فیلم بیشتر »»
کد ۱۱۴۲۱۶۱
انتشار: ۱۸:۵۸ - ۲۸-۱۱-۱۴۰۴

دو دقیقه از سینمای ناب داریوش مهرجویی ؛ چگونه سوگ فردی، دسته جمعی می‌شود (تماشا کنید)

سکانس گریه دسته جمعی سرنشینان یک تاکسی در فیلم پری ساخته داریوش مهرجویی یکی از ماندگارترین سکانس‌های تاریخ سینمای ایران است.

عصر ایران - سکانس گریه دسته جمعی سرنشینان یک تاکسی در فیلم پری ساخته داریوش مهرجویی در سال 1373 یکی از ماندگارترین سکانس‌های تاریخ سینمای ایران است.

خلاصه داستان فیلم: 

پری داستان دختری روشنفکر و اهل مطالعه (با بازی نیکی کریمی) است که پس از مرگ پدر، دچار بحران عمیق روحی و معنوی می‌شود. او در میان عقل، عرفان، ایمان و شک سرگردان است و هرچه بیشتر می‌خواند و فکر می‌کند، آرامش کمتری پیدا می‌کند.

در این مسیر، برادرش داداشی (خسرو شکیبایی) تنها تکیه‌گاه عاطفی اوست؛ مردی ساده و مهربان که بدون فهمیدن تمام سؤال‌ها، بار رنج خواهرش را به دوش می‌کشد. فیلم بیش از آن‌که دربارهٔ پاسخ‌ها باشد، دربارهٔ ناتوانی انسان در یافتن معنا و نیاز به همدلی است.

خسرو شکیبایی در فیلم پری نقش داداشی (برادر پری) را بازی می‌کند؛ شخصیتی ساده‌تر، زمینی‌تر و به‌ظاهر معمولی‌تر از پری، اما از نظر احساسی بسیار عمیق و انسانی. 

او نقطهٔ تعادل فیلم است؛ کسی که درگیر بحران‌های پیچیدهٔ فلسفی و عرفانی نیست، اما درد خواهرش پری را با تمام وجود حس می‌کند.

داداشی نمایندهٔ عشق بی‌قیدوشرط است؛ نه تحلیل می‌کند، نه نصیحت فلسفی می‌دهد، فقط می‌خواهد پری آرام شود و رنج نکشد. گریهٔ او در تاکسی، در واقع انفجار همین درماندگی و محبت سرکوب‌شده است.


چرا این صحنه مهم و ماندگار است؟

در این سکانس، خسرو شکیبایی، در تاکسی ناگهان از درون می‌شکند و شروع به گریه می‌کند، گریه‌ای واقعی، بی‌پناه و بدون اغراق. نکته تکان‌دهنده این است که گریه او به دیگران هم سرایت می‌کند: راننده و مسافران، که هیچ شناختی از او ندارند، کم‌کم با او همراه شده و گریه می‌کنند.

قدرت این صحنه در این است که رنج فردی به رنج جمعی تبدیل می‌شود. مهرجویی نشان می‌دهد درد انسان، اگر صادقانه باشد، نیاز به توضیح ندارد، فقط منتقل می‌شود. 

تاکسی، به‌عنوان یک فضای کاملاً روزمره و عمومی، ناگهان به مکانی برای همدلی و تخلیهٔ احساسات سرکوب‌شدهٔ یک جامعه تبدیل می‌شود.

از نظر کارگردانی، همه‌چیز آگاهانه ساده است: نه موسیقی اغراق‌آمیز، نه حرکت نمایشی دوربین. دوربین شاهد است، نه مفسر. همین سادگی باعث می‌شود بازی شکیبایی کاملاً بدرخشد؛ گریه‌ای که «بازی» به نظر نمی‌رسد، بلکه اتفاق می‌افتد.

سکانس گریه در تاکسی مرجع است چون ثابت می‌کند سینما می‌تواند با یک بازی صادقانه و یک موقعیت ساده، دل یک جمع را بلرزاند.

ارسال به دوستان
نایب‌رئیس مجلس: حملات به حزب‌الله متوقف نشود، باب‌المندب را هم می‌بندیم ساواک، بازگشت به کانون مناقشه؛ گزارش گاردین درباره رسوایی اخیر پیرامون رضا پهلوی آمریکا هشدارهای سفر به غرب آسیا را تمدید کرد هشدار بارش‌های سیل‌آسا در ۸ استان واکنش بقائی به ناکامی آلمان در عضویت در شورای امنیت پس‌لرزه‌های ۸۸ روز قطعی اینترنت سفر رئیس‌جمهور چین به کره شمالی پس از هفت سال سدهای تهران چقدر آب دارند؟ نمونه ای برجسته از بروتالیسم متأخر و مدرنیسم شرکتی آمریکا (+عکس) آلفارومئو جولیا کوادریفولیو؛ از نگاه کردن به این اثر هنری خسته نمی شوید! (+تصاویر) غریب‌آبادی: در مورد متن توافق، خیلی جلو رفتیم/ رفع تحریم‌ها و مباحث مرتبط با هسته‌ای در مرحله دوم مذاکرات قرار دارند زیبایی های مدرنیسم سوسیالیستی در یوگسلاوی (+عکس) مجلس نمایندگان آمریکا قطعنامه محدویت اختیارات جنگی ترامپ درباره لبنان را رد کرد ایستگاه متروی «فربلینر پلاتس»؛ زیبایی های معماری مدرنیسم در برلین (+عکس) حمله پهپادی به عمان / توقف صادرات نفت