کد خبر ۱۱۳۱۱۵۶
تاریخ انتشار: ۱۸:۲۵ - ۱۸-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۱۱۵۶
انتشار: ۱۸:۲۵ - ۱۸-۱۰-۱۴۰۴

لطفعلی‌خان زند به‌هیچ‌وجه جوان برنای خوب‌روی مظلومی نبود

لطفعلی‌خان زند به‌هیچ‌وجه جوان برنای خوب‌روی مظلومی نبود
درباره ناصرالدین‌شاه قاجار هم افسانه‌های بی‌پایه متعددی رایج است و هر هجوگوی بی‌ادبی، به خود اجازه می‌دهد که این پادشاه نیک‌اندیش و ایران‌خواه را به سخره بگیرد و او را مظهر عیاشی و بی‌بندوباری معرفی کند. دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه از آرام‌ترین ادوار تاریخ ایران پس از صفویه است.
در تاریخ‌نگاری یک سویه و جانبدارانه، آقا محمدشاه قاجار، مخنثی تندخو و ظالم و خون‌خوار معرفی شده است و لطفعلی‌خان زند، جوانی محجوب، مهربان، نرم‌خو و ایران‌خواه. مراجعه دکتر غلامحسین زرگری‌نژاد به منابع و اسناد معتبر دیگری که عمداً مورد غفلت تاریخ‌نویسان واقع شده بود، روایت دیگری از این دو شخصیت تاریخی به‌دست می‌دهد.
 
به گزارش هم‌میهن؛ دکتر غلامحسین زرگری‌نژاد، استاد تاریخ دانشگاه تهران و متخصص مطالعات قاجاریه، کتابی با عنوان «برآمدن قاجار» منتشر کرده‌اند. خود ایشان در بیان علت نوشتن و انتشار این کتاب قریب به مضمون چنین گفته‌اند که «این کتاب را محض عذرخواهی از بدگویی‌های پیشین درباره خان قاجار نوشته‌ام...». تاریخ را فاتحان می‌نویسند و روایت پهلوی و البته بیگانه‌ها از تاریخ قاجار روایتی یک‌سره وارونه است.
 
آن‌ها چنان در کار خود استمرار ورزیدند که ما رفته‌رفته فراموش کردیم، قاجاریه برای سال‌های متمادی- در شرایطی که ایران هیچ اهرم قدرتی نداشت - کشور را از شر دو قدرت بدخواه و اهریمنی جهانی یعنی روس و انگلیس حفظ کرد. فتح‌علی‌شاه و عباس‌میرزای مرحوم و دستگاه دیپلماسی آن زمان ایران، توانستند با صلح‌کردن بر سر سرزمین‌های ازدست‌رفته، بخش بزرگی از کشور را از کام روس‌های متجاوز بیرون بکشند و آن‌ها را تا سرحد ارس عقب برانند. از آغاز انحطاط صفویه، کشور اندک‌اندک به کام هرج‌ومرج و آشوبی بلندمدت گرفتار آمد.
 
در تاریخ پس از این سلسله، نام سه نفر بیش از دیگران شنیده می‌شود؛ نادرشاه افشار که با جنگاوری و رزم بی‌وقفه و بی‌امان کوشید تا امپراتوری را احیا و سرزمین‌های ازدست‌رفته را به آغوش میهن بازگرداند، دوم کریمخان زند که در دوره کوتاه فرمانروایی‌اش بر بخش‌هایی از ایران توانست آرامش و امنیت نسبی برقرار کند و درنهایت آقا محمدشاه قاجار که توانست دولتی مرکزی و با ثبات برای جانشینانش به‌جا گذارد و جان در این راه گذاشت.
 
لطفعلی‌خان زند به‌هیچ‌وجه جوان برنای خوب‌روی مظلومی نبود
 
در تاریخ‌نگاری یک‌سویه و جانبدارانه، آقا محمدشاه قاجار، مخنثی تندخو و ظالم و خون‌خوار معرفی شده است و لطفعلی‌خان زند، جوانی محجوب، مهربان، نرم‌خو و ایران‌خواه. مراجعه دکتر غلامحسین زرگری‌نژاد به منابع و اسناد معتبر دیگری که عمداً مورد غفلت تاریخ‌نویسان واقع شده بود، روایت دیگری از این دو شخصیت تاریخی به‌دست می‌دهد.
 
لطفعلی‌خان اول مرتبه به کرمان حمله کرد و برای 40 روز آن سامان را مورد محاصره قرارداد، سربازانش در غارت و چپاول مردم اطراف از هیچ‌کاری فروگذار نکردند. درحالی‌که مردم شهر 20 هزار تومان برای این خان زند هدیه فرستادند که دست از سرشان بردارد و به راه خودش برود. لطفعلی‌خان به محاصره ادامه داد تا جایی که قحطی به اردوی خودش هم رسید و سربازانش به خوردن اسب، قاطر و الاغ افتادند. ازاین‌قبیل قتل، غارت، چپاول و تلاش برای نشستن بر سریر حکومت به هر قیمتی، لطفعلی‌خان زند، کم ندارد.
 
