کد خبر ۱۰۹۱۳۷۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۷ - ۱۳-۰۶-۱۴۰۴
کد ۱۰۹۱۳۷۶
انتشار: ۱۱:۴۷ - ۱۳-۰۶-۱۴۰۴

افشای راز قتل در یک پیامک اشتباه

افشای راز قتل در یک پیامک اشتباه
زن جوان لب به اعتراف گشود و مدعی شد که همسرش را به قتل رسانده و با کمک خواستگار سابقش جسد را به اطراف تهران منتقل کرده است. بدین ترتیب کارآگاهان موفق شدند جسد سیاوش را پیدا کنند.

روزنامه ایران نوشت: چندی قبل زن جوانی به اداره آگاهی رفت و از ناپدید شدن همسرش خبر داد: «یک سالی می‌شود که با سیاوش ازدواج کرده‌ام. روز گذشته برای انجام کاری از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. از دیشب به تمام دوستان و اقوام زنگ زدم اما خبری از سیاوش نداشتند.»

با شکایت زن جوان، تحقیقات کارآگاهان پلیس به دستور بازپرس جنایی آغاز شد.

سه روز بعد در حالی که تحقیقات برای یافتن ردی از مرد جوان ادامه داشت، پدر سیاوش به پلیس مراجعه کرد و سرنخ اصلی را در اختیار مأموران قرار داد و گفت: «ساعتی قبل وقتی اعضای خانواده در گروه تلگرامی خانوادگی سراغ پسرم را از عروسم می‌گرفتند، ناگهان عروسم پیامی با این مضمون که «می‌ترسم جسد سیاوش پیدا شود» را در گروه ارسال کرد. بعد هم خیلی سریع آن را پاک کرد انگار می‌خواسته برای فرد دیگری ارسال کند و به اشتباه در گروه ارسال کرده بود. من مطمئنم او در ناپدید شدن پسرم نقش دارد.»

به دنبال اظهارات مرد میانسال به دستور بازپرس جنایی، زن جوان بازداشت شد. وی ابتدا منکر اتهام خود بود اما با بررسی تلفن همراهش مشخص شد که او با مردی به نام مهران ارتباط پنهانی دارد.

با به دست آمدن این سرنخ و بازداشت مهران، زن جوان لب به اعتراف گشود و مدعی شد که همسرش را به قتل رسانده و با کمک خواستگار سابقش جسد را به اطراف تهران منتقل کرده است. بدین ترتیب کارآگاهان موفق شدند جسد سیاوش را پیدا کنند.

معجونی برای مرگ

32 سال سن دارد و تحصیلکرده رشته روانشناسی است، زن جوان مدعی است زمانی که دروغ‌های همسرش را شنید، تصمیم به قتلش گرفت.

چرا همسرت را کشتی؟ چون دروغ می‌گفت. اصلاً از دروغ گفتن لذت می‌برد همسرم هر چه از خودش گفته بود به جز اسمش دروغ بود. به من گفته بود در کانادا درس خوانده و دکترایش را گرفته است. در حالی که اصلاً تحصیلکرده نبود.

با چی او را کشتی؟ شوهرم مشکل معده داشت و شربت معده می‌خورد. من هم برای اینکه او را به قتل برسانم سیانور داخل شربت معده‌اش ریختم و او بعد از خوردن شربت فوت کرد.

و بعد چه اتفاقی افتاد؟ با خواستگار سابقم تماس گرفتم و از او خواستم برای جابه‌جایی جسد به خانه‌مان بیاید. با کمک او، جسد را به داخل ماشین منتقل کرده و در بیابان‌های اطراف رها کردیم.

ماجرای پیامک چه بود؟ اشتباهی ارسال کردم. همزمان در حال چت کردن با مهران بودم و به او گفتم که فامیل و آشنایان خیلی پیگیر سیاوش هستند. از طرفی مدام در گروه فامیلی از من سؤال پرسیده می‌شد و من برای یک لحظه گیج شدم و پیامی که قرار بود برای مهران ارسال کنم را در گروه گذاشتم.

برچسب ها: قتل ، پیامک ، جسد
ارسال به دوستان
روسیه از سامانه تسیتادل ZAK-30 رونمایی کرد؛ شکارچی متحرک پهپادها و موشک‌های کروز توضیح پالایشگاه نفت تهران درباره دود غلیظ امروز یکشنبه سلول‌های بدن ما، لزوماً DNA یکسانی ندارند! علت احتمالی بروز خرابی در نمایشگر آیفون دوئو مشخص شد زخم باز فاجعه‌ای مشابه چرنوبیل در راه است؛ هشدار پدرخوانده هوش مصنوعی آغاز دور جدید ثبت‌نام خودرو‌های وارداتی از امروز کشف دو شکاف عظیم در گسل‌های ایران توسط چینی‌ها تلفات حوادث جوی اخیر در کشور؛ ۴ کشته و ۱۱ مصدوم بازار سهام باز هم مثبت شد/ شاخص کل بورس تا ارتفاع ۸ میلیون و ۱۱۰ هزار واحد جلو رفت تصویری از مربیان و کودکان یک مهدکودک در تبریز؛ 90 سال قبل وزیر خارجه عراق: شرایط منطقه نشانه احتمال جنگ جدید است/ آمریکا خواستار بسته شدن گذرگاه های مرزی با ایران شد / ضرر 60 میلیارد دلاری عراق از بسته شدن تنگه هرمز اتوبوس تیم بسکتبال سحر آکادمی در جاده واژگون شد سرنخی برای رهایی از خشم: چه کسانی از خشمی که می‌فرسایدمان سود می برند؟ چه کسانی از فهرست کالابرگ حذف می‌شوند؟