فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۶۰۷۵۷
تاریخ انتشار: ۱۷:۴۱ - ۲۷-۰۲-۱۴۰۴
کد ۱۰۶۰۷۵۷
انتشار: ۱۷:۴۱ - ۲۷-۰۲-۱۴۰۴

به بهانه پخش قسمت چهاردهم سریال «تاسیان»؛ حق نداری درباره عشقم اینجوری بگی...

به بهانه پخش قسمت چهاردهم سریال «تاسیان»؛ حق نداری درباره عشقم اینجوری بگی...
قطعات پازلی که تینا پاکروان در کنار یکدیگر قرار داد تا شاهد شکل‌گیری روابطی چند لایه میان کاراکترهای اصلی این داستان باشیم، با یک تصادف تعمدی، به یک‌باره بهم ریخت و از اینجای داستان باید منتظر نتیجه تکاپوی شخصیت‌ها برای ترمیم این روابط باشیم.
عصرایران؛ فرزاد منصوری - از همان شوک پایانی قسمت سیزدهم هم می‌شد حدس زد که داستان «تاسیان» قرار است از چهاردهمین قسمت وارد فاز متفاوتی شود. 
 
قطعات پازلی که تینا پاکروان در کنار یکدیگر قرار داد تا شاهد شکل‌گیری روابطی چند لایه میان کاراکترهای اصلی این داستان باشیم، با یک تصادف تعمدی، به یک‌باره بهم ریخت و از اینجای داستان باید منتظر نتیجه تکاپوی شخصیت‌ها برای ترمیم این روابط باشیم.
 
 امیر همچنان در کانون روایت قرار دارد و به‌واسطه سوءقصد به جمشید نجات توسط راننده ناشناسی که از ماشین پیکان پدر امیر استفاده کرده بود، ناگهان روابط امیر با سه ضلع شاخص از اطرافیانش را به چالش کشید.
 
حالا او از یک سو باید بلایی را که ناخواسته برسر خانواده و به‌طور خاص پدرش آورده جبران کند، از سوی دیگر آتش انتقام و کینه نسبت به نزدیک‌ترین رفیقش یعنی سعید به جانش افتاده و از همه این‌ها مهمتر، معشوقه‌اش شیرین به صداقتش بدبین شده و او را عامل سوءقصد به جان پدر خود می‌داند. این دقیقا همان موقعیت تاسیانی است که سرشار از استیصال است.
 
 امیر که در قسمت‌های قبلی مدام بلبل‌زبانی می‌کرد و نسبت به همه اطرافیانش حاضر جواب، در این قسمت بارها به لکنت افتاد و ناگزیر از سکوت شد. نه توانست در برابر خشم پدر و برادر، آنگونه که باید از خود دفاع کند، نه توانست تهدیدهای تلفنی سعید را پاسخ درخور دهد و نه زمانی که شیرین برسرش فریاد زد و همه تردیدهایش را به رویش آورد، زبانی برای دفاع از خود داشت.
 
 تنها جایی که امیر نتوانست سکوت کند، لحظه‌ای بود که شیرین نسبت به پاکی و صداقت او در ابراز عشقش تردید کرد و اینجا بود که او فریاد زد: «حق نداری درباره عشقم اینجوری بگی...» اما این جمله هم بی‌جواب نماند! حالا دیگر نه شیرین آن دختر عاشق‌پیشه و دل‌داده است و نه امیر هویتی پنهان برای او دارد.
 
 از این منظر قسمت چهارده سریال «تاسیان» یکی از نقاط عطف کلیدی در روند داستانی آن به شمار می‌رود. حالا جمشید نجات در حالتی نزدیک به کما، روی تخت بیمارستان است. پدر امیر با تمام اعتبارش در محله و بازار، با دست‌های دست‌بندزده راهی زندان شده و سعید، پرکینه‌تر از همیشه به دنبال پیش‌برد نقشه‌های خود برای انتقام از جمشید نجات است.
 
 امیر هیچ راهی برای دفاع از خود و صیانت از عزیزانش ندارد و شیرین هم هیچ دلیلی نمی‌بیند که یک بار دیگر، عقلش را تسلیم دل کند و واضح‌ترین نشانه‌ها مبنی‌بر دست داشتن امیر در ماجرای سوءقصد به پدرش را زیر سایه یک «دوستت دارم» نادیده بگذارد.
 
تینا پاکروان تا به اینجا به خوبی توانسته داستان آدم‌هایش را در فضایی ملتهب به تصویر درآورد و وقتی به یاد می‌آوریم که همه این اتفاقات در آستانه یکی از ملتهب‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران در حال رقم خوردن است، بیشتر بابت سرانجامش کنجکاو می‌شویم.
ارسال به دوستان
captcha
معنای RX در نام لکسوس / داستان نام‌گذاری شاسی‌بلند لوکس ژاپنی نظامیان ایرانی در کنار هواپیماهای آلمانی؛ 102 سال قبل (عکس) آیا لیزرها می‌توانند دوربین گوشی شما را از کار بیندازند؟ کبد چرب فقط یک نوع نیست! دانشمندان ۵ زیرگروه متفاوت کشف کردند که هرکدام خطرات خاص خود را دارند رقابت پنهان قدرت‌ها بر سر تامین هزینه‌های سازمان ملل (+اینفوگرافیک) روی تاریک هوش مصنوعی؛ توسعه «کلاد» شدیدا به گاز طبیعی وابسته است کلید حذف نتانیاهو دست اعراب است؟/ مطابق اکثر نظرسنجی ها نتانیاهو اکثریت را باخت فیلمبردار سرشناس سینمای ایران درگذشت ادعای ترامپ: ایران از سال ۱۹۷۹ تاکنون در حال جنگ با آمریکاست/ آمریکا دارد ثروت هنگفتی به دست می‌آورد سازمان ملل: ایران با آژانس همکاری کند تئاتر ؛ پناهگاه یا فرصت؟ درباره‌ی هجوم ستارگان به صحنه آموزش و پرورش: مدارس تعطیل نخواهند شد وزیر گردشگری: اعتراف می کنم ایران را درست روایت نکرده‌ایم عراقچی پیروزی داسیلوا را تبریک گفت نیویورک‌تایمز: ترامپ در حال بررسی لغو برخی تحریم‌های روسیه است