عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ حجم مرده، همان آبی است که اکنون داریم از آن استفاده میکنیم؛ نه اینکه از آب مرداب بخوریم، اما هر لیوان آبی که مینوشیم، هر حمامی که میرویم، هر بار که دست و صورتمان را میشوییم، در واقع از حجم مرده آب سدهای امیرکبیر، طالقان، لتیان و سایر سدها استفاده میکنیم.
سال آبی جاری به روزها و ماههای پایانی خود نزدیک میشود. معمولاً سال آبی از مهر تا اواسط بهار محاسبه میشود؛ معمولا بارندگیها از مهر شروع میشود و تا پایان آبان ادامه دارد و پس از آن نیمههای آذر هم بارش برف بهطور جدی شروع شود. اما آنچه در این مدت رخ داد بارندگیهای بسیار اندک بوده است. بهدلیل نبود بارش مستمر برف در کوهستانها، به خصوص منطقه توچال و دیزین و شمشک یخچالهای طبیعیِ محکم و پایداری شکل نگرفتهاند تا بتوانند آب را برای مدت طولانی در رودخانهها ذخیره و جاری کنند.
در حال حاضر، طبق اطلاعات رسمی، تهران بیش از ۷۰ درصد نسبت به سالهای نرمال کاهش بارندگی داشته و همین مسئله باعث کاهش شدید ذخایر سدهای پنجگانه شده است. این سدها شامل امیرکبیر، لتیان، طالقان، ماملو و لار هستند و تقریباً کل آب تهران از طریق همین سدها تأمین میشود.
همچنین آمارها نشان میدهد که تا این لحظه، بارندگیهای انجامشده در کشور فقط توانسته حدود ۳۵ درصد از مخازن سدهای سراسر ایران را پر کند. استانهایی مانند تهران، خراسان رضوی، قم، زنجان و مرکزی در شرایط بسیار بحرانی از نظر ذخایر آبی قرار دارند.
تا پیش از بارندگیهای هفته گذشته، سد امیرکبیر تنها ۳ درصد، سد لار ۱ درصد، سد طالقان ۲۶ درصد و سد لتیان ۸ درصد پرشدگی داشتند که ارقامی بسیار ناچیز است. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند تهران در ورطه ورشکستگی شدید آبی قرار گرفته و این احتمال وجود دارد که بهزودی با پدیده «صفر آبی» در تهران مواجه شویم.
در حال حاضر، سد امیرکبیر از حجم مخزن ۲۰۵ میلیون مترمکعبی خود، فقط ۶ میلیون مترمکعب آب ذخیره دارد. از آنجا که ذخیره کمتر از ۱۰ میلیون مترمکعب بهعنوان حجم مرده این سد محاسبه میشود، سد امیرکبیر عملاً به حجم مرده رسیده است.
بحرانهای سد امیرکبیر محدود به یک یا دو مورد نیست. ساختوسازها، بهویژه احداث بزرگراه تهران–شمال در بالادست، حجم زیادی گلولای را به رودخانه کرج وارد کرده است. این گلولای همراه با آب رودخانه به پشت سد کرج منتقل شده و پیشبینی میشود حجم رسوبات انباشتهشده بسیار بیشتر از برآوردهای اولیه باشد؛ بهطوری که مقدار قابل توجهی گلولای هماکنون در مخزن سد ذخیره شده است.
سد لتیان هم با وجود ظرفیت ۹۵ میلیون مترمکعبی مخزن، تنها ۵ میلیون مترمکعب آب ذخیره دارد. از آنجا که حجم مرده این سد حدود ۲۸ میلیون مترمکعب در نظر گرفته میشود، سد لتیان هم به حجم مرده رسیده است.
سد لار فقط ۱۰ میلیون مترمکعب آب ذخیره دارد، در حالی که حجم مرده آن حدود ۲۳ میلیون مترمکعب برآورد شده بود؛ بنابراین این سد هم وارد محدوده حجم مرده شده است. سد ماملو نیز با تنها ۱۸ میلیون مترمکعب آب، یعنی حدود ۷ درصد ظرفیت خود، و با توجه به اینکه حجم مرده آن ۲۸ میلیون مترمکعب محاسبه شده، به شرایط مشابهی رسیده است.
در حال حاضر، سد طالقان هم با وجود آنکه از ظرفیت ۴۲۰ میلیون مترمکعبی خود تنها ۹۷ میلیون مترمکعب آب ذخیره دارد، به دلیل آنکه حجم مردهاش کمتر از ۱۰۰ میلیون مترمکعب اعلام شده، عملاً به حجم مرده رسیده است.
تهران بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از تشنهترین شهرهای جهان است و با یک بحران بزرگ زیستمحیطی روبهروست؛ بحرانی که عواقب آن میتواند بسیار خطرناک باشد. یکی از دلایل اصلی بروز این وضعیت، بیتوجهی به ساختار زیستمحیطی چرخه آب و نبود تلاش جدی برای احیای محیطزیست است؛ موضوعی که طی بیش از چهار دهه گذشته در برنامهریزی هیچیک از مدیران جایگاه مشخصی نداشته است.
با این حال، هنوز نجات تهران از این وضعیت بحرانی امکانپذیر است. راهحلها بارها در جهان تجربه شده و نتایج موفقی به همراه داشته است. نمونه روشن آن، شهر کیپتاون در آفریقای جنوبی است؛ شهری که به آستانه «صفر آبی» رسید، اما با رویکردی کارشناسی و علمی توانست از این وضعیت عبور کند و امروز از نظر آبی نجات پیدا کرده است. همان کاری که میتوان برای تهران هم انجام داد، اگر ارادهای برای آن وجود داشته باشد.