تحلیل گفتمان فضای مجازی فارسی در پیوند با رویداد ونزوئلا، تصویری سهلایه و پیچیده را نمایان میسازد: لایه بیرونی، طنز گزنده و هجوی است که اضطراب جمعی را مهار میکند؛ لایه میانی، شادی آمیخته که ریشه در آرزوهای داخلی دارد؛ و لایه زیرین، هراسی عمیق از تکرار الگویی مشابه.
به گزارش عصر ایران به نقل از ایرنا، در عصر حاضر، فضای مجازی به عنوان عرصهای دینامیک و فعال، نقش مهمی در ثبت و انتشار واکنشهای افکار عمومی نسبت به رویدادهای داخلی و بینالمللی ایفا میکند. این فضا، به مثابه متن گستردهای است که لایههای پنهان افکار، احساس و گفتمانهای جاری در جامعه را آشکار میسازد. در این میان، تحلیل محتوای تولیدشده توسط کاربران در پیوند با تحولات مهم جهانی، نه تنها درک ما را از عمق و جهت این واکنشها افزایش میدهد، بلکه میتواند چراغی برای فهم تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در بستر ملی باشد.
هدف این گزارش، بررسی علمی و نظاممند گفتمان حاکم بر یکی از این عرصهها، یعنی واکنش کاربران فضای مجازی فارسیزبان به رویدادهای اخیر در ونزوئلا، است. با تمرکز بر حجم انبوهی از توئیتهای پربازدید در یک بازه زمانی مشخص، این تحلیل در پی آن است تا به پرسشهای کلیدی زیر پاسخ گوید: ابعاد و مضامین اصلی گفتمان شکلگرفته حول این رویداد بینالمللی چیست؟ این گفتمان چه نسبتی با دغدغهها، امیدها و نگرانیهای داخلی برقرار میکند؟ و از رهگذر این تحلیل، چه تصویری از ذهنیت و رویکرد بخشی از جامعه مجازی ایران در قبال پدیدههای جهانی ترسیم میشود؟
روش پژوهش در این گزارش، تحلیل مضمون کیفی است. جامعه آماری پژوهش، توئیت های پربازدید از ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون بازدید بوده است که در بازه زمانی ۱۲ تا ۱۵ دی با کلیدواژههای مرتبط با تحولات ونزوئلا منتشر شدهاند. فرآیند تحلیل در سه مرحله اصلی انجام پذیرفته است: نخست، کدگذاری اولیه ، که در آن متن هر توئیت به دقت خوانده و مفاهیم اولیه استخراج شد. در مرحله دوم، کدگذاری محوری، این مفاهیم اولیه حول محورهای مشترک دستهبندی و مضامین فرعی شکل گرفتند. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، مضامین اصلی و فراگیر استخراج شد. رویکرد حاکم بر این تحلیل، تلاش برای فهم عمیق متن، با حداقل پیشداوری و با تکیه بر دادههای موجود است.
برای متنکاوی و تحلیل اولیه، دادهها خوانده، پاکسازی (منشنها، هشتگها و علائم نگارشی) و تحلیل شوند. آنالیز احساسات (sentiment analysis) بر اساس شمارش کلمات مثبت (مانند "خوشحال"، "شادی"، "آزاد") و منفی (مانند "بد"، "سیاه"، "جنگ"، "شکست") انجام گرفت. نتایج به صورت ساختیافته ارائه میشود.
کلمات پرتکرار (۵۰ کلمات برتر پس از پاکسازی): این کلمات نشاندهنده تمرکز اصلی توییتها هستند. کلمات عمومی مانند "و"، "در" و "از" غالباند، اما کلمات کلیدی محتوایی شامل "ونزوئلا" (۵۲ بار)، "مادورو" (۴۳ بار)، "امریکا" (۲۲ بار)، "ترامپ" (۱۵ بار)، "ایران" (۸ بار)، "سقوط" (۷ بار)، "عملیات" (۸ بار)، "دستگیر" (۵ بار) و "آزاد" (۶ بار) میشوند. این فرکانسها نشان میدهد که محور اصلی بحث، سقوط مادورو از طریق عملیات آمریکا است، با ارجاعات مکرر به ترامپ و مقایسه با وضعیت ایران.

