عصر ایران - روز چهارم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم سینمایی کوچ (محمد اسفندیاری)، گیس (محسن جسور) و سرزمین فرشتهها (بابک خواجه پاشا) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دادند.
کارگردان: محمد اسفندیاری
ترکیب بازیگران: نادرفلاح، علیمحمد رادمنش، محمدرضا مسعودی، ندا حسینی، علی نفیسی، یدالله شادمانی، مسعود رحیمپور، حسین شریفی، زهرا مرادی، حدیث اسماعیلی و ...
داستان فیلم درباره زندگی حاج قاسم سلیمانی است و متمرکز بر بخشهایی از نوجوانی اوست که برای کمک به حل بدهی بانکی پدرش تصمیم میگیرد همراه دوستانش راهی سفری به شهر شود. این سفر، که در ظاهر ساده به نظر میرسد، تبدیل به تجربهای نو از مسئولیت، مواجهه با زندگی و بلوغ شخصی برای او میشود و ...
برخلاف فیلمهای این روزها که سعی دارند پرتعلیق و هیجانی باشند، «کوچ» ریتمی متفکرانه و ملایم دارد که باعث میشود تماشاگر فرصت تأمل درباره رفتار و انتخابهای شخصیتها را داشته باشد.
یکی از نقاط قابل تحسین فیلم این است که از ارائه پیامهای مستقیم یا کلیشهای خودداری میکند و بهجای آن بر تجربههای ملموس و ساده زندگی تأکید دارد.
جالب است که در این فیلم میبینیم قهرمان نه در صحنههای بزرگ، بلکه در لحظات کوچک ساخته میشود و اتفاقا به همین دلیل است که به عنوان یک فیلم زندگینامهای موفق عمل میکند.
فیلم در نشان دادن جزئیات موفق است و شاید تنها اشکال فیلم این است که از اواسط ان هم لحن و هم فضا دچار تغییری میشود که یکدستی فیلم را مخدوش میکند. نقش آفرینی بازیگران و فضا سازیهای فیلم قابل توجه است.
فیلمساز میتوانست از موقعیتهای موجود در همین داستان بهره بیشتری در ادامه داستان ببرد مانند آن ماجرای معلم و عکس ابتدایی فیلم کاملا پتانسیل استفاده بسیار بیشتری در فیلم را داشت.
معمولا در آثار تولید نهادها و ارگانها محصول ساخته شده جندان جالب توجه نیست اما کوچ به عنوان یک اثر بیوگرافی درام توانسته است در حد معقول و متناسب ظاهر شود.

کارگردان: محسن جسور
ترکیب بازیگران: حامد بهداد، الهه حصاری، بهنوش طباطبایی، عرفان ناصری، علیرضا آرا، حسین پورکریمی، سپهر گندمی و ...
داستان «گیس» از حادثه انفجار و شرایط بازسازی پتروشیمی مارون آغاز میشود، جایی که پس از حادثه و بازسازیهای سریع، تضاد منافع میان گروهها، کارگران، سیاستگذاران و ذینفعان اقتصادی مطرح میشود.
بزرگترین مشکل فیلمنامه این است که انگار خواسته چند فیلم موفق سالهای گذشته با جنین سوژهها و تمهایی را کنار هم، در این حادثه بوشهر جمع کند و از هرکدام چیزی را آورده است به همین دلیل آشفتگی زیادی در سراسر فیلم جاری است.
فیلم میخواهد از تحریم، تکیه بر توان داخلی، اعتراض، مشکلات معیشتی، خیانت، سودجویی و ... بگوید اما در واقع فقط یک اشاره به آنهاست و به هیچ سرانجام مشخصی هم ختم نمیشود. تمرکز اصلی فیلم دقیقاً بر کدام مسئله است: حادثه صنعتی، فساد سیستماتیک، اعتراضات کارگری یا روابط انسانی و ...؟
بزرگترین مشکل فیلمی مانند «گیس» این است که سعی دارد با تکیه بر به رخ کشیدن خودنمایی کند، به رخ کشیدن موقعیت پیچیده، بازیگران معروف، تولید پرهزینه و ... اما در واقع یک محصول ناقص الخلقه به وجود آورده است که انگار موجودی است که سرش دوبرابر پاهایش بزرگ است و دست ندارد اما 5 پای کوتاه دارد و ...
بازی حامد بهداد انصافا بد نیست اما در این بلبشویی که فیلم ساخته است شاید تنها چیزی که نتوان بر روی آن تمرکز کرد نقش آفرینی بازیگران فیلم است. شخصیتها اغلب تیپیکال و فاقد پرداخت روانشناختی هستند. کاراکترها بیش از آنکه کنشمند باشند، حامل دیالوگها و پیامهای مستقیماند. این مسئله باعث میشود فیلم بهجای روایت، به بیانیهخوانی سینمایی نزدیک شود.
«گیس» جدای از فیلمنامه در کارگردانی هم یک کپی کولاژ از چند فیلم سینمای ایران است که هیچ حرفی برای گفتن ندارد، حیف از آن همه زحمت، هزینه و ...

