فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۶۴۲۵۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۳ - ۰۸-۰۳-۱۴۰۴
کد ۱۰۶۴۲۵۰
انتشار: ۱۴:۰۳ - ۰۸-۰۳-۱۴۰۴

صفی که زمان را می‌بلعد؛ روایت بی‌کرامت یک کالای گران

صفی که زمان را می‌بلعد؛ روایت بی‌کرامت یک کالای گران
در صف گوشت، چیزی به نام تفاهم یا گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد. آنچه هست، سکوتی است مملو از سوء‌ظن، نگاه‌های پرتنش  و گاه برخوردهای پنهان یا آشکار...

      عصر ایران؛  محسن سلیمانی فاخر- در شهر، بعد  از طلوع خورشید، ساعت 7 تا 9 صبح، صف‌هایی کشیده می‌شوند که طولانی است. 

   مردم، زن و مرد، پیر و جوان،بازنشسته و کارمند با امیدی در دل و خستگی در چشم، پشت درِ فروشگاه‌های عرضه گوشت تنظیم بازار می‌ایستند؛ نه برای خرید فراوان، بلکه برای گرفتن سهمیه‌ای که شاید حتی تا ماه  بعدی هم کافی نباشد.

   گرانی گوشت در بازار آزاد، این صف‌ها را طولانی‌تر کرده است. با قیمت‌هایی که برای طبقه متوسط به بالا هم ترس‌ناک شده، برای بسیاری، تنها امید دست‌رسی به گوشت، همین توزیع دولتی است. اما آنچه توزیع می‌شود، کمتر از نیاز است. صف‌ها زیادند، گوشت کم  و نارضایتی در حال جوشیدن.

   در این میان، بی‌عدالتی تنها در میزان عرضه نیست. برخی فروشگاه‌ها گوشت را پنهان می‌کنند تا بعدتر گران‌تر بفروشند. 

   بعضی به مشتری‌های آشنا سهم بیشتری می‌دهند. بعضی دیگر، جلوی چشم همه، گوشتی را که باید در صف عرضه شود، مستقیم به پشت مغازه می‌برند. 

مردمی که ساعت‌ها منتظر مانده‌اند، تنها می‌شنوند: "تمام شد".   مردمی هم هستند که به سهمیه قانع نیستند. در همان صف، آرام و بی‌صدا، بار دوم ایستاده‌اند. 

   برخی وانمود می‌کنند برای پدر و خواهرشان می‌خواهند . برخی می‌خواهند بیشتر بگیرند، چون مطمئن نیستند فردا هم چیزی باشد. اینجا قانون، اخلاق و همبستگی، همه زیر سایه ترس از نبود، تضعیف می‌شود.

صف گوشت، فقط یک صف نیست. روایت یک جامعه است که در آن، فشار اقتصادی نه‌تنها سفره مردم  که رابطه‌های انسانی را نیز لاغر کرده است. 

مردمی که ناچارند برای ابتدایی‌ترین نیاز خود، ساعت‌ها در صف بایستند، انگار که سهم‌شان از زندگی فقط "ایستادن" شده؛ ایستادن در صف دارو، در صف گوشت، در صف بنزین، در صف نان.

در چنین صحنه‌ای، سؤال این نیست که چرا گوشت کم و گران است. 

سؤال این است که چرا عدالت این‌قدر کم‌رنگ شده؟ چرا باید این‌همه وقت، کرامت و امید در صف‌هایی از بین برود که می‌توانستند نباشند؟

وقتی منابع عادلانه توزیع نمی‌شوند، وقتی نظارتی بر فروشگاه‌ها نیست، وقتی صدای معترضان شنیده نمی‌شود، گوشت دیگر فقط یک مادهٔ غذایی نیست؛ نشانه‌ای‌ است از یک بحران ساختاری. بحرانی که مردم را نه‌فقط گرسنه، بلکه بی‌اعتماد، خسته و سرخورده کرده است.

مردم، عمرشان را در صف می‌گذرانند. اما آن‌چه از آن‌ها گرفته می‌شود، فقط زمان نیست؛ عزت نفس است واحساس تعلق.  و این شاید تلخ‌ترین کالای از دست‌رفته‌ی این روزها باشد  و با این حال، چیزی در این صحنه غایب است؛ آنچه یورگن هابرماس آن را کنش ارتباطی می‌نامد. 

 در صف گوشت، چیزی به نام تفاهم یا گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد. آنچه هست، سکوتی مملو از سوء‌ظن، نگاه‌های پرتنش  و گاه برخوردهای پنهان یا آشکار است. 

 عقلانیت ابزاری، جای عقلانیت ارتباطی را گرفته است. دیگری نه یک انسان، بلکه مانعی‌ است بر سر راه کالای ارزان‌تر.

برچسب ها: گوشت ، صف ، هابرماس
ارسال به دوستان
captcha
پرسپولیس مهدی تارتار با یک نگرانی جدی روبه‌رو است؛ افت در نیمه دوم اسطوره کنیایی در ۴۱ سالگی قهرمان ماراتن ملبورن شد و رکورد شکست بارسلونا با هشت برد متوالی، رکورد تاریخی خود در لالیگا را تکرار کرد برانکو ایوانکوویچ: بهترین نتایج فوتبال ایران در ۴۰ سال اخیر را گرفتیم دیدار مهدی تاج و علیرضا دبیر پس از تنش میان دو فدراسیون ورزشی وقتی همه ساختمان‌ها شبیه هم می‌شوند، برند چه معنایی دارد؟ از بغداد بونجاح تا ریاض محرز؛ تراکتور با چه حریفی روبه‌رو می‌شود؟ چالش‌های معنایی و هنجاری IOC: المپیک بیشتر سیاسی کمتر ورزشی ناهید کیانی پس از افتخارات المپیکی؛ چرا روند مدال‌آوری او متوقف شد؟ مرکز عربستان سعودی، در محاصره هوایی حوثی های یمن / آیا ترکیه و پاکستان وارد جنگ می شوند؟ AT1؛ تانک آبی خاکی بریتانیا که هرگز به خدمت گرفته نشد (+عکس) قالیباف و سه مقام ارشد ایران در لیست ترور اسرائیل «رویاها»؛ معماری خاکی در دل صحرای العلا عربستان (+عکس) پاسخ کارگردان سریال «بدنام» به انتقادها: هم منصفانه و هم سودجویانه است نیکلاس کیج بازیگر برنده اسکار به سریال «کارآگاه حقیقی» می‌پیوندد