یک مطالعه جدید نشان میدهد که دستهای از داروها که بیشتر برای درمان دیابت و چاقی شناخته شدهاند، میتوانند خطر اعتیاد را نیز کاهش دهند و به افرادی که از قبل به آن مبتلا هستند، کمک کنند.
به گزارش ایسنا، سماگلوتاید(Semaglutide)، اوزمپیک(Ozempic)، لیراگلوتاید(liraglutide) و تیرزپاتاید(tirzepatide) متعلق به دستهای از داروها به نام «آگونیستهای گیرنده پپتید-1 شبه گلوکاگون(GLP-1) هستند. این داروها هورمونی را تقلید میکنند که در تنظیم قند خون و اشتها نقش دارد.
علاقه به GLP-1ها برای درمان اعتیاد در دهه گذشته افزایش یافته است، زیرا برخی از افراد که آنها را برای دیابت یا کاهش وزن تجویز میکردند، متوجه شدند که کمتر الکل مینوشند یا کمتر سیگار میکشند.
مطالعات حیوانی نشان داد که این داروها میتوانند هوسها و خطر بازگشت را کاهش دهند. مطالعات بزرگ با استفاده از سوابق بهداشتی یا دادههای اداری نیز به الگوهای مشابهی اشاره کردند.
این مطالعه جدید که در مجله BMJ منتشر شده است، نشان داد که شروع مصرف داروی GLP-1 با کاهش کلی ۱۴ درصدی خطر ابتلا به اختلالات جدید مصرف مواد مخدر، از جمله الکل، حشیش، کوکائین، نیکوتین و مواد افیونی مرتبط است.
مصرف GLP-1 در میان افرادی که از قبل اختلال مصرف مواد داشتند، با کاهش ۲۶ درصدی بستری شدن در بیمارستان مرتبط با مواد همراه بود.
محققان پروندههای الکترونیکی سلامت بیش از ۶۰۰ هزار بیمار مبتلا به دیابت را که تحت درمان بودند، بررسی کردند.
محققان افرادی را که به تازگی GLP-1 برایشان تجویز شده بود، با افرادی که مصرف کلاس دیگری از داروهای دیابت به نام مهارکنندههای SGLT2 را شروع کرده بودند، مقایسه کردند.
این مطالعه تا سه سال شرکتکنندگان را پیگیری کرد و دو سوال پرسید: در میان افرادی که قبلاً تشخیص اعتیاد نداشتند، آیا افرادی که داروهای GLP-1 مصرف میکردند، کمتر احتمال داشت که به این بیماری مبتلا شوند؟ در میان افرادی که قبلاً اختلال مصرف مواد داشتند، آیا افرادی که داروهای GLP-1 مصرف میکردند، کمتر احتمال داشت که آسیبهای جدی مانند بستری شدن در بیمارستان، مصرف بیش از حد، مراجعه به اورژانس یا مرگ را تجربه کنند؟
محققان از روشی به نام «شبیهسازی کارآزمایی هدف» استفاده کردند که یک مطالعه مشاهدهای را طوری ساختار میدهد که تا حد امکان شبیه یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده باشد.
شرکتکنندگان در یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده به طور تصادفی برای دریافت داروی مورد آزمایش یا درمان مقایسهای اختصاص داده شدند. دو گروه باید از هر نظر به جز درمانی که دریافت میکنند، مشابه باشند. اگر یک گروه بهتر عمل کند، میتوانیم مطمئن باشیم که دارو باعث آن شده است.
مطالعات مشاهدهای، متفاوت عمل میکنند. مهم نیست که محققان چقدر با دقت سعی کنند تفاوتهایی مانند وزن، سن و سایر شرایط سلامتی را در نظر بگیرند، همیشه این احتمال وجود دارد که برخی عوامل اندازهگیری نشده نتایج را توضیح دهند.
طراحی شبیهسازی کارآزمایی هدف که در اینجا استفاده شده است، از بهترین رویکردهای موجود برای دادههای مشاهدهای است، اما نمیتواند این مشکل را از بین ببرد. میتواند به ما بگوید که چیزی با نتایج بهتر مرتبط است، اما نمیتواند ثابت کند که دارو باعث آن نتایج شده است.
