فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۸۳۵۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۸ - ۰۷-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۸۳۵۸
انتشار: ۰۹:۰۸ - ۰۷-۰۸-۱۴۰۴

مشهورترین دزد آثار هنری در جهان که بود ؟

مشهورترین دزد آثار هنری در جهان که بود ؟
هفته پیش خبری منتشر شد که جهان را شوکه کرد و به نظر می‌رسید از دل یک فیلم بیرون آمده باشد: در عرض تنها هفت دقیقه، چهار مرد وارد موزه‌ مشهور لوور در پاریس شدند و چندین قطعه جواهر گران بها را دزدیدند.
سرقت اخیر از موزه لوور جدیدترین نمونه از تاریخ طولانی و پرماجرای دزدی‌های هنری است؛ وقتی تاریخ سرقت‌ها را ورق می‌زنیم، داستان‌های عجیبی پیدا می‌کنیم که در آنها ترکیبی از نبوغ مجرمان، حفره‌های امنیتی باورنکردنی و رازهای حل‌نشده وجود دارد. اما در ابتدا بهتر است از سرقت اخیر لوور شروع کنیم.
 
به گفته مقام‌های فرانسوی، اشیاء به سرقت‌رفته که شامل جواهراتی است که ناپلئون در اوج قدرت به همسرش هدیه داده بود ارزشی نزدیک به صد میلیون دلار دارد.
 
اما آنچه نه فقط کارکنان موزه، بلکه هزاران نفر در سراسر جهان را شگفت‌زده کرد، سهولت دسترسی سارقان به گالری آپولو، محل نگهداری این جواهرات، و فرار بدون درگیری آن‌ها بود.
 
این رویداد عجیب همچنین ماجراهای سرقت‌های قدیمی موفق یا ناموفق از لوور و دیگر موزه‌های معروف جهان را زنده کرد.
 
یکی از مهم‌ترین آن‌ها بدون شک مربوط به مردی است که از او به عنوان پرکارترین دزد آثار هنری در تاریخ یاد می‌شود: استفان برایت‌ویزر.
 
برایت‌ویزر فرانسوی که زمانی به عنوان پیشخدمت کار می‌کرد، در سال ۲۰۰۳ اعتراف کرد که حدود ۲۳۰ تابلوی نقاشی را از ۱۷۲ موزه مختلف دزدیده است.
 
اما شاید شگفت‌انگیزترین بخش ماجرا، انگیزه‌ او بود: او این کار را نه برای پول، بلکه به خاطر عشق به هنر انجام می‌داد.
 
او در طول سال‌ها، گنجینه‌ای از آثار هنری را در اتاقی در خانه‌ مادرش در شهر مولوز، در شمال شرق فرانسه، جمع کرده بود.
 
اما آنچه برایت‌ویزر نمی‌توانست پیش‌بینی کند، این بود که وقتی خبر دستگیری‌اش از رسانه‌ها پخش شد، مادرش گنجینه غیرقانونی او را که شامل شاهکارهایی از هنرمندانی چون پیتر بروگل و فرانسوا بوشه بود، نابود کرد.

سرقت‌های دو نفره

داستان طولانی سرقت‌های برایت‌ویزر در سال ۱۹۹۵، در سفری به سوئیس همراه با دوست‌دخترش، آن-کاترین کلین‌کلاوس،‌ آغاز شد.
 
در مسیرشان توقفی داشتند تا از قلعه قرون وسطایی معروفی در شهر گرویر بازدید کنند. این قلعه قرن سیزدهمی به خاطر وضعیت عالی نگهداری از آثار و مجموعه جالب هنری‌اش، به یکی از نمادهای کشور تبدیل شده بود.
 
در داخل قلعه، برایت‌ویزر خود را مقابل تابلو کوچکی از تصویر زنی اثر کریستیان ویلهلم دیتریش، نقاش آلمانی، یافت. چنان مجذوب زیبایی این نقاشی شد که تصمیم گرفت آن را با خود ببرد.
 
او در دادگاه گفت: «مسحور زیبایی‌ و دلربایی زن در نقاشی و چشمان او شدم.»
 
برایت‌ویزر بوم نقاشی را از قاب برید، آن را لوله کرد و زیر کتش پنهان کرد تا به خانه‌ مادرش ببرد؛ جایی که تصمیم داشت اثر را پنهان کند.
 
به این ترتیب او شیوه‌ای را پایه گذاشت که بعدها در دادگاه و در کتاب «اعترافات یک دزد» آن را شرح داد: سفر به شهرهای کوچک اروپایی، کار کردن به عنوان پیشخدمت، و در عین حال بازدید از موزه‌های کوچک‌تر با تدابیر امنیتی بسیار کم‌تر، تا بتواند آثاری را که توجهش را جلب می‌کند، بدزدد.
 
