فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۲۲۹۶
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۵ - ۱۳-۰۲-۱۳۸۹
کد ۱۱۲۲۹۶
انتشار: ۱۷:۵۵ - ۱۳-۰۲-۱۳۸۹

باز باران با ترانه

عصر ایران
متن کامل
 اين شعر از اوني كه در كتاب ادبيات ابتدايي داشتيم كاملتر است. با خواندنش كمي متحول مي شويم.

باز باران،
با ترانه،
با گهر های فراوان
می خورد بر بام خانه.

من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها،
رودها راه اوفتاده.

شاد و خرم
یک دو سه گنجشک پر گو،
باز هر دم
می پرند، این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی،
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی.

یادم آرد روز باران:
گردش یک روز دیرین؛
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان.

کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

از پرنده،
از خزنده،
از چرنده،
بود جنگل گرم و زنده.

آسمان آبی، چو دریا
یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من،
روز روشن.

بوی جنگل،
تازه و تر
همچو می مستی دهنده.
بر درختان میزدی پر،
هر کجا زیبا پرنده.

برکه ها آرام و آبی؛
برگ و گل هر جا نمایان،
چتر نیلوفر درخشان؛
آفتابی.

سنگ ها از آب جسته،
از خزه پوشیده تن را؛
بس وزغ آنجا نشسته،
دم به دم در شور و غوغا.

رودخانه،
با دو صد زیبا ترانه؛
زیر پاهای درختان
چرخ میزد، چرخ میزد، همچو مستان.

چشمه ها چون شیشه های آفتابی،
نرم و خوش در جوش و لرزه؛
توی آنها سنگ ریزه،
سرخ و سبز و زرد و آبی.

با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو،
می پریدم از لب جو،
دور میگشتم ز خانه.

می کشانیدم به پایین،
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین،
از تمشک سرخ و مشکی.

می شندیم از پرنده،
داستانهای نهانی،
از لب باد وزنده،
رازهای زندگانی

هر چه می دیدم در آنجا
بود دلکش، بود زیبا؛
شاد بودم
می سرودم
“روز، ای روز دلارا!
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا؛
ورنه بودی زشت و بیجان.

این درختان،
با همه سبزی و خوبی
گو چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان؟

روز، ای روز دلارا!
گر دلارایی ست، از خورشید باشد.
ای درخت سبز و زیبا!
هر چه زیبایی ست از خورشید باشد.”

اندک اندک، رفته رفته، ابر ها گشتند چیره.
آسمان گردید تیره،
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان
ریخت باران، ریخت باران.

جنگل از باد گریزان
چرخ ها می زد چو دریا
دانه ها ی [ گرد] باران
پهن میگشتند هر جا.

برق چون شمشیر بران
پاره میکرد ابر ها را
تندر دیوانه غران
مشت میزد ابر ها را.

روی برکه مرغ آبی،
از میانه، از کرانه،
با شتابی چرخ میزد بی شماره.

گیسوی سیمین مه را
شانه میزد دست باران
باد ها، با فوت، خوانا
می نمودندش پریشان.

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا.

بس دلارا بود جنگل،
به، چه زیبا بود جنگل!
بس فسانه، بس ترانه،
بس ترانه، بس فسانه.

بس گوارا بود باران
به، چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی
رازهای جاودانی، پند های آسمانی؛

“بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا،
زندگانی – خواه تیره، خواه روشن -
هست زیبا، هست زیبا، هست زیبا.”


منبع: وبلاگ سوشیانت
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۵۰
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۳
94
81
دم شما و شاعر گرم. حالی بردیم
ali
Iraq
۰۸:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۲/۱۴
8
37
وای خدا چه خاطراتی بود یادش به خیر
soma
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۲
4
99
بهترین خاطراتم واسم زنده شد مهمتر ازهمه یاد معلممون افتادم و مهمتر یاد هم کلاسیای گلم
captcha
اعتراض کیهان به سفر معاون وزیرخارجه به باکو همزمان با نماینده اسرائیل/ به دلیل اعتراض به ممنوعیت حجاب هم نباید می رفت! سی‌ ان‌ ان: آمریکا استفاده از «مادر همه بمب‌ها» علیه ایران را بررسی می‌کند روزنامه خراسان: چرا با برخوردهای سیاسی با اهالی موسیقی، مزاحم بازگشت خواننده‌ها به کشور می شوید؟ پرونده قتل خانم خبرنگار بسته شد/ شوهرش پای دار هم پشیمان نبود! روزنامه جمهوری اسلامی: تفرقه می افکنید، تهمت می زنید، خلاف نظر رهبری عمل می کنید و اسمش را می گذارید انقلابی‌گری؟ عبادتگاه اتوبانی زیگرلند؛ سازه ای جالب در کنار یکی از بزرگراه های آلمان (+عکس) تصاویر هوایی دیدنی از کانکون مکزیک؛ شهری با دو چهره متفاوت میان دریای کارائیب و جنگل ساختمان برتانیه در سائوپائولو؛ شاهکار مدرنیسم رنگارنگ برزیل با باغ بام (+عکس) برج الابراهیمی ابوظبی؛ شاهکار مدرنیسم عربی با طراحی فاروق الجوهری (+عکس) لامبورگینی ایزلرو ۴۰۰ جی‌تی‌اس ؛ خودرویی که احتمالا ندیده اید! (+عکس) جذاب ترین رندرهای سیتروئن ۲CV (عکس) ایستگاه مرکزی اشتوتگارت؛ پروژه‌ زیرزمینی معروف در آلمان (+عکس) خانه هوندرت‌واسر وین؛ شاهکار معماری رنگارنگ در اتریش (+عکس) هرکولس 6561 ؛ کامیونی متفاوت از کاماز (+عکس) تصاویر با جزئیات بالا از رنو ۸ گوردینی