با در نظر گرفتن این نکته، نتایج قابل توجه بود. در میان افرادی که سابقه اختلال مصرف مواد نداشتند، افرادی که داروهای GLP-1 مصرف میکردند، کمتر احتمال داشت که در هر دسته از مواد مورد بررسی، به یکی از موارد زیر گرفتار شوند:
الکل، 18 درصد خطر کمتر
حشیش، 14 درصد خطر کمتر
کوکائین، 20 درصد خطر کمتر
نیکوتین، 20 درصد خطر کمتر
اپیوئیدها، 25 درصد خطر کمتر.
این میزان تقریباً 1 تا 6 مورد کمتر در هر 1000 نفر در طول سه سال بود.
برای کسانی که از قبل اختلال مصرف مواد داشتند، افرادی که داروهای GLP-1 برایشان تجویز شده بود، در هر معیار نتایج بهتری داشتند:
31 درصد کاهش مراجعه به اورژانس مربوط به اختلال مصرف مواد
26 درصد کاهش بستری در بیمارستان
39 درصد کاهش در مصرف بیش از حد
25 درصد کاهش در افکار یا اقدام به خودکشی
50 درصد کاهش در مرگ و میر
این میزان حدود 1 تا 10 مورد کمتر در هر 1000 نفر در طول سه سال بود.
اینکه این الگوها در چندین ماده و چندین پیامد وجود دارند، رد کردن آنها را دشوارتر میکند، اما آنها همچنان ارتباط هستند، نه اثبات. بنابراین آزمایشهای تصادفی مداوم برای تعیین اینکه آیا داروهای GLP-1 واقعاً این مزایا را ایجاد میکنند یا اینکه چیز دیگری در کار است، ضروری خواهد بود.
البته این نتایج ممکن است برای همه صدق نکند. 90 درصد از گروه مورد مطالعه، مردان با میانگین سنی 65 سال بودند، بنابراین یافتهها ممکن است به زنان، افراد جوانتر یا افراد بدون دیابت نوع 2 تعمیم داده نشود.
این گروه همچنین پیچیدگیهای قابل توجهی در سلامت داشتند. بیش از نیمی (57 درصد) سیگاری فعلی یا سابق بودند، بیش از 40 درصد کلسترول بالا داشتند و بسیاری از آنها بیماریهای دیگری از جمله فشار خون بالا، بیماری قلبی و نارسایی قلبی داشتند.
بیماریهای سلامت روان نیز شایع بودند. بیش از 18 درصد اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)، بیش از 10 درصد افسردگی و بیش از 10 درصد اضطراب داشتند.
ما همچنین نمیدانیم که آیا شرکتکنندگان درمانی برای اختلال مصرف مواد خود دریافت میکردند یا خیر که خود میتواند بر نتایج تأثیر بگذارد.
شاید مهم ترین نکته اصلاً در مورد داروهای GLP-1 نباشد. اختلالات مصرف مواد مخدر تا حد زیادی قابل درمان هستند.
داروهای مؤثر و مبتنی بر شواهد در کنار طیف وسیعی از درمانهای روانشناختی در حال حاضر وجود دارند. این درمانها ایمن و مؤثر هستند، با این حال تنها بخش کوچکی از افرادی که میتوانند از آنها بهرهمند شوند، آنها را دریافت میکنند و تخمین زده میشود که برای ۳ درصد از افراد مبتلا به اختلال مصرف الکل، داروی مؤثر تجویز میشود.
در واقع، بزرگترین مانع، دسترسی نیست، بلکه انگ، شرم، ترس از قضاوت و تبعیض است. جامعه هنوز اعتیاد را به جای یک وضعیت سلامتی، به عنوان یک نقص اخلاقی میبیند.
این تحقیق برای افرادی که با اختلال مصرف مواد زندگی میکنند، در مورد GLP-1 دلگرمکننده است، اما پیام فوریتر این است که درمانهای مؤثر در حال حاضر در دسترس هستند.