۱۱ دی ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۳
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۲۹۰۰۳
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۰ - ۱۱-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۲۹۰۰۳
انتشار: ۱۱:۱۰ - ۱۱-۱۰-۱۴۰۴

چه کسی چه کاره است؟/ احمد زیدآبادی

چه کسی چه کاره است؟/ احمد زیدآبادی
آنچه اکنون تحت عنوان «دولت پزشکیان» می‌شناسیم، انگار تنها پاره‌ای از حاکمیت است و آن هم پاره‌ای که برای عده‌ای از مردم اصلاً مشخص نیست که چه‌کاره است و در چشم عده‌ای دیگر عملاً هیچ‌کاره می‌آید.

احمد زیدآبادی
روزنامه هم‌میهن

پس از آنکه فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت از «به رسمیت شناختن اعتراضات» و لزوم «شنیدن صدای مردم» از سوی دولت آقای پزشکیان سخن گفت، مدیرمسئول روزنامه کیهان بلافاصله او را به باد انتقاد گرفت و صدای «سزاوارِ شنیدن» را صدای کیهان و نیروهای همسوی آن دانست! یک ناظر بی‌طرف پس از شنیدن اظهارات خانم مهاجرانی و سپس واکنش کیهان به آن، نخستین نکته‌ای که به نظرش می‌رسد این است که «در این کشور کی چه‌کاره است؟ قدرت در کجاست؟ مسئولیت با کیست؟ از چه کسانی باید انتظار پاسخگویی داشت؟» 

طبق یک قاعده روشن، «حاکمیت» هر کشور امری یکپارچه است. سیاست‌ها و مسیر اجرای آنها در نهایت باید از یک مرکز واحد صادر و عملی شود تا مسئولِ موفقیت‌ها و پیروزی‌ها و ناکامی‌ها و شکست‌ها مشخص باشد و مطابق آن مورد داوری قرار گیرد. به عبارت دیگر، در عرصه حکمرانی، میزان تأثیر و قدرت هر فرد و نهاد باید کاملاً شفاف باشد تا انتقاد و اعتراض و مطالبه‌گری و انتظار پاسخگویی از سوی مردم، مرجع واقعی خود را پیدا کند و به امری شبیه جنگ با آسیاب بادی تبدیل نشود.

اعتراض کیهان به سخنگوی دولت از سوی یک حزب اپوزیسیون خارج از قدرت رسمی و همینطور از سوی یک شهروند عادی و یا بنگاه خصوصی، امری پذیرفته‌شده و عادی و طبیعی است اما همین اعتراض از سوی مسئولان یک نهاد وابسته به حکومت به صورت علنی، اقدامی از هر جهت غیرعادی، غیرطبیعی و کاملاً غیرقابل پذیرش است و نشان از بلبشویی بی‌سابقه در حکمرانی کشور دارد.

سعید حجاریان در دوران ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی، بنا به شکافی که در عرصه قدرت رسمی پدید آمده بود از ظهور «حاکمیت دوگانه» در ایران سخن گفت. سخن آقای حجاریان با واکنش بسیار تند محافل رسمی روبه‌رو شد حال آنکه او فقط شرایط خاصی را وصف کرده بود بدون آنکه چیزی را تجویز کرده باشد. با گذشت زمان اما ریشه‌های بازتولید بروز دوگانگی در حکومت نه‌فقط شناسایی و اصلاح نشده بلکه امروزه متأسفانه کشور با چندپارگی و جزیره‌ای شدن امر حاکمیت روبه‌رو شده است.

آنچه اکنون تحت عنوان «دولت پزشکیان» می‌شناسیم، انگار تنها پاره‌ای از حاکمیت است و آن هم پاره‌ای که برای عده‌ای از مردم اصلاً مشخص نیست که چه‌کاره است و در چشم عده‌ای دیگر عملاً هیچ‌کاره می‌آید. 

نمونه واضح آن، همین مخالفت علنی و رسانه‌ای مدیرمسئول کیهان با اظهارنظر سخنگوی دولت درباره «به رسمیت شناختن اعتراضات و لزوم شنیدن صدای آنان» است. در این ماجرا، نظری که قرار است ملاک عمل دستگاه‌ها قرار گیرد، کدام نظر است؟

اگر نظر سخنگو به عنوان دیدگاه رسمی دولت ملاک عمل است پس برای چه از درون ساختار قدرت با آن مخالفت می‌شود؟ و اگر نظر مدیرمسئول کیهان معیار برخورد است، پس آن دم و دستگاه دولت چه‌کاره است و اصلاً برای چه به وجود آمده است؟

این موضوع آسیبی آشکار در امر حکمرانی است اما به‌رغم هشدارهای مکرر منتقدان و صاحب‌نظران، گویا قرار نیست مورد کوچکترین توجه و اعتنایی قرار گیرد. 

