فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۸۷۲۲۲
تاریخ انتشار: ۲۲:۳۸ - ۲۸-۰۵-۱۴۰۴
کد ۱۰۸۷۲۲۲
انتشار: ۲۲:۳۸ - ۲۸-۰۵-۱۴۰۴

کدام سرمایه دار یهودی به محمدرضا پهلوی چک سفید امضا داد؟/ وقتی حتی سوئیچ ماشین محمد رضا پهلوی را به او ندادند

کدام سرمایه دار یهودی به محمدرضا پهلوی چک سفید امضا داد؟/ وقتی حتی سوئیچ ماشین محمد رضا پهلوی را به او ندادند
سفیر ایران در رم، نظام خواجه نوری که دو سال پیش تر با عنوان رئیس تشریفات دربار ، عروسی محمدرضا پهلوی و ثریا را ترتیب داده بود اکنون باتوجه به محبوبیت دکتر مصدق جرات نمی کند نزد آن ها بیاید

عصر ایران- در این مجال می خواهیم به روزهای سرنوشت ساز اواخر مردادماه سال ۱۳۳۲ خورشیدی و نقشی مهم که مراد اریه، نام کمتر شنیده شده تاریخ معاصر، در آن دوران بازی کرد اشاره کنیم.

اما مراد اریّه که بود؟

مراد اریه (۱۲۷۷ – ۱۱ آذر ۱۳۵۹) سرمایه‌دار، رئیس  انجمن یهودیان و نماینده یهودیان در مجلس شورای ملی در دوره پانزدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم  مجلس شورای ملی(فوریه ۱۹۴۴ تا اکتبر ۱۹۶۳) بود. اریه مالک و بنیانگذار صنایع کاشی و سرامیک ایرانا، بزرگترین شرکت کاشی سازی در ایران، پلاستیک و ملامین تهران و پتوی پرنیان بود.

حال بگذارید از ابتدای ماجرا شروع کنیم:

روز 25 مرداد 1332 محمد رضا پهلوی و همسرش ثریا از رامسر با هواپیما به بغداد رفتند. مجسمه های محمدرضا پهلوی از میادین تهران و شهرستانها به زیر کشیده شد و روز بعد محمدرضا پهلوی و ثریا به فرودگاه چیامپینو(رم) وارد می شوند. آن ها یک هواپیمای خصوصی انگلیسی را در بغداد کرایه کرده بودند. هر دو رنگ پریده و آشفته حال بودند و هنگامی که انبوه خبرگزاران و روزنامه نویسان آن ها را نشانه می گرفتند و به سمت ایشان می شتافتند حالت عقب نشینی و گریز به خود می گرفتند.

 ثریا که لباسی زنگاری به تن داشت با سرعت برای خود راهی از میان انبوه جمعیت گشود و رفت. محمدرضا پهلوی که لباس خاکستری روشنی پوشیده بود به روزنامه نویسان می گوید « با آن ها حرفی ندارد. بعدا آن ها را برای یک کنفرانس مطبوعاتی خبر خواهد کرد.»  

 سفیر ایران در رم نظام خواجه نوری که دو سال پیش تر با عنوان رئیس تشریفات دربار ، عروسی محمدرضا پهلوی و ثریا را ترتیب داده بود اکنون باتوجه به محبوبیت دکتر مصدق جرات نمی کند نزد آن ها بیاید. او ترجیح داده است که در پلاژ های آوستی به آب تنی بپردازد. او حتی حاضر نمی شود کلید یکی از اتومبیل های شخصی را که محمدرضا پهلوی در سفر قبلی اش در ایتالیا گذارده است به او بدهد. اما در اینجا مراد اریه وارد می شود.اریه که در آن زمان در ایتالیا بود به رم رفت و خودروی خود را در اختیار شاه گذاشت و چک سفید امضایی به او داد. محمد رضا پهلوی هم به کمک حسین صادق رایزن سفارت ایران در رم و پسر صادق مستشارالدوله نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی در اوایل قیام مشروطه، رییس مجلس موسسان برای انتخاب رضاخان به سلطنت و رییس چهارمین دوره رییس شورای ملی  به همراه ثریا در هتل اقامت می کند.

