عصر ایران؛ سوده صدری - دیماه ۱۴۰۴، اعتراضات مردمی به گرانیها، خیابانهای ایران را صحنه درگیری میان معترضان و نیروهای انتظامی کرد. در آن روزها، مردمی که از فشار معیشت به خیابان آمده بودند، هیچگاه تصور نمیکردند که فریاد اعتراضشان، اینگونه توسط دشمن بیرونی به خدمت گرفته شود.
آمریکا و اسرائیل که سالها در کمین چنین فرصتی بودند، با تمام توان بر موج اعتراضات سوار شدند. رسانههایشان هر شب تصاویر معترضان را با شعار «آمریکا ناجی ملت ایران» پخش میکردند. ترامپ در پیامی ویدئویی خطاب به معترضان وعده داد: «ما با شما هستیم، دولت خود را به دست بگیرید» .
این روایت دروغین، مجوزی شد برای تجاوز. استدلال این بود: حکومت ایران علیه مردم خود خشونت به کار میگیرد، پس آمریکا حق دارد برای حمایت از مردم دخالت کند. ترامپ با این توجیه، خود را ناجی مردم ایران معرفی کرد و حمله نظامی گسترده به کشور را آغاز نمود.
اما پایان این قصه، نه آزادی، که دستدرازی به خاک ایران بود. نه نجات، که چپاول منابع این سرزمین با همراهی رژیم صهیونیستی بود.
هدف واقعی؛ نه آزادی، که نفت و اورانیوم
آشکارترین سند بر سوءاستفاده ترامپ از اعتراضات مردمی، هدفگیری مخازن نفتی و تلاش برای تصاحب اورانیوم غنیشده ایران بود. در شب ۱۶ اسفند، جنگندههای اسرائیلی مخازن سوخت در تهران و اطراف آن را بمباران کردند. آسمان پایتخت تا بامداد به رنگ سرخ درآمد و دود غلیظ ناشی از سوختن مخازن، تمام شهر را فراگرفت.
امروز پایتخت ایران با هوایی سمی و غیرقابل تنفس مواجهاند. آلودگی ناشی از سوختن مخازن نفت، سلامت عمومی را به خطر انداخته و منابع آب سطحی و زیرزمینی را در معرض آلودگی قرار داده است. زنگ خطر برای مسمومیت سفرههای آب زیرزمینی و نابودی باغها و زمینهای کشاورزی اطراف پالایشگاهها به صدا درآمده است.
و ماجرا به اینجا ختم نشد. بعضی گزارشها حاکی از این است که هدف نهایی آمریکا و اسرائیل، تصاحب ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده ایران است؛ ذخیرهای که برای ساخت ۱۱ بمب هستهای کافی است.
حقیقت تلخ؛ مردم ایران، ابزار بازی سیاسی ترامپ
ترامپ از خیابانهای ایران برای مشروعیت بخشیدن به جنایت استفاده کرد؛ از اعتراض مردم برای توجیه چپاول کشور تا فریاد «آزادی» برای پوشاندن دود سمی که بر سر کودکان ایران بارید.
درسهای تاریخ؛ آمریکا همیشه برای منابع آمده، نه برای آزادی
اگر کسی هنوز در اهداف آمریکا تردید دارد، کافی است نگاهی به کارنامه این کشور در منطقه بیندازد. تجربه حملات آمریکا به کشورهایی مانند عراق، افغانستان و لیبی نشان میدهد آنها همواره در پی اهداف اقتصادی خود برای دستیابی به منابعی چون نفت و معادن بودهاند، نه خلق آزادی برای مردمان آن کشورها.
عراق، که در سال ۲۰۰۳ با ادعای وجود «سلاحهای کشتار جمعی» اشغال شد، امروز پس از دو دهه، هنوز در آتش جنگهای داخلی میسوزد. صدام حسین سرنگون شد، اما نفت عراق به قراردادهای کلان با شرکتهای آمریکایی رسید.
افغانستان، با شعار مبارزه با تروریسم و حمایت از زنان اشغال شد. پس از ۲۰ سال، آمریکا کشور را ترک کرد و طالبان دوباره به قدرت رسید.
لیبی، با مداخله نظامی ناتو و شعار حمایت از معترضان، از یک کشور با ثبات نسبی، به کانون هرجومرج تبدیل شد.
حالا نوبت ایران است. شعار همان: «حمایت از مردم ایران». هدف همان: نفت ایران، اورانیوم ایران، بازار ایران.
نتیجهگیری
ترامپ وعده آزادی داد، اما آزادی را با بمباران ایران آغاز کرد. وعده حمایت از مردم داد، اما امروز میلیونها ایرانی با خطر آوارگی آلودگی آب و خاک و هوا مواجهاند. وعده آینده روشن داد، اما آینده ایران را با طرح چپاول اورانیوم تیره کرد.
نقشهای که ترامپ با همراهی رژیم صهیونیستی طراحی کرد، نه برای آزادی مردم ایران، که برای تضعیف ایران و دستیابی به منابع آن بود. مردم ایران، چه معترض و چه غیرمعترض، برای او تفاوتی نداشتند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر