فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۸۴۷۱۴
تاریخ انتشار: ۰۷:۴۶ - ۲۲-۰۵-۱۴۰۴
کد ۱۰۸۴۷۱۴
انتشار: ۰۷:۴۶ - ۲۲-۰۵-۱۴۰۴

تنها مسیر باقی‌مانده؛ دیپلماسی از دل آتش

تنها مسیر باقی‌مانده؛ دیپلماسی از دل آتش
  جنگ اخیر ثابت کرد  هیچ‌یک توان تحمیل اراده کامل خود به طرف مقابل را ندارد. حالا وقت بازگشت به میزی است که گرچه سخت و پرهزینه است، اما هنوز تنها جایی است که می‌شود آتش را کنترل کرد.
  عصر ایران؛ نسترن فراهانی- معاون وزیر خارجه ایران به خبرگزاری کیودو ژاپن گفته ترجیح می‌دهیم با آمریکا مذاکره کنیم اما آن‌ها هم باید تضمین بدهند مجدداً و در فرایند مذاکرات حمله نخواهند کرد.

  اشاره او به جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل است که شعله‌‌های آن از پایان بهار به آغاز تابستان کشید و نه فقط خطوط تماس منطقه را جابه‌جا کرد، بلکه مسیر پرونده هسته‌ای ایران را هم در هاله‌ای از ابهام فرو برد. حالا به جای موشک‌ها، پهپادها و بیانیه‌های تند سکوت سنگینی نشسته که در قفای آن چانه‌زنی‌های شاق و غیرمستقیم بین تهران و واشنگتن جریان دارد  و دیگر پرسش اصلی این نیست که مذاکره می‌کنیم یا نه؛ بلکه این است که چگونه و با چه ضمانتی به میز بازمی‌گردیم و تا چه حد انعطاف نشان می‌دهیم.
 
بازخوانی صحنه از جنگ تا میز لرزان مذاکرات
 
 در فروردین ۱۴۰۴، عمان دوباره همان نقش همیشگی را ایفا کرد و میزبان گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا شد. عباس عراقچی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه واشنگتن، در چند دور مذاکره تلاش کردند چارچوبی تازه برای محدود کردن تنش‌ها و بازگشت به مسیر توافق طراحی کنند. مسقط، رم، و حتی بحث‌هایی درباره ژنو… اما آژیرهای جنگ، همه را نیمه‌کاره گذاشت.
 
 حمله اسراییل به ایران و پاسخ موشکی تهران و ورود ناگهانی آمریکا به صحنه رودررویی مستقیم همه پل‌های تازه‌ساخته را لرزاند. موضع رسمی ایران بعد از آن روشن بود: «در حالی که موشک بر سرمان فرود می‌آید، مذاکره نمی‌کنیم.» مجلس هم این خط قرمز را محکم‌تر کرد و شرط گذاشت: جبران خسارت‌ها و تضمین توقف حملات.
 
منطق پشت مواضع
 
   برای ناظران فنی و سیاسی، موضع ایران دو لایه دارد. لایه اول، امنیتی است: تا وقتی حملات ادامه دارد، بازگشت به مذاکره به معنای پذیرش فشار نظامی به‌عنوان ابزار چانه‌زنی خواهد بود. لایه دوم، دیپلماتیک است: گذاشتن پیش‌شرط «جبران خسارت» یعنی ساختن سکوی اعتماد، ولو نمادین، برای شروع دوباره. این یکی را البته بیشتر از زبان نمایندگان می شنویم و به نظر نمی رسد جدی باشد.
 
  در طرف مقابل، آمریکا با ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ وارد مرحله‌ای تازه از سیاست خارجی شده است. ترامپ برخلاف دوره قبل، این‌بار فشار حداکثری را با «تاکتیک معامله» ترکیب کرده؛ یعنی هم تهدید به تشدید تحریم و حتی اقدام نظامی می‌کند، هم از درِ مذاکره برای گرفتن امتیاز بیشتر وارد می‌شود. فشار مستقیم اسرائیل بر کاخ سفید برای سخت‌گیری بیشتر علیه ایران، و در عین حال نگرانی پنتاگون از درگیری گسترده‌تر در منطقه، باعث شده سیاست واشنگتن میان نمایش قدرت و حفظ کانال‌های گفت‌وگو در نوسان باشد. با این حال، مقام‌های آمریکایی می‌دانند که بدون نوعی تفاهم با تهران، خطر بازگشت بحران هسته‌ای به نقطه غیرقابل‌کنترل جدی است.
 
دور پنجم مذاکرات از نظر هر دو طرف «حرفه‌ای» اما بی‌نتیجه نهایی توصیف شد.
 
