فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۹۴۰۶۶
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۸ - ۲۳-۰۶-۱۴۰۴
کد ۱۰۹۴۰۶۶
انتشار: ۱۵:۰۸ - ۲۳-۰۶-۱۴۰۴

خاطرات مظفرالدین‌شاه: خیال داریم ده عراده توپ ماکسیم ابتیاع نماییم که به ایران حمل کنند/ خیلی خوب توپی است

خاطرات مظفرالدین‌شاه: خیال داریم ده عراده توپ ماکسیم ابتیاع نماییم که به ایران حمل کنند/ خیلی خوب توپی است
هرچه گشتیم کبکی نپرید مگر یک خرگوشی از دور فرار کرد خیلی دور بود تیری انداختیم تقریبا امروز به شکل شکار خودمان در ایران گردش کردیم.

 مظفرالدین‌شاه قاجار سفر نخست خود به فرنگ را در ماه آخر سال ۱۳۱۷ ه ق. آغاز کرد. او شرح همه روزهای این سفر را به صورت روزنوشت به نگارش درآورده است. در ادامه روزنوشت روز چهارشنبه شانزدهم جمادی‌الاول ۱۳۱۸ (بیست‌ویکم شهریور ۱۲۷۹) او را می‌خوانیم، (این متن از سفرنامه نخست مظفرالدین‌شاه به فرنگ است):

به گزارش خبرآنلاین، صبح به عادت هر روزه رفتیم آب خورده راه زیادی رفتیم و آمدیم منزل ناهار صرف شد، جناب اشرف صدراعظم هم در سر ناهار بودند. بعد از ناهار پرنس مترنیخ و پسرش از برای تشکر این‌که به آن‌ها نشان داده بودیم شرفیاب شدند. بعد مرخص شده رفتند. «پالیاکوف» [بانک‌دار معروف روسی و احتمالا سرکنسول ایران در سن‌پترزبورگ] که از برای معالجه به این‌جا آمده بود و نیز امروز چون می‌رفت، آمد شرفیاب شد و مرخص گردید.

ساعت نه بعدازظهر سوار شده رفتیم به تیراندازی. در آن‌جا مویدالسلطنه یک توپ ماکسیم حاضر کرده بود، پیشکش کرد. چند تیر از آن انداختند. ده دوازده تیر که می‌انداخت گیر می‌کرد، علت آن را سوال کردیم بعد درست کردند و تمام تیر آن به یک نقطه می‌خورد. خیلی خوب توپی است، خیال داریم ده عراده از این قسم توپ ابتیاع نماییم که به ایران حمل کنند. بعد چند تیر تفنگ انداختیم، چای صرف شد.

 چهار قبضه تفنگ هم خریدیم؛ چون وقت داشتیم سوار کالسکه شده رفتیم تا نزدیک راه‌آهن، امیربهادر جنگ و ناصرالسلطنه و امین‌حضرت و ناصرخاقان در رکاب بودند. رئیس‌پلیس این‌جا با چند شکارچی دیگر کبک زیادی زده بودند و در صحرا گردش می‌کردند ما هم به طمع شکار کبک از کالسکه پیاده شده از مصدق‌الملک جویا شدیم که «تفنگ ساچمه‌ای سربی همراه داری؟» عرض کرد: «خیر.» در صورتی که وقت حرکت خودمان به او فرموده بودیم لازم نیست. چون موقع شکار بود بی‌اختیار خلق‌مان تنگ شد. بعد تفنگ رئیس‌پلیس را گرفته مقدار زیادی با شکارچی‌ها پیاده رفتیم دو تا توله خوب هم همراه می‌گشت دو تا بچه آن‌ها را خواستیم فرستادند اتفاقا هرچه گشتیم کبکی نپرید مگر یک خرگوشی از دور فرار کرد خیلی دور بود تیری انداختیم تقریبا امروز به شکل شکار خودمان در ایران گردش کردیم.

نزدیک غروب آمدیم منزل نوکرها همه حاضر بودند شام صرف شد بعد از شام تا نصف‌شب بیدار و به صحبت مشغول بودیم. بعد استراحت کردیم.

منبع: مظفرالدین‌شاه قاجار، «سفرنامه فرنگستان، سفر اول»، تهران: شرق، چاپ دوم، ۱۳۶۳، صص ۱۹۳ و ۱۹۴.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
۷ کاری که خوشبخت‌ترین زوج‌ها هر شب انجام می‌دهند ۱۳ نوع سس جادویی که طعم پاستای شما را رستورانی و خاص می‌کند شادترین زوج‌ها چه می‌کنند؟/ ۵ عادت روزمره برای تقویت پیوند عاطفی تستی کباب؛ جادوی آشپزی در یک کوزه سفالی / این غذا چرا اینقدر معروف است؟ ۱۱ مسئله پنهان که مردان متأهل هرگز درباره آن صحبت نمی‌کنند «ملانیا» نواده آخرین تزار است؟/ فرزند همسر ترامپ وارث تاج‌و تخت روسیه است! (+عکس) حداقل مجازات کسانی که این چیزها را طراحی کرده‌اند، زندان است!(عکس) اسرار سربه‌مهر بیابان‌های اردن (+عکس) کدام کشورها به سه اقیانوس بزرگ جهان راه دارند؟ باستان‌شناسان در ترکیه تصویری ۱۸۰۰ ساله از عیسی مسیح پیدا کردند(+عکس) چگونه جنگ جهانی دوم تتو را رواج داد؟ داستان شکل‌گیری مهم‌ترین مفهوم ریاضی جهان؛ عدد صفر از کجا آمد؟ پیشگوی مشهور جام جهانی با سابقه سه پیش‌بینی درست قهرمان ۲۰۲۶ را معرفی کرد ۵ راهکار طلایی برای کنترل خشم کودکان / چه زمانی از متخصص کمک بگیریم؟ رنگ سال ۲۰۲۷ معرفی شد؛ آبی درخشان در صدر ترندهای مد و طراحی (+عکس)