عصرخبر- امسال در جشنواره ملی فیلم فجر اتفاقی افتاده که اگر اهل سینما باشی، نمیتوانی نسبت به آن بیتفاوت بمانی. نهادهایی مثل ناجا و قوه قضاییه با چند فیلم وارد میدان شدهاند و ـ برخلاف انتظار ـ روایتهای نسبتاً بیپردهای از حوزه عملکرد خود ارائه دادهاند.
نه فرشتهسازی افراطی، نه بزککردن واقعیت. برای همین هم باید گفت: دستمریزاد. همین که یک نهاد رسمی جرأت میکند ضعفها، تناقضها و پیچیدگیهای درون خودش را در قالب درام نشان دهد، یعنی فهمیده سینما ابزار تبلیغات خام نیست، رسانهی پرسشگر است.
اما درست در نقطه مقابل، «موسسه سینمایی اوج» قرار دارد؛ نهادی که سالهاست از آنور بوم افتاده. آنقدر «سفارش قند پهلو» به فیلمساز میدهد که خروجی کار نه فیلم است، نه روایت، بلکه بروشور تصویری. قهرمانها همیشه سفیدِ سفید، دشمنها همیشه سیاهِ سیاه، و جهان فیلمها چنان مصنوعی است که حتی تماشاگر عام هم بوی سفارش را از ده متر آنطرفتر حس میکند.
مشکل «اوج» پول نیست؛ مشکل، نگاه است. نگاه امنیتزده به مخاطب، نگاه شعارزده به روایت، و ترس مزمن از خاکستریها. سینما با تعارف زنده نمیماند. با پیچیدگی انسان زنده است، با تضاد، با تردید، با شکست.
اینکه ناجا و قوه قضاییه امسال جسارت کردهاند و اجازه دادهاند روایتهای غیررسمیتر وارد قاب شود، یک قدم رو به جلوست. اما اوج هنوز در دوران پوسترهای دهه شصت گیر کرده؛ فکر میکند با تزریق بودجه میشود ایمان تولید کرد.
سینما جای موعظه نیست. جای کشف است. و هر نهادی که این را نفهمد، دیر یا زود از حافظه تماشاگر حذف میشود — حتی اگر میلیاردها خرج کرده باشد
