ویویان سلامه خبرنگار برجسته روابط بین الملل ایالات متحده یادداشت جالبی در مورد نگرانی کشورهای عربی از جنگ در وب سایت آتلانتیک نوشته است و از خطر قحطی در کشورهای عربی صحبت کرده است. در ادامه یادداشت او در آتلانتیک را می خوانیم.
حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس دههها پیش روی این شرط حساب باز کردند که بتوانند با فروش نفت، جوامعی مدرن و شکوفا بسازند. هدفشان این بود که نیروی کار خارجی را از سراسر جهان، در جستوجوی کار، امنیت و آبوهوای گرم، جذب کنند. هرکسی که به دبی یا دوحه سفر کرده باشد، میداند این پروژه تا چه اندازه موفق بوده؛ جمعیت منطقه در ۳۰ سال گذشته بیش از دو برابر شده و به حدود ۶۰ میلیون نفر رسیده و پیشبینی میشود این رشد همچنان ادامه داشته باشد.
اکنون جنگ ایران، بزرگترین نقطهضعف این الگو را بهوضوح آشکار کرده است. بیابانهای سوزان و نفتخیز عملا اجازه شکلگیری کشاورزی گسترده را ندادهاند و دولتها را مجبور کردهاند تقریبا بهطور کامل به واردات مواد غذایی تکیه کنند. بخش عمده این واردات از طریق تنگه هرمز انجام میشود؛ گذرگاهی باریک که اکنون بهدلیل تهدید مینگذاری و حملات پهپادی از سوی ایران و نیروهای همسو با آن، عملاً برای کشتیرانی تجاری بسته شده است.
یکی از مقامهای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که شامل عربستان سعودی، عمان، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین است، به من گفت: «طبیعتاً نگرانیم.» او مانند دیگرانی که با آنها صحبت کردم، از توضیح بیشتر خودداری کرد، چرا که نمیخواست توجهها را به چنین مسئله حیاتی جلب کند. مقام دیگری فقط ابراز امیدواری کرد که جنگ هرچه زودتر پایان یابد.
آمارها ابعاد تهدید را نشان میدهند. سال گذشته، مجمع جهانی اقتصاد اعلام کرد که حدود ۸۵ درصد از کل غذای مصرفی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس وارداتی است (این رقم در ایالات متحده حدود ۱۵ درصد است). وابستگی این کشورها برای برخی اقلام حتی بیشتر است: تقریباً ۱۰۰ درصد برنج و ۹۰ درصد غلات وارداتی هستند. حدود ۷۰ درصد از کل واردات غذایی این شش کشور از تنگه هرمز عبور میکند؛ تنگهای که خلیج فارس را به دریای عمان و سپس به دریای عرب متصل میکند.
تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز، قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و هزینه سوخت را افزایش داده است. اما برای کشورهای ثروتمند آنسوی تنگه، تهدید اصلی کمبود مواد غذایی و افزایش شدید قیمتهاست.
دولتها از هماکنون به ذخایر راهبردی غذایی خود متوسل شدهاند و بهدنبال مسیرهای جایگزین زمینی و دریایی هستند تا تأمین غذا را تضمین کنند. دولت امارات اعلام کرده ذخایر راهبردی کالاهای اساسی این کشور بین چهار تا شش ماه کفایت میکند و از ساکنان خواسته افزایش غیرمنطقی قیمتها را گزارش دهند. عربستان سعودی نیز پس از خرید نزدیک به یک میلیون تن گندم در ماه ژانویه، حدود چهار ماه ذخیره گندم دارد.
از زمانی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در پایان فوریه به ایران حمله کردند، تردد کشتیها از تنگه هرمز دستکم ۹۰ درصد کاهش یافته است. در ۱۲ مارس، شرکت تحلیل دریایی «لویدز لیست اینتلیجنس» برای نخستین بار از آغاز جنگ، عبور هیچ کشتیای از این تنگه را ثبت نکرد. نرخ حملونقل و بیمههای مربوط به خطر جنگ بهشدت افزایش یافتهاند. حتی در مواردی که بار هنوز جابهجا میشود، تأخیرها میتواند محمولههای غذایی را به خطر بیندازد.
تا اینجا، ایران انبارهای مواد غذایی را هدف قرار نداده و بنابراین پس از رسیدن محمولهها، امنیت آنها حفظ شده است (البته بهجز نزدیکیشان به اهداف نظامی). اما بسته به روند جنگ، این رویکرد میتواند تغییر کند. همچنین مشخص نیست فشار بر تنگه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. حتی اگر رئیسجمهور ترامپ پایان جنگ را اعلام کند، تهران ممکن است ادامه این روند برای کشتیها را به نفع خود بداند.
در حالی که کشورهای خلیج فارس با احتمال کمبود غذا دستوپنجه نرم میکنند، با یک تناقض نیز روبهرو هستند: آنها خودشان غذای چندانی تولید نمیکنند، اما نقش مهمی در تولید غذای سایر کشورها دارند. این منطقه تقریباً نیمی از اوره جهان که مادهای کلیدی در کودهای نیتروژنی است، را تأمین میکند و تولیدکننده عمده آمونیاک، گوگرد و فسفات نیز هست. توقف حملونقل در تنگه، صادرات این مواد را محدود کرده و قیمت برخی از آنها را حدود ۲۵ درصد افزایش داده است؛ نشانهای هشداردهنده برای تولید محصولات کشاورزی در جهان.