او پس از بازگشت به شهر مادرش، تابلوهای سرقت‌شده را دوباره قاب می‌کرد و در اتاقی تاریک و به دور از نور آفتاب نگه می‌داشت تا آسیب نبینند.
 
و به این ترتیب سفرهای پی‌درپی او آغاز شد: نخست به سوئیس، سپس فرانسه، و بعد بلژیک.
 
در ابتدا تابلوهای نقاشی هدف او بودند. از جمله پرتره «سیبیل از کلیو»، زن اشراف‌زاده‌ آلمانی، اثر لوکاس کراناخ پدر، که ارزش آن میلیون‌ها دلار برآورد می‌شود.
 
اما بعدها به اشیاء دیگر هم دستبرد زد: گلدان‌های چینی از دوران سلسله مینگ، مجسمه‌های شیشه‌ای و سازهای موسیقی.
 
مشهورترین دزد
 
همه‌ی آن‌ها در اتاقی در خانه‌ مادرش، میریل برایت‌ویزر، جا می‌گرفتند. او در جریان محاکمه به اتهام همدستی در ارتکاب جرم، گفت گمان می‌کرد پسرش این آثار ارزشمند را از حراجی‌های اروپا خریده است.
 
گزارش پلیس نشان داد که با وجود ارزش میلیون‌دلاری این گنجینه، برایت‌ویزر هیچ‌گاه حتی یکی از آثار را نفروخته بود.
 
هیچ مدرکی هم یافت نشد که او قصد فروش داشته باشد.
 
او در دادگاه گفت: «نمی‌خواستم آن‌ها را بفروشم. دلم می‌خواست فکر کنم ثروتمندترین مرد اروپا هستم.»

دستگیری

در سال ۱۹۹۷، دو سال پس از آغاز سرقت‌ها، برایت‌ویزر و شریکش هنگام تلاش برای دزدیدن تابلویی از نقاش هلندی ویلم فان آست در یک گالری در سوئیس دستگیر شدند.
 
او به جرم سرقت محکوم شد، اما با ممنوعیت ورود به سوئیس تا سال ۲۰۰۰ به طور مشروط آزاد شد.
 
با این حال در نوامبر ۲۰۰۱ برایت‌ویزر تصمیم گرفت از موزه ریشارد واگنر، آهنگساز آلمانی، در شهر لوسرن سوئیس بازدید کند.
 
در آنجا یک ساز توجهش را جلب شد: شیپور شکار متعلق به قرن شانزدهم.
 
زمانی که تصور می‌کرد در سالن تنهاست، آن را برداشت، اما متوجه حضور نگهبانی نشد که خروج او از موزه با شیء دزدیده‌شده را دید.
 
وقتی روز بعد دوباره به موزه بازگشت تا چیز دیگری را بدزدد، همان نگهبان او را شناخت و پلیس را خبر کرد.
 
در کمتر از شش سال، او بیش از ۲۳۰ شیء را با ارزشی نزدیک به یک‌ونیم میلیارد دلار دزدیده بود.
 
وقتی مادرش فهمید پسرش دستگیر شده و آثار در خانه‌اش دزدی بوده‌اند، شروع به نابود کردن آنها کرد.
 
بخشی از آن‌ها را در حیاط سوزاند و تعدادی دیگر را در کانال رون-راین در نزدیکی خانه‌اش انداخت. پلیس مجبور شد از غواصان کمک بگیرد تا اشیاء غرق‌شده را بیرون بیاورند.
 
برایت‌ویزر هم در سوئیس و هم در فرانسه محاکمه شد. دوست‌دختر و مادرش نیز به احکام سبک‌تری محکوم شدند.
 
اما داستان این دزد آثار هنری که بسیاری او را پرکارترین در تاریخ می‌دانند، پس از محکومیتش نیز پایان نیافت. از آن زمان تاکنون، چندین بار به دلیل سرقت یا تلاش برای سرقت از موزه‌ها محاکمه شده است.
 
مایکل فینکل، روزنامه‌نگار آمریکایی در کتابی با عنوان «دزد آثار هنری: داستانی واقعی از عشق،‌ جرم و شیفتگی خطرناک» نوشت که برایت‌ویزر به او گفته است که «فقط در یک چیز در دنیا مهارت دارد: دزدیدن آثار هنری».
 
منبع: بی بی سی
ارسال به دوستان
captcha
چگونه احساس کنیم برای دیگران مهم هستیم؟ مفت‌خورهای طهران قدیم «تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