الگوهای زبانی: بسیاری از توییتها شامل ایموجیهای خنده یا تعجب هستند که نشاندهنده لحن طنزآمیز یا احساسی است. هشتگهایی مانند #ونزوئلا، #ترامپ و #جاویدشاه تکرار میشوند، که به گفتمان سیاسی و انتقادی اشاره دارد.
رویکرد کلی: رویکرد اکثر توییتها مثبت به سقوط مادورو است، با دیدن آن به عنوان "پایان کابوس" و الگویی برای تغییر در کشورهای مشابه. رویکرد منفی در اقلیت است و شامل نگرانی از "جنگ" یا "اشغال" میشود. رویکرد خنثی در توییتهای توصیفی (مانند گزارش عملیات) دیده میشود.
نویسندگان عمدتاً اپوزیسیون و متنها انتقادی با رویکردی امیدوارانه و انتقادی نسبت به رژیمهای چپگرا به نظر میرسند.
تحلیل توئیتهای پربازدید درباره سقوط مادورو، بازتابی از امیدها و ترسها و همچنین دغدغهها و مطالبات کاربران توئیتر فارسی را آشکار کرده است. این تحلیل که بر اساس روش تحلیل مضمون و از میان توئیتهای پربازدید با حداقل ۲۰۰ هزار تا ۲ میلیون بازدید استخراج شده، ابعاد مختلف رویکرد کاربران را از نظر محتوایی و همچنین میزان تکرار آنها نشان میدهد:

تحلیل محتوای تولیدشده در فضای مجازی فارسی پیرامون تحولات اخیر در کشور ونزوئلا حاکی از توجه ویژه کاربران ایرانی به رویدادهای بینالمللی و تلاش برای درک ابعاد مختلف آن است.
یکی از مهمترین مضامین شناساییشده در این محتواها که حدود ۲۸ درصد از کل را به خود اختصاص داده، رویکرد تطبیقی و مقایسهای کاربران است. در این چهارچوب، برخی از منتشرکنندگان با ایجاد پیوندهای تحلیلی بین تحولات کشورهای مختلف، سعی در فهم عمیقتر روندهای جهانی داشتهاند. به عنوان نمونه، عباراتی مانند «از کاراکاس تا تهرانپارس فاصلهای نیست» که در برخی محتواها مشاهده شده، نشان میدهد چگونه کاربران ایرانی با استفاده از جغرافیای نمادین، به تحلیل پیوندها و تفاوتهای موجود در صحنه بینالمللی میپردازند. این نگاه مقایسهای که در قالبهای مختلفی ارائه میشود، گویای علاقه جامعه مجازی ایران به بررسی الگوهای رفتاری کشورها در عرصه جهانی است.



دسته دیگری از محتواهای منتشرشده که حدود ۲۰ درصد از کل را شامل میشود، بر ابعاد عاطفی و احساسی واکنش کاربران به رویدادهای بینالمللی متمرکز است. در این محتواها، شاهد بیان احساسات پیچیده و چندلایه کاربران هستیم که گاه در قالب بیان همدردی با ملتهای دیگر و گاه در شکل تحلیل روانشناختی رفتار جمعی ظاهر میشود. برای مثال، برخی از منتشرکنندگان به توصیف احساسات خود در مواجهه با تصاویر مربوط به تحولات پرداخته و حالتهایی چون «بغض» و «شادی» را در کنار هم بیان کردهاند. این گونه بیان احساسات، نشان از درگیری عاطفی کاربران با تحولات جهانی و همدلی آنان با ملتهای مختلف دارد و بازتابدهنده بعد انسانی فضای مجازی فارسی است.


سهم قابل توجهی از محتواهای تولیدشده، معطوف به تحلیل عملکرد قدرتهای بزرگ و به ویژه ایالات متحده در صحنه بینالمللی است. حدود ۱۶ درصد از محتواها به بررسی ابزارها، روشها و پیامدهای اقدامات قدرتهای بزرگ اختصاص یافته است. در این تحلیلها، کاربران با دقت به بررسی عملیاتهای بینالمللی، دیپلماسی عمومی و رفتارهای سیاسی کشورهای مؤثر میپردازند. به عنوان نمونه، برخی به تحلیل جزئیات عملیاتهای بینالمللی پرداخته و آن را با موارد تاریخی دیگر مقایسه کردهاند. این گونه محتواها نشان میدهد که کاربران ایرانی با پیچیدگیهای نظام بینالملل و نقش بازیگران مختلف در آن آشنایی داشته و سعی در تحلیل هوشمندانه تحولات دارند.