مایکل ورز، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی در حوزه امنیت غذایی، گفت: «ما در آستانه یک فاجعه غذایی هستیم و همه فقط درباره قیمت بنزین حرف میزنند.» کشاورزان آمریکایی که همین حالا با نوسان قیمتها، هزینههای بالای وام و افزایش مخارج روبهرو هستند، وابستگی زیادی به کودهای وارداتی دارند. فصل کشت بهاره در ماههای مارس و آوریل اوج میگیرد و تقاضا برای کود افزایش مییابد. هرگونه اختلال پایدار در زنجیره تأمین از منطقه خلیج فارس میتواند بر کشاورزی آمریکا تأثیر بگذارد.
حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ نیز نگرانی جهانی درباره امنیت غذایی ایجاد کرد، زیرا این دو کشور دستکم ۳۰ درصد از گندم جهان را تأمین میکردند. بنادر اوکراین مسدود یا تهدید شدند، مینها بخشهایی از دریای سیاه را پوشاندند و فرودگاهها بسته شدند. سیلوها پر از غله بود، اما امکان صادرات وجود نداشت. در نتیجه، قیمت جهانی گندم در ماه بعد به رکورد تاریخی رسید.
واشنگتن و کییف تلاش کردند مسیرهای جایگزینی برای صادرات گندم اوکراین پیدا کنند. ترکیه و سازمان ملل «ابتکار غلات دریای سیاه» را شکل دادند که امکان صادرات نزدیک به ۳۳ میلیون تن غله از سه بندر اوکراین را فراهم کرد. همچنین اوکراین بخشی از غلات را از طریق قطار و کامیون به مرزهای غربی و سپس به کشورهای دیگر منتقل کرد.
این بحران نشان داد که شبکه جهانی تأمین غذا تا چه اندازه شکننده و بههمپیوسته است؛ کشورهایی که به واردات وابستهاند، در برابر رویدادهای بیرونی آسیبپذیر هستند و کار زیادی هم از دستشان برنمیآید. در چنین شرایطی، کشورها معمولاً تلاش میکنند به خودکفایی غذایی برسند، اما واقعیت این است که تعداد بسیار کمی از کشورها توان تولید تمام نیاز غذایی خود را دارند.
رهبران خاورمیانه در جریان بهار عربی در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، خطرات ناامنی غذایی را بهخوبی لمس کردند؛ زمانی که اعتراضات گسترده دولتهای تونس و مصر را سرنگون کرد. پیش از آن، تغییرات اقلیمی تولید گندم را در مناطق مهم کاهش داده بود. موج گرما، خشکسالی و آتشسوزیها حدود یکسوم محصول روسیه را نابود کرد و این کشور صادرات را متوقف کرد. قیمت جهانی حدود ۵۰ درصد افزایش یافت و برنامه یارانه نان در مصر به مرز فروپاشی رسید، عاملی که به شعلهور شدن اعتراضات کمک کرد.
کشورهای خلیج فارس برای مقابله با این چالشها، بنادر خود را توسعه دادهاند، سیلوهای عظیم غله ساختهاند و در کشاورزی پیشرفته مانند هیدروپونیک، کشاورزی عمودی و گلخانههای کنترلشده سرمایهگذاری کردهاند. عربستان سعودی نیز ظرفیت ذخیرهسازی میلیونها تن غله ایجاد کرده و میلیاردها دلار در زنجیرههای تأمین غذایی سرمایهگذاری کرده است.
با این حال، کشاورزی همچنان پاسخگوی نیازها نبوده است. عربستان در نهایت بهدلیل تخلیه منابع آب زیرزمینی، از سیاست خودکفایی گندم عقبنشینی کرد. در عوض، صندوقهای ثروت ملی در امارات و عربستان زمینهای کشاورزی و سهام شرکتهای کشاورزی در خارج از کشور خریداری کردند.
اما این راهکار نیز به حملونقل امن وابسته است. برخی کشورها شرایط بهتری دارند؛ برای مثال، عربستان به دریای سرخ دسترسی دارد که مسیر جایگزینی برای واردات غذا و صادرات نفت و کود فراهم میکند. البته در دریای سرخ نیز تهدیدهایی وجود دارد.
سالها پیش از آنکه جنگ ذخایر و زیرساختهای غیرنظامی را تهدید کند، کشورهای خلیج فارس به این نتیجه رسیده بودند که نفت منبعی محدود است. به همین دلیل به سمت انرژیهای تجدیدپذیر رفتند و تلاش کردند برای آینده برنامهریزی کنند. در حوزه غذا نیز به سراغ خرید زمین در خارج از کشور و انتقال محصولات آن به داخل رفتند.
اما کشاورزی همچنان چالشبرانگیز باقی مانده و این کشورها را در برابر اختلال در زنجیره تأمین آسیبپذیر کرده است. با وجود تمام این برنامهریزیها، اکنون همه چیز به یک سؤال ساده گره خورده است: کشتیها چه زمانی دوباره به حرکت درمیآیند؟