مردم ما هر روز، صبح‌شان را با خواندن یا شنیدن صداهای متضادی از درون حاکمیت در مورد مسائل خرد و درشت کشور آغاز می‌کنند و در پایان روز با خود می‌گویند که در این کشور نهایتاً کی چه‌کاره است؟ به واقع بسیاری از مشکلات و معضلات و بحران‌های امروز جامعه ایران در همین چندگانگی بدخیم و رو به تزاید ریشه دارد و اداره کشور را از حالت «طبیعی» آن خارج کرده است. در حقیقت، داستان به اندازه‌ای بغرنج شده است که حتی اگر از ضرورت «طبیعی» و «نرمال» شدن کشور سخنی به میان آید، با واکنش عصبی و تهدیدآمیز برخی از همین محافل درون حکومتی که اقتدار دولت را تکه‌پاره و عملاً مضمحل کرده‌اند، روبه‌رو می‌شود.

وضعیت نرمال یا طبیعی که نقطه مطلوب حکمای یونان در همه عرصه‌ها به‌خصوص عرصه سیاست بوده است، در واقع جز «قرار گرفتن هر چیزی به جای واقعی خود» معنای دیگری نمی‌دهد. امام علی‌بن‌ابی‌طالب نیز «عدالت» را تحت همین مضمون و با همین عبارت، تعریف کرده است. با این حساب، چرا عده‌ای در درون ساختار قدرت رسمی از نرمال و طبیعی شدن وضعیت کشور برمی‌آشوبند؟ آیا جز این است که حیات و منافع‌شان در غیرنرمال و غیرعادی بودن کشور است؟ اما مگر امر غیرعادی و غیرنرمال تا چه اندازه می‌پاید و دوام می‌آورد؟

امر غیرعادی در روند خود گره بر گره می‌زند و مشکل بر مشکل می‌افزاید و جامعه را با تناقض‌های غیرقابل رفع و به عبارتی با بن‌بست مواجه می‌سازد. درست به همین دلیل است که عموم دولت‌ها و جوامع از وضعیت غیرنرمال به سمت وضعیت نرمال فرار می‌کنند تا دچار انباشتگی بحران و بن‌بست ناشی از آن نشوند. اکنون چند دهه است که جامعه ایران به دلیل وجود انواع مشکلات، به طور متناوب صحنه اعتراض و ناآرامی بخشی از مردم می‌شود.

عموم دولت‌های سه دهه اخیر در جریان هر اعتراض و ناآرامی وعده داده‌اند که برای سامان دادن به امر اعتراض که حق طبیعی و مدنی اقشار مختلف مردم است، مکان‌های مشخصی را در هر شهر و آبادی برای تجمع معترضان اختصاص خواهند داد. با این حال هیچ‌کدام از آنها موفق به برداشتن یک گام در جهت عملی کردن وعده خود نشده‌اند!

چرا؟ چون محافلی که از منابع عمومی و دولتی ارتزاق می‌کنند و بخشی از ساختار رسمی قدرت محسوب می‌شوند، با نرمال شدن و به عبارتی با سامان گرفتن امور کشور میانه‌ای ندارند و با هر اقدام سامان‌بخش به مخالفت برمی‌خیزند. آیا این چندپارگی قابل اصلاح است؟ اصلاح آن در درجه نخست به شناسایی و به رسمیت شناختن این آسیب بدخیم از سوی مجموعه قوای حاکم بستگی دارد. آنها اما به دلیل سال‌ها تنفس در هوای وضعیت غیرنرمال، چنان به آن خو گرفته‌اند که پندار تصوری از وضعیت به سامان و نرمال ندارند و حتی از تحقق آن احساس بیم می‌کنند!

ارسال به دوستان
رفع مسدودی گوشی‌ها در روزهای آینده استایل رسمی سارا منجزی‌پور با پالتوی قهوه‌ای در کافه (عکس) خرید آپارتمان در کیش یا تهران؛ کدام به‌صرفه‌تر است؟ 24 کشته در حمله پهپادی اوکراین به خرسون (تحت کنترل روس ها) اعلام زمان خاکسپاری زنده یاد بهرام بیضایی قیمت روغن ذرت به ۶۴۹ هزار تومان رسید + جدول قیمت کالاهای اساسی ظریف: امروز نه دنیای هخامنشی است و نه دنیای صفوی / ما توان بالایی در تولید تهدید داریم / ما نمی‌توانیم برای ۵۰۰ سال آینده، هخامنشی شویم هشدار ایران به گروسی در پی تهدیدهای ترامپ اقتصاد بلغارستان وارد عصر یورویی شد قیمت گوشت قرمز امروز ۱۱ دی ۱۴۰۴ + جدول 7 ساعت سلطنتی لوکس از کلکسیون خاص سلطان قابوس (+عکس) استایل سنتی حمیرا ریاضی و نسیم ادبی در کنسرت بانوان (عکس) دانشگاه‌های الزهرا و علم و فرهنگ، هفته آینده مجازی شدند ژوریک ؛ الاغ معروف و محبوب در ارتش روسیه بانک مرکزی و ضرورت بازآرایی سازوکارهای نظارتی بر وصول درآمدهای ارزی