طنز سیاسی و استفاده از قالبهای خلاقانه برای تحلیل رویدادهای بینالمللی، حدود ۱۲ درصد از محتواهای منتشرشده را تشکیل میدهد. کاربران ایرانی با به کارگیری زبان طنز، سعی در ارائه تحلیلهای خود در قالبهایی جذاب و تأثیرگذار داشتهاند. برای مثال، برخی با ایجاد مقایسههای غیرمنتظره بین رویدادهای بینالمللی و تجربیات شخصی، به بیان نگاه خود پرداختهاند. یا با اشاره به رویدادهای حاشیهای مرتبط با شخصیتهای بینالمللی، تحلیلهای سیاسی خود را ارائه دادهاند. این استفاده خلاقانه از طنز، نه تنها بر جذابیت محتوا میافزاید، بلکه نشاندهنده بلوغ رسانهای کاربران در به کارگیری قالبهای مختلف برای انتقال پیام است.







دو مضمون مکمل که هر کدام ۸ درصد از محتواها را شامل میشوند، از یک سو به نقد عملکرد داخلی حکومتهای مختلف و از سوی دیگر به دغدغه درباره حاکمیت ملی و مداخلات خارجی میپردازند. در بخش اول، کاربران به تحلیل عوامل داخلی مؤثر در تحولات کشورها پرداخته و برای نمونه به بررسی سیر تحول شخصیتهای سیاسی در بستر زمان اشاره کردهاند. در بخش دوم، نگرانی نسبت به حفظ حاکمیت ملی و انتقاد از مداخلات خارجی در امور داخلی کشورها مورد توجه قرار گرفته است. عباراتی مانند «ونزوئلا آزاد نشد، اشغال شد» که در برخی محتواها دیده میشود، بیانگر این دغدغه کاربران نسبت به اصول حقوق بینالملل و حاکمیت کشورهاست. این دو مضمون در کنار هم، نشاندهنده نگاه متوازن و همهجانبه کاربران به تحولات بینالمللی است.


در لایه پایانی تحلیل، دو مضمون «تأکید بر عوامل اقتصادی» و «ابراز آرمانهای جهانی» هر کدام با سهم ۴ درصدی قرار دارند. در مضمون اول، کاربران به نقش زیرساختهای اقتصادی در ثبات یا بیثباتی کشورها توجه نشان دادهاند. برای مثال، برخی به صورت تحلیلی به رابطه بین وضعیت اقتصادی و ثبات سیاسی پرداختهاند. در مضمون دوم، شاهد ابراز آرمانها و امیدهای کاربران برای بهبود شرایط جهانی هستیم. عباراتی که خواستار آزادی و رفاه برای ملتهای مختلف است، در این دسته جای میگیرد. این محتواها نشان میدهد که کاربران ایرانی، تحولات بینالمللی را صرفاً در سطح سیاسی ندیده، بلکه ابعاد اقتصادی و آرمانهای انسانی آن را نیز مورد توجه قرار دادهاند.
۱. تحلیل کمی و کیفی توئیتها نشان میدهد که واکنشها صرفاً به ونزوئلا محدود نشده، بلکه بستری برای تعبیرِ مجددِ نگرانیها، امیدها و دردهای داخلی ایران بوده است.
۲. یافته های گزارش نشان میدهد که برای کاربران فارسیزبان، «ونزوئلا» تنها یک رویداد خارجی نبوده، بلکه بستری اجتماعی برای روایت وضعیت درونی ایران است. واکنشها با ساختاری تطبیقی، عاطفی و انتقادی، گویای دو ویژگی کلیدی است: اولاً، تمایل شدید به تفسیر سیاسیِ جهان از طریق دردِ داخلی، و ثانیاً، هوشیاری نسبی در تشخیص نقش قدرتهای جهانی و پیچیدگیهای بینالمللی.
۳. در مجموع، این تحلیل تصویر جامعهای را ترسیم میکند که اگرچه محصور در دغدغههای داخلی است، اما از هوشیاری رسانهای، عمق احساسی و درکی چندبعدی از مناسبات قدرت جهانی برخوردار است.