فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۱۷۸۷۲
تاریخ انتشار: ۲۳:۲۶ - ۰۵-۰۹-۱۴۰۴
کد ۱۱۱۷۸۷۲
انتشار: ۲۳:۲۶ - ۰۵-۰۹-۱۴۰۴

لیلی گلستان:«در عالم بچگی، عاشق جلال آل احمد بودم و سیمین دانشور را رقیب خود می دانستم»

لیلی گلستان:«در عالم بچگی، عاشق جلال آل احمد بودم و سیمین دانشور را رقیب خود می دانستم»
خب این از شانس من بود که به خاطر پدرم با یک عده آدم های خیلی خیلی خاص آشنا شدم. خاص‌ترینشان شاید آل احمد بود.

عصرایران- داستان رفاقت ابراهیم گلستان و جلال آل احمد و بعد قهر و کدورت بینشان حدیث مکرر است. هر دو دست به قلم بودند و از تاریخ ادبیات معاصر ایران حذف ناشدنی هستند. در دوره ای رابطه میان این دو آن قدر گرم بود که رفت و آمد بینشان دائم برقرار بود.

 حالا لیلی گلستان نازنین دختر ابراهیم خان در مصاحبه با شرق مطالب جالبی را در مورد عشق خودش در قالب یک دختر بچه به آل احمد بیان کرده است. البته لیلی خانم کمی در مورد سن خودش در آن زمان احتمالا اشتباه می کند و با توجه به تاریخ ازدواج آل احمد و سیمین خانم دانشور عزیز در سال ۱۳۲۹ قاعدتاً لیلی خانم باید حدود ۶ سال در آن زمان سن داشته باشد. او این گونه بیان کرده است:

«خب این از شانس من بود که به خاطر پدرم با یک عده آدم های خیلی خیلی خاص آشنا شدم. خاص‌ترینشان شاید آل احمد بود. باید بگویم آل احمد اولین عشق من بود. البته در نگاه یک دختربچه ۱۰ ساله. من همیشه واله و شیدا نگاهش می‌کردم اصلاً خیلی صدایش قشنگ بود. لاغر و استخوانی بود یک جور خیلی خوبی بود .

 بعد یک روز شنیدم که بابام دارد به مامانم می گوید که آل احمد دارد زن می‌گیرد و قرار است که زنش را بیاورد به ما معرفی کند. آن موقع ما از آبادان برگشته بودیم و خانه مادربزرگم در خیابان چراغ برق زندگی می‌کردیم تا خودمان اینجا یک خانه پیدا کنیم. من حالم بد شد. یعنی خیلی حالم بد شد. به خودم گفتم:«یعنی چی که می‌خواهد زن بگیرد؟ پس من چه می شوم؟»

جلال آل احمد و سیمین دانشور

جلال آل احمد و سیمین دانشور

 هیچ‌وقت این خاطره از یادم نمی رود که خانه مادر بزرگم یک هشتی بود. بعداز پله‌ها که می آمدید وارد حیاط می شدید. خانه خیلی بزرگی هم بود. یادم هست که من دم پله‌ها ایستاده بودم که اینها می‌خواهند بیایند زنش را ببینم کیست آخر.

 بعد  اینها که وارد شدند وقتی سیمین خانم را که دیدم گفتم نه این نمی‌تواند رقیب من باشد. بعد از ازدواج آن ها، البته من عین بچه آنها شده بودم چون آن ها بچه دار نمی شدند. تا مدت ها هر جا می‌خواستند بروند تلفن می کردند که ما می خواهیم بیایم دنبال لیلی و من را با خودشان اینور و اونور می‌بردند و دیگر سیمین خانم و من دیگر عاشق و معشوق بودیم واقعا. ولی خب اول رقیب بودیم.»

ارسال به دوستان
captcha
تصویری از یک قهوه‌خانه در خرابه‌های کاخ شاه عباس؛ 80 سال قبل رشوه انتخاباتی ترامپ به مردم آمریکا: اگر جمهوریخواهان پیروز شوند نفری 5 هزار دلار می گیرید! آموزش و پرورش: یک میلیون و ۱۵۴ هزار کلاس اولی امسال به مدرسه می‌روند/کلاس‌ها بی‌معلم نمی‌ماند مقایسه آیفون ۱۸ پرو و پرو مکس با آیفون ۱۷ پرو و پرو مکس؛ چه چیزهایی تغییر کرده است؟ اولیانوف: آمریکا و اسرائیل برای ازسرگیری راستی‌آزمایی‌ها در ایران باید تضمین بدهند تصاویری از جنوبی ترین ایستگاه‌های پژوهشی جهان در قطب جنوب مفقودی ۶ گردشگر در ارتفاعات خوی و پیرانشهر امروز با حافظ: غم کهن به می سالخورده دفع کنید هشدار جدی درباره آنفلوآنزا؛ این دارو می‌تواند عفونت ریه را شدیدتر کند مادر در قبرستان؛ پدر در زندان، سه کودک در بهزیستی/ قتل به دلیل خرید یک گوشی! کهن‌ترین صندوق امانات بانکی جهان در ایران (عکس) پاییز در سایه ال‌نینو جواد امام: برای ادامه جنگ یا مذاکره از مردم نظرخواهی شود بدترین خوراکی سالم برای سیستم قلبی‌عروقی آیا آسم دارم؟ هر آنچه باید درباره علائم، تشخیص و درمان آسم بدانید