فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۴۷۸۸۹
تاریخ انتشار: ۰۵:۰۰ - ۱۲-۰۱-۱۴۰۴
کد ۱۰۴۷۸۸۹
انتشار: ۰۵:۰۰ - ۱۲-۰۱-۱۴۰۴

قســمت‌هایی از کتاب کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندیاری

قســمت‌هایی از کتاب کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندیاری
شاه بدون اینکه بر‌گردد و به من نگاه کند درباره جزئیات فنی هواپیمایش با خلبان خود صحبت می‌کرد و من در صندلی عقب روی سلاح‌های کمری شاه که در شتابم آنها را ندیدم، نشستم و در آن حال ناراحتی خنده‌ام گرفت... شاه به عقب برگشت، او از نگاه من حذر داشت.

هواخواهان مصدق، شاید هم تا حال دوستانی را که در شاله کلاردشت، با عجله ترک کردیم‌، دستگیر کرده باشند؟‌ سرگرد خاتمی سعی می‌کند آرامم سازد. می‌گوید:«‌گمان نمی‌کنم.» دوستان ما اتومبیل در اختیار دارند تا به تهران بازگردند.

در هر صورت اگر هم هواخواهان مصدق سر برسند، این موضوع‌ که ما بدون خبر عزیمت کردیم، به نفع دوستان تمام می‌شود. هواپیمای «‌پیچ کرافت» همانجا‌ سالم‌ و پر از سوخت‌ در آشیانه است و ما می‌توانیم سوار شده به سوی بغداد، از زمین برخیزیم...

شاه بدون اینکه بر‌گردد و به من نگاه کند درباره جزئیات فنی هواپیمایش با خلبان خود صحبت می‌کرد و من در صندلی عقب روی سلاح‌های کمری شاه که در شتابم آنها را ندیدم، نشستم و در آن حال ناراحتی خنده‌ام گرفت... شاه به عقب برگشت، او از نگاه من حذر داشت.

در گوش او گفتم: «من این احساس را دارم... نپرسید چگونه؟ در هر حال، این احساس را دارم که تا چند روز دیگر، به تهران باز خواهیم گشت ...» نمی‌دانم چرا این را گفتم ! یک احساس از پیش بود، یا اینکه برای تسلی پر‌یشان‌حالی شاه گفتم؟!توده‌های ابر روی بال‌های «پیچ کرافت» تکه‌تکه و تند مکیده شده، با سرعت شدید به پشت هواپیما رانده می‌شوند...

محمدرضا پشت فرمان، در حالی که مشغول کنترل دو موتور است، پیام به برج کنترل فرودگاه بغداد می‌فرستد:«‌فوکس - تروت... چارلی... تانگو ... اجازه فرود!»  راست، دورتر، در برابرمان پیست فرود‌ و در سوی راست، در پرتو خورشید، درخشش مقبره ابوحنیفه نمایان است.

«فوکس - تروت... چارلی... تانگو ... هویت خود را بشناسانید!» «معرفی ما مطلقا مطرح نیست. هیچ کس نباید بداند که ما در فراریم. یک پادشاه ساقط، با ملکه‌اش ...» . «برج کنترل تکرار می‌کند: «خودتان را بشناسانید !»  دستورها لحن آمرانه بیشتری به خود می‌گیرد:

« شاه از رادیو پیام می‌فرستد: هواپیمای جهانگردی... وضع موتورهای‌مان مرتب نیست... اجازه فرود می‌خواهیم !...» پس از یک سکوت طولانی، عاقبت، با صدایی بریده پاسخ می‌شنویم: « فوری در انتهای پیست بنشینید!».

 پس از لحظه‌ای چرخ‌های ‌‌پیچ کرافت‌ با خشونت به آسفالت پیست فرود برخورد می‌کند و صدای خرخر موتور، پیش از توقف، بالا می‌گیرد و پرده‌ای از شن براثر چرخش پروانه‌ها به هوا بلند می‌شود. ‌ یک جیپ به سوی ما می‌آید و با ترمز شدیدی در برابر هواپیما توقف می‌کند. اتوموبیل پر است از مردان مسلح اداره امنیت فرودگاه... 

منبع: هفت صبح

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
استارمر قصد کناره‌گیری ندارد آکسیوس: احتمال حمله قریب‌الوقوع آمریکا به کوبا هشدار سازمان بازرسی به بانک مرکزی: صف‌های طولانی ارز را بشکنید گفتگوی تلفنی «روبیو» با وزیرخارجه انگلیس و استرالیا درباره تنگه هرمز اتحادیه اروپا؛ غول اقتصادی یا کوتولۀ ژئوپلیتیک؟ زمزمه‌های بازگشت آموزش حضوری به دانشگاه‌ها؛ امتحانات نهایی حضوری برگزار می‌شود؟ غرق شدن کشتی روسی حامل تجهیزات هسته‌ای سعید لیلاز: تسلیم برابر آمریکا خودکشی است/ چاره‌ای جز مقاومت نداریم قدردانی نعیم قاسم از مواضع حمایتی ایران انتقاد تهیه‌کننده سینما از دسته‌بندی‌های مخرب شکایت ایران از آمریکا به دیوان داوری لاهه همکاری جدید کی یف و واشنگتن به بهانه جنگ علیه ایران: پول از آمریکا تولید پهپاد از اوکراین چالش حقوقی رسانه‌های کاربرمحور؛ جریمه ۳.۶ همتی آپارات بر چه مبنایی است؟ الجزیره: چین تمایلی به میانجی‌گری بین تهران و واشنگتن ندارد ترامپ: کوبا یک کشور شکست خورده است که در مسیر تنزل حرکت می کند