کارگردان: بابک خواجه پاشا
ترکیب بازیگران: سولاف فواخرجی، فاطمه المعصومه زریق، فاطمه مریش، زهرا فاضل، علی ذیب، محمد اسد و ...
داستان فیلم در شرایطی روایت میشود که غزه زیر حملات موشکی ویرانه شده و بسیاری از کودکان، خانوادههایشان را از دست دادهاند. در این بین زن معلمی که او هم خانوادهاش را از دست داده، تلاش میکند برای بچههای بیسرپرست مادری کند. او بچهها را در جایی پناه میدهد و برای محافظت و غذا رساندن به آنها به مشکل برمیخورد.
تم اصلی فیلم یک موضوع جهانی است و سعی بر این است که درامی انسانی با تأکید بر امید و مقاومت که تلاش دارد با بهرهگیری از تجربههای احساسی، تماشاگر را در مواجهه با موضوعات بزرگ انسانی شریک کند.
اما مشکل اصلی فیلم این است که درام شکل نمیگیرد بیشتر از اینکه فیلمی دراماتیک باشد به یک گزارش از مشکلات و مصیبتهایی که وجود دارد بسنده کرده است.
اساسا اینجا پرسش این است که چرا برای چنین اتفاقاتی از زبان بیانی سینما استفاده شده است؟ سینما چه کمکی به بازگویی این اتفاقات و روایتها کرده است اگر نتواند آنرا دراماتیک کند؟
کاملا پیداست که این اثر بهجای اتکا به درامهای پرتعلیق، روی لحظات احساسی، عناصر انسانی و پیامهای اجتماعی تمرکز میکند، موضوعی که میتواند هم نقطه قوت و هم چالشی برای جذب مخاطب بیشتر باشد چون واقعا چنین فیلمی را دیگر نمیتوان گفت برای مخاطب خاص ساختهاند!
نکته مثبت فیلم بازیگر زن نقش اصلی آن است، سولاف فواخرجی با گریمی که روی صورت دارد، موقعیت زنی تنها در میدان جنگ را بهخوبی درک کرده و با تمام وجود توانسته است احساساتی نظیر خستگی، اندوه، ترس، گرسنگی، دلتنگی و استیصال را به تصویر بکشد.

*در نشست خبری فیلم کوچ در پردیس سینمایی ملت (سینمای رسانه) اسفندیاری کارکردان فیلم در ابتدا گفت: جان باختن هموطنان را در اتفاقهای اخیر تسلیت و عید امروز (نیمه شعبان) را هم تبریک میگویم.
*کارگردان این اثر درباره شباهت بخشهایی از فیلمش به «بچه مردم» توضیح داد: قبل از «بچه مردم» هم وس اندرسون از این سبک استفاده کرد. ما اولین فیلمسازها نیستیم و قطعا هر اثری ممکن است شباهتهایی با آثار پیش از خود داشته باشد.
در این نشست توضیح داده شد که اگر همراهی خانواده شهید سلیمانی نبود گروه به نتیجه نمیرسید و بسیار باظرفیت برخورد کردند.
*طراح صحنه کوچ در ادامه گفت: ما از قبل باید یک مابهازایی را با توجه به چیزهایی که از قبل وجود داشته ایجاد میکردیم از زادگاه حاج قاسم و کرمان که با عکسها و فیلمها و رفرنسها سعی کردیم درست اجرا کنیم. شرایط لوکیشن و فیلمبرداری بسیار سخت بود در سکانسی که قاسم زیر آب میرود آنقدر آب سرد بود که واقعا ما نگران بازیگر نوجوانمان بودیم.
*مهدی جوادی تهیهکننده فیلم «گیس» حضور نداشتن بازیگران فیلمش در نشست خبری جشنواره را به فاشیستهای رسانهای مربوط دانست که آنها را از حضور در جشنواره ترساندهاند.

اما متأسفانه تا این لحظه هیچیک از درخواستهایی که در سالهای گذشته اجابت میشد، امسال به نتیجه نرسیده و حتی نهادهایی که بهطور سنتی حامی جشنواره بودند، حضور ندارند. این موضوع برای خود ما هم یک سؤال جدی است.
جعفری با بیان اینکه پیگیریها همچنان ادامه دارد، گفت: امیدوارم این عدم همراهی ناشی از فضای ناآرام یا نوعی عافیتطلبی نباشد. به نظر میرسد امسال جشنواره به نوعی از سوی نهادهایی که باید در کنار آن میبودند، بایکوت شده است. این مسئله به کیفیت برگزاری جشنواره آسیب میزند، چراکه در همه جای دنیا جشنوارهها با حمایت حامیان خود میتوانند باشکوه برگزار شوند.
وی در پاسخ به این پرسش که در صورت مراجعه همین نهادها در سال آینده چه واکنشی خواهید داشت، تصریح کرد: من همچنان امیدوارم که در همین فرصت باقیمانده، این مسئله حل شود. اما طبیعی است که فراموش نمیکنیم چه کسانی در روزهای سخت کنار جشنواره بودند و چه کسانی نبودند. تصمیمگیری درباره سال آینده، طبیعتاً به زمان خودش موکول خواهد شد.