فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۹۰۳۶۷
تاریخ انتشار: ۰۴:۳۰ - ۱۰-۰۶-۱۴۰۴
کد ۱۰۹۰۳۶۷
انتشار: ۰۴:۳۰ - ۱۰-۰۶-۱۴۰۴

خاطرات مظفرالدین‌شاه قاجار: آقا سیدحسین در مسیر هلند به آلمان روضه خیلی خوبی خواند

خاطرات مظفرالدین‌شاه قاجار: آقا سیدحسین در مسیر هلند به آلمان روضه خیلی خوبی خواند
عکاس‌باشی یک دوربین عکاسی با نازبالش تازه آورده بود، خریدیم و چند قطعه عکس از آن انداختیم. چند قطعه عکس هم ما از صدراعظم و نوکرها انداختیم.

مظفرالدین‌شاه قاجار سفر نخست خود به فرنگ را در ماه آخر سال ۱۳۱۷ ه ق. آغاز کرد. او شرح همه روزهای این سفر را به صورت روزنوشت به نگارش درآورده است. در ادامه روزنوشت روز پنجشنبه سوم جمادی‌الاول ۱۳۱۸ (هشتمین شهریور ۱۲۷۹) او را می‌خوانیم، (این متن از سفرنامه نخست مظفرالدین‌شاه به فرنگ است):

به گزارش خبرآنلاین، صبح از خواب برخاسته نماز خواندیم. بعد از نماز هرچه خواستیم دوباره بخوابیم دیگر خواب‌مان نبرد. بعد امیربهادر جنگ آمد قدری به صحبت ما را مشغول داشت. برخاستیم قدری آب کنترکسویل [یکی از شهرهای فرانسه] خورده، رفتیم در پارک گردشی کردیم. این پارک الحق خیلی باصفا و منقح [تمیز] است. گل‌های الوان زیاد دارد. چند قسم تخم گل از باغبان آن‌جا گرفتیم. عکاس‌باشی یک دوربین عکاسی با نازبالش تازه آورده بود، خریدیم و چند قطعه عکس از آن انداختیم. چند قطعه عکس هم ما از صدراعظم و نوکرها انداختیم. یک درخت بائو در پارک دیدیم، آن‌قدر عظیم و سایه‌گستر بود که تقریبا یکصد نفر آدم در سایه آن می‌توانستند جای بگیرند.

بعد آمدیم بالا ناهار خوردیم. بعد از ناهار چند پارچه از منسوجات ایرانی از قبیل قالیچه و گل‌دوزی کار کرمان از برای اعلیحضرت ملکه و والده ایشان به توسط جنرال مهمان‌دار هدیه فرستادیم. یک انفیه‌دان الماس هم به وزیر دربار ایشان دادیم. نشان‌هایی که برای همراهان و خدام ما حاضر کرده بودند دیروز به آن‌ها دادند، ما هم نشان‌هایی که بایستی به ایشان و رجال دربار هلاند [هلند] بدهیم دیشب دادیم.

دو ساعت بعدازظهر رفتیم به گار [ایستگاه اصلی] راه‌آهن. اطراف خیابان جمعیت زیادی بود و همه اظهار مهربانی می‌کردند. در گار هم تمام وزرا و صاحب‌مصبان هلاند حاضر بودند. با همه خداحافظ کرده حرکت نمودیم. افواج نظام و موزیک هم همه جا حاضر بود.

الان از همان راهی که دیروز به دیدن ملکه رفتیم می‌گذریم. صحرا از سبزه مثل یک قطعه زمرد است و گاوهای ابلق و گله‌های گوسفند و خوک در چرا هستند، عالم غریبی دارد! از شهرهایی که امروز گذشتیم؛ «دن‌هاک»، «آرن‌هم»، «امریخ» [امه‌ریش] بود. پل روخانه «لیل» که از آن گذشتیم تقریبا دویست ذرع طول داشت.

شش ساعت از ظهر گذشته به سرحد [مرز] آلمان وارد شدیم. میرزا رضاخان مویدالسلطنه ترن حاضر کرده بود، از ترن هلاند به ترن آلمان سوار شدیم. جنرال و مهمان‌دارهای هلاند مرخص شدند. اتاق ما همان اتاق ترن فرانسه است ولی مابقی مال آلمان است و اکنون که در خاک آلمان می‌رویم تمام صحرا باز جنگل و سبز و خرم است و در راه با پیش‌خدمت‌ها به صحبت مشغولیم. نظر آقای یمین‌السلطنه هم مرخص شده به پاریس مراجعت نمود.

الان نزدیک به غروب است و خیلی هوای صاف خوبی است. به هوای ایران می‌ماند. امشب ترن تمامش در حرکت است و شب بحمدالله به ما خیلی خوش گذشت؛ تا نصف شب بیدار بودیم. از پاره‌ای شهرها که عبور می‌کردیم از کثرت چراغ مثل این بود که چراغان کرده باشند. آقا سیدحسین هم چون شب جمعه بود روضه خیلی خوبی خواند. بعد از استماع روضه حالت روحانیتی مخصوص برای ما دست داد.

بعد خوابیدیم. اگرچه به واسطه حرکت ترن شکسته‌شکسته خوابیدیم ولی باز خوب خواب کردیم. از شهرها و آبادی‌هایی که عبور کردیم اسامی آن‌ها از این قرار است: «وزل»، «اوبرهارول»، «مول‌هایم روهر»، «اسن»، «بخوم»، «وی‌تن»، «شورته»...

ارسال به دوستان
captcha
«تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟ چشم‌های شاه و جاسوسان مخفی ایران باستان ماجرای جالب کبریت‌گدایی در تهران قدیم و سیگارهایی که با سنگ چخماق و ذره‌بین روشن می‌شد