بیکاری که در مملکت ما وجود داره واقعا خانمان برانداز شده.صداقت و این حرفام انگار یک معضلی شده که نه تنها به درد نمی خوره بلکه ایجاد مانع میکنه
امیدوارم خدا خودش به داد این خانواده برسه
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۳۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
درعوض به خاطر اینکه فلان ورزشکارباورزشکاراسراییلی مسابقه نمیده هزارجورتقدیر ازش میشه از بالا تا پایین ممنونش میشن ..چقدرهم مال و منال بهش دادن وحالا واسه خودش کسی شده.
تازه مهم اینه که برادران دینی ما در فلسطین-لبنان-قسطنطنیه-مالی-جزایرفارو-بوسنی هرزگوین-سوریه-عراق-ونزویلا-گوام-اروگویه-اکوادور-افغانستان-پاکستان-بوبیووی و....تحت پوشش کمیته امدادن
اخخیییییییییی اااااااااااااااااااخی
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۴۰ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
جالبه
برادران عراقی ما که درزمان جنگ این غریبه رو به این روز انداختن الان تحت پوشش کمیته امدادن
تقصیر خودشه میرفت اجنبی میشد تا الان کمکش کنند.
علی عابری
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۴۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
بله هم وطنان من . همان جائی که این درد کشیده زندگی می کند مسکن طبیعی جانباز بایستی باشد . چراکه برای بهره برداری از از یک زندگی شرافتمندانه در یک مسکن بایستی جانبازیش را جلو درب گذاشته و پس از آن وارد منزل شود . این جانباز تندیس متحرک جانبازی است .
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۵۹ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
0
من يك جانباز هستم . بايد بگويم كه متاسفانه بنياد بر خلاف آنچه مردم فكر مي كنند كار زيادي براي جانبازان نمي كند وبيشتر به فكر خودشان (كارمندان و قرارداهاي آنچناني ...) مي باشد . اگر به فكر جانبازان هستند براي اين بنده خدا كاري كنند . در ضمن طبق قانون براي جانبازاني كه بيكار ند بايد حقوق ماهيانه برقرار كنند. عصرايران به خاطر اين جانباز هم كه شده اين نظر رو چاپ كن شايد مسئولين كاري كردند.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۱۱ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
1
0
این آقا یکم بی خردم است کدام مسلمونی این کارا رو می کنه
خودخواهه اینقدر غرق افکار و ایدئولوژی خودش شده که حقوق دو نفر دیگه رو خواسته یا ناخواسته تباه کرده
اصلا قهرمان نیست با چیزای قشنگ قاطی نکنیم .....
عصرایران: اگر کمی با وضعیت جانبازان اعصاب و روان آشنا شویم ، در می یابیم که آثار مخرب مسائلی مثل موج انفجار تا سالیان دراز و بلکه تا آخر عمر بر برخی رفتارهای این افراد تاثیر می گذارد و لذا باید از این قبیل جانبازان حمایت های ویژه تری شود.
محمود
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۱۳ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۵
0
1
فقط گريه كردم. همين!
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۳۸ - ۱۳۸۸/۱۲/۲۶
0
0
من این خانواده رو دیدم، واقعا دردناکه، اصلا فکر نمیکردم که این بنده خدا جانباز باشه، وقتی دخترشو دیدم واقعا ناراحت شدم، چرا هیچکس به فکر این بندگان خدا نیست، خدا بهشون کمک کنه
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۱
0
0
چی بگم!!!
پربازدید ها
علم و فناوری