فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۶۸۵۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۰۳-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۶۸۵۲
انتشار: ۱۰:۰۸ - ۰۳-۰۸-۱۴۰۴

شغل ترسناک‌ تهران قدیم (فیلم)

شغل "نمکی" یا جمع‌آوری نان خشک از خانه‌ها در تهران قدیم، همزمان هم برای کودکان ترسناک بود و هم نماد خلاقیت معیشتی و احترام به نان محسوب می‌شد. این شغل با تغییر سبک زندگی شهری از بین رفت.

«نمکیه... نون خشکی... » این آوا که روزگاری در کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران می‌پیچید؛ برای کودکان، هراس‌انگیزتر از قصه‌های جن و پری بود. روزگاری که بعضی مادران بچه‌هارا اینگونه تهدید می‌کردند: «اگه شیطونی کنی، می‌دمت نمکی» 

اما پشت این ترس کودکانه، شغلی شریف و کم‌درآمد نهفته بود؛ شغلی زاده‌ حرمت نان و خلاقیت مردمی که از هیچ، روزی می‌ساختند.

داریوش شهبازی، تهران‌پژوه با بیان اینکه در گذشته‌های دور، خانم‌های خانه نان اضافه‌ سفره را در کیسه‌های سفید پارچه‌ای نگه می‌داشتند و در غذاهایی چون آبدوغ‌خیار، اشکنه یا آبگوشت برای ترید از آن‌ها استفاده می‌کردند، می‌گوید: «در چنین سبک زندگی پسماند نان مفهمومی نداشت؛ اما با آغاز تحولات اجتماعی از اوایل قرن چهاردهم و شکل‌گیری جامعه‌ شهری، سبک زندگی تغییر کرد و نان خشک به پسماند بدل شد.»

ویدئوهای دیدنی دیگر در کانال های آپارات و یوتیوب عصر ایران 👇👇👇 کانال 1 aparat.com/asriran کانال 2 youtube.com/@asriran_official/videos
ارسال به دوستان
ایران من ؛ از دل تاریخی کهن تا حال ایران امروز ما ماجرای بازگشت تاج از کانادا چه بود؟ رژه جان‌فدایان اهل‌سنت در جوانرود کرمانشاه تحلیلگر هندی: آمریکا تصور می‌کرد ایران ونزوئلای دوم می‌شود بقایی: ایران بر لزوم تمرکز بر مسائل فوری تأکید دارد حمله هولناک به راهبه فرانسوی در قدس رئیس قوه قضاییه: از مذاکره استقبال می‌کنیم، اما تحمیل را نمی‌پذیریم طرز تهیه مرغ سوخاری رستورانی با مواد ساده؛ ترد و حرفه‌ای در خانه مشاور وزیر ارتباطات: ماهواره خیام با وجود حملات دشمن بدون ذره‌ای اختلال به فعالیت خود ادامه داده نحوه خرید با کارت امید مادر حضور وزیر ورزش در پنجمین اجلاس وزرای ورزش کشور‌های عضو پیمان شانگهای قدردانی ارکستر موسیقی ملی ایران به پاس رشادت و ایثار امدادگران هلال احمر در جنک تحمیلی سوم طوفان شدیدی تگزاس را درنوردید لحظه ورود و نحوه عملیات فردی که در ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید تیراندازی کرد نجات معجزه‌آسای کودک یک ساله از زیر چرخ‌های قطار توسط پدر فداکار