فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۱۴۰۷۲
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۵ - ۲۵-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۱۴۰۷۲
انتشار: ۱۸:۵۵ - ۲۵-۰۸-۱۴۰۴

حکایت بازار کنار خندق یا بازار مفت برها از تهران قدیم/ نانوایی حاج علی جغجغه کجا بود؟

حکایت بازار کنار خندق یا بازار مفت برها از تهران قدیم/ نانوایی حاج علی جغجغه کجا بود؟
وقتی نوبت به سلطنت ناصرالدین شاه رسید به دستور او 4 خندق جدید به دور تهران کشیده شد و در این بین بازاری هم وجود داشت به نام بازار کنار خندق

عصر‎ایران- از زمان شاه تهماسب صفوی که تهران مورد توجه قرار گرفت برای ایجاد امنیت، خندق هایی به دورش کنده شد. این کار را شاه عباس صفوی هم ادامه داد تا این که وقتی نوبت به سلطنت ناصرالدین شاه رسید به دستور او 4 خندق جدید به دور تهران کشیده شد و در این بین بازاری هم وجود داشت به نام بازار کنار خندق که شرحش را از زبان دکتر بهزاد یعقوبی می خوانیم:

«یک زمانی تهران بازاری داشت به نام بازار کنار خندق، بازاری پر و پیمون و پر از جنس .به آن بازار «مفت برها» هم می گفتند همه چیز در این بازار پیدا می شد.از خوراک و پوشاک و خرازی گرفته تا عطریات و عتیقه و هر چی که دلت می خواهد. بازاری با صفا و شلوغ که خرید های درباری های درجه اول دربار ناصرالدین شاه از آن جا انجام می شد.

اما نکته این بود که پولی پرداخت نمی کردند. برای همین هم به آن بازار مفت برها می گفتند چون هر چی درباری ها می خواستند کاسبان این بازار باید مفتی براشون می فرستادند و جالب این که برای کاسب ها این کار افتخار محسوب می شد و می گفتند جنس ما رفته است اندرون شاهی.

شمس العماره

شمس العماره

البته این کسبه این امتیاز را هم داشتند که نوکرها و باج گیر ها در آن دوره زمانه جرات نمی کردند سراغ این دکان ها بروند و از این ها طلب باج کنند. و در این جا این اصطلاح را به کار می بردند که «ضرر به جا و حرمت به جا»

از بازار خندق امروزه دیگر اثری باقی نمانده است اما آن روز ها از سه راه مسجد شاه( امام خمینی فعلی) شروع می شد و تا شمس العماره امروزی در کاخ گلستان ادامه داشت.

نانوایی حاج علی جغجغه

از نکات جالب این بازار وجود نانوایی معروف حاج علی جغجغه بود که صاحبش مردی صبور بود که وقتی نانوایی اش شلوغ می شد بچه ها را دور خود جمع می کرد و با تخم یک بوته خار، یک جغجغه براشون درست می کرد و اگر صدای این جغجغه در می آمد بچه ها ذوق می کردند و بازی به این شکل بود که جغجغه هر کسی که صدا نکند باید یک کولی به بقیه بدهد. اما این بازی درس بزرگی برای بچه ها داشت و آن درس این بود که : آدم باید در این زندگی صدا داشته باشد و گرنه دیگران سوار کول او می شوند.»

این بازار با به قدرت رسیدن رضا‎خان برچیده شد.

ارسال به دوستان
«شیخ محمدکاظم صبوری» پدر محمدتقی بهار در جوانی (عکس) پاک‌سازی بدن با نسخه طب ایرانی آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس چهل و شش آخرین تکیه‌گاه یخچال «روز قیامت» احتمالاً همین امسال فرو می‌پاشد نگاهی روانشناختی به شخصیت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای مطالعه موردی درباره اثر سرکه سیب بر سلامت فرهیختگان: مسئولیت «تفاهم» ایران و آمریکا بر گردن مجریان است نه رهبری مخاطبان رهبری برای حفظ «وحدت عمومی» چه کسانی بودند؟ مخالفان مذاکره بخوانند   آلزایمر چیست، نشانه هایش کدام است و چه کنیم مبتلا نشویم؟ صحبت‌های محمدرضا گلزار در خصوص نمازها و دعا‌هایش در نیمه شب حسین علایی: 3 روز قبل از جنگ به شمخانی گفتم می خواهند با زدن رهبری جنگ را آغاز کنند/ گفت: نمی توانند منظور ترامپ از پست جدیدش چه بود؟ ادعای وزیر خزانه داری آمریکا: محاصره دریایی تدریجی برداشته خواهد شد وزیر خارجه پاکستان: به پیمان ابراهیم ملحق‌ نمی شویم/تداوم حمایت از آزادی فلسطین