فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۱۸۳۱۶
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۳ - ۰۸-۰۹-۱۴۰۴
کد ۱۱۱۸۳۱۶
انتشار: ۰۸:۴۳ - ۰۸-۰۹-۱۴۰۴

اصرار عروس جوان برای خرید جاکفشی به قیمت جانش تمام شد

اصرار عروس جوان برای خرید جاکفشی به قیمت جانش تمام شد
وقتی عید به مسافرت رفتیم و بعد از چند روز برگشتیم، همسرم دوباره ماجرای خرید جاکفشی را شروع کرد؛ می‌گفت پولش را خودم می‌دهم، من هم گفتم بحث پولش نیست موضوع این است که نیازی به این جاکفشی بزرگ نداریم و به جای آن یک جاکفشی کوچک‌تر بخریم اما باز هم شروع به دعوا کرد.

روزنامه ایران نوشت: عصر پنجم فروردین امسال مرد جوانی در تماس با اورژانس از حادثه برای همسرش در خانه خبر داد. وقتی امدادگران به محل حادثه رسیدند، در معاینات اولیه دریافتند زن جوان جان باخته است.

شوهر که هراسان و ناراحت بود، گفت: «دیروز از مسافرت برگشتیم و امروز همسرم گفت که می‌خواهد خانه را تمیز کند. من به او گفتم که تازه خانه‌تکانی عید کرده‌ایم و خانه تمیز است اما او توجهی نکرد و از من خواست کمکش کنم اما من که با دوستم قرار داشتم، عصبانی شدم و از خانه بیرون رفتم.»

مرد جوان ادامه داد: «وقتی حدود نیم ساعت بعد برگشتم به محض ورود با همسرم مواجه شدم که روی زمین افتاده بود و با اورژانس تماس گرفتم؛ فکر کنم از روی چهارپایه افتاده باشد.»

در ادامه بررسی‌ها، امدادگران با توجه به اینکه آثار کبودی و سقوط روی بدن زن جوان ندیدند، به ماجرا مشکوک شده و پلیس را در جریان قرار دادند. اما وقتی تیم جنایی به محل رسید، کارشناسان پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کردند. بدین ترتیب مرد جوان بازداشت شد.

با شروع تحقیقات، وی به قتل همسرش اعتراف کرد و بدین ترتیب با تکمیل تحقیقات، پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری تهران فرستاده شد.

در دادگاه چه گذشت؟

در ابتدای جلسه اولیای دم برای دامادشان درخواست قصاص کردند و سپس متهم به جایگاه رفت و در حالی که به‌شدت ابراز پشیمانی می‌کرد، گفت: «من عاشق همسرم بودم؛ روزی که این اتفاق افتاد تازه 9 ماه از ازدواج‌مان می‌گذشت. همسرم کارمند بانک بود و من هم کار آزاد داشتم. زندگی خوبی داشتیم اما همسرم مدام می‌گفت باید یک جاکفشی بزرگ آینه‌دار بخریم. هر چه به او می‌گفتم ما دو نفریم و خانه‌مان هم کوچک است و نیازی به جاکفشی بزرگ نداریم، گوش نمی‌کرد.

وقتی عید به مسافرت رفتیم و بعد از چند روز برگشتیم، همسرم دوباره ماجرای خرید جاکفشی را شروع کرد؛ می‌گفت پولش را خودم می‌دهم، من هم گفتم بحث پولش نیست موضوع این است که نیازی به این جاکفشی بزرگ نداریم و به جای آن یک جاکفشی کوچک‌تر بخریم اما باز هم شروع به دعوا کرد. آنقدر فریاد زد که من عصبانی شدم و با دست جلوی دهانش را گرفتم.

بعد شروع به تقلا کرد که ناگهان با هم روی زمین افتادیم و من همچنان دستم جلوی دهانش بود تا همسایه‌ها صدایش را نشنوند. وقتی به خودم آمدم، دیدم همسرم تکان نمی‌خورد و نفس نمی‌کشد. خیلی ترسیدم، نمی‌دانستم چه کار کنم. با عجله از خانه خارج شدم، نیم ساعتی بیرون بودم و دوباره برگشتم. دیدم هنوز همسرم در همان وضعیت روی زمین افتاده و تکان نمی‌خورد. بعد با اورژانس تماس گرفتم که گفتند فوت کرده است. باور کنید من نمی‌خواستم او را بکشم؛ همه ماجرا خیلی سریع رخ داد و خیلی پشیمانم.»

با پایان اظهارات متهم، قضات برای تصمیم‌گیری در خصوص این پرونده وارد شور شدند.

برچسب ها: جاکفشی ، قتل ، قصاص ، قاتل
ارسال به دوستان
تأملی حقوقی بر ستاد راهبری فضای مجازی و جایگاه مداخله قضایی دیوان عدالت اداری قلیان کشیدن «آبدارچی ناصرالدین‌شاه» در حالت ایستاده؛ 137 سال قبل (عکس) چرا مشاوره کارشناسی برای خرید خودرو ضروری است؟ خبر خوب برای سیگاری‌ها عید قربان و قربانی در دیار اهل سنت (عکس) با این ابزار عجیب می‌توان انسان‌ها را از پشت دیوار دید! بیمه تکمیلی چقدر از هزینه عمل اسلیو را می دهد؟ بررسی برای هر شرکت این ۳ خوراکی یبوست را بهتر می‌کنند / چند نکته مهم برای پیشگیری از یبوست بازآرایی سازوکارهای تصمیم‌گیری/ تجربه‌ای تازه در حکمرانی دیجیتال کشور وزیر ارتباطات: ملت ایران شایسته ارتباط آزاد آینده روشن و اقتصادی پویاست معاون ترامپ: نسبت به پذیرش توافق از سوی ایران بسیار امیدوارم استراحت «کریم‌خان، عباس‌خان و تقی‌خان» در دشت لار؛ 137 سال قبل (عکس) سه انقلاب تربیتی که کودک خجالتی را سفیر اجتماعی می کند دو تهدید پنهان برای سالمندان تهرانی  ابراهیم، شهسوار ایمان/ اگر جای او بودید به خاطر یک خواب، فرزند را به قربان‌گاه می‌بردید؟