پخش نخستین قسمت از سریال «بدنام» در فیلیمو، بار دیگر نشان داد حامد عنقا در مقام تهیهکننده و نویسنده، به یک فرمول مشخص اما کارآمد برای جذب مخاطب دست یافته است. اینبار اما آنچه بیش از روایت داستانی یا درونمایههای اجتماعی جلب توجه میکند، کیفیت فنی اثر و بازیهایی است که از سوی بازیگران ارائه شده.
احسان سجادی حسینی که پیشتر تجربه کارگردانی سریال «گناه فرشته» را در کارنامه داشت، در «بدنام» با تسلط بیشتری پشت دوربین رفته است. قاببندیها نشان از طراحی دقیق دارد؛ از نماهای بستهای که التهاب درونی شخصیتها را روایت میکنند تا پلانهای باز شهری که فضای داستان را به مخاطب معرفی میکنند.
نورپردازی سریال یکی از نقاط قوت آن است. صحنههای شبانه با کنتراست بالا و سایههای سنگین، فضای ملتهب و پرتنش داستان را تقویت کردهاند. در مقابل، نورپردازی صحنههای داخلی، بهویژه در لوکیشنهای مرتبط با شخصیتهای مرفّه، طراحی گرمتری دارد که تضاد طبقاتی را بهصورت بصری به مخاطب منتقل میکند.
طراحی صحنه و لباس نیز با وسواس انجام شده است. جزئیات در چیدمان خانهها، انتخاب خودروها و حتی نوع پوشش شخصیتها، همگی در خدمت شخصیتپردازی قرار گرفتهاند. این دقت در جزئیات که در آثار پیشین عنقا نیز دیده میشد، حالا به یک استاندارد ثابت در پروژههای او تبدیل شده است.
حضور حسن پورشیرازی در نقش اول سریال، یکی از مهمترین برگهای برنده «بدنام» است. پورشیرازی که این روزها با وسواس بیشتری نقشهایش را انتخاب میکند، در همان سکانسهای ابتدایی ثابت میکند چرا یکی از توانمندترین بازیگران سینمای ایران است.
او با حداقل دیالوگ و حداکثر استفاده از زبان بدن و نگاههای معناگر، شخصیتی چندلایه و پیچیده را به تصویر کشیده است. سکانسهایی که شخصیتش در تنهایی فرو میرود، از بهترین لحظات قسمت اول هستند. پورشیرازی بهخوبی توانسته بار دراماتیک این کاراکتر را روی دوش بکشد و مخاطب را با سرنوشت او همراه کند.
امیر آقایی که پیش از این در «آقازاده» با عنقا همکاری کرده بود، اینبار در نقشی متفاوت ظاهر شده است. اگرچه در قسمت اول هنوز فرصت چندانی برای پرداخت کامل شخصیت او وجود نداشته، اما همان سکانسهای محدود نشان میدهد که قرار است در ادامه شاهد یکی از تقابلهای جذاب بازیگری میان او و پورشیرازی باشیم.
این دو بازیگر که پیشتر در سریال «سرزمین مادری» همبازی بودند اما سکانس مشترکی نداشتند، حالا در «بدنام» رودرروی یکدیگر قرار گرفتهاند. نوع دیالوگگویی آقایی با آن تُن صدای خاص و حرکات کنترلشده، در تقابل با بازی درونگرای پورشیرازی، میتواند در قسمتهای آینده به یکی از جذابیتهای اصلی سریال تبدیل شود.
سینا مهراد که بیشتر مخاطبان او را با نقش «مهیار» در سریال «آقازاده» به خاطر میآورند، در «بدنام» با ظاهری متفاوت ظاهر شده است. این تغییر تنها محدود به گریم و تیپ نیست؛ او زبان بدن و نحوه دیالوگگویی خود را نیز تغییر داده تا شخصیت جدیدی خلق کند.
مهراد در سالهای اخیر تلاش کرده از کلیشههای نقشهای همیشگی فاصله بگیرد و «بدنام» نشان میدهد این تلاش نتیجه داده است. او در سکانسهای مشترک با پورشیرازی و آقایی کم نمیآورد و توانسته تعادل مناسبی بین حضور پررنگ و عدم اغراق در بازی برقرار کند.
عنقا که سابقه معرفی چهرههایی مانند ریحانه پارسا و پردیس پورعابدینی را دارد، اینبار با ستایش رجایینیا در نقش «یلدا افروز» یک استعداد تازه را به مخاطبان معرفی کرده است. رجایینیا در قسمت اول با وجود تجربه کم، بازی روان و قابل قبولی ارائه داده است.
او در سکانسهای احساسی، بهویژه آنجا که شخصیتش با چالشهای عاطفی روبهرو میشود، تواناییهای خود را نشان داده. هرچند برای قضاوت نهایی درباره تواناییهای او زود است، اما همین حضور اولیه نوید یک کشف تازه در عرصه بازیگری را میدهد. نکته مثبت اینکه کارگردان نیز او را بهدرستی هدایت کرده و از او بازی متناسب با فضای سریال گرفته است.
قسمت اول «بدنام» از نظر فنی یک اثر استاندارد و حرفهای است. کارگردانی دقیق سجادی حسینی، طراحی صحنه و لباس متناسب با فضا و نورپردازی هوشمندانه، همگی دست به دست هم دادهاند تا مخاطب با سریالی روبهرو شود که از کیفیت بصری قابل قبولی برخوردار است.
در بخش بازیگری نیز ترکیب پورشیرازی، آقایی و مهراد در کنار معرفی رجایینیا، نویدبخش تقابلهای دراماتیک جذابی در ادامه است. آنچه مشخص است، «بدنام» از نظر فنی و اجرایی در مسیر درستی قرار دارد و اگر این روند در قسمتهای بعدی حفظ شود، میتواند به یکی از آثار شاخص عنقا در نمایش خانگی تبدیل شود.