بازدیدهای فرستادگان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران هم تنها به گفت‌وگو محدود خواهد بود و دیگرشامل دسترسی به سایت‌ها نمی‌شود که نشانه‌ای است از سطح پایین اعتماد فعلی.
 
 اصل حق غنی‌سازی اورانیوم هم  غیرقابل‌چانه‌زنی اعلام شده هر چند که اگر اصل پذیرفته شود بر سر درصد مثل قبل پافشاری نخواهد شد.
 
پلن B ؛ مذاکره یا بازگشت به ناامیدی
 
در معادلات امنیتی خاورمیانه، گزینه نظامی علیه ایران، نه‌تنها پرهزینه بلکه بی‌نتیجه پایدار است. جنگ اخیر نشان داد  توازن بازدارندگی تغییر کرده؛ هزینه درگیری مستقیم برای هر دو طرف به‌شدت بالا رفته و فضای مانور برای یک جنگ طولانی تقریباً صفر است.

  در حوزه فنی هسته‌ای، توقف کامل فعالیت‌های غنی‌سازی برای ایران خط قرمز است و تلاش برای عبور از آن، مذاکرات را به بن‌بست فوری می‌رساند. از سوی دیگر، بدون نظارت نسبی آژانس، غرب با «کوری اطلاعاتی» روبه‌رو می‌شود که برایش غیرقابل‌پذیرش است. این ترکی بیعنی یا باید به دیپلماسی برگردند یا وارد چرخه‌ای از تنش دائم شوند که کنترلش ممکن نیست.
 
مسیر بازگشت پس از بمباران
 
۱. اعتمادسازی مرحله‌ای: آغاز با اقدامات نمادین مثل کاهش حملات رسانه‌ای، آزادسازی محدود دارایی‌های بلوکه‌شده یا تسهیل صادرات انسانی و دارویی.
 
 
2. چارچوب فنی تدریجی: ایجاد جدول زمان‌بندی برای تعامل آژانس و ایران، بدون ورود فوری به مباحث حساس.
 
 
3. مذاکرات غیرمستقیم پیوسته: حفظ کانال عمان و احتمالاً افزودن یک پایتخت اروپایی برای ایجاد تنوع در میزبان‌ها.
 
 
4. پرهیز از شرط‌گذاری حداکثری: هر پیش‌شرطی که امکان عبور نداشته باشد، عملاً قفل جدیدی به روند اضافه می‌کند.
 
واقعیت ساده اما سخت این است که ایران و آمریکا، با همه اختلاف‌ها، تنها یک مسیر برای جلوگیری از بحران دارند: مذاکره. تجربه برجام نشان داد که حتی توافق محدود هم می‌تواند برای چند سال سطح تنش را پایین بیاورد و اقتصاد را از فشار بی‌امان تحریم‌ها بیرون بکشد.

  جنگ اخیر ثابت کرد  هیچ‌یک توان تحمیل اراده کامل خود به طرف مقابل را ندارد. حالا وقت بازگشت به میزی است که گرچه سخت و پرهزینه است، اما هنوز تنها جایی است که می‌شود آتش را کنترل کرد.
ارسال به دوستان
رئیس کل دادگستری استان تهران: ثبت ۳۰۰ هزار دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی بازگشایی سهمیه واردات خودرو جانبازان با تامین ارز کامل آزادسازی تردد خودروهای مناطق آزاد بین گیلان و اردبیل هشدار نارنجی هواشناسی خوزستان؛ توده گرد و خاک در راه است صدای انفجار در سنندج ناشی از عملیات امحای مهمات است واکنش پنتاگون به مفقود شدن دو نظامی آمریکایی در مراکش: احتمالاً در اقیانوس غرق شده‌اند ضرر روزانه ۵۰۰ میلیون پوندی دبی از جنگ ایران آغاز فرایند پرداخت تسهیلات به کسبه بازار جنت قیمت بلیت سینما در طرح شناور چقدر است؟ دیدار با ۳ ستاره سینما جهان در یک رویداد دو برابر شدن نرخ بیکاری در اسرائیل به دلیل پیامدهای جنگ نتانیاهو نشست فوری امنیتی برگزار می‌کند باج خواهی وحشتناک شبکه‌های ماهواره‌ای از سینمای ایران بقایی: طرح ۱۴ بندی ایران صرفاً برای پایان جنگ است/ در حال حاضر هیچ مذاکره‌ای در حوزه هسته‌ای نداریم/ ادعای مین‌روبی در تنگه هرمز توسط آمریکا اساساً در طرح ما وجود ندارد رهایی ۲ کودک گروگان در سراوان؛ پایان ۱۲ روز دلهره در سیستان و بلوچستان