عصر ایران؛ احسان محمدی - این روزها در جنگ روایتها مدام از ملکشاهیها حرف زده میشود. رسانههای رسمی از «ناآرامی و اغتشاشات گروههای شبهه تروریستی» در آن دیار مینویسند و در شبکههای اجتماعی از «اعتراضات مردمی» و کشته شدن معترضان گفته میشود.
من به گزارشهای امنیتی و چگونگی رخ دادن ماجرا دسترسی ندارم اما گمان میکنم به عنوان کسی که ریشههایم آنجاست و تمام عزیزانم همانجا زندگی میکنند، لازم است قبل از هر لایک و دیسلاک، تائید یا تکذیب یا انتشار اخبار و ویدیوهای مربوط به این فاجعه این 10 نکته را در مورد این مردم با هم مرور کنیم:
۱- «ملکشاهی» قبل از اینکه یک پهنه جغرافیایی در استان ایلام باشد، یک ایل است با همان مختصات ایلی که در آن «خون» و «ریش سفید» کارکرد دارد. ایل خیلی بزرگ متشکل از دهها طایفه که در سورها و سوگهای محلیشان هزاران نفر شرکت میکنند. مناسبات خودشان را دارند و حتی خیلی از مشکلاتشان را سالهاست محلی حل میکنند.
۲- این تصور کلیشهای ساخته شده توسط بعضی رسانهها که آنها را کُردهایی مسلح و شورشی نشان میدهد، دور بیندازید. اسلحه ندارند؟ دارند! خیلیها حتی غیرمجاز!
کسانی که در مرزی ناامن زندگی میکنند قرنهاست اسلحه دارند. اما اگر خیال میکنید آنها دم به دقیقه مسلح میشوند و به خیابان میریزند یا روی کوهها آتش روشن میکنند و شعار میدهند زیادی فیلمهای چریکی میبینید!
ملکشاهیها در همه این سالها از وفادارترین مردم این سرزمین بودهاند، ایستاده مقابل دشمن.
۳- آنها سلطنتطلب هستند؟
بد نیست بدانید یکی از مشهورترین شورشهای عشایر مقابل رضا شاه پهلوی را ملکشاهیها رقم زدند. سال ۱۳۰۸ خورشیدی (۱۹۲۹ میلادی) به رهبری شاه محمد یاری ملکشاهی علیه سیاستهای تمرکزگرایی و اسکان اجباری دولت. آنها برای حفظ استقلال و سنتهای عشیرهای رسماً با ارتش مجهز رضاشاه وارد درگیری شدند. اینکه نسل جدید آنها نگاه متفاوتی داشته باشد هم امری طبیعی است اما تصور شهری که همه آنها گرایشات سلطنتطلبان دارند، فانتزی است!
4- تجزیهطلب هستند؟ احتمالاَ جوانهایی تحت تاثیر تبلیغات گروههای پانکُرد قرار گرفتهاند اما جالب است بدانید همان گروههای مسلح تفرقهافکن اتفاقاً ایلامیها را با واژه ناپسندی سرزنش میکنند یعنی اهل شورش علیه حکومت نیستند و دل به تجزیهطلبی نمیدهند.
ملکشاهیها به جامانده از نخستین اقوام ایرانی هستند، ریشه در مادها دارند و تلاش برای جداییطلبی آخرین اتهامی است که به آنها میشود چسباند.
5- از کسانی که در جنگ تحمیلی گذرشان به غرب کشور افتاده درباره ملکشاهیها بپرسید. حتماً برایتان از عملیاتهای چریکی جسورانه، بیباکی، شجاعت باورنکردنی و سر نترسشان در درگیری با عراقیها میگویند.
آنها به معنی واقعی خطشکن و سلحشور بودند. مرزداران وفادار ایران. به همین دلیل است که صدها شهید و جانباز دادهاند. مقاومت عشایر ملکشاهی بخشی از تاریخ دفاع مقدس است.
6- میلاد کرمی جوانی که به واسطه بالا رفتن از کوه و کمر و تکیه کلام («وضعتان چونه؟»/ (حال شما چطوره؟) در اینستاگرام به شهرت رسیده، ملکشاهی است. او البته مرزهای جسارت را رد کرده ولی از کسی که چندان به قانون جاذبه اعتقاد ندارد سخت است انتظار داشته باشید به باقی «قوانین» پایبند باشد!
