فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۲۴۱۵
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۴ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۲۴۱۵
انتشار: ۱۳:۳۴ - ۲۹-۱۱-۱۴۰۴

سرگذشت دختر نوجوانی که فریب مرد قاچاقچی را خورد

سرگذشت دختر نوجوانی که فریب مرد قاچاقچی را خورد
دختر نوجوانی که مدعی بود فریب یک قاچاقچی مکار را خورده است و مادرش از وجود موادمخدر صنعتی در سقف کاذب انباری منزلشان هیچ اطلاعی ندارد، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری رسالت مشهد گفت.

روزنامه خراسان نوشت: دختری نوجوان که به خاطر داشتن مواد مخدر دستگیر شده است، داستان زندگی‌اش را بازگو کرد.

دوران کودکی ام با دیگر همسن و سالانم بسیار متفاوت بود؛ چراکه مادرم مدام تکرار می کرد من بالاخره طلاق می گیرم. آن زمان۸سال بیشتر نداشتم و از شنیدن این جمله ترس همه وجودم را فرا می گرفت. با وجود این، دعوا و درگیری های پدر و مادرم پایانی نداشت تا این که آن روز وحشتناک فرارسید ومادرم پس ازجدایی ، سرپرستی مرا نیز پذیرفت....

دختر نوجوانی که مدعی بود فریب یک قاچاقچی مکار را خورده است و مادرش از وجود موادمخدر صنعتی در سقف کاذب انباری منزلشان هیچ اطلاعی ندارد، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری رسالت مشهد گفت: مادرم بعد ازطلاق، در یک کارخانه تولیدی مشغول کار شد و برای آن که بتواند اجاره منزلمان را بپردازد، در دو شیفت کار می کرد.من هم وقتی از مدرسه به خانه بازمی گشتم تنها بودم و ازاین که شرایط اقتصادی سختی داشتیم، خیلی رنج می بردم. چندسال بعد از این ماجرا، روزی یکی از همسایگانمان که همه محل او را می شناختند که رفت وآمدهای مشکوکی دارد وتوزیع کننده موادمخدر بود، سر راهم سبز شد و به من گفت: بیشتر اوقات تو در خانه تنها هستی و مادرت نیز درخانه حضور ندارد! اگر اجازه بدهی من مقداری موادمخدر را درخانه شما پنهان کنم و هرزمان به آن ها نیاز داشتم مخفیانه ازخانه شما بردارم! «احسان» سپس مرا تطمیع کرد و ادامه داد: به خاطر این کار من هرهفته مبلغ خوبی به تو می دهم که برای خودت و مادرت خرج کنی! من هم که می دیدم مادرم برای به دست آوردن پول چه سختی هایی را تحمل می کند، بدون آن که به عاقبت این کار فکرکنم، پیشنهادش را پذیرفتم و او موادمخدر را در سقف کاذب منزل ما جاسازی کرد.

آن مرد میان‎سال چند بار به همراه مشتریانش به خانه ما آمدند و مواد مخدر را بردند و او دوباره مواد را جایگزین می کردو به من هم پول خوبی می داد.ولی هنوز یک ماه از این ماجرا نگذشته بود که مادرم به خاطرتعدیل نیرو از کارخانه اخراج شد به طوری که خیلی ناراحت بود و ازخانه بیرون نمی رفت. در همین روزها ناگهان ماموران کلانتری رسالت با حکم قضایی وارد منزلمان شدند و پس ازجست وجو در خانه، موادمخدر را پیدا کردند. به همین خاطرمن و مادرم را نیزدرحالی به کلانتری انتقال دادند که مادرم سوگند یاد می کرد و فریادمی زد من معتاد نیستم و ازاین همه مواد هم هیچ اطلاعی ندارم! ولی من که دیگر نمی توانستم این موضوع را مخفی نگاه دارم، به ناچارحیله گری های آن قاچاقچی مکار را برای افسران پلیس بازگو کردم و آن ها ۲روز بعد احسان را که متواری شده بود، درون یک خانه باغ درخارج ازشهر دستگیرکردند؛ اما ای کاش از همان ابتدا ماجرا را برای مادرم توضیح می دادم تا این گونه آبروریزی نشود و ....

با دستورهای ویژه سرهنگ مجتبی حسین زاده(رئیس کلانتری رسالت مشهد)تحقیقات پلیس برای ریشه یابی این پرونده و شناسایی دیگر عوامل مرتبط با قاچاقچی مذکور ادامه دارد.

براساس ماجراهای واقعی در زیرپوست شهر

ارسال به دوستان
captcha
ژاله صامتی: گزینه مناسبی برای جنس مخالف نبودم نیوشا ضیغمی: هم نامهربونی هم آفت جونی هم با دیگرونی رسوایی رابطه نامشروع گذشته نتانیاهو مجددا رو شد حمله هوایی رژیم صهیونیستی به لبنان ترامپ: پوتین به دنبال حمله به ناتو نیست موافقت آمریکا با فروش مهمات تهاجمی به عربستان به ارزش ۵ میلیارد دلار فوت ۳ جوان در تصادف دو موتور در جاده یزد_کرمان ادعای ترامپ در مورد ایران: ممکن است خیلی زود به کوه کلنگ حمله کنیم بانک ترکیه ای: علیه تحریم های آمریکا اقدام قانونی خواهیم کرد هشدار اروپا درباره غزه؛ اتحادیه اروپا کوچ اجباری فلسطینی‌ها را رد کرد وقوع انفجارهای شدید در آسمان پایگاه الازرق اردن علم‌‌ الهدی: کسی با مذاکره و فعالیت دیپلماسی مخالف نیست/ مسئله این است که آیا مذاکرات و دیپلماسی باید تابع میدان باشد یا میدان باید خود را با مذاکرات هماهنگ کند؟ سخنگوی دولت: هر کس مرا نقد کند، حتماً به او تلفن می‌زنم/ اگر وفاق پزشکیان نبود، مسائل انباشته کشور حل نمی‌شد/ پزشکیان توانست طائب و ظفرقندی را در یک قاب بنشاند قالیباف: ایران از ایده چین برای ایجاد معماری امنیتی جدید در منطقه استقبال می‌کند کاخ ورسای؛ از زاویه ای کمتر دیده‌شده (+عکس)