او به‌هیچ‌وجه جوان برنای خوب‌روی مظلومی نبود که خان خون‌خوار قاجار فقط به حکم تبار زندیه‌اش، به قصد کشتن تعقیبش کند. آقا محمدخان در آن زمان چنان سرگرم فرونشاندن آشوب‌های خان‌های کوچک و حکام خودخوانده بود که فرصتی برای انتقام‌کشی از زندیه نداشت. در روایت مستند دکتر زرگری‌نژاد، لطفعلی‌خان زند برای تجهیز دارودسته نظامی، ادامه جنگ و گریزهایش، تصمیم به فروش الماس دریای نور به سرهارفورد جونز، نماینده کمپانی استعماری هند شرقی و وزیرمختار بریتانیا می‌گیرد و با او قراری هم می‌گذارد که آقا محمدشاه قاجار مانع می‌شود و الماس را پس از کشمکش‌های فراوان به خزانه ایران بازمی‌گرداند.
 
وارونه جلوه‌ دادن تاریخ قاجاریه اجزا و ابعاد شگفت‌انگیزی دارد تا آن‌جا که حتی حکایت خیانت میرزا ابراهیم کلانتر، شرحی دیگر و به‌کلی متفاوت از روایتی دارد که در کتاب‌های درسی و رسمی تاریخ خوانده‌ایم.
 
درباره ناصرالدین‌شاه قاجار هم افسانه‌های بی‌پایه متعددی رایج است و هر هجوگوی بی‌ادبی، به خود اجازه می‌دهد که این پادشاه نیک‌اندیش و ایران‌خواه را به سخره بگیرد و او را مظهر عیاشی و بی‌بندوباری معرفی کند. دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه از آرام‌ترین ادوار تاریخ ایران پس از صفویه است.
 
در این دوره پادشاه با دست خالی توانست مطامع روس و انگلیس را مهار کند و پایه‌های توسعه و مدرنیزاسیون ایرانی را در تطبیق با فرهنگ ملی اندک‌اندک استوار سازد، بنایی که با ظهور رضاشاه یکسره تخریب شد و آن دستگاه هاضمه فرهنگی ایرانی که هر پدیده وارداتی را با ذائقه ملی و تاریخی تطبیق می‌داد و از آن چیزی مفید و منطبق با نیاز این سرزمین می‌ساخت، از بین رفت.
 
بسیاری از زیربناهای مدرن کشور که بنیان‌گذاری‌اش توسط پهلوی‌دوستان به این سلسله منتسب می‌شود، در زمان ناصرالدین‌شاه پایه‌گذاری شده است از راه‌آهن، کارخانجات و صنایع مهم تا تلفن، تلگراف، چراغ الکتریکی و دانشگاه. روند طبیعی توسعه و تطبیق آن با فرهنگ ملی با وجود پادشاهی چون ناصرالدین‌شاه می‌توانست به مقصد مطلوب و نیکی برسد که با ترور او و آشوب بر سر مشروطه، به‌کلی دگرگون شد.
ارسال به دوستان
گفت وگوی نخست وزیر عراق و ترامپ درباره تحولات منطقه علت مرگ فوتبالیست اسپانیایی مشخص شد؛ تحقیقات پلیس درباره دروازه‌بان و تیم پزشکی محسن رضایی: آقای پوتین گفت هر کمکی برای پایان جنگ انجام می‌دهد تکذیب شایعه قطع کالابرگ ۳۰ تا ۴۰ میلیون نفر مسکو: شهروندان روسیه موقتا از سفر به ایران خودداری کنند حمله پهپادی به فرودگاه دمام عربستان جریمه سه نماینده فوتبال ایران در آسیا/ استقلال و تراکتور ۲۱ هزار دلار جریمه شدند کره‌ شمالی به اتحادیه‌اروپا: سرتان به کار خودتان باشد! سازمان راهداری از شنبه از کامیون‌های بدون بارنامه، عوارض می‌گیرد هشدار مدیریت بحران: مردم از سفرهای غیرضروری به مناطق سیل‌خیز خودداری کنند/ نزدیک رودخانه‌ها نشوید ترامپ: تماس‌هایی درباره نارضایتی از وزیر جنگ وجود دارد/ فعلا قصد برکناری ندارم تلف شدن ۳۵ راس گوسفند بر اثر برخورد صاعقه در خراسان جنوبی R129؛ نخستین نسل مرسدس بنز SL که در اشتوتگارت تولید نشد (+عکس) رئیس سازمان انرژی اتمی: تهدیدهای مکرر رئیس‌جمهور آمریکا علیه تأسیسات هسته‌ای ایران نشانه درماندگی آن‌هاست ادامه روند ناکامی‌های شمس‌آذر/ برتری ارزشمند صنعت‌نفت