میلاد نماد تمام ملکشاهیها نیست، این مردم اهل فکر و دانشگاه و فرهنگ هم کم ندارند اما خیلی از جوانهای ملکشاهی مثل میلاد سر پر شور دارند، میخواهید باور کنید یا نه، آنها اینطور بزرگ شدهاند، اینطور نفس میکشند و فکر میکنند.
7- «ایرج افشار سیستانی» ایرانپژوه فقید در مورد خصلتهای ملکشاهیها مینویسد: «صادق، ساده، متدین، سلحشور، باگذشت و مهمان نوازند و در عین حال تندخو و جنگاورند.» آنها را از اولاد امیر کُرد ملکشاه (ملکیش) چمشگزک میدانند. مردمی که در سفرهداری و سخاوتمندی مثالزدنی هستند.
مردم این دیار عموماً کشاورزند، دامداری پراکنده و کمی کسب و کارهای محلی. زندگی آنجا سخت است آقای رنگو! خیلی سخت!
8- اگر کسی دنبال «حل» ماجرا و پایان دادن به چرخه خشم است باید این اتفاق را از زاویه چشم ملکشاهیها هم ببیند. آنها حس میکنند «غرور ایل زخمی شده است» شک ندارم همین الان درون خانههایشان بین ریشسفیدهایی که در تلاش هستند با نهادهای رسمی مذاکره کنند تا خسارتها کم شود و جوانهایی که مثل گذشته حرفشنو نیستند بحث و جدل و تنش است. آرام کردن هیجان حاکم بر فضا به عقلانیت از هر دو سو نیاز دارد.
9- در طول تاریخ این ایل، شاید بعضی طوایف ملکشاهی مشکلات بین خودشان را با گلوله حل کرده باشند اما بعید است کسی توانسته باشد از بیرون با اسلحه اختلافات آنها را از ریشه حل کند. حتماً نیروهای نظامی و امنیتی ساکن در ملکشاهی هم اینها را به خوبی میدانند. خبر ندارم که دقیقاً چه کسی دستور شلیک داده؟ آیا چاره دیگری برای پراکندن معترضان نبود؟ معترضان مسلح به سمت نهادهای نظامی شلیک کردهاند؟ نیروهای نظامی گاز اشکآور نداشتند؟ و ... اما این را میدانم که این گره را گلوله باز نمیکند، اگر کسی از دو سو تخلف کرده است شفاف محاکمه شود تا هزینه آن را همه مردم یا کشور ندهد.
10- نکته تلخ دیگر ماجرا این است که ملکشاهی مثل بسیاری دیگر از شهرهای استان ایلام گرفتار بیکاری است، صنعت و کارخانه چندانی وجود ندارد، وضعیت کشاورزی پر رونق نیست و بسیاری از جوانان به سمت نظامیگری میروند و به استخدام نهادهای نظامی و امنیتی در میآیند. تقریباً خانوادهای در این شهر نمیتوانید پیدا کنید که جوانی در لباس نظامی نداشته باشد، دردناک است که با چنین بافتی شاهد چنین تراژدی هستیم.
و حرف آخر اینکه مقامات استانی دقیقاً کجا هستند؟ چرا باید رئیس جمهور قبل از آنها دستور رسیدگی بدهد؟ استان ایلام، استانی کوچک با کمتر از یک میلیون جمعیت است که تقریباً تمام طوایف و ایلات همدیگر را میشناسند و گاهی یک ریش گرو گذاشتن کار صد دستورالعمل و بخشنامه را انجام میدهد، انتظار میرفت و میرود آنها نقشآفرینی بیشتری بکنند نه اینکه چشم به دهان تهران بمانند و بعد موضعگیری کنند.
به دلیل تنگنظری، فیلترگذاریهای متعدد و حساسیتهای بیاندازه، ایلام سالهاست به مرکزی برای تمرین مدیریت افراد غیربومی و بعد رفتن به استانهای بزرگتر تبدیل شده است. زمین تمرین، سکوی پرتاب!
مردم این استان اندازه کافی در جنگ تحمیلی مال و جان و جوانی دادهاند، پس از جنگ هم فقر و محرومیت را تحمل کردهاند، در مسیر کربلا میزبان شایسته و فروتن میلیونها ایرانی بودهاند و شایسته این رفتارها نیستند، شایسته تحمل این همه رنج نیستند. این درخواست و التماس برای ترحم نیست، وظیفه شماست که قدم واقعی بردارید نه اینکه صرفاً در سفرهای استانی با گفتن جملاتی مثل «مردم سلحشور! مردم فداکار! مردم قهرمان! مردم محروم! و ...» رای و سوت و کف بخرید!