  نخستین کار ثریا پس از ورودش به هتل آن است که یک خیاط معروف را احضار کند. می خواهد دوازده لباس تابستانی برای خودش تهیه کند. محمد رضا پهلوی با خاتمی خلبان هواپیمایش به شوخی تلخی می پردازد. محمدرضا پهلوی می گوید:« امیدوار باشیم که دوران تبعید خیلی سخت نباشد. در هر حال تو مرا رها نخواهی کرد». خاتمی در پاسخ می گوید بیم دارد که بزودی باری مزاحم برای آن ها باشد. و محمد رضا پهلوی با اشاره به راکت های تنیسش می گوید:«چرا؟ اگر تو بروی چه کسی با من تنیس بازی خواهد کرد؟»

  در این ضمن در بار هتل ازدحامی برپا شده است. «انریکو دی ماجیو» که در هتل اکسلسیور یک فروشگاه دارد می گوید: « من هرگز به اندازه امروز روزنامه نفروخته ام. امیدوارم محمدرضا پهلوی مدتی اینجا بماند» اغلب درباره فاروق حرف می زنند که تصور می شود محمدرضا پهلوی هم سرنوشتی همانند او خواهد داشت. فاروق هم وقتی از مصر گریخت به رم آمد.

اما روزنامه نویسان و دیگر کنجکاوان بیهوده در انتظار محمدرضا پهلوی مانده اند. او از اطاقش پایین نمی آید حتی برای شام خوردن. سر شب به اخبار رادیو گوش می دهد. خبرها نامطبوع و فاجعه آمیز هستند. فاطمی وزیر خارجه کابینه مصدق با سخنرانی خود مردم را به هیجان آورده و نام محمدرضا پهلوی را ننگین ساخته است. دکتر فاطمی خواستار آن شده که جمهوریت اعلام گردد. بعد هم تظاهرات پردامنه دهها هزار نفر ، تمام خیابان ها را پر کرده اند. مغازه ها تاراج شده اند، تصاویر محمد رضا پهلوی  بر روی توده های آتش سوزانیده می شود، مردم مجسمه های خودش و پدرش را فرو می کشند و در هم می شکنند. محمد رضا پهلوی با حالی آشفته کلید رادیو را می پیچاند و زیر لب می گوید:«این بار دیگر تمام است» ثریا می پرسد:«کجا باید رفت؟» محمد رضا پهلوی می گوید:«به امریکا. ما همه در آنجا مستقر خواهیم شد. در آنجا مزرعه ای خواهیم خرید»

اما در ۲۸ مرداد کودتایی شد که تو دانی و من و هزاران اما و شاید .....

 

ارسال به دوستان
captcha
اولین سفر نخست وزیر عراق به سوریه بعد از سقوط بشار اسد/ زیارت حرم حضرت زینب / کمک 5 میلیون دلاری علی الزیدی به حرم شرورترین زن تاریخ ادبیات در یک مینی سریال: شرق بهشت/ نوۀ الیا زاکان کار پدربزرگ را کامل کرده پیام خواننده: انتقاد از تپسی بچه‌های 5 ساله را گرفتار این ساختار آموزشی فرسوده نکنید!/ رقابت و تکلیف به جای بازی و کشف؟ تصاویری از «روستای البرز قم» وقتی هنوز متروکه نبود شورش در گوگل علیه پنتاگون؛ خروج نخبگان هوش مصنوعی! چرا نهنگ‌های قاتل به قایق‌ها حمله می‌کنند؟ روان‌شناس آلمانی نظریه‌ تازه‌ای دارد اختلال در پخش چند شبکه تلویزیونی/ خبر ۲۰:۳۰ نیمه‌کاره ماند تصاویر؛ رازی که پاییز هر سال این ساحل را به رنگ خون درمی‌آورد! کره‌شمالی ۱۲ موشک بالستیک شلیک کرد انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته MQ1 در آسمان شرق تنگه هرمز استراتژی وین‌رار؛ چطور یک شرکت نرم‌افزاری با مدل رایگان میلیون‌ها کاربر جذب کرد؟ شترسواری سوییسی‌ها در بیابان‌های سیستان و بلوچستان؛ دهۀ 30 (عکس) اعلام وضعیت اضطراری در تاسیسات هسته‌ای کارولینای جنوبی پس از وقوع آتش‌سوزی LINEA D’ARABO ؛ کلمه «الله» روی سقف کالینان جدید منصوری (+فیلم و عکس)